مجزوه مصال

           تاثیر چنین اقلیمی در نوع  ساختمان سازی منجر به بروز شرایط ویژه ای برای بنا ها و شکل گیری بافت روستا می شود  که بطور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد .

۱-     استفاده از بادگیر و حوض آب




مصالح بومی و روشهای ساختمان سازی عمومی

بخش اول:

نگاهي مختصر به روستا

تاریخچه روستا :

         زيست گاه هاي روستايي را اصولا پايه هاي تمدن مي شناسند . در تاريخ بشر ،  دوره ي اول تمدن را دوره ي ما قبل از كشف كشاورزي مي دانند . در آن دوره بشر پايه هاي تمدن و توسعه ي مبتني بر يك جانشيني را را هنوز نشناخته بود . گرچه اجتماعات بشري در دوره ي ما قبل از كشاورزي متكي بر كار دسته جمعي در شكار و ماهيگيري بوده است . اما از هنگامي كه كشاورزي كشف شد ،  روستاها به عنوان نخستين زيست گاه دست ساخته ي بشر براي اغاز يك جانشيني شناخته شده اند.

             در روستاهاي اوليه ، بشر  براي نخستين بار محل زندگي و فعاليت اقتصادي خود را با دست خود ساخته و تمامي آرزوها و آمال خود را در كالبد فيزيكي آن تجسم بخشيده است . بر اين اساس ميتوان روستاها را آئينه ي تمام نماي تبلور توسعه فكر و دانش بشر به شمار آورد.

            سير تحول زندگي بشر از غار نشيني وپناه بردن به روزنه هاي طبيعي در دل كوه ها و بالاي درختان تا ساختن سر پناه براي خود و تشكيل خانواده را ميتوان تاريخ رشد و توسعه ي روستاها نيز دانست.

تعريف روستا:

                از تعاريفي كه براي  ” ده ”  يا  ” دهات ”  و يا  ” دهستان ”   آورده شده و يا تعاريف مصطلح ” روستا  ”  يعني به معني جمع چند  ” ده ”   كه بگذريم به رايج ترين تعريف در دوره ي معاصر مي رسيم كه در مكاتبات اداري و در برنامه ريزي هاي كلان توسعه اي به آن اشاره مي شود .

” روستا ”   همان ”  ده ”   است و در تعريف جامع مي توان به جمله ي زير رسيد :

”  كوچكترين واحد اجتماعي متشكل از چندين خانوار كه داراي استقرار دائمي بوده و حيات اجتماعي سياسي و فرهنگي و مذهبي نيز داشته باشد .  “

           روستا را مي توان هسته ي اوليه ي بسياري از كلان شهر هاي امروزي به حساب آورد . مهم ترين و شاخص ترين مثال آن شهر مقدس مكه  است كه در باورهاي مذهبي ما قديمي ترين زمين بشر شناخته شده است . پس از جوشيدن آب از زير پاهاي حضرت  اسماعيل و جاري شدن آب زمزم بر زمین داغ  (كه تا كنون بي وقفه جريان دارد) عده اي از كاروانيان متوجه شدند كه مرغاني در دور دست  بر فراز مكاني مي چرخند و شتران نيز با قوه ي شامه ي خود تمايل دارند كه به سوي آنجا بروند .به تدريج زمزم منزلگاه مطمئني براي اطراق كاروانيان تبديل شد .  پس ازآن يكي ازقبايل صحرانشين به نام (جرهم)  ، زيست گاه دائمي خود را در اطراف زمزم قرار داد وبزرگي و زعامت حضرت اسماعيل را پذ يرفت . با بازگشت حضرت  ابراهيم و ساخت اولين بناي كعبه  جنبه هاي معنوي وديني  محل نيز كامل شد .  در قران نیز از مكه با عنوان  ”  بكه   مبارکه ” اشاره شد ه است .

        اين مكان عليرغم تحمل اتفاقات  مختلف سياسي و اعتقادي  ،  از ديد شهر سازي ومعماري ، مرتبا در حال انبساط بوده وهم اكنون نيز اين سير توسعه  ادامه دارد .

      اين اتفاق در دوره ي نه چندان دور براي كلان شهري مانند تهران نيز افتاده است . سير تبديل يك روستاي كوچك و تركيب و اتصال آن با روستاهاي  شمران  ، دركه ،  دربند ،  ري و  …     منجر به ظهور شهري بنام تهران شده كه به درستي نمي توان حد و مرز مشخصي را براي ابتدا يا انتهاي آن قائل شد . اين توسعه در محور شرقي –  غربي آشكارتر است .

سير تحول روستا :

             ميل به بزرگ شدن و توسعه يافتن در اغلب روستاهاي كشور وجود دارد . برخورداري از منابع طبيعي مانند گاز و امكانات رفاهي بيشتر مانند راه آسفالته  ، خانه هاي جديد و ايمن در مقابل حوادث طبيعي خودبخود روستاها را به شهرهاي كوچك شبيه مي كند . البته در برخي از مناطق به لحاظ محدوديت هاي تاريخي ولزوم حفظ آثار ارزشمند تاريخي ما ، توسعه ي روستاها با دقت بيشتري انجام مي گيرد . مثلا در روستاهايي مانند  ماسوله ، ابيانه ، زيارت ، عقدا ، فهرج ، كندوان ، اسلاميه  و بسياري از روستاهايي  كه داراي بافت با ارزش روستايي هستند ، فعاليت هاي توسعه اي با ديد مرمتي و حفظ بافت سنتي روستا صورت ميگيرد.

مكان يابي روستاها :

        اينكه چرا يك روستا در يك منطقه به وجود آمده است متاثر از عوامل متعدد است .

۱-      مهمترين عامل در تجمع انسان ها ويكجا نشيني آنها  ، همان نقش مسلط و جبري آب و هوا و شرايط اقليمي است . وجود رود يا رودخانه و یا يك چشمه ي فصلي مي تواند عاملي باشد براي ساكن شدن عده اي در كنار آن تا بار زندگي خود را در آن پهن كرده و به كشت و كار بپردازند .

۲-      عامل ديگرمواد اوليه اي است كه در محيط يافت ميشود . وجود يك معدن و يا منبع طبيعي كه قابليت فراوري و تجارت و صناعت داشته باشد ميتواند در اجتماع عده اي موثر باشد . در روستاهاي ساحلي وجود يك ساحل و يا عمق مناسب آب براي پهلو گرفتن شناور هاي كوچك و وجود ذخاير مناسب صيد غذاهاي دريايي نيز در انتخاب محل زندگي بي تاثير نيست

۳-      و عامل ديگر نيز ميتواند نظام اجتماعي و نياز مبرم به تامين امنيت كلي جامعه در مقابل بيگانگان باشد كه باعث تجمع انسان ها براي يكجا نشيني ميشود .

۴-     و عامل ديگر مانند صرفه جويي در اقتصاد و بهره گيري از تخصص ديگران در تامين نياز هاي اوليه انسان ها ميتواند موجب تشكيل سكونت گاه اجتماعي شود .

۵-      حتي چشم انداز و منظر عمومي هم ميتواند نقش تايين كننده اي در شكل گيري سكونتگاه روستايي ايفا نمايد .

۶-      علاوه بر عوامل مادي فوق نقش عامل مذهبي و معنوي را  نیز نمي توان ناديده گرفت .

عوامل موثر در شكل بناها در روستا :

۱-     اقتصادي :  آنچه كه بعنوان سادگي در فرم بناهاي روستايي مي بينيم مؤيد معماري حداقلي و پاسخگويي به ضروريات است . يعني روستانشينان داراي اقتصاد فصلي بوده و اغلب از درآمد ماهانه ي مستمر محروم هستند . اين پر و خالي شدن مالي در طول سال وضعف در تجارت و تعامل با ديگر بخشهاي اقتصادي موجب شده تا شكل گيري بناها نيز در مرحله ی پاسخگويي به حداقل نيازهاي ساكنين  متوقف شود .

۲-      اقليمي وجغرافيايي :  عامل ديگر اقليم است كه باعث تشكيل فرمهاي مختلف در نقاط كشور شده است. بديهي است فرم بنايي كه در حاشيه درياي مازندران ساخته شده مناسب خانه اي در حاشيه ي كوير ايران نمي باشدو همینطور بالعکس . (بحث اقليم و معماري روستا بطور مفصل تر توضيح داده خواهد شد)

۳-      مذهبي و فرهنگي : عامل بعدي در شكل گيري فرم بنا عامل مذهبي و فرهنگي است . تاثير پذيري معماران گذشته از شكل ها و حجم هاي بكار رفته در بناهاي ماندگارتر مانند : مساجد ، حرم ائمه(ع)-بقاع متبركه و امام زادگان بخوبي مشهود است . همچنين تفكيك فضاهاي اندروني و بيروني و استفاده از هشتي و راهروها در ساخت خانه ها متاثر از روحيه ي درونگراي مذهبي بوده است .

۴-     اجتماعي :  در گذشته تكثير خانواده ها در روستا بصورت راحت تري انجام مي شده است . مثلا براي خانه دار شدن پسر خانواده تنها به ساخت يك اتاق ديگر بسنده مي شد و فضاهاي خدماتي مانند سرويس بهداشتي، آشپزخانه ، تنور خانه ، فضاي حيوانات اهلي ، حياط خانه ، حوض و آب انبار ، باغچه و …  بعنوان مشاعات مورد استفاده همه ي اعضاي خانواده بوده است . در معماري فرم بنا نيز اين توسعه ي  بصورت حداقلي ظهور پیدا کرده است . همچنين تجمع خانه ها در يك روستا و تمايل به نزديكي به مركز محله به علت ايمن بودن از شر حيوانات وحشي و غارتگران بوده است.

۵-     مصالح ساختماني: در گذشته بدليل هموار نبودن راه هاي ارتباطي و محدوديت حمل و نقل ، كه از جمله ي سنگين ترين بارها براي چهارپايان به شمار مي رفته است ، روستائيان مجبور بودند از همان مصالح اطراف خود استفاده نمايند . بالطبع روستائياني كه در حاشيه ي كوهها ساكن مي شدند از همان سنگ درون كوهها استفاده كرده و ساكنين در جوار جنگلها از چوب و كوير نشينان نيز از خاك و گل رس و مصالح  بوم آورد استفاده مي كردند .  بوجود آمدن اشكال متنوع تر در بعضي از بناهاي روستاها ،  بدليل استفاده از معماران و صنعتگران خبره تر بوده كه در نتيجه مصالح بومي نيز به شكل مناسب تر بكار رفته است. با وجود اختراع آجر كه تاريخ آن به بيش از ۷۰۰۰ سال مي رسد . اما به دليل  فوق  و کمبود کوره های آجرپزی  ، اغلب  خانه هاي  روستايي از خشت و گل و سنگ نامنظم ساخته شده است .

۶-     عوامل دولتي:  در چند دهه ي اخير كه ساختار اداري كشور بخشي ، را به امور روستاها اختصاص داده است. نظام هاي يكپارچه اي براي مقاوم سازي خانه هاي روستايي ديده مي شود. هر چند سعي شده تا براي هر اقليم و فرهنگ ،  معماري مختص به همانجا بكار برده شود ،  اما دسترسي آسانتر به مصالح عمومي و سيستم هاي ساخت و قوانين جديد ايمن سازي ساختمانها ،  موجب شده تا فرمهاي مشابهي را در خانه هاي روستايي شاهد باشيم . ارائه نقشه هاي تيپ بندي شده كه پس از چند زلزله ي طبس ، بوئين زهرا ،  رودبار ،  بم  و… و همچنين بازسازي های پس از جنگ به خاطر تسريع در ساخت و سازهاي انبوه در روستاها بوده است . چنين تدابيري خودبخود باعث مشابه شدن فرم بناها در يك روستا شده و تنوع اشكال را كمرنگ مي كند.

اقلیم و روستا :

DSC01841.JPGدر پهنه بندی اقلیمی ، کشور ایران  به چهار نوع آب و هوا تقسیم  می شود :

DSC01842.JPG کرانه جنوبی دریای خزر

نواحی کوهستانی و مرتفع قلات

کرانه شمالی خلیج فارس و دریای عنان

دشت های فلات

خصوصیات  اقلیم کرانه جنوبی دریای خزر :

۱-     بارندگی زیاد در تمام فصول سال ، خصوصا در فصل پاییز و زمستان

۲-     رطوبت نسبتا زیاد در تمام فصول سال  

۳-     اختلاف کم درجه حرارت بین شب و روز

۴-     پوشش  وسیع نباتی

تاثیر چنین اقلیمی در نوع  ساختمان سازی منجر به بروز شرایط ویژه ای برای بنا ها و شکل گیری بافت روستا می شود  که بطور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد .

۱-     بافت روستایی باز و گسترده

۲-     محوطه ها با دیوارهای کوتاه

۳-     کوچه های نسبتا عریض

۴-     ساختمانهای جدا از هم و چهار طرف باز

۵-     دارای بام شیب دار وایوان و غلام گرد

۶-     دارای فاصله از سطح زمین

۷-     در تابستان  دعوت کننده ی باد و کوران هوا

۸-     مقاوم در برابر رطوبت وباران

   ساقه های برنج برای پوشش نهایی سقف                                ساخت خرپای چوبی  برای سقف شیب دار

نحوه ی قرار گیری دسته های گالی روی هم                                پوشش بام در نواحی مرتفع تر

خصوصیات  اقلیم نواحی کوهستانی و مرتفع فلات  :

۱-     سرمای شدید درزمستان ومعتدل در تابستان  

۲-     بارش برف سنگین در قسمت های شمال و شمال غرب کشور

۳-     اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت بین شب و روز

۴-     رطوبت کم هوا

  تاثیر چنین اقلیمی در نوع  ساختمان سازی

 منجر به بروز شرایط ویژه ای برای بنا ها و

 شکل گیری بافت روستا می شود  که بطور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد .

۱-     فضا های روستایی کوچک و بافت متراکم و محصور

۲-     ابنیه متصل به هم

۳-     کوچه های نسبتا باریک

۴-     حداقل دارای یک نمای آفتابگیر ( رو به جنوب)

۵-     دارای ایوان

۶-     در ابنیه قدیم دارای سقف مسطح

۷-     رشد بافت روستایی در جهت عوارض زمین

۸-     بافت عرضی پلکانی

خصوصیات  اقلیم کرانه شمالی خلیج فارس و دریای عمان :

۱-     گرما ی نسبتا زیاد همراه با رطوبت درتابستان ومعتدل در زمستان

۲-     بارش  سالیانه ی کم و اغلب بارندگی در پاییز و خصوصا زمستان

۳-     اختلاف  کم  درجه حرارت بین شب و روز

۴-     رطوبت  زیاد  هوا  در تمام فصول سال

۵-     پوشش گیاهی کم

۶-     شور بودن آب های زیرزمینی در اکثر مناطق

  تاثیر چنین اقلیمی در نوع  ساختمان سازی

 منجر به بروز شرایط ویژه ای برای بنا ها و

 شکل گیری بافت روستا می شود  که بطور

خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد .

۱-     استفاده از بادگیر

۲-     تاکید بر ایجاد سایه در معابر و ابنیه

۳-     کوچه های نسبتا  عریض

۴-     باز شو های بزرگ و دعوت کننده ی جریان هوا

۵-     دارای ایوان

۶-     گسترش بافت در امتداد سواحل

۷-     فضاهای روستایی نیمه محصور

۸-     بافت روستایی نسبتا باز

خصوصیات اقلیم دشت های فلات :

۱-     آب و هوای گرم و خشک درتابستان و سرد و خشک در زمستان  

۲-     بارندگی بسیار اندک

۳-     اختلاف   زیاد  درجه حرارت بین شب و روز

۴-     رطوبت  بسیار کم هوا

۵-     پوشش گیاهی  بسیارکم

۶-     در نواحی کویری و حاشیه ی کویر بادهای توام با گرد و غبار

۲-     تاکید بر ایجاد سایه در معابر و ابنیه

۳-     کوچه های نسبتا  باریک

۴-     باز شو های کوچک

۵-     دارای حیاط مرکزی  

۶-     معماری درو نگرا

۷-     ساختمانهای متصل به هم

۸-     بافت روستایی بسیار متراکم

                                                                             استفاده از بادگیر برای هدایت باد مناسب به ساختمان

                                                      بافت بسیار متراکم و بهم پیوسته روستایی

نحوه ی پوشش بام در ساختمانهای روستایی کویری                         شکل قرار گیری پی سنگی و ادامه ی دیوار با خشت

    ایجاد فضای تابستان نشین در ضلع پشت به آفتاب                                       ایجاد سایه در معابر برای کاستن از گرما

بخش دوم:

روشهای ساختمان سازی عمومی

طبق امارهای موجود(سال۱۳۵۵) وضع مصالح به کار رفته در واحدهای مسکونی روستایی چنین است:

           4 /87 در صد از مصالح کم دوام و بی دوام ،  21درصد از مصالح نیمه با دوام ، و فقط۱/۰ از مصالح بادوام درساختشان استفاده گردیده و همچنین با در نظر گرفتن این امر که توان مالی لازم برای ایجاد یک واحد مسکونی از همان مصالح بادوام برای هر روستایی ممکن نیست وچنانچه امکان ایجاد واحد سکونتی جدید یا تجدید بنای خانه برای اکثریت روستاییان فراهم گردیده در وهله اول خود مبادرت به ایجاد خانه خواهند نمودوچنانچه به دلیلی کار ساختمان مسکونی خود رابه مجری خصوصی واگذار نمایند به هر حال در مجموع نتیجه یکی خواهد بود.

شناخت و بررسی مصالح اقلیم دشت های فلات :

مواد و مصالحی که در این مناطق به کار میروند به ترتیب اهمیت عبارت اند از:

        خاک،چوب،سنگ،گچ،و در مواردی اجر. در کنار این مصالح اصلی  که استخوانبندی بناهای روستایی را تشکیل،مصالح دیگری به طور محدود در مناطق خواص مورد استفاده قرار میگیرند که بلوک سیمانی، نی و انواع اندودهای محلی را از این نظر میتوان نام برد.

سقف

         در تمامی روستاهای مناطق شمال غربی کشور به سبب وجود چوب به میزان نسبتاً زیاد و توانایی سازدگان واحد های مسکونی در ساخت سقف های چوبی،این نوع سقف ها بسیاررایج است. طبعاً سقف هایی که به این طریق ساخته میشوند صاف بوده و مصالح تشکیل دهندهء انها را چوب،گل،کاهگل،و احتمالاًنی وشاخ وبرگ درختان تشکیل میدهند.هر چه به طرف روستای مرکزی و کویر کشور نزدیک می شویم روستاها دارای سقف های گنبدی میشوند. نحوه ی برپایی این نوع سقف ها در تمامی این مناطق یکسان است.به طوری که در سراسر این مناطق تا استان های یزد و کرمان این گونه سقف رایج می باشد و روش ساختی مشابه دارند.

          در مناطق شمال شرقی تیر های ساخته شده از چوب جنگلی و یا سپیدار را در فواصل نزدیک(cm40- 60  (کناریکدیگر روی جذرها و یا تیر حمال اصلی قرار می دهند.سپس به وسیله قطعات و صفحات نازک چوبی روی این تیر ها را می پوشانند و سقف را برای مرحلهء بعدی اماده می سازند. این صفحات چوبی یا توفال ها را در اصطلاح محلی (پرواز)می گویند. چنانچه ساقه های نی در دسترس باشد از نی نیز برای پوشش روی تیر ها استفاده می کنند.

         روی سطح نسبتاً صافی که بدین ترتیب به دست می آید لایه ای از غوره گل ریخته و سپس آن را می کوبند ، این کار این مکان را به وجود می اورد که در فصل زمستان ، رطوبت حاصل از بارندگی  تا مدت ها به لایه های پایینی نفوذ ننموده و در نتیجه قسمت های زیرین سقف از اسیب نم محفوظ بمانند.

       پس از قرار دادن تیر ها و پرواز ها در محل خود ، روی دیوار های جانبی و لبه های بام مجددا چند ردیف خشت چیده شده ویا قطعاتی از چوب قرار  می دهندو سپس تمامی سطح سقف را تا همین ارتفاع با غوره گل پر می کنند . با انجام این کار علاوه بر ایجاد سطحی صاف در بام ، شیب مناسب برای دفع اب باران نیز در سقف ایجاد می شود. اندود نهایی سقف کاهگل است که برای محافظت پوشش در برابر باران و جلوگیری از شسته شدن آن به کار می رود و بدین منظور اندودی بسیار مناسب محسوب می شود.

          در نواحی استان خراسان و نیز نواحی کویری ایران سقف های قوس دار با تکنیک های  گوناگون و شکل های متفاوت معمول است که متداول ترین این پوشش ها ، طاق و لنگه ، طاق ضربی ، چهار ترک ، گنبدپوش ، هلالی پوش و گلبی  می باشد.

       در مورد معماری یزد بخصوص ، آب و هوا وضع جغرافیایی، آن تنها علت روی آوری به معماری خشتی نیست بلکه مسئله ی مهم شوره نیز در این مناطق بخصوص در اطراف یزد بسیار حاد می باشد ، شوره  ، بناهای آجری را چنان می خورد که اگر بهترین نوع آجر را در مجاور زمین شور قرار دهند بعد از مدتی پوک می شود و به صورت پودر در پای دیوار می ریزد.

       در این ناحیه دیوار ها ضخیم اند وبه علت ایجاد سایه مجبور به بلند ساختن آنها شده اند . در یزد و اطراف آن برای تقلیل درجه حرارت ، پنجره ها و یا روزنه های کوچکی در زیر سقف ایجاد کرده اند.

