پایان نامه: مطالعه وتبیین ویژگی های روانشناختی در فرآیند جذب معلمان ابتدایی در مدارس افغانستان

۱-۱-  مقدمه

            معلم، محور اصلی توسعه و پیشرفت جامعه است لذا برای جذب و گزینش معلم همواره تلاش میشود تا ضوابط و معیارهایی طراحی شود که طبق آن شایسته ترین افراد مسئولیت تربیت کودکان و نوجوانان را عهده دار شوند.در بین دوره های مختلف تحصیلی، دوره تحصیلی ابتدایی جایگاه ویژهای دارد زیرا این دوره تحصیلی به لحاظ کمی و کیفی یعنی تأثیری که در سراسر زندگی و دوران تحصیل بر دانش آموزان دارد از اساسی ترین و مهمترین دوره های تحصیلی است که به یقین میتوان گفت هیچ یک از دوره های تحصیلی از چنین اهمیتی برخوردار نیستند(شریف زاده و همکاران،۱۳۹۸). یکی از اساسی ترین عامل مؤثردر نظام آموزش وپرورش،معلم است.اگر جریان آموزش وپرورش را به کاروانی تشبیه کنیم،بدون شک معلم قافله سالار این کاروان است.اگر این قافله سالار تمام خم وپیچ ها وفراز ونشیب های مسیر را نداند، کاروان را به بیراهه خواهد برد. پس اگر معلم ازدانش علمی و مسلکی برخوردارنباشد، نه تنها اهداف تعلیم وتربیت تحقق نمی یابد؛بلکه آموزش وپرورش ماهیت خود را از دست میدهد(بیان،۱۳۹۸). آنچه در فرایند آموزش وپرورش به متعلم انتقال می یابد تنها معلومات و مهارت های معلّم نیست بلكه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود. رابطه ی دانش آموز با معلّم یك رابطه باطنی و معنوی است دانش آموز و یا دانشجو معلّم را شخصیتی محترم و ممتاز می داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادی رسیدن، و به عضویت رسمی جامعه در آمدن کمك و مساعدت می نماید معلّم با روح و جان دانش آموز سروکار دارد و به همین جهت به عنوان یك الگوی محبوب و مطاع پذیرفته می شود(انتظاری،۱۳۹۵).

از بین معلمان دوره های مختلف تحصیلی، معلمان دوره ابتدایی نقش مهمتری بر عهده دارند. زیرا بسیاری از توانمندیهای شناختی و ویژگیهای روحی و روانی کودکان در این دوره تحصیلی شکل میگیرد. معلمان دوره ابتدایی که از مهارت تنظیم هیجانی-انگیزشی بالاتری برخوردار هستند در برقراری ارتباط با دانش آموزان موفق ترعمل میکنند. همچنین نتایج بررسی آنها نشان داد: معلمانی که

ازلحاظ طیف برونگرایی نمره متوسط و کمی بالاتر کسب میکنند در عملکرد شغلی موفق تر هستند و

در نهایت افرادی که خیلی برونگرا یا خیلی درونگرا هستند موفقیت شغلی کمتری دارند (شریف زاده،۱۳۹۸). ارزیابی معلمان اثربخش نه تنها اطلاعاتی درخور برای دانش آموزان و همچنین خود معلمان دربر دارد ، بلکه کمک شایانی به مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش خواهد کرد تا با آگاهی کامل از میان روشهای جذب و استخدام معلمان بهترین روش را برای تامین منابع انسانی دربرمی گیرد.زیرا گزینش، جذب و استخدام معلمان نیازمند بهره گیری از ملاکهایی با اثربخشی بالا و روشهای علمی است. به طور کلی امروزه دبیران یا معلمان شایسته و اثربخش، معلمانی هستند که بتوانند در شغل خود آموزشهای لازم را ببینند و به رشد حرفه ای برسند و همچنین تجربیات بسیار به دست آورند تا در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرواقع شود(زرینپر،۱۳۹۷). منظورازتوسعه حرفه ای فرایندی است که معلمان را برای ورود به اجتماع یادگیری آماده می سازد تا بتوانند به عنوان معلمان اثربخش درحرفه خود موفق باشند و وظایف آموزشی خویش را به درستی انجام دهند(مهدی زاده،۱۳۹۳).

در تحقيق حاضر سعی میشود، با استفاده از مبانی نظری ونظرات معلمان دوره بتدایی در تبیین ویژگی های روانشناختی فرآیند جذب معلمان مدارس ابتدایی درافغانستان مورد بررسی قرار گیرد.

۱-۲-  بیان مسئله

 در جهان رقابتی امروزی، یكی از ابزارهای مهم برای ایجاد تحول و بقای سازمان و رسیدن به هدف ها و رسالت های مورد نظر، عنصر انسان است. در این میان آنچه مقوله تحول را حیات می بخشد و بقای سازمان را نیز تضمین می كند، منابع انسانی است، نقش انسان در سازمان و نوع نگاه به او، سهم به سزایی در موفقیت یا شكست سازمان خواهد داشت. با آغاز هزاره سوم، هر روز نقش منابع انسانی پررنگ تر شده و اكنون از آن به عنوان تنها عامل كسب موفقیت و مزیت رقابتی پایدار در سازمان یاد می شود. این امر به خصوص در اقتصاد دانش امروز بیش از پیش به حقیقت پیوسته است. (هاشمی،امین زاد،۱۳۹۰). ﻣﺪرﺳﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ از ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺑﯽ ﺷﻤﺎر ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. دوﻟﺖ و ﺧﺎﻧﻮاده در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و اﯾﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎ اﻫﺪاف ﻣﮑﻤﻠﯽ دارﻧﺪ. ﻫﺮ ﮐﺪام از اﯾﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎ اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺗﺮﻗﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻞ و ﻓﺮد ﻓﺮد ﺷﻬﺮوﻧﺪان را ﺑﻄﻮر اﺧﺺ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺪارس، ﺑﺪون ﺣﻤﺎﯾﺖ دوﻟﺖ و ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﺆﺛﺮ ﻧﺨﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد. آﻣﻮزش،ﻫﻤﯿﺸﻪ در ﺣﺎل ﺗﻐﯿﯿﺮ اﺳﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ و ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺎ ﺣﺮﻓﻪ ،آﻣﻮزش،عجین گشته است.به فعل رساندن ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ ﻫﺮ ﮐﻮدك ﺗﺎ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ او ﻫﺪف آﻣﻮزش اﺳﺖ. در داﺧﻞ ﻧﺎﺣﯿﻪ آﻣﻮزﺷﯽ.اﻫﺪاف ﮐﺎرﮐﺮد ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ در ﻫﻤﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎي ﻣﺪرﺳﻪ در اﺳﺎس ﯾﮑﺴﺎن اﺳﺖ اﯾﻦ اﻫﺪاف ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: اﺳﺘﺨﺪام، ﻧﮕﻬﺪاري، ﺗﻮﺳﻌﻪ و اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه درمعلمان ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻧﺎﺣﯿﻪ آﻣﻮزﺷﯽمی باشد(ریبورد،۱۳۹۲).

 مدارس به عنوان پایدارترین شکل نهاد آموزش و پرورش همواره در معرض پرسش هایی در قبال کیفیت خود بوده اند .تحقق مدرسه ی با کیفیت در ترکیب با مفهوم مدیریت کیفیت، سازهای گسترده و چند بعدی است که مستلزم بازآرایی ساختار مدارس و بهبود محصولات و خدمات مدرسه، مشارکت همه جانبه و ایجاد فضای اطمینان بخش برای همه گروه های ذینفع مدرسه است. کیفیت نظام آموزشی نقش تعیین کنندهای در پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و توسعه پایدار کشور دارد. بنابراین از اولویت ویژهای برخوردار است. اقدام برای اصلاح کیفیت آموزشی مستلزم تحول در برنامه درسی، فرایند آموزشی- یادگیری و نحوه تدریس معلمان و ارزشیابی دانش آموزان میباشد.(Pahang, 2017)

 خلاقيت و اختراع معلمان در زمان مناسب، به سطحي از اعتماد به نفس در تغيير راهبردها دست پيدا مي كنند. آنها راهبردهاي قديمي را تغيير مي دهند و موارد جديدي را متناسب با موقعيت موجود طراحي مي نمايند. تصميم گيري درباره اين كه كدام راهبرد را تدريس كنند به نيازهاي دانش آموز بستگي دارد.معلمان به هنگام تدريس يك راهبرد، ديگر از شكست نمي ترسند؛ آنها كنترل را به دانش آموزان مي سپارند و ابهام را تحمل مي كنند(خرازي،۱۳۸۷).

 شخصیت ورفتار معلم هرکلاس ازجمله عوامل تعیین کننده رفتار دانش آموزش آن کلاس می باشد. معلمی که رفتار دوستانه ای دارد، دانش آموزان را میفهمد ورفتار و هیجان هایش سازمان یافته وسالم است، دانش آموزان را برای یادگیری بیشتر برمی انگیزد وباعث می شود که دانش آموزان کلاس بیشتر فعال و مسئول باشند.الگوهای رفتاری معلمان (بخصوص دردوره ابتدایی) ازشخصیت وی تاثیر می پذیرند و چگونگی انجام دادن وظایف آنان نقش بسزایی ایفا می کنند. به عبارتی دیگر اندازه که رعایت نظریه ها ،اندایشه ها واصول تربیتی درمسئولیت خطیر معلم اهمیت فراوانی پیدا می کنند، به همان میزان هم ، شخصیت معلم درتدریس و اداره کلاس از اهمیت والایی برخوردار است از این رو عدم توجه به ویژگیهاي شخصیتی معلم می تواند آموزش دانش آموزان را دچار آسیب کرده و از میزان کارایی و اثربخشی سازمان بکاهد(محمدزاده،۱۳۹۷). ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻌﺎﻣﻼت روزاﻧﻪ ﻣﻌﻠﻤﺎن ﺑﺎ داﻧﺶ آﻣﻮزان، ﻫﻤﮑﺎران و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي داﺋﻢ، ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ و از ﻫﻢ ﮔﺴﯿﺨﺘﻪ ﺗﺪرﯾﺲ و ﻓﺸﺎرﻫﺎ ي ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎ، ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮاي آﻧﺎن اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد.ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻌﻠﻤﺎن درماندگی روان شناختی زیادی را تجربه می کنند. معلمان بیش ترین استرس شغلی را دارند و معلمان مدارس ابتدایی درمقایسه با سایرمعلمان استرس بیشتری را تجربه می کنند (ﺟﻮادي ﭘﻮر،۱۳۹۴).

 معلمان مدارس ابتدایی افغانستان مستثتی از این حالت نبوده،حال هم معلمان از شیوه درسی قدیم استفاده می کنند و بیشتر متکی به همان نوت ها، نوشته ها و کتاب های قدیم هستند.در بسیاری از مدارس کشور معلمین تعلیم دیده وجود ندارند، بلکه افراد کم سواد با تحصیلات کم مشغول تدریس هستند.فعلآ سیستم مدارس افغانستان یک سیستم جدید است.معلمان که از شیوه قدیم درسی استفاده می کردند درماندگی روان شناختی زیاد دارند و درمقایسته با سایر معلمان، معلمان مدارس ابتدای استرس بیشری را تجربه می کند. در کشور افغانستان متاسفانه بدون توجه به ویژگی ورانشناخی و به ویژه بتوان و مهارت های شغل معلمی گزینش می‌شوند که این باعث میشود سیستم آموزش پرورش افغانستان دوچار مشکل شده است.