دیوار

     مصالحی که در ساخت دیوار از آنها استفاده می شود ، عبارت اند از گل  ، خشت ، آجروسنگ  که در تمامی نواحی شمال شرقی به طور وسیعی به کار می روند و برحسب میزان فراوانی در منطقه ، آب و هوا و امکانات مالی خانوار ، یک یا چند نوع از آنها در ساخت دیوار به کار گرفته می شوند . ملات های به کار رفته در دیوار نیز متنوع اند و به فراخور موقعیت محل و نوع دیوار ، از گل ، گچ ودر پاره ای موارد سیمان  برای ساختن ملات استفاد میشود.

شناخت و بررسی مصالح اقلیم سواحل خلیج فارس ودریای عمان

          در شرایط اقلیمی این منطقه آسایش داخلی بستگی دارد به چگونگی استفاده کردن از جریان هوا ، حفاظت  در مقابل تابش اشعه خورشید ، سرعت بخشیدن به کوران هوای سکونتگاه وامکان دادن به تبخیر سریع رطوبت سطح بدن ساکنین ومانع شدن از تابش مستقیم انرژی خورشید به پنجره ها ودر ها وجلوگیری از گرم شدن مستقیم دیوارها ، از افزایش دمای محیط داخل خانه جلوگیری می نمایند. در نتیجه دیوارهای داخلی وخارجی باید ضخیم و جنس مصالح طوری باید باشد که بتواند گرما را در مدت زمان بیشتر از ۸ ساعت از خود عبور دهند.همچنین سقف ها بایدسبک و دارای عایق حرارتی باشند. ساختمان در برخورد با باران های شدید حفاظت شود و در کل آسایش داخلی یک ساختمان به خصوصیات مصالح به کار رفته دیوار های خارجی ان بستگی دارد. این تاًثیر در اطراف ساختمان یکسان بوده وجهت دیوارها تاًثیری در مقدار دریافت شده در این حالت را ندارد. هر چه ظرفیت ومقاومت حرارتی یک دیوارافزایش یابد، نوسان دمای سطح داخلی کمتر شده وزمان رسیدن دمای سطوح داخلی به حد اقل و حد اکثر نسبت به هوای خارج بیشتر به تاًخیر می افتد. در شب حرارت ذخیره شده در دیوار های خارجی ساختمان با ظرفیت حرارتی زیاد آزاد شده و باعث کاهش میزان انتقال  گرمای هوای داخل به خارج می گردد. در عمل مشاهده گردیده است که تاًثیر ضخامت دیوار ها در کنترل دمای سطوح و درجه حرارت هوای داخلی یک ساختمان به شرایط تهویه طبیعی در آن ساختمان و رنگ سطوح خارجی دیوار ها نیز بستگی دارد. وقتی رنگ سطوح خارجی دیوار ها تیره باشند، با افزایش ضخامت دیوار ها ، حداثر در جه حرارت هوای داخل ساختمان کاهش میابد. اما هنگامی که سطوح خارجی سفید رنگ هستند ، چون حدوداً تمام اشعه ی خورشید از سطح دیوار منعکس شده و تنها مقدار کمی از انرژی حرارتی آن جذب میشود، ضخامت دیوار تاًثیر چندانی در کنترل حد اکثر درجه حرارت هوای داخلی ندارد ولی در هر دو حالت فوق با افزایش ضخامت دیوار ها ، حداقل درجه حرارت هوای داخلی کم خواهد شد و در صورت افزایش ضخامت دیوار به حد اکثر ممکن  ، رنگ خارجی دیوار ها تاًثیری در این افزایش دما نخواهد داشت.

       در طول روز ساختمان با مصالح سنگین ، حرارت کمتری را نسبت به ساختمان با مصالح سبک به داخل انتقال می دهد. ساختمان با مصالح سبک در عصر خنک تر می شود اما باید توجه داشت که در عصر که هوای خارج خنک میشود ، میتوان با ایجاد تحویه موثر در ساختمان با مصالح سنگین ، هوای داخلی را نیز خنک نمود.   در مجموع  ، بهترین شرایط داخلی از نظر آسایش فیزیکی  در ساختمان ، وقتی ایجاد میشود که دیوارهای اتاق نشیمن آن که روزها مورد استفاده قرار می گیرند ، از مصالح سنگین و دیوار های اتاق های خواب و سایر قسمت های که شب ها مورد استفاده قرار می گیرند. از مصالح سبک ساخته شده باشند.

           هوای ساکن بهترین عایق حرارتی است و به طور کلی مصالح ساختمانی سبک که شامل حفره ها ولایه های بسیار نازک هوا هستند، مقاومت حرارتی زیادی دارند.

از عناصر دیگر ساختمانی که در تیپولوژی سنتی حائز اهمیت فراوانی بوده  و هنوز نیز میتواند مورد استفاده قرار بگیرد ، بادگیر ها هستند که باد را از چهار طرف گرفته ( با شرایط نبودن بادهای مزاحم و مضر در برخی جهات )  و به داخل ساختمان هدایت میکنند و از طرف دیگر هوای گرم به علت سبکی ، صعود کرده و از اطراف این بادگیر ها خارج میشود و به این ترتیب گردش هوایی دایمی را در داخل ساختمان به وجود می آورد . سقفها در این اقلیم صاف و قابل دسترسی هستند  شیب آنها طوری در نظر گرفته میشود که در مقابل باران های تند و نا منظم ، آب به سرعت تخلیه شود ، سقف باید از دیوار های جانبی بیرون آید ، به اندازه ای که محل اتصال سقف و دیوار در معرض برخورد باران های نا منظم که همراه با باد هستند ، باشد.

در خانه های بومی بندر عباس سقف ها بلند است و بیش از ۳ متر ارتفاع دارد. دیوار معمولاً از خشت ، گل و یا آجر ساخته شده است. سقف معمولاً از تیر چوبی ، حصیر خرما و کاهگل ساخته شده است.دست انداز پشت بام نسبتاً بلد است ومعمولاً از شبکه اجری یا چوبی ساخته شده است. خانه ها همه دارای حیاط هستند. کف حیاط ها از سطح ایوان و اتاق ها پایین تر است. اکثر کف اتاق با گل پوشانده شده است و کمتر خانه ای پیدا می ود که کف اتاق هایش سیمان و یا گچ باشد.

کپر :

نام کلبه ای است ساخته شده از نی گیاهی که به فراوانی در هورها که باتلاق هایی در سطوح وسیعی در مرکز ، غرب و جنوب جلگه خوزستان هستند وجود دارند. خانوار های روستایی که معیشت آنها از طریق نگهداری گاومیش تامین می شود ، به دلیل نیاز این دام به نزدیکی باتلاق ها ، کپر نشینی نزد آنها رواج بیشتری دارد. با این حال مصرف حصیر و نی به عنوان مصالح ساختمانی ، حتی تا بعضی مناطق کوهستانی درشرق و مناطق کوهپایه ای در شمال استان گسترش یافته است . با این  که غالبا کپر را برای مصارف درجه دوم مانند انبار و اشپزخانه می سازند، گاهی نیز اتاق نشیمن یک خانوار روستایی  را تشکیل  می دهد.

شکاف بین بردی های بین سقف در تابستان امکان عبور باد از درون کپر را میسر می سازد. این نسیم باعث تقلیل درجه حرارت داخل کپر میشود. در فصل بارندگی با کشیدن حصیر که از بردی یافته میشود و به آن باریه و یا بوریا می گویند. سبک بودن نی و این که روستاییان میتوانند کپر را به راحتی بسازند امکان عبور باد از میان شکافهای بین بردی ها در تابستان و ایجاد سایه  از مزایای کپر است. با این وجود باید گفت در مقابل گرما و رطوبت  طاقت فرسای منطقه ، به هیچ وجه حتی مقاومت نسبی ندارد.

دیوار چینه ای

دیوار چینه ای در بسیاری از مناطق روستایی ایران از جمله در مناطق کوهپایه ای استان خوزستان برای محصور کردن حیاط ساخته می شود. ولی در منطقه جلگه ای خوزستان دیوار اکثر اتاق ها نیز چینه ای است چنانچه از نامش بر می آید، این دیوار از روی هم نهادن چندین چینه به وجود می آید. چینه آن مقدار گلی است که در هر بار روی دیوار اضافه می کنند. ترتیب کار از این قرار است که از روی زمین با ساختن اولین چینه که گاهی تا ۵۰ سانتی متر ضخامت دارد دیوار را شروع می کنند. بعد از دو تا سه روز که این چینه خشک شد ، و البته به تناسب گرما و سرمای هوااین مدت تغیر میکند ، چینه دیگری روی آن قرار میدهند. ارتفاع هر چینه بین ۲۵ تا۵۰ سانتی متر است. ضخامت چینه ها به سمت  بالای دیوار کاسته میشود به نحوی که تا سر دیوار ممکن است ضخامت آن تا حداقل  20 cm برسد. تنها مزیت دیوارهای چینه ای ، مقاومت شان در مقابل گرما و تطابق نسبی  با ویژگی های اقلیمی منطقه است که از ضخیم بودن دیوار ها و ماهیت گل ناشی می شود.

دیوار بلوک سیمانی:

 بلوک سیمانی پدیده ای است که در سالهای اخیر گسترش چشم گیری در این منطقه داشته است. تمام روستاییانی که خانه ای جدید می سازند یا اتاقی به خانه خود و یا دیوار حیاتی را تعمیر میکنند د رصورت  داشتن امکانات مالی به بلوک سیمانی رو می آورند. زیرا مقاومت آن نسبت به گل بیشتر است  و به روکش نیاز ندارد و حجم بزرگ آن در مقایسه با آجر که سرعت بیشتر و دستمزد کمتری طلب میکند، از جمله مزایای آن به شمار می رود، همچنین بلوک سیمانی امکان می دهد تا با  تغییر دادن جهت بلوک ها ، از روزنه های آن به صورت متداول نور و تهویه در خانه ها استفاده شود.

سقف چوب و گل  

نخست تیر های چوبی گرد را به روی دیوار ها قرار می دهند. روی تیرها را با بوریا میکشند و روی انها را کاهگل می کنند. تقریبا تمام این سقف ها ،این حداقل مصالح را در خود دارند ولی تنوع بسیاری در موارد مصرفی و کاربرد انها به چشم می خورد.

تیرهای چوبی به موازات هم در سراسر طول اتاق و با فواصل ۲۰ تا ۵۰ cmقرار می گیرند. در جایی که به اندازه کافی تیر چوبی بلند ندارند، تیر های مناسب را در میان قرار می دهند و تیرهای کوتاه تری را از دو سو و دو جهت عمود بر انها می گذارند.

در بسیاری از موارد تیرها  را با اندکی شیب روی دیوار کار می گذارند ،  به ترتیبی که حداثر اختلافات  ارتفاع  دو سوی آن به ۱۰ سانتی متر می رسد . این شیب که جهتی رو به پشت اتاق و یا بیرون خانه دارد، برای هدایت آب باران پیش بینی می شود . روی تیرهای چوبی را حصیر می کشند . حصیر عنصری تزئینی است در بسیاری از مناطق روستایی به کار کرفته می شود. عملکرد آن در جلوگیری از ریختن کاهگل به پایین ونمایان بودن ان از داخل اتاق است. در مناطقی که نزدیک هورها است ، بین تیر چوبی و حصیر دسته های کوچک نی قرار می دهند  و با بند به تیر متصل میکنند.

در نواحی جنوبی و مرکزی و شمال غربی استان خوزستان نیز مانند منطقه جلگه ای از چوب و گل وبا روشی مشابه برای ساختن سقف اتاقها استفاده می کنند، با این تفاوت که در اینجا به علت وجود بیشه هایی در اطراف رودخانه های نزدیک ، تنه و شاخ و برگ درختان محلی بیشتر در سقف به کار گرفته میشود .

برای پوشاندن سقف ها ، به تبعیت از عملکرد فضا، از انواع تیرهای چوبی که سر آنها بیرون قرار می گیرند ، استفاده میشوند.در اتاقهای نشیمن روی تیرهای صاف و گرد چوبی که از شهر ها  و روستاهای بزرگ می خرند ، بوریا و گاهی نایلون می اندازند و با شاخ و برگ درختان و یا علوفه که در اصطلاح مردم ناحیه به آن سوره میگویند .، گاهی با فضولات دام پر میکنند و سپس با کاهگل می پوشانند.

سقف طاق و چشمه:

این نوع سقف را با کمک قالب گچی که در اینجا به ان لنگه یاباریکه(تویزه) گفته می شودمی سازند.در این شیوه سقف زنی که در بعضی نقاط از جمله مناطق حاشیه کویربه اسم لنگه پوش یا طاق و چشمه نامیده میشوند،لنگه یا باریکه به عنوان تیر حمال مورد استفاده قرار میگیرد. لنگه هارا نخست روی زمین با گچ و نی میسازند .

طاق گهواره ای:

در این شیوه که در نقاط حاشیه کویر در مرکز ایران به نام لی لی پوش نامیده می شود ، شکل طاق بیضوی است.

 شناخت و بررسی مصالح اقلیم سواحل دریای خزر

پی:

پی سازی در این منطقه به ۴روش صورت می گیرد. 

پی کنی سگتی:

 نقاط جنگلی به وفور یافت میشودو جهت ساختمان هایی است که دارای دیوار چوبی می باشد. و روی این پی دیوار گامی یا سنگی را می سازند.

نحوه کار: زمین را تا جایی که به زمین سخت برسند میکنند و بعد یک ستون چوبی درون چاله قرار میدهند واطراف آن را سنگ می ریزند و می کوبند تا فشرده شود و در بالای چاله ، گل رس خالص می کوبند تا از نفوذ آب جلوگیری شود.

پی کنی چینه ای:

 به روی آن دیوار چینه ای بنا می کنند و سپس از کندن زمین مقداری سنگ درون آن ریخته و گل رس مخلوط با کلوش و شن را درون آن می ریزند .

پی سازی با شفته :

درون چاه را با آهک همراه با گل و شن پر می کنند.

پی سازی به روی چوب:

ساختمان به روی کرسی چوبی قرار گرفته و از سطح زمین بالا تر است . در این روش پس از کندن چاله به ابعاد۳/۱m2.و رسیدن به زمین سخت ، درون آن را با یکی از شیوه های ذکر شده پر کرده وروی آن خاک ذغال و خاک خشک را میکوبند و بعد روی آن را با کنده هایی به طول m1  میپوشانند تا ردیف اول پر شود.  و ردیف دوم هم عمود بر ردیف  اول باشد . سپس کنده هارا می چینند  و این کار را ادامه میدهند تا به ارتفاع دلخواه برسند.

دیوار سازی

ورجین:در نواحی جنگلی دیده می شود و بر روی پی های سنگی ساخته میشود و برای ساختن فضاهایی که به صورت منفرد عمل میکند مثل اتاق و یا طویله. به این ترتیب که چهار قطعه سنگ بزرگ به ارتفاع cm25 در چهار گوشه قرار دادو چوب هایی به درازا  و عرض فضای مورد نیاز را بر روی هم می چینند  و بین آنها را با کاهگل پر می کنند و داخل و خارج اندود کاهگل کرده و سطح دیوار را پرداخت می کنند .

زگای: یکی از شیوه های جدید در مناطق جنگلی می باشد.در این روش پی ساختمان  از چندین قطعه چوب که ارتفاع آنها تا ۱ تا ۵/۲ متر است تشکیل شده که ۵۰cm از  چوب ها از زمین بیرون زده  و اطراف آن را با سنگ پر کرده و می کوبند  و پس از آن یک قطعه چوب سرتاسری  بر روی پایه ها به صورت شناژ  می اندازند( نعل کشی)  و پس از آن ستون های چوبی به فاصله ۱/۵mبر پا کرده و به روی آنها نیز نعل کشی می کنند و روی آنها را با تخته می کوبند و پس از آن فضاهای خالی را با کاهگل پر میکنند.

سگتی:  این نوع دیوار برای فضاهای غیر مسکونی به کار می رود  و در آن بار سقف  توسط تیرهای چوبی در کنار و یا در وسط به زمین  منتقل می شود. پایه های چوبی به ارتفاع ۳m برای دیوار های جانبی انتخاب کرده و برای نصب  به روش پی سازی سگتی عمل می کنند . اگر فاصله سگت ها کم باشد از روش دیواری گامی استفاده می کنندو اگر فاصله بین انها زیاد باشد  ابتدا از چند چوب بلند  استفاده شده و به صورت افقی به سگت ها میخ می کوبند وبا وریس می بندند  و بین تیرچه هارا تخته کوبی کرده و فضاهای خالی را با کاهگل پر می کنند.

چینه ای: بیشتر در مناطق جلگه ای دیده میشود که دسترسی به چوب آسان نیست . مواد مورد استفاده جهت این دیوار ها رس ،کلوش که به جای کاه در کاهگل می ریزند ومقداری کمی شن ، ا ز مشخصات این دیوار رگه هایی افقی در طول ان است و معمولا در پایین ضخیم تر از قسمت های بالایی آن هستند.

سنگی: در مناطق کوهستانی  که  دسترسی به سنگ آسا ن می باشد این نوع دیوار به کار می رود  و بر روی پی های سنگی و شفته ای بنا میشوند. سنگ ها را در ردیف اول سنگ هاچیده می شوند و پس از هر چند ردیف برای توزیع با یک ردیف تخته به ضخامت ۵ سانتی متر به روی دیوار می اندازند .

بلوکی : از جدید ترین شیوه ها در این منطقه می باشد و به خصوص در مناطق جلگه ای این دیوار ها نقش بار بر را داشته و بار سقف را به پی منتقل می کند . بر روی پی های شفته ای بنا می شوند و ملات مورد استفاده ماسه و سیمان می باشد و ضخامتی حدوده ۴۰ سانتی متر دارد .

آجری : این نوع دیوار سازی به مقدار خیلی کم در منطقه دیده می شوند .

سقف: سقف سازی در این اقلیم به دو شیوه دیده می شود که مرسوم ترین آنها سقف شیب دار است به علت میزان بارندگی که در سطح این نواحی زیاد می باشد . روش دوم سقف بصورت سطح است و در ساختمان های دو طرفه دیده می شود و علت آن وجود بادها ی بسیار شدید در نقاط کوهستانی منطقه می باشد .

 سقف شیب دار : استخوان بندی این سقف ها از چوب می باشد و به روی آنها چوب های فرعی دیگری را می اندازند و تخته کوبی می کنند و یا شاخه ها نازک درختان را می اندازند و بر روی آنها حدود ۱۵ سانتی متر غوره گل میریزند . برای عایق کاری سقف از مصالح مختلفی چون کلوش ، لیق، ولج استفاده می شود.

کلوش: ساقه های برنج می باشد که ۶۰ تا ۸۰ سانتی متر طول دارند دسته هایی از آن را درست کرده و سر آنها را گره می زنند و روی تیر های چوبی می بندند.

لیق :  گیاهانی که در مرداب میرویند و ارتفاع حدود ۱m دارند شیاری در وسط دارند که آب را به پایین هدایت میکند  و روش کار با آن مثل کلوش است ولی عمر بیشتری دارد.

ملج:  نی های باریکی که در کنار مرداب میرویند  این نوع نی بیشتر در نقاط ساحلی دیده می شود.در مناطق  کوهستانی برای پوشش سقف از شیوه کف پوش استفاده می کنند که عبارت است از تخته هایی به عرض ۱۰cmو طول۵۰cm واین تخته ها به تیر های چوبی میخ  میکنند.

انواع دیگر پوشش سقف سفال یا ورق آهنی است. سفال بیشتر در نقاط شهری ، اما ورق آهن سفید در مناطق جلگه ای دیده می شود و استفاده از آن در حال گسترش است.

سقف صاف: ( سقف طبقات) ابتدا اعضاء باربر سقف را( چوب های گرد یا چهار تراش) با فاصله های حدود ۵۰cm قرار می دهند و و روی آن را تخته کوبی می کنند  در برخی موارد با شاخه های درختان و کاه گل روی آنها را می پوشانند.

سقف صاف بام چوبها را با فاصله ۵۰cm از هم قرار داده و چوبهای دیوار های باربر با شیب ۱۰ تا ۵۰% کار کذاشته میشوند و روی آنها با تخته کوبی ویا با شاخه ها گیاهان پوشیده میشود.

حصار

دوجه: نوعی پرچین چوبی است و فاصله چوب ها را با شاخه های نازک درختان به نام کرچی می بافند.

خاله پوا: نوعی پرچین چوبی است ولی در دو ردیف رو به روی هم که فاصله آنها توسط شاخه و برگ درختان پر می شوند.

 سنگ کله: دیوار کوتاه که با سنگ بالا می آید.

سیم کشی : پایه ها با فاصله ۱m از هم قرار گرفته شده و با سیم خار دار پوشیده میشود.

بلوک سیمانی: به ندرت دیده میشود.

شناخت و بررسی مصالح اقلیم مرتفع فلات

عمده ترین مصالح ساختمانی که در بناهای مسکونی روستاییان به کار می رود عبارت است از: خشت، چوب وسنگ (چه به عنوان مصالح اصلی و چه فرعی) سپس خاک(به شکل گل) و گچ ، کاه و سرشاخه درختان. پس از آن باید از آجر ، (در انواع گوناگون) بعد محصولات فلزی به شکل های مختلف (تیر آهن، میل گرد، نبشی، ورق ،گالوانیزه ،تسمه،…) و آنگاه از بلوک سیمانی مجوف وسیمان نام برد( به عنوان ماده تازه ای که به جای ملات گل عمل و وظیفه اتصال و گاهی اندود را انجام می دهند.)

منابع تامین و تهیه این مصالح عبارت اند از :

الف: محدوده روستا و طبیعت پیرامون: سنگ، خاک (جهت خشت زنی و گل سازی) چوب ، سرشاخه درختان و وکاه که اگر در محیط روستا نتوان آن را تامین نمود ، باید از نزدیک ترین محل ممکن خرید.