بر اين اساس پژوهش حاضر به دنبال مطالعه و تبیین ویژگی های روانشناختی در فرآیند جذب معلمان مدارس ابتدایی افغانستان می باشد.

۱-۳-  اهمیت وضرورت تحقیق

 آموزش سنتی ازقدیم،حتی قبل ازاسلام وجود داشت وبراساس روش های سنتی تعلیم وتربیت به پیش برده می شد.اما بعد ازورود اسلام،نظام تعلیم وتربیت هم از لحاظ مضامین درسی و هم ازنظر مکان آموزشی،فرق کرد.مسلمانان تعلیم وتربیت را فرض می دانستند به همین دلیل درمقدس ترین مکان ها،یعنی مساجد وحسینیه ها به تعلیم و تربیت می پرداختند. مربیان ومتوالیان آموزش وتربیت،علمای دینی بودند که درمساجد،مدارس ومکتب خانه ها،تعلیم و تربیت را بصورت غیررسمی به حالت انفرادی یا اجتماعی دایر می کردند (اصغری ،۱۳۹۰).

 معلمان خلاق افرادی با سواد، پرانرژی با یک شیوه حمایت گرانه، روشن و بارز هستند .ویژگی قابل انتظار از چنین معلمانی، پیچیدگی و تنوع تدریس آنان است. آنها از امور معمولی زیادی برای ساده سازی زندگی کلاس و حفظ وقت برای یادگیری استفاده میکنند. در کلاس زمان آموزش، تمایل دارند تا کنترل کلاس را از خودشان به دانش آموز انتقال دهند. با دریافت داده های حاصل ارزیابیهای تکوینی از یادگیری دانش آموزان، روش و متدلوژی آموزش خود را تغییر میدهند. برای یادگیری دانش آموزان خود زمینه وسیعی از قبیل تکرار و تمرین، ارائه مثالها، ارائه علائم اضافی و روشهای جایگزینی را جهت ادراک مسایل موضوع محور فراهم میکنند. در واقع معلمان خلاق کسانی هستند که شایستگی دارند و در تداوم رشد خود میکوشند، قادرند که بطور انتزاعی و ادراکی استدلال نمایند، از مهارتهای پیشرفته درتدریس بهره می گیرند و دررابطه با نقش خود به عنوان معلم انگیزه بالای دارند(عزیزی،۱۳۹۸).

 صلاحیت معلمی، مجموعه شناخت ها، گرایش ها ومهارت هایی است که معلمی با کسب آن ها می تواند درجریان تعلیم و تربیت به پرورش جسمی، عقلی، عاطفی، اجتماعی و معنوی فراگیران کمک کند. صلاحیت های معلمی را می توان درسه حیطه صلاحیت های شناختی، صلاحیت های عاطفی، صلاحیت های مهارتی طبقه بندی نمود. منظور ازصلاحیت های شناختی مجموعه آگاهی ها ومهارت های ذهنی است که معلم را درشناخت و تحلیل مسائل وموضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت توانا می سازد. صلاحیت های عاطفی،مجموعه گرایشات و علایق معلم نسبت به مسايل و موضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت است و صلاحیت های مهارتی به مهارت های و توانایی های علمی معلم درفرآیند یادگیری مرتبط می شود از مجموعه صلاحیت های سه گانه، صلاحیت تاثیر گذاری بردانش آموز حاصل می شود(کریمی،۱۳۸۷).

 معلمان ابتدایی برخلاف که کلیات تدریس از مهارت نسبی برخوردارند، اما در اجزای مهم تدریس با برخی نارسایی های جدی مواجه اند. در فعالیت های آموزشی کلاس درس، به هدف های مهارتی، کمتر از هدف های دانشی و نگرشی توجه میکنند. اکثر آنان پایبند الگوهای سنتی آموزش هستند و از فن آوریهای اطلاعات و روشهای فعال تدریس به صورت محدود استفاده میکنند(شریف زاده و همکاران،۱۳۹۸).

امروزه نظام آموزش و پرورش بنا به ضرورت تغییرات اجتماعی یکی از سازمان های پیچیده و بزرگ اجتماعی در هر کشور محسوب می شود. این سازمان که با رشد و توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی پیوندی ناگسستنی دارد، به تدریج حالت ساده و ابتدایی خود را از دست داده و به حالتی پیچیده درآمده است. عصر کنونی را عصری می دانند که درآن هدف از آموزش پرورش تنها انتقال میراث فرهنگی و تجارب بشری به نسل جدید نیست، بلکه رسالت آموزش و پرورش، ایجاد تغییرات مطلوب در نگرش ها، شناخت ها و در نهایت رفتار انسان ها است. در این عصر معلمان بیشترین نقش را در انتخاب و انتقال عناصر فرهنگی و دستاورد های علمی فنی و تجارب بشری به نسل نوخاسته بر عهده دارند. علاوه بر این، نقش های هدایتی، حمایتی و تقویتی، سازمان دادن به فعالیت های یادگیری دانش آموزان و رشد هماهنگی ابعاد وجودی آنان نیز به عهده معلمان است. چرا که در تعریف تعلیم وتربیت آمده است که: مجموعه تلاش ها، فرصت ها،‌اقدامات، امکانان و برنامه های از بدو انعقاد نطقه تا واپسین دو حیات برای رشد و شکوفاسازی توانایی های بالقوه فرد به طور همه جانبه تا رسیدن به حد اکثرظرفیت. پس نقش معلم در تربیت فرد، نقش حیاتی می باشد. اهمیت معلمان در تعلیمات ابتدایی و بهتر کردن شرایط معلمان از جمله وظایفی است که همه دولت ها باید خود را ملزم به اجرای آنها سازند. لازمه اقدام های مورد نیاز برای استخدام معلمان آینده از میان علاقه مندترین شاگردان، بهبود بخشیدن به وضع کارآموزی آنان، تشویق بهترین آنان برای برعهده گرفتن دشوارترین مشاغل با توجه به شرایط و اوضاع خاص کشور صورت پذیرد.

۱-۴-  اهداف پژوهش

۱-۴-۱-  اهداف اصلی

شناسایی مطالعه ویژگی های روانشناختی درفرآیند جذب معلمان مدارس ابتدایی افغانستان.

۱-۴-۲-  اهداف فرعی

شناسایی مؤلفه هایی ویژگی شناختی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان.

شناسایی مؤلفه هایی ویژگی شخصیتی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان.

شناسایی مؤلفه هایی ویژگی عاطفی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان.

شناسایی مؤلفه هایی ویژگی معنوی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان .

۱-۵-  سوالات تحقیق

۱-۵-۱- سوال اصلی

ویژگی های روانشناختی درفرآیند جذب معلمان مدارس ابتدایی افغانستان کدامند؟

۱-۶-  سوالات فرعی

مؤلفه هایی ویژگی شناختی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان کدامند؟

مؤلفه هایی ویژگی شخصیتی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان کدامند؟

مؤلفه هایی ویژگی عاطفی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان کدامند؟

مؤلفه هایی ویژگی معنوی، معلمان دوره ابتدایی مدارس افغانستان کدامند؟

۱-۷- روش تحقیق

از ﻧﻈﺮ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ، ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻓﻮق ﯾﮏ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﺎرﺑﺮدي اﺳﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﺤﻘﯿﻖ، ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ” مطالعه وتبیین ویژگی های روانشناختی درفرآیند جذب معلمان مدارس ابتدایی افغانستان ” از روش ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ و ﺑﺨﺸﯽ از ﺗﺤﻘﯿﻖ اﺧﺘﺼﺎص ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪاي ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ادﺑﯿﺎت ﻧﻈﺮي ﻣﻮﺿﻮع و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺎرﺑﺮدي ﮔﺬﺷﺘﻪ دارد.

۱-۸- روش گردآوری اطلاعات و داده ها

اطلاعات و داده های مورد نیاز این تحقیق با استفاده از دو روش جمع آوری شده است.

اطلاعات که مربوط به مباحث تئوری پژوهش می باشند از منابع مختلف کتابخانه ای مانند کتب و مقالات جمع آوری شد.

برای گردآوری داده های مورد نیاز از روش میدانی استفاده شد و این داده ها از طریق مصاحیه و پرسشنامه بدست امد.

۱-۹-  قلمرو تحقیق

۱-۹-۱-  قلمروی موضوعی

در این تحقیق مطالعه و تبیین ویژگی های روانشناختی درفرآیند جذب معلمان مدارس ابتدیی افغانستان (مورد مطالعه: مدارس های استان بغلان) مورد بررسی قرار گرفته است.

۱-۹-۲- قلمرو زمانی

 این تحقیق از نظر زمانی      ختم گردیده است.

۱-۹-۳- قلمرو مکانی

محدوده جفرافیایی این تحقیق مدارس های استان بغلان می باشد.

۱-۱۰-  نوآوری در تحقیق

ازآنجایی که مطالعات گذشته دررابطه با موضوع پژوهش تنها به صورت تک موردی وجزئی به مسئله پژوهش پرداخته اند. این پژوهش با رویکردی گفتمان اکتشافی به بررسی آن خواهد پرداخت.

آموزش وپرورش نقشی مهمی در توسعه پایدارجوامع به عنوان مراکز دانش ونوآوری دارند.ظهورجوامع دانش محور،تحولات جهانی شدن درعصرامروزی نیازمند بهبود کیفیت نظام های آموزش وپرورش است.بنآ کشورهای جهان سوم چون افغانستان،نیازمند شناسایی مطالعه وتبیین ویژگی های روانشناختی جذب معلمان مدارس ابتدایی درافغانستان بوده.پس ضرورت است که یک تحقیق همه جانبه دراین مورد صورت گیرد.لذا برای اولین باراست که وضعبت مطالعه وتبیین ویژگی های روانشناختی جذب معلمان مدارس ابتدایی درافغانستان مورد بررسی قرارمیگیرد.

۱-۱۱-  تعاریف نظری وعملیاتی واژگان کلیدی تحقیق

۱-۱۱-۱- مدرسه

مدرسه جایی است که ارزشمند ترین و مؤثرترین سرمایه های کشور را در اختیار دارد . فرزندان ، مهم ترین دارایی خانواده ها هستند . شیوه کارکردن و مؤثر بودن در مراکز آموزش، مستلزم شناخت هدفها، اصول آموزش و پرورش، ویژگیهای دانش آموزان، معلمان، برنامه های درسی، روشهای آموزش و پرورش و سیاستهای حاکم بر هر یک از دوره های تحصیلی است که در هر کشور متفاوت میباشد(برزکی وزارعی،۱۳۹۶).

۱-۱۱-۲- معلم

از نظر دیوی معلم نقش راهنما، مشاور وهمکاری شاگردان را به عهده دارد. نه دانای محض که می خواهد دانش خود را منتقل کند، شرایط را برای آموزش ویادگیری برای شاگردان آماده می سازد. بایدارتباط متقابل میان معلم وشاگرد وجود داشته باشد. آنان باید به تبادل تجربه بپردازدند وهر دو درحال یادگیری باشند، هردو یکدیگر را راهنمایی و هدایت کنند نه اینکه یکی مجبور به اطاعت و دیگری دستور دهنده باشد. وظیقه اصلی معلم آنست مه دروس را زوری تنطیم و در اختیار کودک قرار دهد که احتیاجات، تمایلات و منافع شاگردان درنظر گرفته شود. معلم باید مواد دروس را به جذابترین شکل به کودک عرضه کند، طوری که کودک ارزش عملی آن را درک کند. معلم باید این را درک کند که منظور از آموزش و پرورش تنها علم کردن نیست بلکه منظور آنست که وسایل زندگی کردن را در اختیار کودک بگذارد(دیوی،۱۳۲۶). بنآ بر آن گفته می توانیم معلم باید به شاگردانش کمک کند که این حقیقت وحل مسایل، روش علمی به کار ببرند. یادگیری را آنچنان پیش ببرد که شاگردان مستقیمآ به جریان تحقیق کشانده شوند( شعاری نژاد،۱۳۸۵،ص.۲۵۳).

۱-۱۱-۳- شناختی

در حوزه های شناختی، معلمان به جنبه های کاربردی تاکید دارند و برای فهمیدن دانش آموزان تلاش زیادی می کنند. این افراد با بیان واضح و مثال های کاربردی که معرف تسلط و شناخت عمیق به اهداف درسی است، میزان یادگیری دانش آموزان را افزایش داده و شیوه یادگیری معنادار را در رویارویی با انبوهی از مطالب آموزشی مبهم فراهم می سازند( برزگر و سلیمانی، ۱۳۸۶).

۱-۱۱-۴- شخصیتی

اصطلاحی در وان شناسی شخصیت برای توصیف خوصیات منحصر به فرد انسان ها توصیف شامل قضاوت درباره ای ماهیت حقیقی شخص وتفاوتدهای اوبا دیگران است. منحصر به فرد بودن شخص معلول گرایشات زیست شناختی و آموزه ها و تجربه های اجتماعی وفرهنگی وی می باشد(رایکمن،۱۳۸۷:ص۲۵). همچنین شخصیت را می توان « الگوهای اختصاصی و متمایز، تفکر، هیجان و رفتار دانست که اسلوب شخصی تعامل با محیط فیزیکی و اجتماعی هر شخص را رقم می زنند» (اتکینسون، استمیت، بم و هوکسما، ۲۰۰۰، به نقل از براهنی و همکاران، ۱۳۸۵: ۴۴۰).

یکی دیگر از موضوعاتی که می تواند با دین دار بودن افراد در ارتباط باشد شخصیت است. مدی شخصیت را مجموعه ای با ثبات از تمایلات و ویژگی ها می داند که مشترکات و تفاوت های رفتاری روان شناختی (افکار، احساسات و اعمال) افراد را تعیین می کند(مدی،۱۹۹۸). صفات شخصیت، اولین راهنمای تشخیص وضعیت شناختی و عاطفی افراد هستند و برنقش های اجتماعی- عاطفی ورفتار های بین فردی یا شغلی افراد تآثیر می گذارند(موینی هان و دیگری، ۲۰۰۱).

۱-۱۱-۵- عاطفی

داشتن رابطۀ عاطفی با شــاگردان و بروز رفتاری منطقی و دوستانه می تواند، معلم را از حد تدریس یك موضوع درسی فراتر برد و او را در مقام و جایگاه ارشاد و آموزش اخلاق قرار دهد به طوری كه به جای معلم صرف بودن، به مشاوری دلسوز و متعهد تبدیل شود .این عمل نه تنها مشكل دانش آموزان را مرتفع می سازد بلكه در مقام معلم احساس رضایت و شادی دراو ایجاد می شود(سرمد،۱۳۷۶).

۱-۱۱-۶- معنوی

درسایت ویکی پدیا معنوی و معنویت به هر آنچه شامل یا مربوط به معنی و روح باشد گفته می شود مقابل ظاهری و مادی است. معنویت یعنی وجود معنا وهرآنچه مادی نباشد را معنوی گویند از دین به معنویت استعاده می شود.

معنوی زیربنای باورهای معلم و نقشی است که این باورها و ارزشها در کنشهایی که او انجام میدهد و به زندگی خود شکل میدهد به شمار میآید (کدخدایی وجهانی،۱۳۸۹). همچنین هوش معنوی چهارچوبیی است برای تشخیص و سازماندهی قابلیت ها ومهارت هایی که برای استفاده انطباقی از معنویت به آن نیاز داریم(ایمونز،۱۹۹۹). بنآ هوش معنوی یعنی استعداد انسان را جویا شدن پرسیدن درباره معنای زندگی و همزمان با آن تجربه ی پیوستگی وارتباط تک تک ما با جهان که درآن زندگی می کنیم.هوش معنوی به عنوان توانایی به کاربردن،آشکارکردن و مجسم سازی منابع، ارزش ها وخصوصیات معنوی در راستای افزایش عملکرد و کارایی روزانه و رفاه درنظر گرفته شده است(واگان،۲۰۰۲).

۱-۱۱-۷- خلاقیت

مفاهیم کارآفرینی، نوآوري و خلاقیت بدون یکدیگر بی معناست، به نحوي که ریشه کارآفرینی را باید در نوآوري و ریشه نوآوري را در خلاقیت جستجو کرد. خلاقیت را میتوان آن ویژگیاي دانست که موجب تمایز و تشخص انسان از سایر موجودات زمینی باشد. آموزه هاي دینی و فلسفی، خلاقیت را صفتی خدایی و ماورایی دانسته اند که خالق هستی تنها در موجود برگزیده اش به ودیعه گزارده و مفهوم تاریخ انسانی نیز با این صفت معنا یافته است. بدون تردید آیندگان، تاریخ را چیزي به جز سیر بروز خلاقیت ها و نوآوري هاي بشري نخواهند دانست (روشن،۱۳۸۸). همچنین خلاقیت درگذشته، پدیده ای مترادف با نبوغ تلقی می شد. در اواخر قرن نوزدهم و دراوایل قرن بیستم به منبع جدید خلاقیت توجه شد. دراین دوران این تفکر که نبوغ یا توانایی غیرمعمولی دریک فرد، ازاین روح بیرونی ناشی می شود(سام خانیان،۱۳۸۷، ص. ۱۲). اصطلاح خلاقیت به دسته ازفرآیند های ذهنی دلالت دارد که به راه حل ها، ایده ها ومفهوم سازی ها، اشکال هنری، نظریه های منحصر به فرد و جدید منجر می شود(پارکر،۲۰۰۸).

۱-۱۱-۸- شاستگی

شایستگی معلم به توانایی معلم دربرآوردن نیازها و مطالیات حرفه تدریس به میزان کافی و با استفاده ازمجموعه ای یکپارچه از دانش،مهارت، نگرش گفته می شود. به طوری که این مجموعه در عملکرد و بازتاب معلم تجلی یابد(نیج ولت، بیجارد،برکلیمانس،ورلاپ و وابلز، ۲۰۰۵).

۱-۱۲- ساختار پژوهشی

این پژهش شامل پنج فصل تحت کلیات پژوهش، مبانی نظری و پیشینه پژوهش، روش شناسی انجام پژوهش، تجزیه و تحلیل داده ها، بحث و یافته های پژوهش تنظیم گردیده است که چارچوب آن به شرح زیر می باشد، شکل(۱-۱).

  کلیات پژوهش
  مبانی نظری و پیشینه تحقیق
  روش شناسی  تحقیق
  تجزیه و تحلیل داده ها
  بحث و یافته های پژوهش

شکل (۱-۱)چارچوب پژوهش

۱-۱۳-  خلاصه فصل اول

در این فصل ضمن تشریح و مسئله ی تحقیق، به بیان اهمیت وضرورت انجام پرداخته شد. در ادامه فصل، هدف از انجام پژوهش، سوال ها وقلمروتحقیق که شامل قلمروموضوعی، قلمرو مکانی و قلمرو زمانی است پرداخته شده و قسمت پایانی فصل اول به تعاریف نظری وعملیاتی متغیرهای تحقیق اختصاص دارد.

۲-       فصل دوم

مبانی نظری وپیشینه تحقیق

۲-۱-  مقدمه

امروز آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی که وظیفه تعلیم وتربیت افراد جامعه را برعهده دارد، از سوی آحاد جامعه اعم از مردم، مسؤلین و اندیشمندان مورد توجه و تآکید قرار گرفته است وهمگی بر این باور هستند که رشد و توسعه یک کشور به پرورش انسان های آگاه و برخوردار از مسئولیت بستگی دارد، چیزی که در ادبیات توسعه به عنوان توسعه انسانی مطرح است، براین اساس نقش آموزش و پرورش درتربیت انسان های آگاه و پویا بر هیچ صاحب نظری پوشیده نیست و همگی برتآثیر بی بدیل آموزش وپرورش اتفاق نظر دارند( کاشانی ورستم پور، ۱۳۹۳). بالاکریشنان و سینگلا (۲۰۱۰) معتقیدند منابع انسانی به ویژه معلم، درفرایند تعلیم وتربیت رکن اصلی و عامل بنیادین محسوب می شود و دستیابی به اهداف نظام آموزش وپرورش بدون وجود معلمانی برخوردار از توانمندی ها وشایستگی های حرفه ای میسر نمی شود. برای آنکه چنین معلمانی دراختیار نظام تعلیم وتربیت کشور باشند، باید فرایند جذب، تربیت وبه کارگیری منابع انسانی نظام مند و مبتنی بر اهداف معین و از پیش تعریف شده باشد از مهم ترین عواملی که در کیفیت آموزش و پرورش مؤثراست بدون شک معلم و درجه صلاحیت شغلی و شخصیت اوست، معلم همیشه واسطه میان گذشته و آینده بوده (قرائی مقدم،۱۳۷۳). بنآ اگر باور عمومی براین باشد که بهترین ها، بهترین ها را می سازند باید تلاش نمود تا معلمانی مستعد با ویژگی های روانشناختی ممتاز و انگیزه بالا جذب شوند(شریعتمداری،۱۳۸۹). در سایه این ویژگی های معلم است که کشور مترقی وتوسعه یافته خواهند شد، لذا یکی از حوزه هایی که بررسی انتخاب معلم راضروری می نماید، بررسی ویژگی های روانشناختی معلم است.

بنا براین توجه به ویژگی های روانشناختی معلمان این امکان را فراهم می نماید تا معلمان شاسته تری جذب نظام تعلیم وتربیت شوند. از این رو پژوهش حاضر به دنبال آن است تا با مطالعه وتبیین ویژگی های روانشناختی در فرایند جذب معلمان ابتدایی در مدارس افغانستان زمینه به کارگیری نیروهای مستعد وتوانمند را درآموزش وپرورش هموار نماید.