ب:  شهر واحتمالاً جمعیتی گسترش یافته تر: کچ، آجر ،آهن و پروفیل… سیمان و بلوک سیمانی

کیفیت ساخت: مصالح به کار رفته اصلی را از نقطه نظر ساختن و به عمل آوردن باید به دو دسته تقسیم نمود:

سنتی: خشت،  تخته ، چوب وسنگ

صنعتی و نیمه صنعتی:  آهن، پروفیل در و پنجره ، بلوک سیمانی ، گچ و آجر در زمینه ساخت مصالح  با شیوه های صنعتی ، اطلاعات مربوط به معیار های ساخت واحد های تولیدی ،  می توانند ملاک قرارگیرند ، ولی در مورد ساخت سنتی ، نوع مواد و کیفیت تولید و به عمل آوردن آنها و نهایتاً مشخصات آنچه که حاصل می گردد ، تقریباً غیر قابل اندازه گیری است .

کیفیت مصالح: در مقابله با شرایط آب و هوایی و سایر موارد به طور خلاصه میتوان بر جنبه های زیر تکیه نمود:

سنگ به لحاظ مقاومت در برابر فرسایش ناشی از رطوبت نقش بسیار موثری در زیرسازی داشته و در دیوار های خشتی به عنوان کرسی چینی مورد استفاده قرار می گیرند

خشت که یکی از رایج ترین مصالح ساختمانی است ، می توان به لحاظ خاصیت قابل تکیه ی آن یعنی ممانعت از تبادل حرارتی مورد توجه قرار گیرند هر چند که در برابر حرکت های  ناگهانی شکننده بوده  و به منظور مقابله با فرسایش ناشی از عوامل جوی ، نیاز به مرمت منظم دارد.

چوب به دلایل مختلف نظیر: سهولت اجرا و عدم نیاز به محارت خاص ، صرف نیروی کار و…در ساخت قسمت های زیستی ساکنین نقش قالب را دارد.کاملاً روشن است که  چنانچه بخواهند سقفی را جدا نمایند  ، مسلماً تهیه ی چوب و چیدن آن  بر روی دیوار ها بالا آمده  سهل تر می باشد .  چه این مصالح به صورت آماده خریداری شود و چه زائد ،توسط  اهالی از محیط اطراف   تامین گردد.

سیستم های ساختمانی به کار گرفته شده در منطقه :

دیوار برابر با سقف مسطح

مصالح به کار رفته : سنگ، خشت و آجربه عنوان دیوار باربر .چوب یا آهن جهت پوشش سخت.

دیوار باربر با سقف قوسی

به عنوان یک سیستم می توان  از اجزاء و عناصر آن به شرح زیر نام برد:

مصالح به کاررفته: خشت

پی ممتد و غیر مسلح

دیوار های بار های سنگین یا یکپارچگی محدود

سقف های سنگین

که در مجموع به شکل کاملاً نا همگن و نا پیوسته عمل ایستایی را به انجام می رسانند و دارای سطوح متعددی با گوشه های تیز هستند. دیوار های ساخته شده با مصالح فوق را بدون بند کشی معمولاً با اندود ضخیمی از گل یا گل و گچ ، تسطیح می نمایند.

دیوار های سنگی بدون ملات :محصور کردن حیاط خانه از محیط اطراف آن ، جدا کردن بهاربند(فضایی سر باز که دام ها را در تابستان نگهداری میکنند ) از سایر قسمت های حیاط ، پوشاندن آلاچیق ، احداث دیوار های آغل و مطبخ و مستراح به منظور صرفه جویی ، با سنگ بدون ملات صورت می گیرد. این دیوار ها توسط وزن سنگ هایی که روی هم گذاشته می شوند نگه داشته می شوند وطبیعتاً از مقاومت کمی برخوردارند.

همچنین در این منطقه دیوار ها با مصالح مختلط نیز شکل گرفته اند مثل:

ترکیب ملات و بلوک که در نقاطی مثل کنج ها ، محل تقاطع دو دیوار و آستانه در و پنجره به کار رفته است.

ترکیب سنگ مالون و آجر که آجر به عنوان یک عامل برای تزئین در نما به کار میرود در اطراف پنجره ها ، تراز کردن بغل درگاه هاو…

ترکیب خشت و سنگ در مواردی که کار با خشت هنوز رایج باشد.  همچنین دیوار های دیگری مانند نی ، حصیر، شاخه های نازک بریده شده از درختهای بلوط در خانه های روستایی منطقه وجود دارد که عمدتاً نقش جدا کننده های موقت را دارد.

 سقف ها در این منطقه مسطح می باشند که با کمک های تیره های چوبی و اخیراً در موارد محدودی با استفاده از تیر های آهنی صورت می گیرد . عمده ترین مصالح در این منطقه سنگ و چوب می باشد  و همانطور که در دیوار چینی ذکر شده در سقف نیز از همین مصالح استفاده می شود که همراه با گل و موارد دیگری به کار می رود.

سقف پوشیده با چوب وگل:

لایه گل به منظور جلو گیری از ترک خوردگی و کاه مخلوط می شود و بام خانه ها با لایه ضخیم و سنگینی از این گل ها پوشانده شده که وزن خود را بر تیر های چوبی که در بخش زیرین سقف قرار دارد  و از طریق آنها بر دیوار ها ی بنا وارد می سازد. گاهی زیر لایه گلی را با لایه هایی از برگ و گیاه و یا ورقه های نایلونی و گاهی نیز با حصیر می پوشانند که برای جلوگیری از نفوذ حشرات و آب باران به کار می روند  ولی چندان مفید هم نیستند، سقف های چوبی ، عایق های حرارتی مناسبی به شمار می روند. ولی به دلیل وزن زیاد گل و عدم اتصال کافی با پایه های زیرین ، عامل مهمی در بالا بردن جرم بنا  و افزایش میزان تخریب سازه می باشند.

سقف طاق ضربی: افزایش نسبی تیر آهن و پروفایل های فلزی در سطح کشور تاثیر خود را در نحوه ی ساخت واحد های مسکونی  روستایی ایران عیان ساخته است. به کار گیری آهن و تیر های آهنی در سقف نوع دیگری از شکل گیری سقف می باشد(فاصله های تیر های آهنی از هم معمولا یک متر است اما تیر های چوبی بین ۲۵تا ۴۰ سانتی متر است)این تیرها نیز مانند تیر های چوبی در پوشش سقف ، بدون مهار و اتصال لازم  مورد استفاده قرار می گیرند و طولی بیشتر از عرض اتاقها ندارند. پس از تیر ریزی مابین تیر آهن ها  را با اجر و ملات گچ طاق میزنند.

در مجموع سقف طاق ضربی  با توجه به وزن زیاد و اجزای غلط در منطقه اگر چه از لحاظ باربری بهتر از سقف چو بی می باشد.اما در هنگامی که  نیرو های موجی فشاری یا کششی زلزله به سازه وارد آید ، تفاوت زیادی با سقف های چوبی ندارند .

سقف های سبک: این نوع سقف به کمک شاخ و برگ گیاهان و درختهای منطقه  و بدون استفاده از مصالحی  چون سنگ و سیمان ساخته می شوند. این نوع سقف بیشتر در فضاهایی مثل نشیمن موقت تابستانی و مطبخ و سایر فضاهایی که کمتر از آنها استفاده می شود کاربرد دارد.

ستون : از عناصرباربری است  که تنها در تحمل بار ایوان نقش دارد و به عنوان عنصر کمکی نباید آن را به کار برد.  ستون ها در این منطقه معمولاً از تنه های ضخیم درخت می سازند و کمتر از سنگ استفاده می کنند.

ستون های چوبی را معمولاً بر پایه های سنگی  بنا می کنند و همچنین برای جلو گیری از ترک در چوب ها در مواقع بارندگی ، با تسمه های فلزی بدنه ستون را محکم می بندند تا ترک بیشتر بر ندارد. همچنین این ستون ها در طول زمان کمانش خواهند کرد.

ستونهای سنگی معمولاً قطورتر هستند و از ۴ سمت در معرض دید هستند ودر ساخت آنها دقت بیشتری می شود و معمولاً این گونه ستون ها جنبه تزئینی دارند.

نعل در گاه:پوشش دهانه های کوچک بازشو ها و نیز طاقجه ها و اشکافه معمولاً توسط تیر ای چوبی انجام میشود. تعادشان در بنا کم میباشند و از نقاط حساس بنا به شمار می روند. به دو صورت اجرا می شوندک۱ – چوبی  2- قوسی

بازشو ها: معمولاً دو باز شو وجود دارد یکی عمل کرد ورودی و دیگری تهویه و نور گیری به کار می رود. عرض باز شو ها معمولاً یک متر و ارتفاع ان ۲ متر می باشد. در ساختمان های جدید از در و پنجره  فلزی استفاده می شود.

پله: معمولاً  عنصری است که با عناصر دیگر ارتباطی ندارد  و به صورت جرم سنگینی در جوار و مستقل از بنا عمل می نماید

عایق بندی: برای جلو گیری از نفوذ باران ، سطح بام ها در این منطقه به علت این که مسطح می باشد باید عایق کاری شود و معمولا عایق را همان پوشش گلی تشکیل می دهد که گاهی همراه خاک رس است، ولی با افزایش مصرف قیر در خانه های شهری در روستا ها هم استفاده از قیر رایج شده است .به این صورت که پس از عمل شیب بندی با لایه ای از ملات ماسه و سیمان سطح بام را قیر پاشی کرده و رو آن را گونی می کشند . بار دیگر آن را قیراندود می کنند .

ناودان : چون بام ها آبرویی در سطح خود ندارند ، باید آب باران را به خارج بنا هدایت نمود و این از دو طریق صورت می گیرند :

۱: سطح بام در جهت خاص که معمولا بسمت پشت خانه است شیب مختصری دارد

 2: بخش مرکزی بام را تحدب اندکی می دهند که در تمام جهات بسمت لبه ی بیرونی بام اندک شیبی بطرف پایین داشته باش . در این صورت ناودانهایی در چهار جهت بنا عمل هدایت آب را به خارج از سطح بام تسهیل می نمایند.

بخش سوم:

شناخت مصالح جدید

گچ :

گچ از پختن و آسياب كردن سنگ گچ بدست مي آيد. سنگ گچ با فرمول  2H2O-CaSO4از گروه مصالح كلسيم دار بوده و از لحاظ فراواني در طبيعت در رده پنجم است.سنگ گچ از سنگ هاي ته نشستي است كه به صورت خالص يافت نمي شود بلكه در تركيب با كربن يا اكسيدهاي آهن در طبيعت وجود دارد.

نامهاي ديگر سنگ گچ ژيپس يا گچ خام بوده كه سولفات كلسيم با ۲ مولكول آب است.سولفات كلسيم بدون  است.    ب را ايندريت گويند و فرمول آن CaSO4درجه سختي سنگ گچ ۲ بوده.ملاتش يخ نميزند و آنرا تا منفي ۱۰ درجه ميتوان مصرف كرد.

سنگ گچ خالص بيرنگ است. در تركيب با كربن خاكستري شده و با اكسيدهاي آهن به صورت بيرنگ- زرد روشن- كبود تا سرخ يافت ميشود.گچ در ساختمان- صنايع مجسمه سازي – ريخته گري براي قالب سازي – كارهاي طبي و صنايع سيمان پزي و داروئي مصرف دارد.

گچ با گرفتن ۱/۵ مولكول آب سخت مي شود كه مولكول آب آن مجددا به صورت ۲ مولكول درآمده و به سنگ گچ تبديل ميشود.گچ سخت شده در مقابل آب ضعيف است.بنابرين توصيه ميشود در مناطق مرطوب براي  سفيد كاري از سيمان سفيد يا آهك استفاده شود.

خواص گچ :

۱-زودگير بودن كه در ۱۰ دقيقه سخت ميشود.

۲-ازدياد حجم كه به مقدار يك درصد به حجمش اضافه شده و پس از خشك شدن تقليل حجم ندارد.

۳-اكوستيك بوده و حدود ۶۰-۷۵ درصد ارتعاشات را جذب ميكند.

۴-در برابر آتش مقاوم است يعني با ۲ مولكول آب دو تا سه ساعت از سرايت آتش جلوگيري ميكند.

۵-پلاستيك و رنگ پذير است.

مواد افزودني به گچ

مواد افزودني گچ تاثير كندگيري يا تند گيري در گچ دارند.

۰/۵ درصد وزن گچ –نمك طعام – گچ را به مدت ۵ دقيقه تند گير ميكند.

۲ درصد وزن گچ –نمك طعام – گچ را به مدت ۳ دقيقه تندگير ميكند

۴-۱ درصد وزن گچ-نمك طعام-گچ را به مدت ۳/۵ دقيقه تندگير مي كند

بيش از ۴ درصد وزن گچ-نمك طعام-گچ را تا ۱۲/۵دقيقه دقيقه تند گير مي كند

          سريش گچ را كند تر مي كند به طوريكه ۶-۱درصد سريش زمان گيرش گچ را از ۱۲/۵ دقيقه به ۳۸ دقيقه مي رساند.سريش نوعي چسب گياهي است كه در صنعت صحافي استفاده مي شود

        .آهك-گچ را كندتر مي كند. به طوريكه ۱۰ درصد آهك گيرش را به ۱۲ دقيقه مي رساند.هرچه آهك پرمايه تر وريزدانه تر باشد گچ را كندگير تر مي كند.گچ سريشم  گچ را كندگير مي كند.به طوريكه ۰/۵-۰/۱درصد گچ سريشم  گيرش را از ۱۰دقيقه به ۲ساعت مي رساند.خاكرس گچ را كند گير مي كند.به طوريكه ۱۰-۵۰ درصد خاكرس گيرش را تا حداكثر ۱۲ دقيقه به تعويق مي اندازد.آبگرم تا ثير چنداني ندارد. زاج سفيد گچ را كند گير ميكند.به طوريكه ۱ درصد زاج سفيد گيرش را به ۱۵/۵ دقيقه ميرساند و نيز ۵درصد زاج سفيد  گچ را تا ۷ دقيقه تندگير ميكند.

گچ كشته

       گچ كشته نوعي گچ است كه هيچ وقت تا قبل از خشك شدن سخت نمي شود و حالت پلاستيسيته ي خود را از دست نميدهد. اين نوع گچ با ضخامت حداكثر يك ميلي متر به عنوان رويه در سفيد كاري ديوار استفاده ميشود. گچ كشته ريز دانه به روش معمولي ساخته مي شود كه بلافاصله پس از ريختن گچ در آب حدود ۱۲_۱۰ دقيقه آنرا مالش مي دهند.

ملات گچ وخاك به نسبت يك به يك است،يعني ۵۰درصد خاك و ۵۰درصد گچ. با توجه به تند گير يا كند گيرتر شدن نسبت به حالت ۱به۱ مي توان مقادير ۱به ۱ را به نسبتهاي ديگر تغيير داد.اين ملات محاسني دارد از جمله ارزاني خاك،كند گيرتر بودن ازملات گچ كه بنا فرصت دارد به طرز مناسبي آنرا روي سطح بگستراند و پلاستيك تر از ملات گچ است.از ملا ت گچ و خاك براي آستر وطاق ضربي استفاده مي شود.

دوغاب گچ نيز در ساختمان مصرف دارد.براي نمونه براي پر كردن درزهاي ظاق ضربي از دوغاب گچ استفاده مي شود.دوغاب گچ را قبل از ازدياد حجم گچ مصرف ميكنند،ولي ملات گچ را تقريبا بعد از ازدياد حجم گچ مصرف ميكنند.

گاهي اوقات نماي گچي دچار ترك مي شود كه علل عمده آن عبارتست از :

۱٫ آب آن زياد باشد.

۲٫ كلفتي ملات از ۸-۷ سانتيمتر بيشتر شود.

۳٫ آب گچ درهواي سرد يخ بزند.

۴٫ به دليل نشست ساختمان كه تركهاي با زاويه ي ۴۵ درجه ايجاد ميكند.

از ديگر محصولات گچي، گچ پو ك است كه عايق حرارت وصوت بوده و براي تيغه هاي سبك مصرف مي شود.گچ پوك با اضافه كردن آب اكسيژنه يا سولفات آلومينيوم به آب ملات گچ،بدست مي آيد  واين ماده باعث ايجاد حباب وسبكي در گچ ميشود.

از پودر كاه، سبوس و كنف برنج در ساخت قطعات سبك گچي استفاده ميكنند.مو،الياف گياهي و مقتول فلزي باريك قطعه ي گچي را مسلح ميكند كه نسبت به قطعه گچي معمولي و پوك ،مقاومت كششي وفشاري بيشتري دارد.

گچ در مجاورت آهن،روي وسرب توليد سولفات اين فلزات را نموده وموجب ضعيف شدن قطعه مي شود روي برخي قطعات فلزي از رنگ روغن به عنوان ضد زنگ استفاده مي كنند.گچ اگر بتواند وزن خود را تحمل كند،كفايت ميكند.مقاومت فشاري گچ سخت شده بيش از ۳۰ كيلو گرم  برسانتي متر مربع و مقاومت  كششي آن بيش از ۵ كيلو گرم بر سانتي متر مربع است.

انبار كردن گچ بايد به صورتي باشد حدود ۲۰ سانتي متر از ديوار مجاور و ۱۰ سانتي متر از كف زمين فاصله داشته باشد و حداكثر ۱۰ پاكت روي هم انبار شود.اگر گچ را فله اي انبار كنند ميبايست بلافاصله مصرف شود.

سنگ گچ در حرارت حدود ۲۰۰ درجه مي پزد كه اگر حرارت بيش از اين مقدار باشد باعث دير گير شدن ملات مي شود.

زمان سخت شدن ملات گچ خالص حدود ۱۰ دقيقه است.گچ در هنگام سخت شدن حرارت ۲۰ درجه بيش از حرارت محيط توليد مي كند.براي فعال كردن گچ پخته شده در حرارت بالاي ۳۰۰ درجه از مواد محركي مانند آهك شكفته،سرباره آسياب شده كوره ذوب آهن،سولفات سديم يا سولفات پتاسيم استفاده مي شود.

براي مقاوم كردن گچ در برابر آب،گچ را با زاج سفيد به فرمول  2 ( 4 AL-K-(SO   خمير كرده

و دوباره مي پزند.به محصول بدست آمده كه در مقابل آب مقاوم است، گچ مرمري گويند

گچ مخصوص سطوح بتني نيز وجود دارد.نوعي گچ بن نام گچ درز گيري براي پر كردن درزها وجود دارد كه در ايران به آن گچ گيتپون گويند.

دانه هاي گچ ساختماني خوب بايد از۲/۰ ميلي متر ريزتر بوده و نرم باشد. ملاتهاي گچي از نوع ملات هاي هوايي هستند و پس از متبلور شدن سخت مي شوند.مقدار آب لازم ملات گچ ۸۰ درصد است واز نظر تئوري با ۶/۱۷ درصد آب هيدراته ميشود. زمان گيزش گچ رويه يا كشته ۱۰-۴ بوده و گيرش گچ زير كاري  يا آستر در ۲۵-۸ دقيقه شروع شده و اتمام آن ۶۰-۲۵ دقيقه طول ميكشد.گچ كشته چون به صورت فيزيكي خشك ميشود ازدياد حجم نمي يابد،بلكه كمي تقليل حجم دارد و اگر ضخامتش بالا باشد

ضريب هدايتي گچ كم است و در دماي ۵۰ درجه تاب مكانيكي خود را كم كم از دست مي دهد.

ملات گچ در مقابل سرما ويخ بندان مقاوم است.از سرايت روكش گچ به روكش زيري خود مثلا سيمان يا آهك بايد جلوگيري نمود،زيرا باعث ايجاد ترك مي شود.

نمونه ملات گچ كه در ۴۵_۲۵ درجه خشك شده باشد،پس از مدت ۲۸ روز داراي تاب خمشي ۲۵ كيلوگرم بر سانتي متر مربع  وتاب فشاري ۶۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع است.

گچ در تركيب با ذغال،خاكستري رنگ مي شود. هيدروكسيد آهن آنرا زرد روشن مي كند.اكسيد آهن         FeO) )  به آن رنگ كبود ميدهد و اكسيد آهن O3 Fe2  آنرا قرمز ميكند.درجه سختي سنگ

گچ ۲ است و تا ۱۰۷ درجه آب شيميايي دارد.پختن گچ  درد ماي بالاي ۱۰۷ درجه صورت گرفته  ودر دماي ۱۸۰-۱۶۰ درجه به گچ ساختمني تبديل مي شود. در ۲۰۰ درجه به گچ اندود تبديل شده كه ميل شديد تركيب با آب را دارد.

گچ در حرارت ۳۲۰-۳۰۰ درجه ميسوزد وديگر با آب تركيب نميشود.در يك ليتر آب ميتوان ۸۸-۶۷ گرم گچ حل كرد.

وزن مخصوص گچ ساختماني ۸/۲ تن بر مترمكعب و وزن كيسه اي نلرزيده آن ۸۵/۰-۶/۰ تن بر متر مكعب و وزن كيسه لرزيده ۴/۱-۱ تن بر متر مكعب است .افت سرخ شدن گچ ساختماني ۷-۴ درصد وزن آن است .سيمان كين مخلوطي است از آهك شكفته،گچ،ماسه وآب كه براي اندود كاري جاهاي نمناك استفاده مي شود و به صورت آني ميگيرد.

تفاوت گچ مدل و گچ ساختماني در نوع و دماي پخت است. گچ مدل زود گير تر از گچ ساختماني،اندود و صنعتي است و دانه هاي ريزتري دارد.درجه سختي گچ كشته كمتر از ۱ است.