امروز تعلیم وتربیت از دشوارترین، ظریف ترین و پرثمرترین امور انسانی است که ثمره نهایی آن دیر به بار می نشیند. نقش معلمان دراین امر حساس ومهم، بسیار ارزشمند وسازنده است. از آنجا که دوره ابتدایی به عنوان رکن اصلی آموزش وپرورش کشور محسوب می شود، نحوه جذب معلمان این دوره باید حساب شده و دقیق باشد.برای این منظور باید بهترین شیوه را برای انتخاب آنها به کار برد. شیوه ای که همه ابعاد وجود متقاضی را در ارتباط با همه ضروت های اشتغال در این حرفه ارزشیابی کند و سر انجام از تلفیق ویژگی های فردی ازگرده داوطلبان رده بندی معتبری فراهم آورد و برمبنای آن رده بندی، بهترین متقاضیان را به مدرسه روانه سازد.

این فصل شامل چهار بخش است که در بخش اول به بررسی چارچوب نظری پرداخته که درآن موضوع بحث پژوهش و جوانب مختلف آن را در ادبیات نظری بررسی نموده است، در این بخش مفهوم و ویژگی های روانشناختی را بررسی نموده است و دربخش دوم به بررسی مفهوم، اهمیت و ویژگی های روانشناختی جذب معلمان در مدارس ابتدایی پرداخته است و در بخش سوم در مورد مفهوم مدارس، سا ختار و تشکیلات نظام آموزش افغانستان، پیشینه تاریخی آموزش وپرورش مدارس ابتدایی در افغانستان، سیستم های تعلیم وتربیت افغانستان و معرفی منطقه موردی مطالعه (استان بغلان) بررسی نموده است و دربخش چهارم در مورد پیشینه های پژوهش انجام شده در زمینه موضوع درسه حوزه ( پیشینه های داخلی کشور افغانستان و پیشینه درکشورایران و درسایر کشور های خارجی) پرداخته که درآن پیشینه به مرتبط با موضوع حاضر را با دقت تام انجام داده که در ذیل به نتایج هریکی از آنها به صورت فشرده اشاره شده است وهمچنان در این بخش مدل مفهومی تحقیق انتخاب شده است.

۲-۲-  بخش اول: روانشناختی

۲-۲-۱-  مفهوم روانشناختی

روانشناختی علمی است که به مطالعه علمی رفتار و فرآیندهای روانی انسان های می پردازد. به عبارت دیگر روانشناختی علمی است که به مطالعه عینی رفتارهای انسان ها می پردازد.علم روانشناختی کل زوایای زندگی انسان را مورد بررسی قرار می دهد و در تمام زندگی موثر است. با استفاده از آن می توان نگرش و درک بهتری از رفتارهای انسان ها پیدا کرد و عکس العمل و رفتار مناسب تری در مقابل آن داشت. انسان ها با مطالعه علم روانشناختی یاد می گیرند که چکونه با موانع و مشکلات زندگی خود به صورت منطقی برخورد نمایند(۲۰۲۰،ایران اینسو).

۲-۲-۲-  ویژگی های روانشناختی

ارزیابی ویژگی های روانشناختی داوطلبان شغل معلمی ازاولویت های اساسی ومهم است.آموزش وپرورش کشورهای که به این مسئله مهم توجه نموده اند، برای دانش آموزان خود محیطی با نشاط، خلاق وبا انگیزه ایجاد کرده اند وبه همین دلیل از آموزش وپرورش مترقی برخوردار هستند،بهره مندی از چنین نظام آموزشی سبب شده است تا این تعداد ازکشورها جزء کشورهای پیشرفته درهمه ی عرصه ها به حساب آیند(میرزادارانی،۱۳۹۴).بنآ کشورهایی که تمایل دارند تا درمسیر توسعه وپیشرفت گام بردارند باید به این نکته توجه داشته باشند مسیر توسعه ی کشور، با برخورداری ازآموزش وپرورشی مترقی و جذب معلمانی با اشتیاق وانگیزه قوی درتدریس، اندیشه واستدلال محکم،خلاق و شخصیتی ممتاز فراهم خواهد شد(میرزادارانی،۱۳۹۴).با احتساب اهمیتی که موضوع ویژگیهای روانشناختی معلمان دارد، باوجوداین، در نظام گزینش معلمان ابتدایی، ویژگیهای روانشناختی مورد غفلت قرار گرفته است(صافی،۱۳۹۴). بنابراین باید با اتخاذ راهبردها و سازوکارهایی به تدوین شاخصها و نشانگرهای معتبر در زمینه ویژگیهای مطلوب روانشناختی در داوطلبان ورود به شغل معلمی پرداخت. در این راستا، چهار زمینه اصلی ویژگیهای شناختی، عاطفی، شخصیتی و معنوی به عنوان ویژگیهای روانشناختی شناخته شد.

۲-۲-۳-  انواع ویژگی های روانشناختی

درجذب معلمان ابتدایی چهار زمینه اصلی ویژگی های روانشناختی پرداخته شده است که عبارت از ویژگی های شناختی، عاطفی، شخصیتی ومعنی می باشد.در زمینه ویژگی های شناختی، مؤلفه هایی چون داشتن تعلیم وتربیت، بهره مندی از هوش بالا، برخورداری از تفکرانتقادی، خلاق و نوآور بودن و برخورداری از قدرت تحلیل شناسی شدند. در زمینه ویژگی های شخصیتی، مؤلفه هایی مثل مسؤولیت پذیری، تعامل اجتماعی بالا، مثبت اندیشی، آراستگی، برخورداری عزت نفس، داشتن روحیه نقدپذیری و مدیریت کلاس؛ در زمینه ویژگی های عاطفی: خوش رویی و خوش خلقی، عشق وعلاقه و حرفه معلمی، ثبات عاطفی و تواضع وفروتنی و در زمینه ویژگی های معنوی، مؤلفه: صداقت درگفتار وعمل، رعایت انصاف درارتباط با شاگردان، داشتن سعه صدر و وارستگی و اخلاق مورد شناسایی قرارگرفتند (شریف

زاده و همکاران،۱۳۹۸،ص۳۱-۳۲).

شکل (‏۲‑۱) ویژگی های روانشناختی

۲-۲-۳-۱-                  شناختی

درسایت ویکی پدیا شناختی چنین تعریف شده است که علومی شناختی اصطلاحی برای«علوم ذهن شناسی» لذا ( علوم های شناخت ذهن) است. امروزه یکی از شاخه های علوم تجربی(science) محسوب می گردد.به صورت مشخص تر از جمله اهداف اصلی این رشته پژوهش در زمینه ادارک و بازشناسی، توجه، حافظه و یادگیری، زبان، استدلال و تفکر، قضاوت، برنامه ریزی، تصمیم گیری و… است.

۲-۲-۳-۲-                 شخصیتی

شخصیت از کلمه (personality به انگلیسی یا personalit به فرانسه) از ریشه لاتین persona گرفته شده است که به معنای ماسکی یود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر برچهره می گذاشتند. این تعبیر تلویحآ اشاره به این مطلب دارد که شخصیت هرکس ماسکی است که او بر چهره خود می زند تا وجه تمیز او از دیگران باشد. اصطلاح شخصیت هم برای متخصصان و هم برای عامه مردم،مفهومی وسیع و گسترده دارد و نمی توان تعریف، مشخصی از آن ارائه داد. شخصیت، مجموعه ای از صفات و ویژگی های شخص است که می تواند برای مقایسه اشخاص با یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد(مورهد و گریفین،۱۳۸۵: ۸۰)

درسایت ویکی پدیا شخصیت از کلیمه انگلیسی(personality) را می توان الگوهای معین و مشخص ار تفکر، هیجان ورفتار تعریف کرد سبک شخصی فرد را درتعامل با محیط اجتماعی و مادی اش رقم می زنند، بناء ویژگیهای شخصیتی معلم میتواند، یکی از آیتمهای اصلی در اثر بخشی معلمان باشد. تعریف مفهوم شخصیت مانند اکثر مفاهیمی که به ویژگیهای انسان مربوط میشود، کار آسانی نبوده؛ زیرا مفهومی که این کلمه در زبان عامیانه پیداکرده، با مفهومی که در روانشناسان برای آن قائل شده اند، تفاوت زیادی داشت. شخصیت به عنوان مجموعه های از ویژگیهای نسبتاً پایدار وبی همتا تعریف شده است که ممکن است درموقعیت های مختلف تغییر کنند( شولتر،۲۰۰۱).بنأ شخصیت به الگوی نسبتاً ثابت حالت های ثابت ورفتارهایی که بیانگر تمایلات فردی شخص است، اشاره دارد. شخصیت در واقع اشاره به مجموعه نسبتاً ثابتی از عوامل است که هرفرد را از دیگری متمایز می سازد. عوامل اصلی شکل دهنده شخصیت، عوامل فرهنگی، طبقه اجتماعی وعضویت دردیگر گروه ها، عوامل وراثتی وروابط خانوادگی بوده (ماتسیون و ایوان سویچ،۲۰۱۰،احدی ونریمان،۲۰۱۰).

شخصیت میتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست، زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانن یادگیری، انگیزه، ادارک، تفکر، عواطف و احساسات وهوش است. به عبارت دیگر، موارد مذکور، اجزای تشکیل دهنده شخصیت به شمار می آیند. شخصیت همانند ظرفی است که تمام پدیده ها و فرایند های روانشناختی درآن قرار دارند، بنابر این هدف پیچیده و نهایی علم روانشناختی، درک مسأله شخصیت است (شاملو، ۱۳۸۲).

صمدی و همکاران(۲۰۱۷) نقلی ازمک هوک (۲۰۰۲) معتقد است که هوش معنوی درنقش ویژگی شخصیتی می تواند ارتباط شخص را با خود، دیگران، خدا و به خصوص پرورش خودآگاهی فرد تسهیل کند، ودرمعلم احساسی پدید می آورد که وی خود را مسئول، فعال، فردی خلاق برای کنش های خود و دریافت آن می بیند(صمدی،۱۳۸۵).

۲-۲-۳-۳-                عاطفی

علوم عاطفی از کلیمه انگلسی (Affective science) گرفته شده، مطالعه علمی است که در آن به مطالعه هیجانات و رفتار های عاطفی می پردازند. این شاخه از روان شناسی به مطالعه و استنباط عواطف شناختی و تجربی وطور ویژه ای به حالات خلقی، تصمیم گیری و حواس خود تنظیم شده در فرد می پردازد. این شاخه را همچنین می توان زیر مجموعه فیزیولوژی و علوم اعصاب دانست.

در دانشگاه استنفورد مکانی پژوهشی برای این شاخه مطالعات وجود دارد که تأکید آن انجام پژوهش های بنیادی بر روی عواطف، فرهنگ، علوم آسیب شناسی روانی است. از جمله پژوهش های انجام شده در این زمینه می توان به موضوعاتی همچون: دلایل طول عمر متأثر از فرهنگ و عواطف آن شخص، افسردگی، اختلالات اجتماعی و بیان عواطف را نام برد. یک راه معمول برای مقاییس سنجی احساسات دیگران در این علم، استفاده از عبارات و اصطلاحات عاطفی همچون حالات چهره، حالات صوتی و حالات صورت فرد مورد نظر است( ملکانی،۲۰۰۸).

۲-۲-۳-۴-                 معنوی

لغت نامه دهخدا، معنویت را بسیار ساده و کوتاه معنا می کند: « منسوب به معنی مقابل لفظی». محمد معین هم می نوسید: « منسوب به معنی، باطنی، حقیقی». با دقت در اکثر تعاریف معنویت )برای تفصیل، در زبان فارسی نک. رستگار، ۱۳۸۹سهرابی و ناصری، ۱۳۹۱ ؛ فونتانا/ ساوار،۱۳۸۵)، میتوان به این وجه اشتراکی رسید که معنویت یک « جهت گیری اگزیستانسیال» به سوی ماورای زندگی روزمره، به سوی عمیق ترین ارزش ها معانی، به سوی هدفی متعالی و به سوی معشوق حقیقی است. این«جهت گیری اگزیستانسیال»، دارای حیثیات عاطفی، بدنی و شناختی است. به عبارت عامه پسندتر، معنویت، چرخش قطب نمای فکری، احساسی و جسمانی انسانی است به سوی امری فرامادی. این چرخش اساسی و بنیادین در انسان، همه ابعاد و جودی او را تحت الشعاع قرار می دهد و زیست او را دگرگون می سازد. بنا بر این، معنویت را باید امری بسیط بدانیم که تحولات دیگر، تجلیات و نمودهای آن هستند.

معنوی در مقابل لفظی است و در معنی روحانی درمقابل مادی و باطنی درمقابل ظاهری هم بکار می رود. معنویت می تواند امر قدسی یا غیبی، ارزش های اخلاقی، دین، عرفان و هرنوع معنابخشی به زندگی را دربرگیرد. زندگی معنوی لزومآ به معنای تعلق به یکی از ادیان نهادینه و تاریخی نیست بلکه به معنای داشتن نگرشی به عالم و آدم است که به انسان آرامش، شادی وامید بدهد(ملکیان،۱۳۸۰).

معنویت به حقیقت نهایی یا غیر مادی اشاره دارد. راهی درونی که شخص را قادر به کشف ماهیت هستی یا عمیق ترین ارزش ها ومعانی زندگی مردم می سازد؛ تمرین های معنوی شامل مدیتیشن و مراقبه، هدفشان زندگی درونی شخصی است. چنین تمرینهایی به تجربه یا ارتباط با حقیقت برتر منجر می شوند؛ یعنی فهم بهتر خود درارتباط با اشخاص دیگر یا با جامعه انسانی، با طبیعت یا جهان یا با عرصه روحانی. معنویت غالباٌ به عنوان منبع انرژی یا جهت یابی در زندگی قلمداد می شود می توان آن را توجه به حقایق غیرمادی یا ماندگار یا ذات متعالی جهان دانست.

۲-۳- ملاک­ها و شاخصه­های معلمی

در فرایند تعلیم و تربیت، یکی از مهمترین ارکان تربیت، معلم است. او است که با روح و جان متعلم ارتباط دارد و زمینه را برای اثرگذاری سایر ارکان (متربی و محتوای تربیت) فراهم می­سازد. معلم با توجه به نفوذ معنوی­اش می­تواند قلب، اندیشه و رفتار شاگر را تسخیر نماید و به عنوان یک الگوی محبوب مطاع پذیرفته شود. از این رو معلمین ارزشمندترین کار را برعهده دارند و بر این اساس ارزشمندترین افراد نیز می­باشند. رسول گرامی اسلام می‌فرماید: نزدیک‌ترین مردم به درجه نبوت اهل علم و جهادند که مردم را به آنچه رسولان الهی آورده‌اند، راهنمایی می‌کنند.(نوری، ۱۳۸۲، ص۲۷، به نقل از محجه­البیضاء، ج۱، ص۱۱) بنابراین می­توان گفت معلمی شغل مقدسی است شغل خداوند و انبیای الهی است به سبب همانندی شغلی شایسته است که معلمان خود را به صفات اخلاقی و ویژگی معلمان واقعی بشر بیارایند.

نقش معلم در رشد علمی و فرهنگی جامعه به ویژه مراکز آموزشی روشن است. معلم به مانند چشمه­ای است که هر چه سطح آن بالاتر بیاید، زمین­های بیشتری را آبیاری می­کند و هرچه سطح آن پایین رود، آبادانی کمتر می­شود. از این رو مراکز آموزشی به منظور ارتقاء سطح علمی مراکز خود، دست به ارزشیابی وضعیت موجود استادان زده و ملاک­ها و معیارهایی را برای تشخیص توانمندی آنها در نظر می­گیرند. این ملاک­ها از طریق دانش­پژوهان، گروه­های علمی، کادر اداری و خدماتی می­تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. پژوهش حاضر پیشینه و ادبیات مربوط به توصیف شاخص­های معلمی با توجه به منابع مربوط به حوزه تعلیم و تربیت است که زمینه­ساز تهیه فرم­های مناسب برای ارزیابی استادان و همچنین تهیه پرسشنامه برای بررسی­های آماری را فراهم می­سازد. پژوهش حاضر، شاخصه­های معلمی را در مؤلّفه­های گوناگون مورد بررسی قرار داده است، که در ادامه به آنها می­پردازیم .

۲-۳-۱- شاخصه­های معلمی در بُعد اخلاقی

معلم و معلمي، همواره در اديان آسماني و در انديشه بزرگان و متفکرين جهان، مورد تکريم و احترام بوده است.

بوعلي سينا در امر آموزش و پرورش و تعليم و تربيت کودک، از پدر مي­خواهد که در انتخاب آموزگار بسيار دقت کند و بداند فرزندش را به دست چه کسي مي­سپارد. بوعلي سينا پس از بيان ضرورت آموزش و تعليم به موقع کودک در ارتباط با ويژگي هاي معلم مي­گويد: اولا بايد در انتخاب آموزگار و مربي کودک دقيق شد که خردمند و ديندار باشد و راه تهذيب اخلاق و پرورش و تربيت بچه را بشناسد و با وقار و سنگين و با مروت و پاکدامن و نظيف باشد و راه معاشرت را بداند.

 ابن سينا مي­گويد: معلم بايد با استعداد و متدين باشد… در آموزش بچه­ها مهارت داشته، با وقار و آرام باشد و از سادگي بسيار به دور بوده، رفتار سبک نداشته باشد، خيلي جدي و بي نشاط نباشد، بلکه بايد مهربان و فهيم بوده، با فضيلت، تميز و شايسته باشد.

ابن سينا بیان شده مي­دارد که معلم تنها دانش و حقايق را به شاگردان انتقال نمي­دهد، بلکه آنها را با ارزش­ها و اعتقادات خود و نيز با آداب و فضيلت­هايي که به او عطا شده است روبرو مي­کند. اگر معلم به سهم خود، دانش را با دقت و با احساس به دانش آموزان انتقال دهد، آنها هم رفتار و فضايل معلم را به سادگي و بي­اراده از راه يادگيري تقليدي، کپي مي­کنند.

آیت الله مظاهری در کتاب «ویژگی‌های معلم خوب» شرایط زیر را در انجام رسالت معلمی مهم برمی‌شمرند:

شرط اول آن است که معلم باید قدر خود را بداند و منزلت خویش را بشناسد، دوم این که بداند دانش آموزان در دست او امانت‌اند و او امانتدار است. شرط سوم رأفت و مهربانی نسبت به متعلم و دانش‌آموز است. شرط چهارم مراعات آداب و رسوم اجتماعی است، به ویژه توجه به آداب سخن گفتن در پرهیز از بکارگیری کلمات رکیک و تمسخر کردن و نیش و کنایه زدن و داشتن فصاحت و بلاغت. پنجمین شرط داشتن سعه صدر و صبر و بردباری است. شرط دیگر داشتن اخلاص در کار و معلمی است یعنی کار خود را برای خدا انجام دهد و مدرسه و کلاس و گفتار و کردارش، همه و همه رنگ خدایی داشته باشد. معلم باید افزون بر تعلیم و تربیت، به دیگران شخصیت دهد، لذا در اسلام، کوبیدن شخصیت دیگران گناهی بزرگ است. شرط دیگر، داشتن معلومات عمومی دینی (مانند آشنایی با مسائل و احکام دینی و توانایی در قرائت قرآن) داشتن تقوا، وجدان اخلاقی، قانون­مداری، امر به معروف و نهی از منکر و طرز معاشرت اجتماعی نیز از شرایط عامی هستند که باید در وجود انسان، خصوصا معلم، برای کنترل غرایز و تمایلات وجود داشته باشد. (مظاهری، ۱۳۷۱، ص۱۲)

معلمی که قدر و منزلت خویش و کار مهم خویش یعنی تعلیم و تربیت را می­داند، دانش آموز را امانتی الهی دانسته و برای خود و متعلمش، هدفی والا ترسیم نموده و بر اساس آن، امر مهم معلمی را انجام می­دهد. طبیعی است که انسانی که فهمید موجودی ابدی است و بسوی ابدیت همیشگی در حرکت است، برای متربیان خود نیز برطبق همین هدف والا برنامه­ریزی می­کند.

بناری در مقاله خود تحت عنوان «بررسی صفات خداوند به منزلۀ مربی در قرآن» صفات الهی را با این نگاه به چهار مقوله کلی اساسی دسته بندی کرده است که عبارتند از:

دسته اول، صفاتی که بر دانایی و حکمت دلالت دارد و شامل علیم، بصیر، خبیر و حکیم می­شود.

دسته دوم، صفاتی که بر مودت و رحمت دلالت دارد و شامل رحیم، رحمان، رئوف و ودود می‌شود.

دسته سوم، صفاتی که بر عفو و مغفرت دلالت دارد و شامل غفار، غفور، عفو، حلیم و تواب می‌شود.

دسته چهارم، صفاتی که بر اقتدار و عزت مربی دلات دارد و شامل عزیز، غنی، قدیر، قوی، علی، کبیر، عظیم، مقتدر، جبار، متکبر، ذوالقوه المتین، قهار، ذوانتقام، شدید القوی و شدید العقاب می‌شود. از این رو معلمین نیز باید در انجام رسالت خود در کسب و حفظ و توسعه علم، ارتباط عاطفی، گذشت و اقتدار خود بکوشند.

لذا معلم که برترین نقش را در تربیت متعلم دارد، باید افزون بر تخصص و تعهد، از جهت عاطفی با متربی خویش، رحیم و مهربان بوده و تا شکوفا شدن استعدادهای آنان، از حلم و صبر برخوردار باشد و در عین حال با قاطعیت و جذبه خویش، از قوه قهریه لازم و به موقع نیز بهره برد.(بناری، ۱۳۸۸، ص۲۷۱)

بافکار، نیز با توجه به آیات قرآن برخی از ویژگی‌های معلمان واقعی را این گونه برمی­شمرد:

دعوت به توحید، به عنوان نخستین آموزه دین، چنانچه لقمان به فرزند خود آموخت: «یا بنی لاتشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم.» (لقمان، ۱۳)  مهر و محبت، در نخستین گام، چنانچه قرآن می‌فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.» (آل­عمران، ۱۵۹) که اگر نبود رحمت و مهربانی تو هرآینه از اطرافت پراکنده می­شدند. داشتن سعه صدر، قرآن می‌فرماید: «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.» (طه، ۲۵)

فروتنی و تواضع در تدریس و برخورد با دانش آموزان؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین.» (شعرا، ۲۱۵) هنگامی که معلمی مهربان، متواضع و صبور، درس خویش را با دعوت به توحید، شروع می­کند، در واقع متربی را با عمل و رفتار خود بسوی خداوند یکتا رهنمون نموده است، اگرچه هیچ­گونه درس اخلاقی هم برای دانش آموزان نگذارده باشد.