انواع گچ :

۱-گچ شكسته بندي:گيرش اين نوع گچ بين ۲۰-۱۵ دقيقه است.براي لكه گيري ديوار گچي و قالب سازي مناسب بوده و با اضافه كردن آهك و آب به آن به،به اندودي زودگير تبديل مي شود.همچنين از گچ شكسته بندي برايجلوگيري از ترك،در سفيد كاري استفاده مي شود.

۲-سيمان كين:اگر سنگ آهك را در كوره (نه در ديگ)تا۴۰۰ درجه حرارت دهيم تا كاملا هيدراته شود و سپس آن را آسياب كرده و يك كاتاليزوز مثبت مثل زاج سفيد به آن بيفزائيم،تبديل به سيمان كين مي شود.سيمان كين كند گير بوده و در مقابل رطوبت مقاوم است.

۳-گچ قالب گيري:گچي مرغوب و از گچ شكسته بندي ريزتر است.كندگير بوده و در كارهاي تزئيني استفاده مي شود.

۴-گچ زير سازيكاين نوع گچ حاوي مو يا الياف بوده و براي ساخت سقف و ديوار گچي مورد استفاده قرار مي گيرد.از آن براي ساخت آجر يا كاشي سفالي با نسبت ۳ قسمت ماسه و ۱ قسمت آب،زيرسازي گچي با نسبت ۲ ماسه و ۱ قسمت آب و كاشي گچي با نسبت ۳ قسمت ماسه و ۱ قسمت آب استفاده ميشود.

۵-گچ مخصوص سفيد كاري سطوح سيماني:اين نوع گچ بايد ۱۰ دقيقه قبل از استفاده ساخته شود.به صورت دولايه استفاده مي شود و در مجموع ضخامت دولايه روي سقف۵/۹ ميليمتر و روي ديوار ها ۴۱ ميليمتر است. قبل از اجراي رويه،لايه زير را بايد زبر كرد تا چسبندگي ايجاد شود.

۶-گچ سفيد كاري(روكار يا پرداخت)گچ را با آب و خمير آهك هيدراته مخلوط مي كنيم.خمير اهك هيدراته با سير كردن آهك از آب به دست مي ايد كه به آن آهك زنده كشته مي گويند.مقدار مخلوط به صورت يك قسمت حجمي گچ سفيد كاري به علاوه ۳ قسمت حجمي خمير آهك يا يك قسمت حجمي گچ به علاوه ۲ قسمت حجمي اهك هيدراته خشك است.

۷-گچ سفيد كاري آماده: اين گچ نيازي به آهك ندارد و فقط اب به آن مي افزاييم.پس از خشك شدن مي توان كارهاي زينتي رويش انجام داد. اين نوع گچ به سفيدي گچ سفيد كاري نيست.

۸-گچ رويه زبر:روش توليد مشابه گچ سفيد كاري دارد و با نسبت ۲ قسمت حجمي گچ به علاوه ۱ قسمت آب به دست مي آيد.

۹-اسپري رويه زبر:ماده خشكي است كه قسمت عمده آن گچ است وبراي رفع عيوب جزئي استفاده مي شود.روي سطوح بتني با استفاده از اين نوع گچ مي توان سطحي مناسب ايجاد نمود.بافت سطح را مي توان با تغيير مقدار آب،اندازه روزنه و فشار هواي پاشنده تغيير داد.هر چه آب كمتر روزنه ها بزرگتر و فشار كمتر باشد،سطحي زبرتر به دست مي ايد.

۱۰-گچ عايق صوت:گچ را با ماده معدني سبكي مخلوط مي كنند كه قابليت جذب صوت بالايي دارد.اين اندود را در دو لايه۶ ميلي متري زيرسازي گچي معمولي اجرا مي كنند.

۱۱-گچ درزگير(پركننده):ظاهري مشابه گچ رويه زبر داشته و براي پر كردن سوراخ،بند كشي درز قطعات گچي و چسباندن دو لايه گچي به هم استفاده مي شود.براي بند كشي و استفاده به عنوان چسب قبل از مصرف بايد ۳۰ دقيقه صبر كرد.

آهك

آهك از مهمترين مصالح كلسيم دار است و حتي در ديوار چين نيز از اين ماده استفاده شده است.سنگ هاي ساختماني هم چون تراورتن،مرمر و سنگ هاي مرجاني جزو سنگ هاي آهكي هستند.آهك زنده ميل تركيبي شديدي با فلزات دارد.در راه سازي براي افزايش تحمل فشاري و كشش،در قشرهاي پايين براي تحكيم و جلوگيري از رويش گياه استفاده مي شود.در صنعت سيمان پزي نيز آهك استفاده دارد و همچنين در صنايع چيني سازي،شيشه گري،ذوب آهن،تصفيه قند،ساخت آجر ماسه آهكي و…

سنگ آهك يا كربنات كلسيم  CaCO3  سنگي ته نشتي است كه خالص آن به رنگ سفيد بوده و كربن،آنرا به رنگ هاي آبي،سياه يا خاكستري در مي آورد.اگر سنگ آهك همراه با كربنات منيزيم باشد،به آن سنگ آهك دولوميتي  gCO3 M – CaCO3    گويند.اگر معدن سنگ آهك داراي ۹۰ درصد كربنات كلسيم باشد،آنرا پرمايه وكمتر از ۷۵ درصد را معدن كم مايه گويند.لازم به ذكر است فقط سنگ آهك ته نشيني درياها براي آهك پزي مناسب است.آهك پزي،خارج شدن گاز  CO2 از سنگ آهك است كه تقريبا در دماي ۱۰۰۰صورت مي گيرد.

روش هاي هيدراته كردن آهك

هيدراته كردن آهك يعني آهك در مجاورت آب شكفته مي شود و به چند روش انجام مي شود:

۱-تنگ گذاشتن آهك:معمول ترين و متداول ترين روش است.بدين صورت كه به آهك،آب مي پاشند و حدود ۲۴ تا ساعت بعد آنرا مصرف مي كنند.اين روش غير فني ترين روش است،زيرا بعضي دانه ها هيدراته نشده و باعث تركيدن و بد نما شدن ميشود.

۲-روش خشك:در زميني به ابعاد تقريبي ۲متر در ۲متر،يك لايه كلوخه آهك مي ريزند سپس روي آن آب مي پاشند و لايه بعدي را ريخته و آب ميپاشند.اين عمل تا مرتفع شدن تلي از آهك به ارتفاع ۵/۱ تا ۲ متر پيدا مي كند.روي تل آهك را با كاهگل ميپوشانند و بعد از ۴۸ ساعت از آهك شكفته بدست آمده استفاده مي كنند.حرارت داخل تل در اين روش حدود ۴۵۰ درجه است.

۳-روش تر (يا آهك شوئي):اين روش صحيح ترين طريقه مصرف آهك بوده كه متشكل از دو گودال است.در گودال اول آهك و آب را ميريزند.آهك شكفته،در گودال دوم كه مرتبط با گودال اول است و حدفاصل آنها يك توري سيمي است،جمع مي شود.ترك روي آهك نشان دهنده شكفتن آن است.

۴-روش شير آهك:گرد آهك را داخل بشكه اي از آب ريخته ،به طوريكه در آن غوطه ور شود.عيب اين روش،مشكل بودن تعيين درصد آهك داخل آب است.

۵-روش هيدراته كردن آهك تحت فشار:در كارخانه هاي كه از آهك به عنوان مصالح دوم استفاده ميشود(مانند كارخانه ي توليد قند،توليد آجر ماسه آهكي)از اين روش استفاده ميكنند.آهك زنده در ظروف تحت فشار ۴اتمسفر با بخار آب در زمان ۳ تا۴ ساعت ميشكفد.

آهك در مجاورت آب، حدود ۵/۳ برابر اضافه حجم دارد.درشتي دانه هاي آهك هيدراته از ۲/۰ ميليمتر كمتر و حتي به ۰۰۲/۰ ميليمتر(۲ميكرون)هم ميرسند.

شفته آهكي

در ساخت شفته آهكي از ۲۵۰-۲۰۰ كيلوگرم آهك،۱متر مكعب شن و ماسه خاكدار وآب استفاده مي شود.اين مخلوط بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت خود را گرفته و پس از يك ماه قابل بارگذاري مي شود.اگر شفته آهكي سخت شده در محيط نمناك باشد،پس از ۵تا۶سال قابل خرد كردن نيست.خاك رس مناسب براي شفته اهكي،خاكي با دانه بندي پيوسته است به طوريكه ۲۵ درصد ريزدانه و ۱۵ درصد خاكرس باشد.

خواص شفته آهكي:آهك ارزان و تهيه آن با كوره چاهي به راحتي مقدور است.بعد از ۱ هفته مي توان حدود ۵ كيلو گرم بر سانتي متر مكعب با گذاري كرد.نسبت به بتن ديرگيرتر است.آب در آن نفوذ نمي كند.در برابر يخبندان مقاوم است.با آن مي توان مانعي براي رويش گياهان در بستر راه ايجاد كرد.آهك موجود در آن لوله فولادي و حتي گالوانيزه را مي پوساند.راه مقابله با اين امر،پوششلوله فولادي با ماسه سيمان است.آهك در تركيبات مختلف لايه هاي قير گوني را نيز مي پوساند.مصرف شفته آهكي براي پي سازي در جائي كه رطوبت زياد است مانند ساحل،مناسب نيست زيرا به راحتي تبديل به لجن مي شود.شفته آهكي در زمان ۴۵ روز به ۸۰ درصد مقاومت ماكزيموم خود رسيده و حدود ۷۰-۶۰ كيلوگرم بر سانتي متر مكعب بار فشاري و ۲۰سانتي متر مكعب بار كششي را تحمل مي كند و ميتواند از نشست بستر راه جلوگيري نمايد.

ساروج

از ديگر ملات هاي آبي كه در تركيب آن،آهك وجود دارد،ساروج است.ساروج تركيبي از آهك خاكرس دار و خاكستر است.ساروج در گذشته براي آب بندي مخازن آب و آب انبارهاي عمومي مورد استفاده بوده است.مواد اوليه ساروج را به شكل خشت در مي اورند،با پهن و كاه مخلوط كرده،حرارت مي دادند تا به درجه سرخ شدن برسد.سپس آنرا كوبيده و مورد استفاده قرار مي دادند.

سيمان

رايج ترين سيمان،سيمان پرتلند بوده كه از دو ماده اصلي خاكرس و آهك تشكيل شده است.تركيبات سيمان پرتلند شامل آهك زنده(۷۰-۶۰درصد)،سيليس(۲۰ درصد)،اكسيد آلمينيوم(۶ درصد)،اكسيد آهن(۴ درصد)،اكسيد منيزيم(۳ درصد) و ساير مواد است.اگر اكسيدهاي مورد نظر به صورت سولفات يا كربنات وارد كوره شوند،در اثر حرارت تبديل به اكسيد مي شوند.

روند توليد سيمان

براي توليد سيمان،خاكرس را به ميزان۲۵ درصد و آهك را به ميزان ۷۵ درصد مخلوط مي كنند.اين نسبت در طبيعت نيز موجود است كه به آن مارل(Marl) گويند.

روند تهيه سيمان به صورت۱-تهيه خوراك كارخانه از معادن،۲-خرد كردن سنگ ها با سنگ شكن هاي فكي يا ضربه اي(چكشي)،۳-آسياب كردن سنگ ها،۴-خشك نمودن مقدماتي در كوره هاي دوار است.در روند تهيه سيمان(مرحله آسياب كردن)قطر مواد اوليه نبايد از۱/۰ ميليمتر بيشتر شود.علت ريز كردن مواد اوليه،زياد شدن سطح مخصوص و در نتيجه افزايش جذب حرارت و پخت سريع سيمان است.

انواع سيمان پرتلند

۱-پرتلند نوع اول:سيمان معمولي كه رايج ترين و پرمصرف ترين نوع سيمان است.

۲-پرتلند نوع دوم:سيمان با حرارتزائي كم و كندگير بوده كه براي هواي گرم و كانال هاي فاظلاب مناسب است و مقاومتي جزئي در برابر حمله سولفاتها دارد.

۳-پرتلند نوع سوم:سيمان با حرارتزائي بالا و تندگير بوده و براي بتن ريزي در هواي سرد مناسب است.

۴-پرتلند نوع چهارم:سيمان با حرارتزائي بسيار كم و كندگيرترين نوع سيمان است.براي بتن ريزي هاي حجيم مانند سدها بسيار استفاده مي شوند.

۵-پرتلند نوع پنج:سيمان ضد سولفاته بوده وبراي اسكله ها و پل ها مورد استفاده قرار مي گيرد.

خواص سيمان:

۹۰ درصد سيمان مصرفي در ساختمان اسكلت فلزي و ۵۰ درصد سيمان مصرفي در ساختمان اسكلت بتني براي ملات است.بتن ساخته شده از سيمان پرتلند به نسبت ۳۰۰ كيلو گرم سيمان و ۱ مترمكعب شن و ماسه پس از ۲۸ روز مي تواند حدود ۳۵۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع نيروي فشاري و ۳۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع نيروي كششي را تحمل كند.

مرغوب ترين ملات بنايي داراي نسبت ۱ قسمت سيمان به علاوه ۱ قسمت گرد آهك شكفته و ۶ قسمت ماسه است.به اين ملات،باتارد(حرامزاده)گويند.باتارد از ملات ماسه سيمان ديرگيرتر بوده و اگر ۴ هفته در محيط مرطوب و يا حداقل ۴ روزاول مرطوب باشد،مي تواند نيروي فشاري ۱۵۰كيلوگرم بر سانتي متر مربع را تحمل كند.نوع ديگر سيمان بنايي(با نسبت هاي ۱ قسمت سيمان پرتلند به علاوه ۱ قسمت سنگ گرد شده تراس و ۳ قسمت ماسه)داراي مقاومت فشاري ۲۸ روزه ۱۴۰ كيلوگرم بر سانتي متر مربع است.

سيمان بايد از خطر جذب رطوبت هوا و فشار ناشي از وزن خود به دور باشد و نبايد بيش از ۱۰ تا۱۲ كيسه روي هم قرار داد.

خود گيري مخلوط سيمان و بتن را مي توان بر اساس كاهش كارايي آن تشخيص داد،كه پس از ۳ ساعت از جا دادن و تراكم بتن صورت مي گيرد.بيشتر واكنش ها و نيز كسب مقاومت،در ماه اول سن بتن به عنوان مخلوط سيماني صورت مي گيرد و در سال هاي زيادي به كندي ادامه ميابد.اين واكش هارا كه با توليد حرارت همراه است،هيدراتاسيون گويند.سيمان و آب،ماده خميري مي دهند كه در ۳ مرحله سخت مي شود:تحليل و هيدراتاسيون،شكل گيري مواد كلوئيدي،تبلور.

با افزايش حرارت محيط،خود گيري سيمان تسريع مي شود.نبايد دماي مخلوط هاي سيماني در مدت خود گيري زير ۲ درجه باشد.اگر اين طور بود مي بايست از سيمان حرارت زا استفاده شود.

در بتن ريزي حجيم بايد از سيمان با حرارت زايي كم استفاده كرد.هر چه زمان پخت سيمان تا استفاده از آن زياد باشد،سيمان كندگير تر مي شود.همچنين آب همراه املاحي مانند گچ،خودگيري سيمان را كند مي كند.در تركيب آب و سيمان حدود ۲۵ درصد از آب با سيمان تركيب مي شود،۱۵ درصد به شكل لعاب در مي آيد و بقيه در فضاي بين ذرات باقي مي ماند و بعد تبخير مي شود.بتن حاصل از سيمان پرتلند پس از ۳ روز حدود ۳۰ و پس از ۲۸ روز حدود ۸۶ درصد مقاومت كسب مي كند.تركيبات گوگردي،قليايي و اكسيد منيزيم اثر تخريبي در سيمان دارند. هرچه حرارت و فشار و وزن مخصوص بتن بيشتر باشد مقاوم تر مي شود.در فشار بسيار بالا مقاومت بتن كم شده و بايد مواد خاصي به آن افزود تا به مقاومت مناسب برسد.

بهترين مخلوط ملات ماسه سيمان با نسبت ۱ قسمت سيمان به علاوه ۶ قسمت ماسه است.منظور از بتن ۱:۲:۳،مخلوط ۱ قسمت سيمان به علاوه ۲ قسمت ماسه به علاوه ۳ قسمت شن است. سيمان تيپ ۵ ضد سولفات و تيره رنگ است. براي بتن با حداكثر اندازه سنگ دانه ۲۰ ميليمتر،مقدار سيمان نبايد كمتر از ۲۸۰ كيلو گرم در متر مكعب بتن باشد و نيز نسبت آب به سيمان نبايد از ۵۵ درصد بيشتر شود.

گاهي اوقات لازم است مقدار سيمان بيش از مورد اخير باشد،بدون آن كه نسبت آب به سيمان تغيير كند.علت اين امر افزايش مقاومت محصول است.مقاومت سيمان تيپ ۵ مانند سيمان معمولي بوده و كندگيرتر از سيمان معمولي است،كمتر حرارت توليد كرده و مي توان از آن براي بتن ريزي حجيم تر استفاده كرد.

از مصرف كلروركلسيم همراه سيمان ضد سولفات و نيز بتن مسلح بايد اجتناب كرد.زيرا در سيمان ضد سولفات مقاومت را در مقابل حمله سولفات ها كاهش داده و در بتن مسلح ميلگرد را مي خورد.حداكثر مقدار كلروركلسيم ۲ درصد پيشنهاد مي شود.

نوعي سيما ن با نام سيمان پرتلند ضد رطوبت وجود دارد.مزاياي عمده اين نوع سيمان موقعي است كه در پشت لايه نازك كاري استفاده مي شود تا لايه آب خود را پس ندهد.سيمان پرتلند ضد آب هم وجود دارد كه عمل اختلات را با مخلوط كن يا همزن برقي بتن ساز ۱ دقيقه افزايش مي دهند.نبايد در مخلوط كردن از مخلوط كن دستي استفاده شود.

بتن

سيليس و آلوميناي فعال موجود در خاكستر و رس با آهك تركيب شده و سيمان توليد مي كند.بتن از آميختن نسبت متناسبي از سيمان،سنگ دانه وآب به دست مي آيد.

خواص بتن مانند دوام،مقاومت كششي،نفوذ ناپذيري،مقاومت در برابر سايش و مقاومت در برابر سولفات ها است.

بتن مقاومت فشاري بالايي دارد و براي ستون و قوس ها كه تحت فشارند مناسب است.بتن همراه با فولاد را بتن مسلح يا بتن آرمه گويند.ظريب انبساط حرارتي بتن و فولاد تقريبا يكسان است و رفتار مشابه اي دارند.در نتيجه در اثر تغييرات دما لغزش بين فولاد و بتن روي نمي دهد.

تاثيير سيمان روي مقاومت بتن مهمتر از مقدار بتن است.سيمان ماده اي متشكل از مواد آهكي مثل سنگ آهك و ساير مواد شامل -SiO2 O3 AL2 يعني رس ها و شيل هاست.وقتي اصطحكاك در بتن مهم باشد استفاده از سنگ دانه هاي گرانيتي بهتر است و درجه سختي سنگ دانه ها نبايد كمتر از ۳ باشد.سنگ دانه ها نبايد متخلخل باشند و وزن فضايي آن ها بايد بيش از ۵/۱ تن بر متر مكعب باشد.كاربرد ماسه سست(ماسه شيستي و آهكي)باعث تضعيف شدن قطعه بتني مي شود.

مقدار سيمان،نوع سيمان و كيفيت سيمان بر مقاومت بتن تاثير گذار است.كمترين مقدار سيمان،سنگ دانه ها را اندود كرده(كمتر از اين مقدار،عدم چسبندگي را به دنبال دارد)و بيشترين مقدار سيمان فضاي خالي بين سنگدانه ها را پر مي كند.(بيشتراز اين مقدار غير اقتصادي است)با افزايش مقدار سيمان مقاومت فشاري و ضريب الاستيسيته ي آن نيز افزايش مي يابد.

سنگدانه ها ۷۵ درصد(در آئين نامه ۷۰ درصد ذكر شده است)حجم بتن را تشكيل مي دهند.سنگدانه ها بايد تو پر بوده و كمترين جاي خالي و بيشترين وزن فضايي را داشته باشند.دانه بندي سنگدانه ها بايد خوب و پيوسته باشد.دانه بندي بايد طوري باشد كه ۹۵ درصد آن از الك۷۶/۴ ميليمتري(الك شماره۴)و تمام دانه هاي آن از سرند با سوراخ ۵/۹ ميليمتري عبور كند.دانه بندي شن بر عكس شن است يعني ۹۰ درصد آن روي الك۷۶/۴ ميليمتري باقي مانده و قطر دانه هاي آن براي بتن متعارف از ۷۰ ميليمتر تجاوز نكند.مقاومت سنگدانه ها بايد از مقاومت بتن بيشتر باشد.

مقاومت كم سنگدانه ها ناشي از ضعف ذرات يا عدم وجود چسبندگي بين ذرات است.متوسط مقاومت فشاري سنگ دانه ها بايد ۲۰۰تا۸۰۰ بر سانتي متر مربع باشد.

ذرات لاي و رسي همراه با ماسه طبيعي نبايد بيش از ۳ درصد حجم آن باشد. اين مقدار براي ماسه شكسته تا ۱۰ درصد حجم مجاز است.ذرات لاي و رسي باعث كاهش تاب بتن مي شود.شست و شوي ذرات نبايد باعث جدايي ريز دانه ها از درشت دانه ها شود،زيرا باعث به هم خوردن پيوستگي دانه هاي سنگي مي شود.سختي يا مقاومت در برابر سايش يكي از مهم ترين خصوصيات مورد استفاده در روسازي هاي بتني است.