بافکار در بررسی عوامل تأثیرگذار در موفقیت معلم با توجه به کلمات معصومین به نکات زیر اشاره می­کند:

تلفیق علم و عمل، بر این اساس قرآن می­فرماید: «لم تقولون ما لاتفعلون.»(صف، ۲) مربی و معلم، تنها انتقال دهنده اطلاعات به متربی خویش نیست، بلکه متربی تمام حرکات و سکنات وی را زیر نظر گرفته و بطور ناخود آگاه از او تقلید می­نماید و این امر اهمیت انطباق علم و عمل معلم با هم را می­رساند.  بیان شیوا و رسا، چنان چه علی علیه السلام می­فرماید: «بهترین کلام آن است که گوش­ها را در شنیدن بی­رغبت نکند و فهم­ها را به سختی و دشواری نیندازد.» (آمدى‏، ۱۳۶۶، ص ۳۳۲) رسا بودن کلمات و نداشتن لکنت زبان و پیچیدگی­های گفتار، شوق دانش آموزان را برای فراگیری علم افزایش می­دهد.

آگاه به زمان بودن، امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «کسی که آگاه به زمانش باشد، گرفتاری‌ها و مشکلات به او هجوم نمی‌آورند.» ( مجلسی، ج ۷۸، ص ۲۶۹) شناخت تفاوت‌های فردی، در این باره پیامبر فرمودند: «انسان‌ها همانند معدن‌ها گوناگون‌اند یکی طلا و دیگری نقره است.»(شیخ صدوق، ۱۴۰۴، ج‏۴، ص۳۸۱) معلمی که با توجه به روحیات متفاوت دانش آموزان با آنان برخورد می­کند، بسیار مورد توجه آنها قرار می­گیرد، و همین نکته­ای بسیار مهم در امر آموزش و پرورش استعدادهای نهان دانش آموزان است.

پرهیز از اجبار و تنبیه بدنی علی علیه­السلام می‌فرمایند: «اندرز انسان خردمند به وسیله ادب است و تنها حیوانات با زدن تربیت می‌شوند.»(آمدی، ۱۳۶۶، ص۲۳۶) (بافکار، ۱۳۸۲، ص۳۶)  تنبیه بدنی، تندترین و غالبا بی­حساب­ترین، کم­ اثرترین و در عین حال پر مسؤولیت­ترین واکنش مربی در برابر رفتار نامطلوب دیگران است. (افروز، ۱۳۷۳، ص۴۰)  یافته های روان­شناسی، حاکی از این است که تنبیه بدنی، موقعیت فردی و اجتماعی انسان را متزلزل می­سازد و نه تنها خود بخود فرد را متوجه زشتی کارش نمی­کند، بلکه شخصیت او را مضمحل ساخته، آسیب­پذیری وی را افزایش می­دهد، چرا که تنبیه اثر فوری دارد و ممکن است رفتار فرد را بطور موقت کنترل کند، امّا فاقد اثر و ارزش تربیتی است. (همان ، ص۴۲)

اگرچه تنبیه بدنی، در آموزش و پرورش بطور رسمی وجود ندارد، اما از آنجا که معلم و مربی، شامل مربیان دیگر کودک، مانند خانواده و پدر و مادر، بعنوان نخستین مربیان کودک نیز می­شود، باید متوجه باشند که تنبیه بدنی، ضمن اینکه از نظر شرعی و اخلاقی، اشکال دارد، در فرایند تربیت نیز، خلل وارد می­کند. 

بافکار معتقد است، معلم چه بخواهد و چه نخواهد نقش تربیتی را هم عهده‌‌دار است چون که تزکیه بر تعلیم و پرورش بر آموزش مقدم است، بنابراین باید با استفاده از داستان و مثال‌های اخلاقی یادگیرندگان را با ارزش‌های دینی آشنا ساخته و در راهنمایی و ارشادشان کوشش نماید. از طرف دیگر، معلم برای دانش آموزان نقش الگو دارد و به سبب برخورد رویارو با دانش‌آموز، موقعیت ممتازی دارد، ذهن فراگیر پیوسته دانش­آموز، از تمام حرکات و سکنات معلم فیلم برداری می‌کند، بنابران معلم باید سعی کند خود را به عنوان یک الگوی مناسب تقویت کند و به اخلاق انبیاء و اولیا آراسته گردد.(بافکار، ۱۳۸۲، ص ۵۵-۵۹)

نوری در کتاب خود با عنوان «جایگاه رفیع معلم در اسلام» در مورد شاخصه اخلاقی معلم چنین آورده است:

علاقه به معلمی، اخلاص، خوف و خشیت الهی، عمل به علم، تزکیه نفس، قطع طمع، کتمان نکردن علم، هدف دنیوی نداشتن، شهامت در بیان شده حق، پرهیز از لجاجت، اعتراف به جهل و خودداری از بیان مطلبی که نمی‌داند، دقت کامل در گفتار و رفتار، وقار و متانت، استقامت و پشتکار، حلم و بردباری، تواضع، بیان رسا و ساده، سعی در فهم مطلب، عدم تقبیح از علوم دیگر، ترک کلام بیجا، پاکی و آراستگی ظاهری، تهجد و شب زنده داری، از نکاتی است که می­توان با توجه به برخی از آیات و روایات، از شئونات معلم برشمرد.(نوری، ۱۳۸۲، ص۱۲۹-۱۸۴)

شهرآرا نیز در مقاله «بسوی تعلیم و تربیت پویا» نکات زیر را در ارتباط اخلاقی معلم مطرح نموده است:

یادگیرندگان را به بیان آزادانه و روشن احساسات خود تشویق می‌کنند.

نگرش‌های محافظه‌کارانه یادگیرندگان را متعادل می‌سازند.

با تکیه به افکار و پیشنهادهای انفرادی و گروهی یادگیرندگان مسایل اخلاقی را مطرح می‌سازند و مشکلات انضباطی را حل می‌کنند

پیامدهای اعمال یادگیرندگان را برای آنان روشن می‌سازند.

در ارزیابی اعمال مطلوب و نامطلوب یادگیرندگان، بر کارایی فعالیت آنها، نه برخورد آنها تأکید می‌کنند.

تربیت اخلاقی را در یک جو اجتماعی – عاطفی آمیخته با آزادی و محبت متعادل، پیاده می‌سازند.

از انتقاد غیرسازنده، تهدید، تمسخر، شرمنده‌کردن، تنبیه و دیگر روش‌های منفی استفاده نمی‌کنند، زیرا آنها را مخل پویایی می‌دانند.(شهرآرا، ۱۳۷۲، ص ۴۴۶-۴۴۸)

کومبز[۱] در ویژگی اخلاقی یک معلم خوب می­نویسد: معلم خوب باید متعهد باشد، پرشور و حرارت باشد، شوخ طبع باشد، متواضع باشد، ارزش فردیت خود را بشناسد، دارای ایمان باشد، صمیمی و امین باشد، درستکار باشد، شکیبا و فهیم باشد، دقیق باشد، مهربان باشد، شجاع باشد، احساس امنیت کند، خلاق باشد، جامع الاطراف باشد، مایل به تلاش‌های تازه باشد، انعطاف‌پذیر باشد، معتقد به خدای تعالی باشد.(کومبز، ۱۳۷۹، ص۱۹)

شاخصه اخلاقی، از مهمترین ملاک­ها برای یک مربی است، و همان­گونه که بعد علمی دانش­آموز، از طریق علم و آگاهی معلم سیراب می­گردد، بتدریج و بطور ناخودآگاه از جهات روحی و معنوی نیز، تحت تأثیر رفتار و منش معلم قرار می­گیرد. لذا دقت در شاخصه­های اخلاقی معلم، نقش بسیار مهمی در سعادت و آینده متربیان خواهد گزارد.

۲-۳-۲- شاخصه­های معلم در بعد شناختی

معلم در لغت به معنی آموزنده و آموزاننده است که با مدرس، آموزگار و استاد هم معنا است. در فرایند آموزش و پرورش، معلم چهره شاخصی است که می‌کوشد مهارت­ها و دانش‌های خود را به صورتی هدفمند به یادگیرندگان برساند و در آن تغییر رفتار ایجاد نماید. معلمی به هر گونه تلاشی که برای هدایت، تکامل و آموزش انسان صورت می‌گیرد، اطلاق می­شود. بنابراین معلم نقش مهمی در سازندگی انسان داشته و برای او وظایف و نقش های متعددی ترسیم شده است.

معلم در انجام رسالت تعلیمی و تربیتی خود بر وجود متربی تأثیر می­گذارد و نقش ایفا می­کند، برخی از این نقش­ها را بافکار ضمن بیان جایگاه معلم این­گونه بیان کرده است.

۱٫ نقش آموزش، در این باره معلم باید از فنون، مهارت‌های آموزشی، اصول آموزش و پرورش و روان‌شناسی عمومی آگاهی کافی داشته باشد، ظرفیت وجودی یادگیرندگان را بشناسد، چگونگی برقراری ارتباط عاطفی با آنها را بداند و از شیوه‌های تدریس، روش‌های ایجاد انگیزه و چگونگی بهره‌گیری از ابزارها و وسایل کمک آموزشی آگاهی داشته باشد به عبارت بهتر معلم باید بداند که چه می‌آموزد؟ برای چه می‌آموزد؟ به چه کسی می‌آموزد؟ و چگونه باید بیاموزد؟

۲٫ نقش دانش­پژوهی، در عصر اطلاعات توقف در سطحی از دانش و آگاهی، برای معلم کاستی و افت به حساب می‌آید. لازمه ایفای نقش بسیار مهم معلمی، بالا بردن توان علمی و تسلط کامل بر درس است تا هم مطالب آموخته شده به شاگردان درست و یقینی باشد و هم، هیچ­گونه ابهامی در مسائل و مطالب آن علم بر آنان باقی نماند.

۳٫ نقش مشاوره، هر معلمی در کنار تدریس، باید شاگردانش را راهنمایی و ارشاد کند، چراکه شاگردان آرام آرام تحت تأثیر اخلاق ارزشی معلم قرار گرفته و با حسن اعتمادی که به معلم می‌یابند مسائل درسی و مشکلات خصوصی و خانوادگی خود را با او در میان می‌گذارند. معلم نیز به سبب ویژگی‌های سنی علمی و تجربه‌ای که دارد به هدایت و ارشاد شاگردان می‌پردازد از این رو معلم باید از اصول مشاوره و راهنمایی مطلع و نقش خود را به درستی ایفا کند.

۴٫ نقش فرهنگی معلم، ارزش‌ها، بینش‌ها و ههنجارهای فرهنگی حاکم بر جامعه را از طریق گفتار و کردار خود به شاگردان منتقل می‌کند و به آموزش و پرورش، به معنای انتقال میراث فرهنگی معنا می‌بخشد. از این رو معلم باید شناخت درست و روشنی از انسان، فرهنگ، تعلیم و تربیت و فلسفه حیات و سعادت داشته باشد. در فرآیند فرهنگی و ساختار اجتماعی یک جامعه معلمان نقش اساسی دارند به طوری که تاریخ تمدن هر کشوری تاریخ معلمان آن کشور است. (بافکار، ۱۳۸۲، ص ۵۵-۵۹)

این نقش­ها حاکی از آن است که شناخت خود معلم و شناختی که به متعلم خود می­دهد، باید مبنای صحیح و علمی دقیق داشته باشد، تا بتواند ضمن جهت دهی به استعدادهای آنان، در شکوفا سازی استعدادهای علمی آنان، آینده علمی و فرهنگی جامعه را از وجود افراد متخصص و آگاه بهره­مند سازد.

 کومبز در بررسی ویژگی‌های معلمان خوب می‌نویسد در کنفرانس ۱۹۶۲ «معلمان برجسته آمریکا» فهرستی به شرح زیر تنظیم شده است:

۲-۳-۳- معلم خوب باید:

بر موضوع درس تسلط کافی داشته باشد، از مسائلی که به طریقی به موضوع درس ارتباط پیدا می­کنند آگاهی داشته باشد، در برابر دانش جدید انعطاف پذیر باشد، فرایند شایسته بودن و تحول را درک کند، تفاوت‌های فردی را بشناسد، رابطه خوبی داشته باشد، دارای ذهنی کنجکاو و قابل حصول باشد. (کومبز، ۱۳۷۰، ص۱۹)

گلاور[۲] در کتاب «روان‌شناسی تربیتی اصول و کاربردها» می‌نویسد: معلمان خوب، خوب به دنیا نمی‌آیند، بلکه ساخته می‌شوند. معلمان خوب غیر از مهارت‌هایی که در تدریس دارند، از صفات فراوان دیگری نیز برخوردارند. آنها درباره دانش‌آموز خود اطلاعات زیادی دارند، از کار با دانش آموزان لذت می‌برند و در بارۀ موضوع درس خویش مطلع‌اند و به تدریس علاقه دارند. حرفۀ پیچیده معلمی احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد و تدریس هنرمندانه، با عواطف و ارزش‌ها به تعبیر برخی، با روح معلم، آمیخته است.

وی می‌نویسد: تحقیقات نشان داده است هوش و شخصیت معلم، در مقایسه با توان علمی و کاربردی او در کلاس درس، از اهمیت کمتری برخوردار است. این تحقیقات، بسیاری از مهارت‌هایی را که موجب تفاوت کیفی تدریس می‌شود را مشخص ساخته‌اند. معلمان خوب قادرند قدرت تفکر دانش آموزان را پرورش دهند، رشد او را تسهیل کنند، به خوبی از عهده‌کلاس برآیند، به سرعت با دانش آموزان خود ارتباط برقرار کنند، درس خود را در کیفیتی بالا عرضه کنند، یادگیری دانش آموزان را ارزیابی کنند، به نیازهای دانش آموزان خاص پاسخ دهند و خود را با شرایط متغیر تطبیق دهند. (گلاور، ۱۹۴۹، ص۱۰)

تورس[۳] در کتاب «تربیت معلم، به سوی الگویی تازه برای آموزش معلمان» چنین گوید: معلمان باید نقش‌هایشان را از صورت تکنواز به همنواز تغییر دهند و به جای تأکید بر پخش اطلاعات، برکمک کردن به نوآموزان در راه جست و جو، تنظیم و درک دانستنی‌ها، تأکید ورزند و بیشتر در هدایت‌کردن آن ها بکوشند تا در قالب ریختن آنان. (تورس، ۱۳۷۷، ص۲۶)

۲-۳-۴- شاخصه­های معلم در بعد مهارتی

روشن است که اخلاق و دانش معلم نقش مهم و ارزنده­ای در سازندگی شخصیت علمی و عملی یادگیرندگان دارد، اما صرف اینها نمی­تواند موفقیت یک معلم را تضمین کند، بلکه در کنار معنویت و آگاهی او، داشتن مهارت­های لازم، معلم را در رسیدن به مقصد علمی و تربیتی دانش آموزان، کمک می­کند. در این باره گیانت[۴] می­نویسد: ما می­دانیم که در تئوری، آموزش و پرورش خوب چیست، اما آنچه در جریان آموزش نیاز است، مهارت است. (گیانت، ۱۳۸۱، ص۳۷)

گویند روزگاری فیلسوفی سوار بر قایقی کوچک، از رودخانه بزرگی رد می­شود، از قایقران پرسید: آیا شما فلسفه می­دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی­شود گفت که می­دانم، فیلسوف گفت: پس دوست عزیز یک سوم عمرتان بر فناست و باز پرسید: حالا بگو ببینم ادبیات می­دانید؟ مرد قایقران جواب داد: نمی­شود گفت که می­دانم. فیلسوف جار زد پس دو سوم زندگیتان بر باد رفت. در همان موقع، قایق به صخره­ای اصابت کرد و کم کم در آب فرو رفت. قایقران از فیلسوف پرسید: شما شنا بلدید؟ فیلسوف در جواب گفت: خیر. مرد قایقران گفت: پس کل زندگی شما بر باد رفت.

کومیز می­نویسد: قدیمی­ترین مفهوم از معلم خوب این بود که فاضل و دانشمند باشد و بر این اساس هر کس با معلومات باشد، می­تواند تدریس کند. شکی نیست که معلم می­باید دارای اطلاعات و معلومات لازم باشد، اما حتی بدون تحقیق، این مسئله بر کسی پوشیده نیست که داشتن معلومات و اطلاعات کافی نیست، زیرا اغلب ما می­توانیم معلمانی را به خاطر بیاوریم که بر موضوع درس بسیار مسلط بوده­اند، لیکن از تفهیم مطلب عاجز بودند. (کومبز، ۱۳۷۰، ص۱۷)

از آنجا که علم غیر از مهارت است، اگرچه داشتن علم و آگاهی برای معلم از ضروریات معلمی است، لکن انتقال علم معلم به متعلم و تأثیر پذیری دانش­آموز از الگوئی بنام معلم، نیازمند مهارت­های لازم در این زمینه است، لذا در کنار آگاهی، باید نسبت به برخی موارد مهارت داشت، تا بتوان از علم و آگاهی به نحو احسن استفاده نمود.

 صافی در کتاب «تمرین معلمی» به فرایند مهارتی معلم در طی سه مرحلة مهارت‌های قبل از تدریس، ضمن تدریس و بعد از تدریس اشاره می­کند و می­نویسد: صاحب‌نظران تعلیم و تربیت، بر ایجاد مهارت‌های زیر در سه مرحله یاد شده در فرایند تعلیم و تدریس، تأکید کرده‌اند:

مهارت در خودآگاهی و خودسازی.

مهارت در دانش­افزایی از طریق خودآموزی، گذراندن دوره‌های آموزشی گوناگون.

مهارت در شناخت دانش‌آموز و کاربرد روش‌های شناخت و کسب اطلاع از او.

مهارت در زمینه طراحی آموزشی. (طرح روزانه، ماهانه و سالانه)

مهارت در شناخت استعدادها و پرورش توانمندی‌های دانش آموزان.

مهارت در کاربرد فناوری آموزشی در فرایند تدریس.

مهارت در اداره کلاس و تشکیل گروه‌های کار، متشکل از شاگردان.

مهارت در برقراری ارتباط موثر با شاگردان، همکاران و خانواده.

مهارت در کاربرد فنون و روش‌های گوناگون تدریس.

مهارت در سخنوری و انتقال پیام به متعلم.

مهارت در دادن تکلیف و رسیدگی به تکالیف و تمرین‌های دانش آموزان.

مهارت در تقویت روحیه و ایجاد انگیزه و شوق به یادگیری در دانش آموزان.

مهارت در ابداع و نوآوری و کاربرد روش‌های تجربی.

مهارت در شناخت مشکلات دانش آموزان و راه‌های کاهش آن با استفاده از خدمات راهنمایی و مشاوره.

مهارت در ارزشیابی تکوینی و پایانی و تحلیل نمره‌های دانش آموزان.

مهارت در تشویق و تنبیه دانش آموزان.

مهارت در انجام پژوهش‌های لازم (معلم پژوهنده) یا (اقدام پژوهی) در فرایند تدریس.

مهارت نگارش تجربیاتی که ضمن فرایند تدریس و رفتار با دانش آموزان کسب کرده است.

مهارت در شناخت سازمان آموزش و پرورش و سازمان اجتماعی مرتبط با آموزش و پرورش و استفاده از امکانات محیطی در فرایند تدریس و تربیت فراگیران. (صافی،۱۳۸۴، ص۴۶)

مهارت جنبه عملی شناخت و آگاهی است و در ابتدا هرچه کوچکتر و سبکتر باشد، سریعتر آموخته می­شود، لذا رؤوف در کتاب «تربیت معلم و کارورزی» می‌نویسد: متخصصین آموزش کوشیده‌اند شیوه‌های تدریس را به مهارت‌های کوچک تقسیم کنند، چون مهارت‌های کوچک را سریع‌تر می‌توان آموخت و ارائه کرد. عمده‌ترین تک مهارت‌ها عبارتند از:

مهارت در انتخاب موضوع. (مطالب مناسب و قابل فهم و درک مخاطبین)

مهارت در آماده شدن قبل از ورود به کلاس. (تهیه طرح درس، مطالعه، گردآوری مطالب لازم و آماده­سازی کارافزارهای آموزش)

مهارت در شروع دلچسب و رغبت­انگیز.

مهارت در بیان ساده و قابل فهم. (تدریس یعنی توان انتقال مطالب به مخاطبان موجود، چراکه داشتن زبان روان و ساده و عاری از تکلّف‌ و کلی‌گویی،‌ باعث زودتر و راحت‌تر یاد گرفتن مطالب می‌شود.)

مهارت در بکارگیری کلمات خوب و با ارزش. (به کار بردن کلمات درست و مناسب و پرهیز از لغات نابه‌جا)

مهارت در پرسش. (پرسش، جویندگی و پویندگی تمام نشدنی می­آفریند و پاسخ هر سوال، مقدمه­ای است برای پرداختن به سوالاتی که مسائل تازه­تری را مطرح می­کند.

مهارت در پیوند مطالب درسی با زندگی روز مره. (همسو کردن و همگام نمودن درس با زندگی)

مهارت در استفاده از کار افزارهای آموزشی.

مهارت در تشویق و ترغیب کردن. (تشویق به جا و مناسب و به اندازه عامل تقویت روحی و برانگیزنده توان فکری شاگردان می­شود)

مهارت در خلق مثال‌های رهگشا. (مثال خوب و مناسب، مثل کلیدی است که به قفل می‌خورد و به راحتی آن را می‌گشاید)

مهارت در تعیین تکلیف مناسب و ذوق­انگیز.

مهارت در به اجرا گذاشتن کارهای گروهی و فعالیت‌های جمعی.