خاك رس،مواد قليايي،سنگ گوگردي و اجسام نباتي و آلي باعث ايجاد اختلال در خودگيري بتن مي شوند.آب مناسب براي بتن بايد طوري باشد كه موجب زنگ زدگي ميلگرد ها نشود،جلبك نداشته باشد،زيرا باعث كاهش مقاومت بتن مي شودو ph آن بين ۶تا۸ باشد.عمل آوري بتن به سلسله اقداماتي گفته مي شود كه براي تكميل و پيشرفت هيدراتاسيون صورت گرفته و موجب افزايش مقاومت بتن مي شود.

اين عوامل بر مقدار آب در بتن موثرند:غلظت بتن،درشتي سنگ دانه ها،نمناكي سنگدانه ها،شكل سنگدانه ها،آب و هوا،مقدار سيمان مصرفي و نوع قالب.

هرچه بتن غليظ تر،سنگ دانه نمناك ترو درشت تر و صاف تر،كره اي ومحيط مرطوب تر و كم بادتر و سيمان كمتر باشد به مقدار آب كمتري نياز است.

ايده ال ترين كار در توليد بتن اين است كه مقدار آب مخلوط را تا حداقل ممكن پايين بياوريم و در ضمن بايد بتن توليد شده نيز به اندازه كافي پلاستيك باشد.

براي بتن معمولي مقدار آب بايد بين ۴۲تا ۵۶ ليتر در ۱۰۰كيلو گرم در سيمان باشد.

اثرات دماي هوا بر بتن

از اثرات هواي گرم بربتن، افزايش آب مورد نياز،كاهش اسلامپ،سريع سخت شدن،افزايش ترك خميري در بتن و كاهش دوام آن است.در بتن ريزي بايد آب مصرفي گرم نباشد و دماي سيمان كم باشد. در سد سازي به علت بالا بودن عيار سيمان، دور قالب را لوله كشي گاز فرئون مي كنند.

هواي سرد در بتن ريزي به هوايي اطلاق ميشود كه بيش از سه روز متوالي،متوسط درجه حرارت روزانه از ۵درجه كمتر باشد.اگر بيش از نيمي از روز دماي محيط بالاي ۱۰درجه باشد،هوا سرد تلقي نميشود.در هواي سرد،بتن تيپ ۳و استفاده از پتوي عايق حرارتي براي قالب توصيه ميشود.وقت بتن ريزي دماي هيچ قسمت از بتن سازه از ۱۰ درجه كمتر نباشد و تا ۵درجه به عنوان حداقل مجاز در نظر گرفته شده است.

خواص قالب بتن

قالب بايد بتواند وزن خود، وزن بتن و بارهاي زنده احتمالي را تحمل كند.هزينه قالب۶۰-۳۵درصد هزينه سازه بتني است.چوب قالب بندي بايد از نوع روسي اطريشي يا جنگلي ايراني،بدون تاب خوردگي و گره با حداقل ضخامت ۲۵ ميليمتر باشد.اگر براي قالب ها،مواد سخت،براق و نفوذ ناپذير مثل فولاد،پلي استر تقويت شده با الياف شيشه  (GRP) يا تخته چندلا با روكش پلاستيكي استفاده كنند،بافت سطوح نهائي بهم ميريزد،زيرا انقباض سطح بيروني و دروني بتن برابر نيست.اگر بتن به خوبي ويبره نشده باشد،باعث ايجاد تخلخل در بتن مي شود.

بتن مسلح

بتن مسلح در برابر فشار مقاوم بوده و مقاومت آن در برابر خردشدگي ۴۰-۲۰ كيلو گرم برسانتي متر مربع و در بتن محكم ۱۰۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع است.مقاومت كششي بتن مسلح ۱۰ درصد مقاومت فشاري آن است.در برش به خاموت منتقل ميشود.همچنين خاموت وظيفه ي ثابت نگه داشتن ميلگرد طولي در بتن را دارد.ميلگرد آجدار را از فولاد با مقاومت بالا،توسط نورد گرم و ميلگرد تابيده آجدار را به طريق آهنكاري سرد ميسازند.حداقل مقاومت متوسط فولاد با مقاومت بالا۴۶۰ كيلوگرم بر سانتي متر مربع (تقريبا دو برابر فولاد معمولي كه مقاومت آن ۲۵۰ كيلوگرم بر سانتي متر مربع) است. لايه زنگ روي ميلگرد را كه معمولا در اثر نگه داري در كارگاه ايجاد ميشود،نبايد برداشت،زيرا باعث تضعيف ميلگرد ميشود.آج در ميلگرد باعث چسبندگي بهتر فولاد با بتن ميشود.در بتن مسلح نبايد از كلريدكلسيم (نوعي ماده زود گير)استفاده كرد. 

شن و ماسه

اصلي ترين محل مصرف شن وماسه در ساختمانهاي بتني است.در پي سازي،تهيه ملات سيمان و پر كردن اطراف لوله تاسيسات از شن و ماسه استفاده مي شود.دانه هاي رريز تا درشت شامل ماسه بادي،شن،قلوه،پاره سنگ،تخته سنگ،صخره و… است.

ماسه،دانه هاي سنگي با قطر كمتر از ۲ ميليمتر گويند.دانه هاي سنگي با قطر بزرگتر از ۲ ميليمتر را شن نخودي و بزرگتر از ۶ ميليمتر را ،شن گويند. بهترين دانه بندي براي ماسه آن است كه قطر ۳۳درصد دانه هاي آن بين ۱تا ۲ ميليمتر باشد.

انواع شن و ماسه

منابع تهيه شن و ماسه يا طبيعي است يا به صورت شكسته است. شن و ماسه طبيعي گرد گوشه بوده،ولي شن و ماسه شكسته گوشه هاي تيز دارد.گرد گوشه ها اصطحكاك كمتري داشته،بهتر روي هم ميلغزند.در نتيجه زير ماله شكل پذيرتراند ودر بتن ريزي هم بخوبي فضاهاي خالي را پر ميكنند وبراي تهيه ملات مناسبند.تيز گوشه ها اصطحكاك بيشتري داشته و خوب روي هم نمي لغزند. در راه سازي براي رو سازي استفاده مي شوند.شن و ماسه تيز گوشه بدليل ايجاد نيروي اصطحكاك بين چرخ اتومبيل وجاده، ديرتر باعث فيتيله شدن و جمع شدگي و موج دار شدن جاده ميشود.

بتن با شن و ماسه شكسته مقاومت فشاري و كششي بيشتري نسبت به بتن با شن و ماسه طبيعي دارد و همچنين يكنواخت تر و همگن تر است. شن وماسه طبيعي مواد مضر اضافي مانند خاك رس دارد،كه براي بتن مناسب است.اگر درصد خاك رس در شن و ماسه بيش از ۳درصد شود،به صورت فيلم نازكي روي سنگدانه ها را گرفته و در اتصال سيمان به سنگدانه ها ايجاد مشكل مي كند.در نتيجه قطعه بتني ضعيف مي شود.بهترين و باربرترين شكل دانه ماسه براي مصرف در بتن از لحاظ هندسي،شكل كره اي است.مجموع دانه هاي دراز و پهن مورد مصرف در بتن نبايد از ۱۵ درصد مجموع شن و ماسه تجاوز كند.

دانه پهن به دانه اي گويند كه ضخامت آن از ۶/۰ معدل سوراخ هاي دو الكي كه اين دانه ها بين آن قرار مي گيرد،كمتر باشد.

دانه دراز به دانه اي گويند كه طول آن از ۸/۱ معدل سوراخ هاي دوالكي كه اين دانه ها بين آن قرار مي گيرد،بيشتر باشد.

بهترين سنگ براي شن و ماسه،سنگ گرانيت و سيليسي است.هرچه سنگ متراكم تر باشد و وزن مخصوصش بالاتر باشد،براي بتن بهتر است.

وزن مخصوص سنگدانه مورد مصرف در بتن نبايد از ۵/۱ از تن بر متر مكعب كمتر باشد.براي تيرهاي اصلي ساختمان بتني،بزرگي دانه تا ۸/۰ ميليمتر مجاز است.اصولا بزرگترين دانه شن نبايد از۲/۱ كوچكترين بعد قطعه،بزرگتر باشد.در اين امر به ناهماهنگي و ابعاد بزرگ سنگدانه ها در سد ها كه ضخامت بالايي دارد مي بايست توجه نمود.ماسه بتن با ماسه ملات متفاوت است. براي ملات آجرچيني به صورت گري،بزرگي دانه ها مي تواند تا ۶ ميليمتر باشد.براي آجر چيني در نماسازي كه ضخامت ملات ۸ميليمتر است،انذازه سنگدانه نبايد از ۴ ميليمتر بزرگتر باشد،(نبايداز نصف ضخامت ملات بيشتر شود.)

حدود ۳۵ تا۴۰درصدحجم ماسه هاي ملاتي را هوا تشكيل مي دهد.مقدار ريز دانه هاي داخل سيمان نبايد از۴-۳ درصد بيشتر شود.خاك رس مهمترين ماده مضر براي شن و ماسه در بتن است.خاك رس ميتواند تا۸برابر وزن خود آب مكيده و بتن را بسوزاند.در بعضي آئين نامه ها ۳تا۵ درصد وزني خاك رس،در شن و ماسه را مجاز مي دانند.مواد آلي و خارجي مانند تكه چوب،زغال،شاخ وبرگ و جسد حيوانات در شن وماسه براي بتن نامناسب است،زيرا به مرور زمان پوسيده و باعث ايجاد فضاي خالي در بتن شده و مقاومت آنرا كم مي كنند.

ماسه اي كه براي پايه پل استفاده ميشود،بايد در برابر نمك ها و سولفاتها مقاوم باشد.ماسه اي كه براي كف فرش استفاده مي شود،بايد در برابر سايش مقاوم باشد.مشهورترين آزمايش تعيين درصد سايش دانه هاي شن وماسه،آزمايش لس آنجلس است.

مصالح سنگي عبارتند از ذرات غير چسبنده متشكل از قطعات گرد و تيز گوشه.ذرات تا۲ ميليمتر را ماسه،۲ تا ۲۰ ميليمتر را شن،سنگريزه هاي ۲۰تا۸۰ ميليمتر را قلوه سنگ و بزرگتر از ۸۰ميليمتر را لاشه سنگ گويند.دانه با قطر ۰۶/۰ تا۲ ميليمتر را ماسه گويند.ماسه براي تهيه انواع ملات،بتن و آجر ماسه آهكي مصرف مي شود.

انواع ماسه طبيعي

ماسه طبيعي بسته به منبع تهيه به ۴ دسته تقسيم ميشود:

۱-ماسه كوهستاني(سيليسي)كه در حوالي بستر اوليه رودخانه يافت ميشود،تيز گوشه بوده و سطوح چسبندگي مناسبي با سيمان دارد.

۲-ماسه رود خانه اي كه مدت زمان طولاني در تماس با آب بوده و گرد گوشه و صاف است.

۳-ماسه شكسته،از خرد كردن گرانيت،سنگ آهك متراكم و… بدست آمده،تيز گوشه بوده و داراي سطوح خشن است.اين نوع ماسه براي تهيه بتن مناسب است.

۴-ماسه بادي بسيار ريز بوده وبراي بتن نامناسب است.ماسه هاي كه در تهيه بتن استفاده مي شود، مقداري ذرات ريز دارد كه نبايد از مقادير زير تجاوز كند: 

  براي ماسه طبيعي يا ماسه بدست آمده از شن طبيعي ۳ درصد حجم،

براي ماسه شكسته ۱۰درصد حجم.

دانه درشت تر از ۲ ميليمتر را شن گويند.انواع شن به زبر(شبيه خرده سنگ)فنخودي و بادامي(گرد با سطوح صاف)و شن سوزني(طول بيش از ۳ برابر عرض)و شن پولكي(عرض بيش از ۳ برابر ضخامت)تقسيم ميشود.

خاک

در پوسته جامد زمين ريز ترين دانه را خاك و درشت ترين را صخره و بزرگتر از آنرا كوه گويند.قسمت عمده خاك از تجزيه و خرد شدن سنگ ها در اثر عوامل فيزيكي و شيميائي بدست آمده اند.براي مثال  O H2 در باران،با  O C2 در جو،تركيب ناپايدار CO3 H2 را داده كه روي سنگ ها بخصوص سنگ آهك اثر كرده و آنها را تجزيه مي كند.يخ زدن نيز از ديگر عوامل خرد شدن سنگ ها و تبديل به خاك است.

انواع خاك رس

خاك رس تنها چسب طبيعي به دو صورت موجود است:

۱-خاك رس ته نشستي كه به آن خاك رس حمل شده يا آبرفتي گويند:

۲-خاك رس معدني

خاك رس معدني از خاك رس ته نشستي خالص تر و دانه هاي ان درشت تر است.در خاك رس ته نشستي ۶۵تا۸۰ درصد ذرات از ۱ ميكرون ريزترند.بيشترين خاكرس موجود در طبيعت سرخ رنگ بوده كه دليل آن اكسيدهاي آهن است( O3 Fe2 ).اگر به خاك رس آب برسد،در مولكول ها كشش ايجاد شده،چسبنده مي شوند.قطر دانه هاي خاك۶ ميكرون است.خاكرس تا ۸ برابر وزن خود مي تواند آب بمكد.بعد از اشباع،منبسط مي شود و ديگر آب از آن عبور نمي كند،به عبارتي ضد آب( proof     Water )مي شود.آب هاي زير زميني از تمام لايه هاي خاك عبور كرده،پايين مي رود تا به خاك رس رسيده و ديگر نفوذ نكرده و تشكيل سفره آب زير زميني مي دهد.استفاده از كاه در گل مانند آرماتور باعث جلوگيري از ترك مي شود.گاهي براي جلوگيري از رويش گندم و جو،به كاهگل ،نمك مي افزايند.

عوامل موثر در شكل پذيري خاك

۱-آب موجود در خاك و مقدار آن

۲-اندازه دانه هاي خاك،به طوريكه هرچه ريز دانه تر باشد،شكل پذير تر است.

۳-شكل عمومي دانه ها،به طوريكه هرچه دانه ها پولكي باشند،خاصيت لغزندگي بيشتر و خاك پلاستيك تر مي شود.

۴-صيقلي بودن دانه ها،به طوريكه هرچه سطح صاف تر باشد،اصطحكاك كمتر است.(در مورد كائوليت به علت وجود OH مي تواند با آب،پيوند هيدروژني داشته كه اتصال بهتري ايجاد مي شود و خاصيت پلاستيسيته افزايش مي يابد)

۵-وسائل مكانيكي،مثلا ظرف سفالي با چرخ گردنده نسبت به قطعه اي كه با فشار پرس شكل مي گيرد،به آب بيشتري نيلز دارد و پايذاري كمتري دارد.خاك رس خاصيت جذب سطحي دارد.خاصيت جذب سطحي عبارت است از يونيزه شدن ذرات جسم جامد در آب.در نتيجه ذرات در آب به صورت قطبي در آمده و ذرات مثبت و منفي يكديگر را جذب مي كند.وقتي خاك آب فيزيكي خود را از دست داد،مقداري تقليل حجم پيدا مي كند.اين عمل در حرارت حدود ۱۰۰درجه اتفاق مي افتد .هر چه حرارت بيشتر شود، كاهش حجم بيشتر مي شود.زيرا ذرات ذوب و جاري مي شود وجاهاي خالي را پر مي كنند.اين امر در ساخت لوازم بهداشتي مهم است.خاك هاي درشت دانه مي توانند بر اثر تراكم به وزن مخصوص بيشتر از ريز دانه ها دست يابند.

سنگ

انواع سنگ:

سنگ ها سه گونه اند : آذرين،دگرگون،ته نشستي.

۹۵درصد سنگها در عمق صد متري زمين به پائين آذرين و ۵درصد بقيه رسوبي و دگرگون هستند.۷۵درصد سنگها در سطح زمين رسوبي و۲۵درصد بقيه آذرين و دگرگوني هستند.سنگهاي آذرين راسنگهاي آتشفشاني نيز گويند.منشا سنگهاي روي زمين آذرين هستند.

سنگهاي آذرين بر حسب سرد شدن به سه قسمت تقسيم مي شوند:

۱-آذرين دروني:مواد مذاب به پوسته ي زمين آمد و به تدريج سرد شده اند .اين سنگها بلوري اند.مانند گرانيت،ديوريت.

۲-آذرين بيروني:مواد مذاب به سطح زمين آمده وسري سرد شده اند.اين نوع سنگها خميري و غير بلوري اند.مانند بازالت و پرفيريتها.چنانچه خمير خروجي خيلي تند سرد شود،به شكل كف سنگ (توف)يا پوكه سنگ (پوميس)منجمد مي شود.

۳-مخلوطي از نوع ۱و ۲ :مواد مذاب به پوسته رفته و مشغول سرد شدن تدريجي بوده اند.ولي قبل از آن كه سرد شود و كريستال ها تشكيل شوند،در اثر يك دگرگوني به سطح زمين آمده و سريع سرد شده اند.

سرد رااز معدن با ابعاد حدود ۳ متر به وسيله ديناميت و مواد منفجره استخراج مي كنند.به قطعات سنگي كه از معدن به كارخانجات سنگ بري حمل مي شود در اصطلاح قله گويند.اگر ابعاد سنگ بر اساس سفارش مشتري باشد به آن حكمي گويند و گرانتر است.بعضي مواقع مهندسين ضخامت سنگ را به كارخانه داده و طول را سفارش نمي دهند به اين نوع سنگ،طول آزاد گويند و براي نمائي كه زياد مرغوب نيست استفاده مي شود.علل استفاده از سنگ،زيبائي و مقاومت در برابر سايش و عوامل جوي است.نام گذاري سنگ ها بر اساس شكل هندسي(پلاك،قرنيز،تيشه اي و…)،يا برحسب معدن(سنگ باغ ابريشم اصفهان،سنگ سنندج و …)است.

موارد استفاده از سنگ

سنگ ازاره:سنگي است كه به صورت يك رديف ۲۵تا ۳۵ سانتي متري براي نماي بيرون استفاده مي شود.معمولا براي ازاره از سنگ تيشه اي تيره رنگ  استفاده مي شود كه نام كارگاهي  متداول ترين آن،سنگ داغون تيشه اي است.

سنگ قرنيز:يك رديف سنگ به پهناي ۸ تا ۱۰ سانتي متر و ضخامت ۱ سانتي متر است.از اين سنگ براي محل برخورد ديوار با كف  استفاده مي كنند.سنگ قرنيز را با سيمان،هم باد با گچ كاري كار مي گذارند  و حدفاصل گچ با سنگ ۱ چفت قرار مي دهند.

كف درگاه و كف پنجره:سنگي است كه به پهناي ۲ تا ۳ سانتي متر از پنجره و ديوار جلوتر و يك طاقچه ۲۰سانتي متري كوچك ايجاد مي كند.ضخامت سنگ كف درگاه و كف پنجره ۴ سانتي متر است.سنگ رو به داخل ساختمان را كف پنجره و سمت رو به خارج ساختمان را كف درگاه گويند.

كف پله:سنگ پلاكي به پهناي ۳۰ تا ۳۵ سانتي متر و ضخامت ۴ سانتي متر كه درازاي آن اغلب ۲/۱ متر است.براي فرش كف پاگردها از سنگ به ضخامت ۲ سانتي متر و ابعاد ۱۰ در ۱۰ يا ۲۰ در ۲۰ استفاده مي كنند.

رنگ سنگ ها به صورت بي رنگ،مات يا براق است.بي رگ يا فاقد رنگ مانند بلور نمك،كم رنگ مانند سنگ يا خاكي خاكي كه از آن چيني تهيه مي شود يا پنبه كوهي و…

مات مانند اكسيد آهن آبدار و گوگرد.براق مانند طلا و نقره كه جلاي فلزي دارند. سياه مانند كربن،گرانيت و زغال سنگ.

سنگ باغ ابريشم سياه رنگ،سنگ سنندج سرخ تيره،سنگ كيريستال كبود رنگ و سنگ تراورتن كرم رنگ است.

اشكال سنگ:

از انواع اشكال سنگ،سنگ لاشه است.سنگه لاشه بدون هيچ كاري به همان شكل كه از معدن استخراج مي شود،استفاده مي گردد.از سنگ لاشه در ديوار جلوي خاكريز ها و پشت ديوار هاي سنگي استفاده مي شود و بايد بتواند يخبندان را تحمل كند.از سنگ لاشه همچنين در راه سازي به خصوص درساخت پل و ديوار با مختصري تيشه داري استفاده مي كنند.

پر مصرف ترين سنگ از لحاظ شكل داري در ساختمان سازي،سنگ پلاك است.سنگ پلاك با ضخامت ۱ سانتي متر براي قرنيز اتاق ها،ضخامت ۲ سانتي متر براي فرش كف و نما سازي،ضخامت ۳ سانتي متر براي فرش كف حياط،ضخامت۴ سانتي متر براي پله استفاده مي شود.از ضخامت ۴ سانتي متر به بالا نيز براي مكان هاي مخصوص مانند ستون تزئيني و شومينه استفاده مي گردد.اگر روي سنگ پلاك را با تيشه هاي مخصوص خط بيندازند،به آن سنگ تيشه اي گويند.اين امر براي ممانعت از ليز خوردن براي سنگ هايي كه ر كف به كار ميروند صورت مي گيرد.

ويژگي هاي سنگ هاي ساختماني بايد به قرار زير باشد:

بي رگه،بدون حفره،لايه لايه نباشد،قلوه يا گره نداشته باشد.در برابر سايش و عوامل جوي مقاوم باشد.به اساني قابل بريدن با فرز دستي باشد.رنگ ثابت باشد.اگر سير رنگ باشد،امكان دارد در مقابل نور آفتاب و رنگ پر شود.

انواع سنگ از لحاظ شكل ظاهري

سنگ از لحاظ شكل ظاهري به دو دسته طبيعي و كار شد تقسيم بندي ميشود.

طبيعي:

۱-رودخانه اي:كه حداقل قطري برابر ۵سانتي متر دارد.كوچك ترين سنگ قلوه اي كه در ديوار سنگي به كار ميرود به قطر ۱۵ سانتي متر است.

۲-كوهي:لبه تيز بوده وبه آن قله سنگ هم گويند.

۳-لاشه:حاصل عمل انفجار است.

۴-سنگ لايه لايه يا تخته اي:استحكام نداشته وحداقل ضخامت آنها در كارهاي بناي ۸ سانتي متر است.

كار شده:

۱-سنگ قواره:با حذف گوشه هاي تيز وزائد سنگ لاشه به دست مي آيد.كوچكترين ابعاد آن نبايد از ۱۵ سانتي متر كمتر باشد.

۲-سنگ باد بر يا رگه اي :شكل تقريبا مكعبي داشته،با سطح نماي مربع يا مستطيل با حداكثر برجستگي ۴ سانتي متر در نما و حداقل عرض ارتفاع آن ۲۰و۱۵ سانتي متر است.براي ايجاد درگيري با ملات آنرا خراش داده وبه آن سنگ سر تراش گويند.

اگر ۴ وجه آن ملات خور باشد و با دقت گونيا شود، به آن سنگ سر تراش گونيا شده گويند.

۳-سنگ بادكوبه اي:سنگ سر تراشي است كه دورتا دور وجه نماي آن به عرض ۳تا۵/۱ سانتي متر با قلم تراش خورده و بقيه سطح نما تيشه داري شده است.حداكثر مجاز برجستگي(بار سنگ)۴سانتي متراست.به چنين سنگي علاوه بر بادكوبه اي،سنگ رگه اي كلنگي لب فيتيله اي گويند.

(سنگ سر تراش يا رگه اي كلنگي سنگي است با ابعاد نظير باد بر با حداكثر بار ۵/۱ سانتي متر،حداقل ارتفاع ۸ وسطح تحتاني و فوقاني ۱۲ سانتي متر و سطوح جانبي ۸ سانتي متر. به منظور داشتن درز ظريف سطوح قائم و افقي در نما از اين سنگ استفاده مي كنند .)

سنگ چند وجهي:ابعاد وجوه سنگ از ۱۰سانتي متر كمتر نباشد.

۶-سنگ پلاك:بر حسب پرداخت سطح نماي آن به نام هاي كلنگي،چكشي،تيشه اي،سوخته،پرداخته وساب خورده تقسيم ميشود.

آجر

آجر به خشت هايي گفته مي شد كه فرامين دولتي را روي آن مي  نوشتند. خاك رس از مصالح تهيه آجر است.لازم نيست كه اين خاك رس خالص باشد،فقط نبايد نا خالصي مانند ريشه گياهان،ذغال وچوب داشته باشد. زيرا اين مواد سوخته ،جايشان در آجر خالي شده و مقاومت آجر كم مي شود.

عمل آوري خاك در آجر به اين معناست كه خاك را عاري از نا خالصي كنيم.سيلوي ذخيره خاك بر خلاف ساير سيلوها فاقد وسايل جنبي مانند سيلوي سيمان است،يعني اگر سر پوشيده باشد كافي است.

با اضافه كردن ۲۰ درصد آب به خاك رس،آنرا تبديل به گل ميكنيم.آب نبايد با خاك رس تركيب شيميايي دهد. در روش سنتي گل را ۴-۳ ساعت به حال خود رها ميكنند تا خاك كاملا با آبمخلوط شود.آب زياد در گل پس از خشك شدن ،خشت را پوك و كم مقاومت ميكند.

قالب زني قذيمي با وسايل چوبي بوده و خشت بر اساس لغزندگي دانه ها شكل ميگرفت.

قالب زني جديد در كارخانه با پرس صورت ميگيرد.در اين امر از خاصيت لغزندگي دانه ها استفده نميشود،بلكه فشار عامل شكل گيري است.آب گل در اين نوع قالب زني ۸ درصد است كه ديگر نيازي به خشك شدن نيست.ميزان فشار متغير بوده،ولي هر چه آب در گل بيشتر باشد به فشار كمتري نياز است.يعني با ۸ درصد آب،فشاري حدود ۸۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع نياز است.

هر چه هوا در خشت كمتر باشد،دانه هاي ريز،فضاي بين دانه هاي درشت را پر كرده و جسمي تو پر با وزن مخصوص بالا حاصل ميشود وكه نتيجه آن آجري باربر و مقاوم تر است.

در برخي كارخانه ها،خشت زني در محفظه خالي از هوا انجام ميگيرد. خشك كردن خشت به طريق سنتي در فصول مختلف سال بين ۱۵-۳روز به طول مي انجامد. براي خشك كردنآجرآنچنان دقتي كه در خشك كردن كاشي لازم است ،مورد نياز نيست. خشك كردن خشت در تونل هواي گرم ۴۸ ساعت و در دالان خشت خشك كني ۷-۴ روز طول ميكشد.

به طور كلي توليد آجر  به دو صورت آجر فشاري و ماشيني است. آجر فشاري با ابعاد۲۰در ۱۰در  5 يا ۲۲در۱۱در ۵/۵ سانتي متر است.به دليل اينكه در ابتدا قالب با فشار انگشتان دست پر ميشود به اين نوع آجر فشاري گويند كه براي گري چيني وطاق ضربي استفاده ميشود.

منظور از گري چيني آجر پشتكار است كه روي آن با نما پوشانده ميشود. اما آجر ماشيني يا سوراخدار،آجري با ۸ يا ۱۰ سوراخ به قطر ۵/۱ تا۲ سانتي متر بوده كه به نام هاي ۸ سوراخه يا ۱۰ سوراخه معروف هستند.از آجر فشاري ترد تر بوده و مكندگي كمتري دارد.به دليل مكندگي كمتر،بهتر است درطاق ضربي استفاده نشود.در ديوار چيني،ملات به سوراخها نفوذ كرده واين امر باعث استحكام و يكپارچگي بيشتر مي شود.اين نوع آجر براي ديوار آجري مسلح نيز مناسب است كه براي مقاومت در برابر زلزله،از سوراخها ميلگرد عبوركرده كه موجب تسليح ديوار ميشود.ابعاد آجر ماشيني ۲۲در۱۱ در۵/۵ سانتي متر بوده و از آجر فشاري گونياتر وصافتر است.به طور كلي براي ديوار حمال نامناسب ولي براي تيغه چيني مناسب است.آجرماشينيوزني كمتر از آجر فشاري دارد.ولي به همراه ملات وزني تقريبا معادل آجر فشاري دارد.سوراخهاي آجر بايد ضخامت آنرا طي كرده و مجموع سطح مقطع سوراخها نبايد بيش از ۲۵% سطح بزرگتر آجر باشد.فاصله سوراخها از لبه آجر و نيز از هم،در هر بعد نبايد كمتر از۳۰%طول همان بعد باشد.

براي گري چيني رنگ مهم نبوده،بلكه مقاومت مهم است.آجر با رنگ زرد كم رنگ را آجر سفيد،آجر با رنگ زرد پررنگ را آجر بهي،آجر با رنگ قرمز را آجر ابلق وآجر با رنگ قرمز وزرد را آجر بهمني گويند.علت رنگي شدن آجرها به طريقه چيدن آنها در كوره ونحوه آتشدان ويا وجود اكسيد فلزات موجود در آجر بستگي دارد .

آجر ختايي آجري با ابعاد۲۰*۲۰*۵-۴سانتي متر و آجر نظامي يا قزاقي آجري براي فرش كف وحياط،كه فرش كف پادگانهاي نظامي اولين مورد استفاده آنها بوده است.ابعاد اين آجر ۴۰*۴۰*۵ سانتي متر است .

بر اساس استاندارد ۷ براي آجر هاي ماشيني رواداري ابعاد آجر در مورد آجر دستي در طول ۴+۲۱۰ ميليمتر،در عرض۳+۱۰۰ ميليمتر و در ضخامت۲+۵۵ ميليمتر است.در مورد آجر ماشيني اين رواداري در ۲+۲۲۰ ميليمتر،عرض ۱+۱۰۵ ميليمتر و ضخامت ۱+۵۵ ميليمتر است.

بنابراين بر اساس همين استاندارد ابعاد آجر دستي ۵/۵*۱۰*۲۱ سانتي متر وابعاد آجر ماشيني ۵/۵*۵/۱۰*۲۲ سانتي متر معرفي شده است.

آجر مرغوب خوب پخته شده،رنگي باز وروشن داشته و هنگام به هم كوبيدن صداي زنگ ميدهد.توپر ومتراكم تر بوده و كمتر در حمل و نقل ميشكند.

درجه بندي آجر به صورت استاندارد به صورت زير است:

آجر با كيفيت ويژه ودرجه يك،با خاصيت جذب آب ۱۵%، ميتواند فشار معادل ۳۵۰ كيلو گرم بر متر مربع را تحمل كند.آجر با كيفيت معمولي و درجه ۲،با خاصيت جذب آب ۱۶%  ميتواند فشاري معادل ۲۵۰ كيلوگرم بر متر مربع را تحمل كند. آجر با كيفيت مناسب ودرجه ۳،با خاصيت جذب آب۱۸%،ميتواند فشاري معادل ۱۵۰ كيلوگرم بر متر مربع را تحمل كند.براي مقاومت بيشتر اجر در برابر نيروهاي كششي آنها را كله راسته مي چينند.

شكلهاي مرسوم آجر

منظور از واژه سه قد در آجر سه چهارم آجر كامل است.منظور از نيمه يك دوم آجر كامل،چارك يك چهارم آجر كامل،كلوك كوچكتر از يك چهارم آجر كامل ولايه نصف آجر كامل با ابعاد۵/۲*۱۰*۲۰  سانتي متر است.

از ديگر قطعه هاي آجر با اشكال مختلف ميتوان از كاردي،دم كلاغي،قلمداني و… نام برد. به طور كلي به هر آجر كوچكتر از كامل،پاره آجر  مي گويند. تيشه داري آجر به معناي رنده كردن،گونيا كردن و تراشيدن سطوح آجر است،به طوريكه آجرها به ابعاد مورد نظر درآمده و حتي المقدور مستوي و گونيا شوند.

آجر جوش

آجر جوش آجري است كه در حرارت بالا،خاك رس آن روان شده،شيشه اي ميشود. رنگ اين آجرها متمايل به سبز بوده و خاصيت مكندگي بسيار كمي حدود ۳-۲ %دارد.از آجر معمولي تردتر و شكننده تر بوده واستفاده از آن براي ديوار حمال و مخصوصا طاق ضربي ممنوع است .

اين نوع آجر به علت غير قابل نفوذ بودن در برابرآب،و مقاومت در برابر عوامل جوي و اسيد وباز براي فرش كف كانال فاضلاب مناسب است.در تهيه آجر جوش مواد گداز آور مثل اكسيدهاي آهن بيشتر استفاده ميشود وحرارت كوره را تا ۱۲۰۰ درجه ميرسانند.بايد ازجاري شدن آجر ممانعت به عمل آيد.قبل ازتهيه بايدحد جاري شدن خاك را مورد بررسي قرار داد. وزن مخصوص آجر جوش از آجر معمولي بيشتر و حدود ۹/۱ است.

امراض آجر

از جمله امراض آجر،آلوئك وسفيدك است.آلوئك به علت وجود CaCO3  در مواد اوليه آجر پديدار ميشود.همچنين آهك شكفته،آهك سوخته و منيزيم سوخته نيز باعث ايجاد آلوئك ميشود.سفيدك ها به صورت سفيدكهاي كربناتي،سولفاتي،كلروري  و نيتراتي هستند.اگر نمك اين اسيدها در مواد اوليه آجر باشد،آب باران با دي اكسيد كربن هوا تركيب شده و CO3  H2را كه اسيدي ناپايدار است،توليد مي كند.اين اسيد با كربناتها يا سولفاتها تركيب شده و نما را سفيدكي يا شوره اي ميكند.براي رفع سفيدك،ابتدا نوع نمك را تعيين كرده و از حلالهاي مخصوص يا گوني وبرس سيمي براي رفع آن استفاده ميكنند.

نكات كلي در مورد آجر و آجر چيني

ديوار چيني بايد كاملا شاقول وقائم باشد.ضخامت بندهاي آجري نبايد كمتر از ۱۰ميليمتر و بيشتر از ۱۲ ميليمتر باشد وبايد عمق آن در نماي آجري ۱۵ ميليمتر باشد.با توجه به آب وهوا،آجر حدود ۶۰ دقيقه خيسانده ميشود.(زنجاب)

اگر به جاي ملات ماسه سيمان ۱:۳ از ملات باتارد۱:۱:۶ استفاده شود،اگر چه مقاومت ملات ۴۰%كاهش ميابد ولي مقاومت آجر كاري فقط۴%كاهش خواهد يافت.نبايد اختلاف ارتفاع ديوار چيني در موقع چيدن در يك قسمت با قمتهاي ديگر بيش از يك متر باشد. پيوند بين ديوارهاي متقاطع بايد به صورت لابند ودر كنجها به صورت لاريز اجرا شود.

ضريب لاغري عبارتست از نسبت ارتفاع به عرض مقطع ستون يا ضخامت ديوار.ضريب لاغري ديوار هاي آجري باربر با ملات ماسه سيمان نبايد از۱۸ بيشتر شود و در صورتي كه ا ملات ماسه آهك استفاده ميشود،ضريب لاغري از ۱۲ تجاوز نكند.اتصال ديوار به سازه فلزي با استفاده از۵۰ سانتي متر ميلگرد قطر۸ است،كه۳۵ سانتي متر آن داخل ملات بوده و بقيه به ستون جوش ميشود و اين عمل در هر متر تكرار ميشود. اتصال ديوار به سازه بتني با ميلگرد قطر ۱۰ به طول ۶۰ سانتي متر است،كه به صفحه فولادي در بتون جوش ميشود.

نعل درگاه و چارچوب همزمان با ديوار اجرا ميشود.بناي با آجر زير ۵%درجه مجاز نيست. ملات آجر كاري را تا ۳ روز بايد مرطوب نگهداشتو. عرض بند كشي را ۱۰ ميليمتر ميگيريم.نقش بند كشي پذيرش انبساط وانقباض سطحي و موضعي و جلو گيري از نفوذ آب است. ملات بند كشي بايد ريز دانه ومتراكم بوده تا مانع ايجاد خاصيت جاذبه مويي شود.حداقل  عيار ملات ماسه سيمان بند كشي ۴۰۰ كيلو گرم سيمان در متر مكعب ماسه بوده وبايد ماسه آن ماسه بادي باشد وقطر سنگدانه از ۱ميليمتر بيشتر شود.

كاشي

كاشي قطعه سنگ مصنوعي است كه سطحي صيقلي دارد وبه راحتي تميز مي شود و مخصوص محل هايي است كه امكان رشد ميكروب وجود دارد. آجرجوش را نيز ميتوان يك نوع كاشي دانست .

كاشي از دو قسمت تشكيل ميشود :

۱-قطعه سفالي و اصلي كه استخوانبندي كاشي است.

۲-لعاب روي آن كه ماده اي است شيشه اي.

نكته مهم كه بايد به آن توجه شود مساوي بودن ضريب انبساط اين دو قسمت است.

انواع كاشي:

۱-كاشي درجه ۱:كاملا سالم وهيچ نقضي چه در سطح،چه در كناره ها ندارد.

۲-كاشي درجه ۲:الف:كاشيهاي كه با فاصله دو سانتي متر،در تمامي كناره هاي سطح لعاب دار آنها بيش از يك يا دو خال،به قطرحداكثر ۵/۰ ميليمتروجودداشته باشد.

ب:كاشي هاي كه در تمامي كناره هاي سطح لعابدارشان فقط يك لعاب نگرفتگي حداكثر به ابعاد ۲در۳ ميليمتر وجود داشته باشد.

۳-كاشي درجه ۳:

الف:كاشي هايي كه درسطح لعابدارشان فقط يك خال،به قطر ۳ميليمتر وجود داشته باشد.

ب:كاشي هايي كه درسطح لعابدارشان فقط دو يا سه خال،به ۵/۰ ميليمتر  وجود داشته باشد.

ج:كاشي هايي كه در يكي از چهار لبه شان تنها يك لعاب نگرفتگي،حداكثر به ابعاد ۳در ۱۰ ميليمتر وجود داشته باشد.

د:كاشي هايي كه در كناره سطح لعابدارشان فقط دو لعاب نگرفتگي،حداكثربه ابعاد۲در ۵ ميليمتر وجود داشته باشد.

ه:كاشي هايي كه در يكي از چهار گوشه شان تنها يك لب پريدگي،حداكثر به ابعاد ۳در ۵ميليمتر وجود داشته باشد.

و:كاشي هايي كه در يكي از چهار گوشه شان تنها يك لب پريدگي،حداكثر به ابعاد۲در ۳ ميليمتر و در سطح لعابدارشان يك خال به قطر حداكثر۵/۰ ميليمتر وجود داشته باشد.

كاشي صادراتي مخلوطي از درجه ۱ و ۲ است.

سراميك:به كاشي كوچك با ابعاد ۱ در ۱ سانتيمتر و بيشتر،سراميك گويند.آنها را از سمت لعابدار روي سطح كاغذ به ابعاد ۳۰در ۳۰ سانتيمتر مي چسبانند.براي مصرف آنرا ۴۸ ساعت خيسانده و كاغذ به راحتي جدا مي شود.براي كاشي معرق به آن ۳۵ درصد وزني گردسنگ آهك افزوده كه CaO  باعث پوك شدن كاشي و عدم خرد شدن زير ضربه مي شود.

سراميك

امروزه سراميك به تمام موارد غير فلزي و غيرآلي اطلاق مي شود كه از خاك ساخته شده و مصرف صنعتي دارند.ساختار فيزيكي سراميك شامل تك بلوري، چند بلوري،شيشه اي يا تركيب شيشه اي و چند بلوري است.محصولات سراميك صنعتي عبارتست از شيشه،سيمان،نسوزها،لعابهاي پرسليني،گرافيت و الماس.

انواع محصولات سراميكي در موارد زير كاربرد دارند:

در ديوار،سقف، نما،پوشش دروني ديوار و كف،مصالح بهداشتي و موارد خاص.

قير

قير جسمي متشكل از هيدروكربور با وزن بالا و رنگ مشكلي براق است.مصرف قير در ساختمان به علت غير قابل بودن و نفوذ بودن و در راهسازي به علت خاصيت چسبندگي و نيز غير قابل نفوذ بودن است.قير در ساختمان نيروهاي كششي و فشاري و در راه سازي نيروهاي كوبيدن،مكيدن و خراشيدن را تحمل مي كند.قير در مقابل عوامل جوي مانند گرما،سرما،يخبندان مقاوم و در درجه حرارت هاي معمولي تغيير حالت نمي دهد.قير به دو دسته معدني و پالوده تقسيم مي شود.

قير معدني،با ناخالصي زياد در طبيعت يافت مي شودو امكان دارد به صورت آزاد يا به صورت ماسه يا سنگ قيري در طبيعت موجود باشد.قير پالوده سنگين ترين عنصر نفت خام بوده و مصرف عمده قير دنيا از نوع پالوده است.قير پالوده در دماي ۳۵۰ درجه در روند حرارت دان به نفت خام به دست مي آيد.

قير در عايقكاري

عايقكاري با قير گوني در بارندگي و يا بر سطح مرطوب مجاز نيست.قير جامد را بايد گرم مصرف كرد.عايقكاري در دماي زير ۴ درجه مجاز نيست.قير را نبايد بيش از ۱۷۵ درجه حرارت داد،زيرا مواد فرار آن تبخير مي شود.مصرف ادوات سوراخ كننده غير مجاز است.هم پوشاني سطوح،در عايقكاري با قير گوني ۱۰ سانتيمتر است.در سطوح شيبدار،عايقكاري از رقوم پائين به بالا صورت گرفته و هم پوشاني بايد طوري باشد كه امكان رفتنآب به زير عايق نباشد.عايقكاري يك لايه در سطح شيبدار از رقوم پائين به بالا صورت عمود بر خط شيب سطح انجام مي شود.

در جائيكه اختلاف دماي شب و روز زياد است،بهتر است از قير دميده۱۵۰ تا ۹۰ يا ۲۵تا ۸۵ يا مخلوطي از ايندو مورد با قير ۱۰۰-۸۰،۷۰-۶۰،۵۰-۴۰ استفاده كرد.امولسيون را تا چند ماه قابليت نگهداري دارد،به شرطي كه بشكه هر چند وقت يكبار چرخانده شود.مخلوط شدن امولسيون ها با بار هاي الكتريكي مختلف ممنوع است،زيرا موجب شكستن آنها مي شود.از انبار كردن امولسيون در دماي زير ۲ درجه خودداري شود.

قير،جسم سياه داراي هيدروكربورهاي گوگرد دار و اكسيژن دار است كه در روغن هاي معدني حل مي شود.براي قير هاي معدني ايران نمي توان درجه اب شدن را اندازه گرفت،زيرا درجه آب شدن نزديك به درجه الو گرفتن است.سنگ قيري را براي ساخت رويه اسفالت كوبيده و به صورت بتن آسفالتي مصرف ميكنند.ماسه آسفالتي شامل سنگ قيري با ۱۰ درصد (وزن ماسه)قير و به صورت آسياب شده است.

شيشه

شيشه جسمي سخت بوده و سختي آن ۸ است.همه اجسام به جز الماسه را خط مي اندازد.با وزن مخصوص۵/۲،ترد و شكننده است.شيشه در مقابل تمام مواد شيميائي حتي اسيدها و بازهاي قوي،مقاوم است و فقط اسيد فلوئويدريك HF آنرا را در خود حل مي كنند.

شيشه معمولي اشعه فرابنفش را از خود عبور نمي دهد.ضريب هدايت حرارتي شيشه معمولي زياد است و حتي به ۱ هم مي رسد.اين امر با ضخامت شيشه نسبتي ندارد و تغيير محسوسي نمي كند.حرارت هاي بالا باعث شكستن شيشه مي شود،كه راه حل آن استفاده از شيشه ضدآتش است.شيشه ها را با الماس خط مي اندازند و مي برند.سختي شيشه ۶ تا ۷ بوده و تاب فشاري آن ۶۰ تا ۱۲۰ كيلو گرم بر سانتيمتر مربع و تاب كششي آن ۳۰ تا ۹۰ كيلو گرم بر سانتي متر مربع است.مقاومت شيشه نسبت مستقيم با ضخامت و جنس آن دارد.ضخامت شيشه هاي معمولي ساختمان ۳ تا ۸ ميليمتر است. HF شيشه را مات مي كند.حتي رطوبت هوا همراه گاز كربنيك بهد از مدتي شيشه تار مي كند.

شرحي ديگر بر انواع شيشه

۱-شيشه معمولي با ضخامت ۵/۲ تا ۲۵ ميليمتر(معمولي تا سنگين).

۲-شيشه مشجر با ضخامت هاي ۳،۴ و۶ ميليمتر كه از غاتك زدن نوار شيشه مذاب توليد مي شود.

۳-شيشه تزئيني كه شيشه را با ماسه يا اسيد،طرح دار مي كنند و براي محيط مرطوب مناسب نيست،زيرا تعرق،كدر بودن آن را از بين مي برد.در شيشه هاي اسيذ شور،اثر روغن و گريس و انگشت به سختي پاك مي شود.

۴-شيشه هاي جاذب حرارت كه به رنگ هاي سبز،برنزي و خاكستري ساخته مي شوند.مواد معدني اين سه رنگ در جذب حرارت تاثير دارد.درصد جذب حرارت نسبت مستقيم با ضخامت شيشه دارد.

شيشه انعكاسي(بازدارنده)كه در يك سطح آن ،يك لايه انعكاسي از جنس فلز يا اكسيد فلزي وجود دارد كه مي بايست قسمت لعاب داده شده به سمت داخل ساختمان باشد(همان شيشه رفلكس است).

۶-شيشه طلق دار(اطمينان)به صورت چند لايه بوده كه بين آنها ورقه هايي از نايلون شفاف و تحت فشار وجود دارد.اين امر باعث افزليش مقاومت شيشه مي شود.شيشه طلق دار به عنوان عايق صوت،جاذب حرارت،كاهنده شفافيت و شيشه ايمني كاربدر دارد.از شيشه طلق دار به عنوان شيشه خودرو نيز استفاده مي كنند،زيرا در موقع خرد شدن فرو نمي ريزد.از چسباندن چند لايه شيشه طلق دار به يكديگر مي توان شيشه ضد گلوله ساخت.

۷-شيشه نشكن (آبديده)از حرارت دادن مجدد به شيشه معمولي تا ۷۰۰ درجه وسرد كردن ناگهاني آن به طور كنترل شده دست مي آيد.درنتيجه مقاومت آن،۳تا۵ برابر افزايش مي يابد.شيشه نشكن در برابر ضربه و شوك حرارتي مقاوم بوده وبه عنوان شيشه ويترين مغازه ها،درهاي  شيشه ي وپنجره ي جانبي اتومبيل استفاده ميشود.

۸-شيشه ي مضاعف (دو جداره)كه عايق حرارتي وصوتي است .داراي دو جداره بود كه بين آن يا خلا است و يا مواد خشك كننده اي مانند سيليكاژل پر ميشود .

۹-شيشه مسلح كه داراي ضخامت  4 تا ۶ سانتي متري است.

۱۰-شيشه ضد آتش كه اكسيد بوريك دارد و سيليس آن نسبت به شيشه معمولي بالاتر است.

۱۱-پشم شيشه از شكل پذيرترين مصالح و عايق حرارتي است.بهترين پارچه ضد آتش را از پشم شيشه مي سازند.با استفاده از آلياژ پشم شيشه وپلاستيك فايبرگلاس توليد ميكنند.

۱۲-شيشه اسفنجي به صورت شيشه حبابدار يا مخلوطي از شيشه آسياب شده و كربن است.با وزن فضائي ۲/۰ قابليت اره كاري و سوراخ شدن دارد.۸درصد حجم آن شيشه است.

۱۳-شيشه محلول يا آب شيشه معمولا تنها سيليكات سديم است.حلال در آب،چسبنده،مقاوم در برابر آتش و نفوذ هوا بوده و از آن براي آب بندي سطح بتني استفاده مي كنند.

۱۴-بلوك شيشه اي،به صورت دو تكه ساخته ميشود. عايق حرارتي و صوتي مناسبي است. دو نوع تزئيني و كاربردي را شامل مي شود. در بلوك ها الياف سبز يا سفيد مي ريزند كه مانع شدت نور و افزايش آني گرما است. آجر شيشه اي توپر بوده،اما بلوك شيشه اي تو خالي است.

۱۵- شيشه سراميكي،كه در اثر دادن حرارت زياد به شيشه در اجاق سراميك پزي توليد مي شود. در اين صورت مولكول هاي شيشه به صورت متبلور در مي آيند و كاربرد صنعتي دارد.

در آزمايشات شيشه اگر با زاويه ۶۰ درجه شي در يك متري باشد،بايد درست ديده شود. اگر ابعاد شيشه نصب شده بسيار بزرگ باشد،حتما بايد از ارتعاش گير كمك گرفت. كتيبه هاي بزرگ و نيز نصب كتيبه به سقف كاذب نياز به پروفيل كشي دارد. در نصب شيشه مشجر حتما سمت مشجر بايد رو به بيرون باشد.

ملات

به چسب ها در اصطلاح كارگاهي ملات مي گويند. ملات ها داراي خواص زير هستند:داراي خاصيت چسبندگي بوده و اين خاصيت در يكي دو ساعت پس از مصرف بروز و پس از ۱۲-۱۰ ساعت به حداكثر برسد. خاصيت چسبندگي و ساير خواص را بري مدت ها(به اندازه عمر ساختمان)حفظ كنند. در برابر عوامل جوي مقاوم باشند.شكل پذير و نفوذ پذير بوده و مقامت كششي و فشاري مساوي ضعيف ترين عضو را دارا باشند.

ملات شامل دو جز چسب و جسم پر كننده است. جسم پر كننده ۸۰ درصد حجم ملات را به خود اختصاص مي دهد. به طور كلي ملات ها به دو دسته زودگير و ديرگير تقسيم بندي مي شوند.

ملات هاي زودگير:

در ملات هاي زود گير ماده چسبنده گچ بوده كه در تيغه هاي ۵ سانتيمتري ونصب موقت قطعات به يكديگر يا به ديوار مصرف دارند.اين نوع ملات ها از ۴-۳ دقيقه شروع به سخت شدن مي كنند و     15-10دقيقه اتمام سخت شدن آنهاست.

انواع ملات هاي زودگير:

۱-گچ و خاك:پرمصرف ترين ملات زود گير با نسبت مصرفي گچ و خاك ۱به۱ بوده كه خاك مصرفي،ملات را پلاستيك تر و ديرگيرتر مي كند.استفاده از اين ملات در آب و هواي خشك مجاز و در آب و هواي مرطوب ممنوع است.اين ملات در تيغه هاي ۵ سانتيمتري ،زير كاري سفيد و طاق ضربي مصرف مي كنند.

در ساخت ملات ملات گچ وخاك،از زمان ريختن گچ وخاك در آب تا پايان مصرف۱۰ تا ۱۵ دقيقه بيشتر نشود.پس از ريختن ۵ دقيقه ملات را به حال خود رها كرده و بعد مصرف مي كنند.

۲-ملات گچ:زودگير و سفيد است. از گچ براي سفيد كاري يا براي نصب موقت قطعات استفاده مي كنند.به آجري كه به وسيله گچ به سطح عمودي ديوار چسبانده مي شود پكفته يا پاكوفته گويند.

۳-سيمان زودگير.

ملات هاي ديرگير:

اين ملات ها اغلب در مجاورت هوا و گاهي هم در زير آب سخت مي شوند.زمان سخت شدن آنها از دو ساعت شروع  تا ۴۸ ساعت تقريبا به ۸۰درصد سختي خود مي رسند.

انواع ملات هاي ديرگير:

۱٫ملات گل:چسبندگي زيادي نداشته و نمي تواند هيچ گونه نيروي جانبي را تحمل كند.براي تسيح مي توان به آن كاه افزود.

۲٫ملات گل آهك:با نسبت ۲۵۰تا ۳۰۰ كيلو گرم آهك در متر مكعب خاك ساخته مي شود. توانايي تحمل نيرو هاي جانبي را نداشته و مي بايستي چند روز نخست آنرا مرطوب نگه داشت.ملات گل آهك،ملاتي آبي لست و عامل سخت شونده ي آن سيليكات كلسيم است.

۳٫ملات ماسه آهك:اگر به جاي خاك از ماسه كفي(ماسه اي كه با خاك مخلوط است و شسته نيست)در گل آهك مصرف شود،ملات جديد ،ماسه آهك است.اين ملات مي بايست مانند گل آهك چند روزي مرطوب باشد و گرنه مي سوزد و خاصيت چسبندگي خود را از دست مي دهد.با نسبت ۳۰۰كيلو گرم آهكدر متر مكعب ماسه ساخته مي شود.به عبارتي اين ملات همان ملات آهك هوايي است.(ساروج گرم همان ملات آهك آبي است.)

نسبت متداول آن ۱ قسمت آهك به ۳ قسمت ماسه است.ماسه در آن باعث ورود هوا به ملات و جلوگيري از كم شدن حجم و افزايش مقاومت مي شود.ملات ماسه آهك براي لاي جرز نامناسب است،زيرا هوا كه براي سخت شدن ضروريست به ملات نرسيده و ملات نمي گيرد.

وجودخاك در ملات ماسه آهك تا حدي باعث گرفتن به صورت آبي مي شود.عامل سخت شدن در ملات ماسه آهك تشكيل كربنات كلسيم است.ملات ماسه آهك براي آجر چيني مصرف دارد.

۴٫ملات باتارد يا حرام زاده:مخلوطي از ماسه و سيمان (۱۰۰تا ۱۵۰ كيلو گرم در متر مكعب ماسه) و آهك (۱۵۰تا ۲۰۰ كيلو گرم در متر مكعب ماسه)است وبايد بعد از مصرف به مدت ۴۸ ساعت در محيط مرطوب قرار گيرد.ملات باتارد مانند ملات ماسه سيمان تهيه مي شود،با تفاوت كه براي تسريع گيرش و افزايش مقاومت و حالت خميري و كارايي بهتر به آن سيمان مي افزايند.در بنايي با سنگ كاربرد زياد دارد.اگر نسبتي مشخص نشده باشد،نسبت ماسه ۵،سيمان۱ و آهك ۱ (۱:۱:۵) مناسب است.

۵٫ملات ماسه سيمان:مرغوب ترين و رايج ترين ملات مورد مصرف است كه ماسه بايد حتما شسته شده باشدو ميزان ريزدانه (خاك) حداكثر ۵درصد باشد.متداولترين نسبت ملات ماسه سيمان۱ قسمت به ۵ قسمت ماسه(۱:۵)است.براي ساختن بتن و ملات ،واحد شن وماسه ،مترمكعب و واحد سيمان،كيلوگرم است.در ساخت اين ،سيمان را به ماسه افزوده ،مخلوط مي كنند و سپس آب را مي افزايند.از زمان مخلوط كردن ماسه سيمان تا مصرف بيش از دو ساعت نشود.

ملات مي بايست ۳ دقيقه در ملات ساز بچرخد.در اضافه كردن آب به ملات،بايد آب را از يك گوشه افزود و از ساختن آبخوره جلوگيري كرد.زيرا سيمان را كه سبك است شسته و همگني را بهم مي زند.بهتر است ملات ملات را در طشت فلزي ساخت،تا شيره ملات(آب و سيمان)جاري نشده و به زمين فرو نرود.از مصرف ماسه سيماني كه يك ساعت از ساختن آن گذشته بايد برخورداري كرد.ملات ماسه سيمان را به نسبتهاي ۱:۲ تا ۱:۶ مي سازند كه در كارهاي مختلف از نسبت هاي زير استفاده مي كنند:

در كارهاي بنايي ۱:۶ تا ۱:۸،در طاق هاي قوسي و اندود سيماني ۱:۳ تا ۱:۴،در بند كشي ۱:۲ تا ۱:۳٫

۶-شفته اهكي:براي ساختن پي،پله،جلوگيري از نشست ساختمان،پايدار كردن زمين و …مصرف دارد.آنچه موجب گرفتن و سخت شدن و بالا رفتن مقاومت شفته آهكي مي شود،واكنش شيميائي خاك رس با دوغاب آهك بوده كه عامل سخت شونده سيليكات كلسيم است.در ساختن شفته بهتر است به جاي گرد آهك شكفته يا خمير آهك شكفته  از دوغاب اهك با نسبت ۲۰۰تا ۲۵۰ كيلو گرم آهك در متر مكعب آب استفاده كرد.شفته اهكي ملات آبي است و در ساخت آن مي توان از هر خاكي استفاده كرد،ولي بهترين خاك،خاك زمين شني با دانه بندي پيوسته،با ۲۵ درصد ريز دانه(خاك) و ۱۵ درصد خاك رس است.

چوب

چوب جسمي است بيولوژيكي تشكيل شده از آب،سلولز و مقداري كمي خاكستر كاني هاي مختلف. قسمت اصلي چوب سلولز  به مقدار ۶۰ درصد وزن چوب است.ميزان خاكستر و ساير مواد ۴۰ درصد يا بيشتر است.مقدار آب در چوب بر حسب نوع درخت و نيز فصل قطع درخت فرق مي كند.آب در افرا ۳۷ درصد،در توسكا ۵۱ درصد و در تبريزي ۶۱ درصد است.

در اصطلاح نجاري به چوبي كه در اثر تغيير درجه حرارت و رطوبت شكل خود را حفظ نكرده،تغيير حجم بدهد،چوب كاركرده گويند.چوبب خشك شدهكار نمي كند.چوب جسمي است هيگروسكپيك يعني خاصيت جذب و دفع آب دارد.

آب چوب

۱-آب ازادكدر حفره هاي بين سلولي و فضاهاي خالي درون چوب موجود است.

۲- آب پيوسته:

الف:آب مولكوليكدر ساختار مولكولي ياخته چوب است و در اثر خشك شدن از بين نمي رود.

ب:آب آغشتگي:آب ديواره هاي ياخته چوب است.

ج:آب شعريه:آب موجود در رگ هاي موئين بوده و به صورت آزاد در حفره ياخته چوب موجود است.

منظور از خشك كردن چوب متصاعد كردن آب آغشتگي و شعريه تا درصد معيني است. رطوبت چوب تر(تازه قطع شده)در بعضي گونه ها به ۱۷۰ و حتي ۲۰۰ درصد چوب خشك مي رسد.چوب با رطوبت ۸ تا ۲۰ درصد را چوب خشك گويند.مي توان با رنگ كردن چوب،از كار كردن آن جلوگيري كرد.

رطوبت چوب مورد استفاده در داربست و تير هاي برق ۲۰ تا ۲۵ درصد،رطوبت چوب صندوق سازي و ساختماني ۱۵ تا ۱۸ درصد،رطوبت چوب در و پنجره و نماي بيروني ساختمان ۱۴ تا ۱۶ درصد،رطوبت چوب پاركت و مبلمان و تزئينات ۱۰ تا ۱۲ درصد و در ساير كارهاي ظريف۸ تا ۱۰ درصد است.

معايب چوب

معايب چوب شامل معايب رويش و معايب عمل آوري است.

معايب رويش:

۱-گره ها:محل روئيدن شاخه است. اگر تيره تر و از چوب جدا باشد،گره مرده است واگر وصل به چوب باشد،گره زنده است كه چوب را خوش نقش مي كند.

۲-پيچ خوردگي :پيچ خوردگي يا در اثرباد ونيروي يكطرفه ايجاد مي شود و يا به علت تابش يكطرفه خورشيد به وجود مي آيد.

۳-بد روئيدن درخت:

الف:دراثر مشكلات بيولوژيكي ايجاد مي شود .از جمله اين مشكلات دل قرمزي بوده كه بيشتر در راش ديده ميشود.

ب:بد روئيدن در اثر ناموازي بودن تارهاي درخت با مركز كه به آن كج تاري گويند. درخت اكاليپتوس طبيعتا كج تار است.

ج:بد روئيدن در اثر دور و نزديك بودن تارهاي درخت با مركز آن ،كه به آن موج داري گويند.

۴-شكاف وگسيختگي :اگر شكاف در جهت شعاع درخت و عمود بر دوايرساليانه باشد،به آن دل گسيختگي واگر شكاف به صورت حلقه اي باشد،به آن گرد گسيختگي گويند.ايندودر اثر تغيير  شرايط محيطي ايجاد شده و براي تخته ي زير پا نا مناسبند.

۵-چند قسمت شدن درخت كه ناشي از چند ريشه داشتن درخت است.

اندازه كردن چوب را گندگي كردن گويند.قبل از مصرف چوب بايد مدتي براي هم رطوبت شدنش با محيط اختصاص داد.مبارزه با حشرات مضر چوب با مواد شيميائي يا قير و قطران براي تراورس راه آهن و رنگ انجام ميشود.مهم ترين معايب چوب مربط به گره و شكاف است.

اگرچوب در شرايط ثابت آب و هوا و رطوبت باشد،عمرش از صد سال متجاوز خواهد بود،ولي در شرايط متغير به سرعت مي پوسد.عمل آوري چوب با سه روش تحت فشار،مواد شيميائي ورو سوزي انجام ميشود .

محصولات چوبي

۱-نئوپان :نئوپان با وزن مخصوص نئوپان ۶/۰ تن بر مترمكعب مخلوط خرده چوب و ۱/۰ چسب است .نئوپان تغيير شكل نمي دهد ودر  مقابل رطوبت رطوبت باد نمي كند. حداكثر رطوبت چوب آسياب شده مصرفي ۱۰درصد است. اگر خرده چوبها در جهت طولي باشد،باعث بهتر شدن خواص مكانيكي و ناهمگني باعث افزايش تاب خمشي مي شود.

۲٫تخته سه لا:تخته هاي با لايه هاي فرد۳،۵،۷،۹ هستند كه به آن تخته فنري هم گويند.لايه هايي به ضخامت ۵/۱ ميليمتر كه عمود بر يكديگر با چسب چسبانده مي شوند و تحت فشار و حرارت قرار داده و در محيطي با دماي ۵۰ درجه نگهداري تا چسبندگي به حداكثر برسد و آنها دوباره خشك مي كنند.چسب مصرفي از جنس فرم آلدئيد است.از جمله مزاياي تخته سه لا كم كردن هم كشيدگي و واكشيدگي، پايداري در برابر نيروهاي عمود بر الياف و كاهش اثر رطوبت به خاطر وجود چسب ميتوان نام برد.

۳٫روكش:از جنس چوبهاي خوش نقش بوده و شامل لايه هاي ۱ ميليمتري است. رطوبت را با عمل خشك كردن به ۱۵ درصد مي رسانند.

۴٫فيبر:خرده چوب را آسياب كرده،تحت فشار قرار مي دهند.وزن مخصوص فيبر ۳۵/۰ تا ۳۵/۱ بوده كه براي مبل سازي،بسته بندي استفاده مي شود.فرميكا نوعي فيبر با لعاب ملامينه است.

ضخامت فيبرها بيش از ۵/۱ ميليمتر و كمتر از نئوپان است.فيبر باد نمي كند،جمع نميشود و سخت و با دوام است.براي ضد آب كردن به آن پارافين و ضد آتش و ضد حشره مي افزايند.تاب فشاري فيبر ۱۴ تا ۲۸ كيلوگرم تا سانتي مترمربع و تاب كششي آن ۷ تا ۲۱ كيلوگرم تا سانتي مترمربع است.

۵٫پاركت يا فرش چوبي:در برابر سايش مقاوم اند و از چوب درختان خوش نقش ساخته مي شود.

حفاظت چوب:

۱٫پوشاندن سطح چوب:

الف.به وسيله لاكي كه آنرا در الكل صنعتي حل كرده و استفاده ميكنند.

ب.با ورني،ورني طبيعي مانند صمغ گياهي يا مصنوعي مانند پلاستر و ملامين.

ج.با رنگ كه شامل مواد رنگي مخلوط با روغن ها و مواد فرار مانند تربانتين است.

د.با بتانه كه براي چوبهاي كه آوند درشت بهاره دارند،مناسب است.

۲٫سوزاندن سطح چوب:هدف از اشباع چوب با مواد شيميايي،بالا بردن دوام  تاب مكانيكي و پائين آوردن احتمال اشتعال است. اشباع بيشتر براي تراورس هاي راه آهن و شمع هاي تلگراف مناسب است. ماده اشباع كننده بايد داراي خواص زير باشد:

كشنده حشرات باشد،باعث تخريب چوب نشود،قابليت هدايت حرارتي و الكتريكي چوب را افزايش ندهد، در چوب نفوذ نكند، خواص مكانيكي چوب را افزايش دهد(حداقل كاهش ندهد)، با آب شسته و تجزيه نشود.چوبها را به وسيله مواد حاصل از تقطير زغال سنگ(قطران)با فشار يا بدون فشار اشباع مي كنند.

بهترين نوع چوب براي قالب بندي نراد بوده كه چوبي نرم و قابل انعطاف از نوعي كاج است.چوب در و پنجره بايد از كاج و صنوبر،خشك و فاقد شيره گياهي و عمل آمده باشد.اتصالات پنجره هاي چوبي بايد كام و زبانه باشد.

اانواع اتصالات چوبي شامل دم چلچله اي،كام و زبانه،نيم و نيم و كليدي است.

فولاد پرمصرف ترين فلز صنعتي،فولاد است .فولاد با ۲/۰ درصد كربن دار در ۱۵۲۰ درجه و با ۸۵/۰ درصد كربن دار در ۱۴۶۰ درجه ذوب مي شود.كربن در فولاد نرم ۹۰/۰ تا ۲۵/۰ درصد،در فولاد نيمه سخت ۲۵/۰ تا ۵۵/۰ درصد،در فولاد سخت ۶/۰ تا ۲/۱ ذرصد،در فولاد ساختماني ۳۵/۰ تا ۵/۰ درصد و در خشكه ابزار سازي ۵/۰ تا ۵/۱ درصد است.

از جمله انواع روش هاي فولاد سازي مي توان به روش اكسيژن(بسمر)،اپن هارت(زيمن مارتن)،كوره الكتريكي و روش پاتيل اكسيژن اشاره كرد.كوره الكتريكي ،فولاد با كيفيت و ضد زنگ،ضد اسيد و ضد حرارت توليد مي كند كه گرانترين روش فولاد سازي است.منگز در فولاد باعث تاپ كششي بالا و تردي،گوگرد باعث كاهش تاب ضربه اي و فسفر باعث ترد و شكننده شدن فولاد مي شود.

مس و كرم،فولاد را ضد زنگ مي كند.از فولاد حاوي كرم براي توليد قاشق و چنگال و از فولاد حاوي مس براي توليد سپر و شمع فولادي و در ساختمان دريايي استفاده مي كنند.حرارت فولاد سازي حدود ۱۶۰۰ درجه است.

مقاطع فولادي:

مشخصه فولاد ساختماني،حداقل مقاومت نهائي در آزمايش كشش استاندارد بر حسب Mpa  (IPB-IPE-INP ) يا كيلو گرم بر سانتيمتر مربع است ST بيان مي شود.از جمله پروفيل هاي فولادي Z-T-I-u و…   است.سري  مقاومت خمشي مناسب است.ناوداني ‍CNP-UNP)) مقاومت خمشي كافي نداشته و در تير هاي مشبك و مركب و جفتي استفاده مي شود.سپري براي ساخت شيرواني،در،پنجره،اسكلت و سقف كاذب به كار مي رود.نبشي هم مانند سپري مورد استفاده قرار مي گيرد.  براي زير سازي و بستن ورق فلزي يا آزبست در سقف شيرواني استفاده مي شود.ابعاد متداول ميلگرد ساده و آجدار از ۵ تا ۲۲۰ ميليمتر،چهار گوش ۶ در ۶ تا ۱۵۰ در۱۵۰ ميليمتر و ۶ ضلعي با ابعاد ۱۳ تا ۱۰۳ ميليمتر است.حد جاري شدن ميلگرد ها ۲۲۰۰ كيلوگرم بر سانتي متر مربع براي فولاد نرمه،۳۴۰۰ تا ۴۲۰۰ نهاآآاااااااادذآا«مممننتتايابقهثتقتنتبنيبقعقثثقعخخممممنتنتتالالللللللل۵۲۵۵۸ن۶نننننن-نهغفقف۰۶۲۸ كيلوگرم بر سانتي متر مربع براي فولاد نيمه سخت و ۵۰۰۰ كيلوگرم بر سانتي متر مربع براي فولاد سخت است.ضريب پواسون فولاد ساختماني ۳/۰ است. طبقه بندي ميلگرد بر اساس حداقل مقاومت مشخصه است و با  نمايش داده مي شود.

قطعات فولادي:

انواع پيچ هاي فولادي مورد استفاده در ساختمان شامل پيچ پر مقاومت فولادي،پيچ دو سر ساخته شده از فولاد آب ديده و پيچ فولادي باز پخت شده است.مهره ها را عموما از فولاد،فولاد آلياژي يا فولاد زنگ نزن مي سازند.از سه نوع پرچ در كارهاي فولادي ساختمان مانند ساخت و برپايي اسكلت استفاده ميشود:

۱٫پرچ درجه ۱ از جنس فولاد معمولي و فولاد منگنز دار براي كارهاي عمومي.

۲٫پرچ درجه ۲ از جنس فولاد معمولي كم آلياژ با مقاومت زياد.

۳٫پرچ درجه ۳ پايدار در برابر خوردگي ناشي از عوامل جوي.

آلومينيوم

آلومينيوم از الكتروليز بوكسيت به دست مي آيد،ضد زنگ،سبك و قابل برش است به آساني ساخته مي شود.از جمله معايب آن مي توان به ضريب ارتجاعي كم،تغيير شكل زياد و تغيير محسوس در خواص مكانيكي در گرماي بالاي ۱۰۰ درجه اشاره كرد.كاربرد عمده آلومينيوم در چارچوب،در،پنجره،نرده،ميله و …است.پس از آهن پر مصرف ترين فلز بوده و حدگسيختگي آن۹۲۰ است. نورد سرد ،باعث رساندن مقاومت كششي به۱۷۰۰ كيلوگرم بر سانتي مترمربع ميشود.از آلياژ پر مقاومت آلومينيوم براي قطعات باربر استفاده مي كنند.آلومينيوم سه روش توليد دارد(نورد،كشيدن،حديده كردن).قطعات آلومينيوم را با پرچ و جوش به يكديگر متصل ميكنند.وزن مخصوص آلومينيوم تقريبا با وزن مخصوص گرانيت،در حدود ۷/۲ تن بر متر مكعب و هدايت الكتريكي آن ۶۰درصد مس است.

مس

خواص مس عبارتند از:قابليت چكش خواري خوب، نرم بودن،وزن ويژه،۹/۸ تن در متر مكعب، ذوب شدن در ۱۰۳۸ درجه. مس حدود ۵۰درصد در صنعت برق و ساخت لوله و ورق استفاده ميشود.از مس اكسيد شده براي لوله كشي،از مس سخت شده براي ورق بام و از مس با هدايت الكتريكي بالا در صنعت برق استفاده ميكنند.مس سخت شده در برابر هوازدگي مقاوم تر از مس اكسيد شده است.آب مس دار، زنگ زدن فولاد گالوانيزه را تسريع ميكند.اسيد و بازها براي مس مضر بوده و آب دي اكسيد كربن دار، حلال مس است.

مس براي سهولت كار با چدن و افزايش مقاومت آلومينيوم به آنها افزوده ميشود.مس در حالت به آساني تا ميشود و نمي شكند.همچنين قابليت جوش ولحيم كاري دارد.مهمترين آلياژ مس،برنج است.تركيب حلب سربي(Tinplate)شامل ۷۵ درصد سرب و ۲۵ درصد قلع ميشود. براي جلوگيري از زنگ زدن فولاد در آب دريا به آن مس مي زنند.از ميخ مسي براي كوبيدن ورق هاي شيست روي شيرواني استفاده مي شود.

به طور كلي از مس و آلياژهاي آن در آب بندي،درز بندي،شيرآلات،يراق آلات و لوله سازي استفاده ميكنند.همچنين براي انتقال آب و بخار لوله مسي،مناسب است.لوله مارپيچ آب گرم كن ها از جنس مس است.

مس+روي=برنج

مس+قلع=برنز

برنز+روي=مفرغ

مفرغ+فسفر=مفرغ فسفري

برنج+مس+روي+قلع+سرب=مسوار

مس+روي+نيكل=ورشو

وزن مخصوص برنز ۵/۸ تن در متر مكعب و وزن مخصوص برنج ۸/۸  تن در متر مكعب است.از برنج،براي زدن سكه و لوله سازي استفاده ميشود. مس به ازاي هر درجه حرارت ۰۱۶/۰ ميليمتر افزايش طول دارد.نام ديگر كربنات مس،مالاخيت است.

سرب

نرم ترين و سنگين ترين فلز صنعتي است.حتي در حالت سرد نيز قابليت اعمال مكانيكي دارد.با وزن ويژه ۳۴/۱۱ تن در متر مكعب در ۳۲۷ درجه ذوب ميشود.عايق صوتي و ارتعاشي است و به صورت ورق در آب بندي و به صورت ذوب شده براي اتصال لوله كاربرد دارد.بالا ترين ضريب انبساط و پائين ترين نقطه ذوب را بين فلزات ساختماني دارد.سرب به صورت محلول،سمي بوده و اسيدهاي آلي يا co آنرا تخريب مي كند.ملات سيماني و بتن در شرايط مرطوب باعث خوردگي آن شده ولي ملات گچي و آهكي اثر مخرب ندارند.ضريب انبساط طولي سرب ۰۲۹/۰ ميليمتر بوده و در مقابل جوهر سركه و جوهر شوره ضعيف است.مصرف سرب براي لوله آبگرم نامناسب ولي براي لوله مناسب است.سرب را در سيم هاي برق براي جلوگيري از نشت آب و در محفظه شيشه تار كني براي ممانعت از خوردگي شيشه توسطHF به كار مي برند.بيشترين مصرف سرب در آب بندي محل بند لوله هاي فاظلاب و همچنين استفاده از خاصيت ضد اشعگي آن است.از سرب براي پوشش سقف و آبروي شيرواني استفاده مي شود.براي جلوگيري از اثر آب،درون لوله هاي سربي را با قلع مي پوشاند.اسيد نيتريك حلال سرب است.

روي

روي با وزن ۱۴/۷ تن بر متر مكعب در ۴۱۹ درجه آب شده و از كربنات روي يا سولفور روي استخراج مي شود.روي را همراه با ديگر فلزات نبايد مصرف كرد.ملات تازه سيمان،آهك و گچ آنرا تخريب مي كند.براي مقابله با اين مشكل،ورق روي را قير اندود مي كنند.از روي براي پوشش شيرواني،آبروي بام و رنگ سازي استفاده مي كنند.روي شكل پذير،چكش خوار،تاشونده و در حرارت پائين شكننده است.كربنات روي را توتيا مي گويند.روي خشكي و دريا مقاوم بوده و در شرايط صنعتي مقاوم نيست،در ۱۰۰ درجه ترد بوده،در ۱۰۰ تا ۲۵۰ درجه از تردي آن كاسته و در ۳۰۰ درجه مجددا ترد و شكننده مي شود ودر ۹۰۷ درجه به جوش مي آيد.ضريب انبساط طولي روي ۰۲۹/۰ميليمتر است و در اثر گرما بيش از ساير فلزات باز مي شود.

قلع

قلع با وزن ۳۸/۷ تن بر متر مكعب در ۲۳۱ درجه آب شده و در ۲۳۶۲ درجه مي جوشد.اسيد آلي و خوراكي برآن تاثير گذار بوده و اسيد غير آلي و قليايي بر آن بي تاثير است.HCL آنرا مي خورد.چند جوش قلعي لحيم كاري ۹۰ درصد قلع دارد.در سرماي زير ۲/۱۳ درجه به صورت گرد خاكستري در مي آيد.قلع در مقابل به شدت مقاوم است و در حالت سرد مي توان به ان داد و لحيم كرد.براي پوشش كمتر از روي مصرف مي شود.

نيكل

نيكل با وزن ۸۵/۸ سخت،رباينده آهن و پايدار در برابر اثرات جوي و قليايي است.مقاومت آلياژ نيكل و فولاد بيش از مقاومت فولاد است .نيكل و منيزيم در ساخت آلياز يا به عنوان پوشش مصرف مي شود.

كروم

با وزن مخصوص ۹/۶ تن بر مكعب سخت و در برابر پوسيدگي مقاوم بوده و براي آبكاري قطعات فلزي و ساخت فولاد ضد زنگ به كار مي رود.

تيتانيوم

تيتانيوم در برابر خوردگي بسيار مقاوم است و مقاومت مكانيكي خوبي دارد.در برابر آب دريا،اسيد نيتريك و يون كلر مقاوم است.به راحتي شكل پذير نيست و ميل به لوله اي شدن دارد.براي نماسازي و جوشكاري در محيط بدون فشار به كار مي رود.

منيزيم

با وزن ۷/۷ تن بر مكعب در ۶۵۰ درجه آب مي شود.ضريب انبساط طولي آن ۰۲۵/۰ ميليمتر است و از آن براي آتش بازي استفاده مي كنند.در برابر اسيدها ضعيف و در برابر قلياها مقاوم است و خاصيت برق رساني اندكي دارد.

مصالح نازك كاري

در انتخاب مصالح نازك كاري توجه به موارد زير مهم است:كاربردي،جمعيت بهره بردار،اقتصاد،سرعت اجرا،نگهداري،نحوه استفاده از پوشش و جنس زير سازي.

روش هاي اصلي كف سازي

الف.كفسازي درجا:اين نوع كفسازي غالبا سخت بوده و ايجاد سروصدا مي كند.در صورت صيقلي نبودن گرد و غبار فراواني جذب مي كند.

ب.كفپوش توپي:اين گروه بايد زير سازي مناسبي داشته باشد.از جمله اين كفپوش ها،كفپوش پلاستيكي لينوليوم با مقاومت زياد در برابر سايش است.براي زير سازي مي توان از ملات ۱:۳ ماسه با ضخامت ۱۲ ميليمتر روي بتن و تازه ۴۰ ميليمتر روي بتن سخت شده استفاده كرد.

ج.تايل ها و آجرها:ابعاد تقريبا كوچكي داشته و وجود درز در آنها باعث كاهش مقاومت مي شود،اما در انقباض و انبساط نقش مپبتي دارد.درز هم چنين از لغزندگي ممانعت به عمل مي آورد.

د.پاركت ها و قطعات چوبي:با ابعاد استاندارد ۵/۲ در ۵/۱۲ در ۶/۰ سانتيمتر از چوبهاي مرغوب مانند گردو،بلوطريالافرا،ملچ،ممرز ساخته مي شودد

ه.ورقه ها:كاغذهاي ديواري،ورقه هاي PVCاز اين دسته هستند.

روش هاي اصلي پوشش ديوار شامل اندود ها،پانل ها،كاشي،موزائيك و رنگ آميزي است.

رنگ آميزي متداول ترين روش است و پانل ها سرعت اجرايي بالايي دارند.

مصالح نازك كاري شامل سنگ،بتن،موزائيك ،آجر،آجر ماسه آهكي،سراميك،سراميك موزائيكي،كاشي لعابي،مواد پلاستيكي،پوشش ديواري پلاستيكي،كفپوش قيري،فلزات،چوب و بافته ها است.

انواع مصالح نازك كاري

در مورد بتن مصرفي براي كفپوش،مقاومت در برابر سايش مهم است و بايد اسلامپ بتن كم باشد،تا شيره رو نزند،زيرا شيره در برابر سايش و ضربه ضعيف است و از مرغوبيت بتن كفپوش مي كاهد.

موزائيك متداولترين كفپوش در ايران است كه با ابعاد چهار ضلعي ۵۰ تا ۱۰۰ سانتيمتر و ضخامت ۲۰ تا ۴۰ ميليمتر توليد مي شود.آجر سيماني نوعي موزائيك از ملات ماسه سيمان است كه انبار يا زير سازي موكت و پاركت استفاده مي شود.موزائيك فرنگي نيز نوعي موزائيك با رويه سيمان رنگي يا سفيد و سنگ هاي آذرين يا آهكي رنگي است.سراميك مخلوطي از خاكرس و لعاب،با ابعاد چهار ضلعي ۷۵ تا ۳۵۰ ميليمتر و ضخامت ۱۲ تا ۳۰ ميليمتر است كه نوع ضد اسيد آنرا در كارخانه ها و ازمايشگاه ها استفاده مي كنند.كاشي لعابي با ضخامت ۴ تا ۱۲ ميليمتر توليد مي شود.

مواد پلاستيكي نازك كاري به ۳ دسته موزائيك پلاستيكي،روكش ۶ تا ۱۲ ميليمتري پلاستيكي و وينيل تايل تقسيم بنديي مي شود.موزائيك پلاستيكي موزائيكي است كه در آن به جاي خمير سيمان از خمير رزين اپوكسي براي چسباندگي دانه ها استفاده شده است.وينيل تايل يا كاشي وينيلي در برابر چربي،روغن،بسياري از اسيد ها،قلياها و مشقات نفتي مقاوم است.مخلوطي از وينيل تايل و رشته هاي فلزي را به عنوان هادي براي اتاق عمل استفاده مي كنند.

كفپوش هاي قيري به دو دسته ماستيك آسفالتي و تايل اسفالتي تقسيم بندي مي شوند.ماستيك آسفالتي شامل ۶۰ ليتر قير،۵۰ كيلوگرم سيمان،۷۰ ليتر ماسه شسته و شكسته و ۱۴۰ ليتر شن ريز دانه با ضخامت ۱۲ ميليمتر است.اين محصول مقاومت مناسبي در برابر آتش دارد.تايل آسفالتي شامل قير،پنبه نسوز و پلي استايرن است.پلي استايرن با ضخامت ۳ تا ۵ ميليمتر براي افزايش مقاومت استفاده مي شود.مقاومت تايل آسفالتي در برابر اسيدهاي آلي و حلال هاي صنعتي كم است و بهتر است در محيط هاي صنعتي استفاده نشود.از جمله ديگر مصالح نازك كاري هستند.سنگ هاي آذرين ساختماني بيشتر از نوع گرانيت و ديوريت،سنگ هاي رسوبي ساختماني از نوع آراگونيت،تراورتن،مرمريت و ماسه سنگ و سنگ هاي دگر گوني ساختماني از نوع مرمر و شيست هستند.

مصالح عايقكاري رطوبتي

سه قسمت بام عبارتند از:

۱٫قسمت باربر يا استخوان بندي مشتمل بر قاب ها و تير هاي اصلي و فرعي.

۲٫پوسته صلب داخلي كه به قسمت باربر متصل شده و بار لايه روئي را تحمل مي كند.

۳٫لايه خارجي كه در معرض عوامل جوي است و نقش آب بند كردن بام بوده و بام پوش نام دارد.

از جمله مصالح عايق رطوبتي،خاكرس ،مواد قيري و قطراني،فراوره هاي پنبه كوهي سيمان،فلزات و آلياژها،سفال بام،مواد پلاستيكي و لاستيكي،ملاتهاي ويژه،چوب و گوني است.

خاكرس بنتونيت دار از جمله مصالح مناسب براي عايق رطوبتي است.وجود كاه از ترك خوردن ممانعت به عمل مي آورد.همچنين افزودن آهك به خاكرس باعث كاهش انقباض و انبساط ناشي از خشك و تر شدن مي شود.(شفته آهكي)شفته آهكي كه براي شيب بندي استفاده مي شود،آب بند هم هست.

خاكرس همراه با مواد قيري برلي سطوح قائم استفاده مي شود.مواد قيري را همراه با الياف و بافته ها در لايه نم بندي قرار مي دهند كه در آن به علت وجود الياف ترك ريز ايجاد نمي شود.براي محافظت عايق رطوبتي نمايان قيري،از ماسه ريز دانه يا لايه منعكس كننده استفاده مي كنند.قطعات كوچك عايق پيش ساخته جديد را شينگل گويند.

گوني مورد استفاده در قير گوني بايد حداقل ضخامت ۳ ميليمتر را دارا باشد.بعد از ۵ ساعت در دماي ۵۰ درجه ترك نمي خورد.در كشيدن حداقل به اندازه ۲ درصد طول كشيده شده و پاره نشود.در خم شدن دور استوانه ۲۵ ميليمتري در دماي صفر درجه ترك نخورد.قيرگوني قير اندود شده در حرارت ۷۰ درجه به مدت ۲ ساعت نرم نشود.وزن قير اندود به عرض ۱۱۷ سانتيمتر حداقل۲/۳ كيلوگرم باشد.

فرآورده هاي پنبه كوهي-سيمان به عنوان عايق بام به صورت ورقه بام هاي شيبدار استفاده مي شود.هم پوشاني اين ورقه ها به ميزان ۱۰ درصد است.قطعات كوچك و صاف پنبه كوهي-سيمان را به تقليد از سنگ لوح ساخته اند و به آن آردواز گويند كه با ضخامت ۴ ميليمترو هم پوشاني ۳٫۲ استفاده مي شود.

شيشه به عنوان عايق به صورت موجدار با ضخامت ۱۰ ميليمتر به عنوان نورگير و يا به صورت تخت و مسلح  با توري فلزي به ضخامت ۶ ميليمتر كاربرد دارد.سفال در سقف به عنوان عايق حرارتي بتني استفاده مي شود.خاك سفال بايد گدازآور كم داشته باشد تا در پخت تغيير شكل ندهد.

مواد پلاستيكي و لاستيكي را به همراه قير قطران به عنوان عايق رطوبتي مصرف مي كنند يا براي تقويت عايق كاري كاربرد دارد.از امولسيون قير براي تعميرات استفاده مي كنند.از جمله ملات هاي ويژه به عنوان عايق رطوبتي از مخلوط مواد آب بند و ماسه و مواد پليمري مي توان نام برد.

برچسبها
مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.

0