مهارت در کشف استعدادها و شکوفاکردن خلاقیت‌های دانش آموزان.

مهارت در توجه به تمامی شاگردان، خصوصا توجه به شاگردانی که نیازهای ویژه دارند.

مهارت در مشاوره با شاگردان مسئله دار.

مهارت در ارتباطات غیرگفتاری. (تنظیم صدا، رفتارهای خوش، رفتارهای مناسب، رازداری، پوشش مطبوع و دلپذیر)

مهارت در جمع بندی مطالب. (رؤوف، ۱۳۷۵، ص۱۰۵-۱۱۳)

آنچه مناسب است به فهرست ارائه شده اضافه کرد، توانمندی معلم در تهیه پرسش و ارزیابی درست و همچنین توانمندی و مهارت در ارتباط با مجموعه آموزش جنبه­های اخلاقی و فرهنگی و دینی و ارزشی و غیره می­باشد.

شهرآرا نیز در مقاله «بسوی تعلیم و تربیت پویا» بخشی از مهارت‌های معلمی در ارتباط با دانش آموزان را اینگونه بیان کرده است:

الف. راه‌های شناخت استعدادهای گوناگون یادگیرنده.

ب. ایجاد باور نسبت به لزوم فراهم کردن محیط مناسب برای مطرح کردن پرسش‌ها و ایده‌های گوناگون یادگیرندگان.

ج. توانایی ایجاد این بینش در یادگیرندگان، که عقاید آنها و در نتیجه خود آنها، دارای ارزش و اعتبار هستند.

د. مهارت در مطرح کردن سوال‌های برانگیزنده با استفاده از روش‌‌های اکتشافی و سقراطی و گفتگوی آزاد.

ح. بالابردن توانایی معلمان در زمینه گسترش و بسط دادن موضوعات و پرسش‌های مطرح شده.

و. مهارت پیش‌بینی رفتار یادگیرندگان، بر اساس شناختی که از تحول جسمی – روانی و وضعیت خانوادگی و فرهنگی آنها به دست می‌آورند.

مهارت تشخیص مسایل و مشکلات آموزشی – روانی یادگیرندگان.

مهارت نسبی در رفع مسایل و مشلکات آموزشی – پرورشی و خانوادگی یادگیرندگان.

توانایی برقرار کردن ارتباط با سازمان‌ها و نهادهایی مانند موزه‌ها، نمایشگاه‌ها و …

توانایی همکاری و تبادل نظر با مشاوران مدرسه و اولیای یادگیرندگان.

مهارت در همکاری و برقراری هماهنگی با معلمان و دیگر دست اندرکاران آموزش و پرورش و جلب حمایت و پشتیبانی آنان. (شهرآرای، ۱۳۷۲، ص۴۴۶-۴۴۸)

در مجموع، مهارت­های لازم در امر تعلیم و تربیت، به سه دسته تقسیم می­شود: مهارت در انتقال مفاهیم علمی و آموزشی، مهارت در ارتباط عاطفی و مشاوره­ای با متربیان و مهارت در انتقال مفاهیم ارزشی و اخلاقی به دانش آموزان.

۲-۳-۵-  شاخصه های انتخاب معلم به عنوان یک نیروی انسانی

با توجه به اینکه معلم بعد از خانواده بیشترین تأثیر در کودک را دارد، و برترین دوره رشد کودک در کنار معلم است، برای انتخاب معلم، باید به چند ویژگی­ عمومی توجه کامل شود.

سلامتی جسمی: سالم بودن، نداشتن بیماری های واگیردار و یا مخل کار معلمی نداشتن معلولیت هایی مثل ثقل جامعه، ضعف بینایی، لکنت زبان و نظایر آن.

سلامت روانی: نداشتن بیماری­های روانی و عصبی از قبیل فشار، افسردگی، عقده­های روانی، عقده حقارت، عصبانیت بیش از حد عاطفی و یا بی عاطفه بودن و غیره.

سلامتی فکری: داشتن قدرت و تفکر و تعقل، برخورداری از تفکر منطقی و استدلال، قدرت درک مفاهیم و موضوعات، قدرت قضاوت و استنتاج، داشتن فلسفه، جهان بینی و ایدئولوژی روشن و نظایر آن

 تحصیلات مناسب: داشتن حداقل مدرک تحصیلی مورد نیاز در رشته خاص تدریس در مقطع تحصیلی مورد نظر.

تجربه یا سابقه کار مناسب: داشتن حداقل تجربه کار تدریس یا کارورزی کافی به طوری که هنگام کار، نیاز به آزمون و خطا نباشد و موجب زیان به روحیه و سرنوشت دانش آموزان نگردد.

ویژگی­های خانوادگی و اجتماعی: بررسی شرایط اجتماعی، اخلاقی و تربیتی خانواده برای اطمینان از حسن سلوک و رفتار و ویژگی­های تربیتی معلم، داشتن حسن شهرت در بین دوستان و جامعه و نداشتن سوء پیشینه مخل رسالت تعلیمی و تربیتی معلم.

 توانمندی­ها و مهارت­های خاص: توان انتقال مفاهیم و به کارگیری روش های تدریس نوین، برقراری روابط حسنه با دانش آموزان و مدیر یا معلمان و اولیا، نظارت و سرپرستی بر امور تحصیلی و تربیتی دانش آموزان، که در قسمت­های قبل به آن اشاره شد.

منش و شخصیت: بررسی میزان برون گرایی و درون گرایی فرد، میزان دوست داشتن دانش آموزان و علاقه به انسان­ها، میزان خونسردی و بردباری و همچنین خونگرمی و جوشش به موقع او، میزان مسئولیت پذیری و حفظ اسرار افراد، اعتماد به نفس، میزان خلاقیت، ابتکار و نوآوری و غیره.

چنانچه یک معلم از زوایای فوق مورد مطالعه قرار گیرد، بدون تردید بسیاری از مشکلات موجود مدارس و مدیران برطرف خواهد شد. در چنین وضعی مسلما دانش آموزان نیز بهره بیشتری برده و استعدادهای آنان شکوفا خواهد شد. مجموعه ویژگی­های برشمرده، مفهومی به نام خودابزاری را در آموزش و پرورش تضمین خواهد کرد که نهایت امر، سبب بهبود کیفی نظام آموزشی خواهد شد.

 رایت کومبز در کتاب «آموزش تخصصی معلمان» در این باره گفته است که منظور از تربیت یک معلم خوب یا هر کارگزار دیگر، این نیست که فرد به عنوان یک تکنسین، حرفه­ای را یاد بگیرد و به طور مکانیکی آن را در همه حالات به یک شکل به کار برد. هدف این است که فرد از معلومات، دانش و آگاهی خویش و منابعی که در اختیار دارد، برای حل مشکلات و مسائلی که مسئولیت آنها بر دوش اوست، بهره گیرد. او مفهوم خودابزاری را برای همه مشاغل صادق می­داند. مثلا پرستاری نوین می­طلبد که پرستار با بیمار خود روابط انسانی مناسب برقرار کند و یا در مشاوره و روان درمانی، خود بیمار باید درگیر مسائل شده و اهمیت کار را درک کند.(کومبز، ۱۳۷۰، ص۲۶)

بنابر آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت یك معلم خوب:

از سلامت جسمی، فکری و روانی برخوردار است.

تحصیلات و تجربه متناسب با تدریس دارد.

ویژگی­های خانوادگی و اجتماعی و شخصیت والا دارد.

دارای توانمندی و مهارتهای خاص متربیان است.

رابطه‌اش با دانش آموزان مثبت است.

به احساسات دانش آموزان توجه می‌كند.

محیط مطلوبی برای یادگیری پدید می‌آورد.

از كار با دانش آموزان لذت می‌برد.

دانش آموزان را به فعالیت‌های یادگیری می‌كشاند.

خلاق و نوآور است.

دانش آموزان را به داشتن تصویر خوبی از خود هدایت می‌كند.

به‌طور جدی در فعالیت‌های رشد حرفه‌ای خود شركت می‌كند.

انعطاف‌پذیر است و به موضوع درسی تسلط كافی دارد.

ثابت‌قدم است و عادلانه رفتار می‌كند.

۲-۳-۶- شاخصه­های معلم در نقش مدیر

توحید راحلی در سایت خود به ۹ مرحله کلی شاخصه معلم در نقش مدیر اشاره می­کند:

 طرّاحی و برنامه­ریزی آموزشی

 – تمرکز آموزش بر یک یا بیش از یک هدف

– توسعه توانایی دانش آموز برای یادگیری دانش، مهارت وتفکّر

– تلفیق مهارت، محتوی و فرآیند تفکّر

– پیشنهاد اهدافی که یادگیرنده را تحریک می­کند

– ارائه تجارب متناسب با رشد یادگیرندگان

۲٫ ایجاد فضای یادگیری

-ارتباط در نقش مثبت و حمایت­کننده

– ایجاد تعامل و توازن محترمانه درکلاس

– حسّاسیت نسبت به تفاوت های علمی، فیزیکی، اجتماعی وفرهنگی

– ارائه، بررسی و بازخورد فعالیت­های خارج از کلاس و تکالیف درسی

– انعطاف پذیری و تطبیق فرایند کلاس با مقتضای محیط

– سازماندهی مواد و وسایل

– فعال سازی پژوهش­های گروهی

– استفاده از تکنیک­های پرورش دهنده خود کنترلی

– ایجاد میل به پذیرش بازخورد مثبت و منفی

۳٫ اجرا و اداره آموزش

– تبیین استانداردهای اختصاصی

– پیونددانش پیشین دانش آموز با یادگیری

– نمایش مفاهیم و فرایند تفکّرکه لازم به آموزش است

 -استفاده از راهبردهای چندگانه یادگیری

– ایجاد شرایط مناسب برای یادگیری متناسب با تفاوت­های فردی

– انتخاب نمونه­های طرز تلقّی دانش آموزان برای تمرکز خودشان بر تفکّر

– استفاده از راهبردهای سؤال­برانگیز

– راهنمایی دانش آموزان در بیان کردن و توضیح دادن نسبت به عملکرد

– آسان کردن مهارت­های بین فردی

 -استفاده از چشم انداز مختلف درتطبیق دانش با تجارب یادگیری دانش آموز

– استفاده خلّاق از وسایل

– شناسایی مشکلات یادگیری دانش آموزان و هدایت آنان

– استفاده بهینه از زمان

– ایجاد فضا برای تمرین آموخته­ها

– پیوند یادگیری با انتظارات نقش­های آتی

۴٫ ارزیابی و ابلاغ نتایج یادگیری

– بررسی وضعیت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

– ثبت و بررسی فرایند آموزش در دفاتر مربوطه

– استفاده از ارزشیابی و منابع اطلاعاتی چندگانه اطلاعاتی چندگانه

– ایجاد شرایط متناسب با تفاوت­های اجتماعی و فرهنگی دانش آموزان برای ارزشیابی از آنان

– تقویت حس ّموفّقیت در همه شاگردان

– ارزشیابی با ملاک­های مقرّر

– ترغیب دانش آموز به خودسنجی با ملاک­های مقرر و توجه به عملکرد بعدی

– تحلیل اطلاعات حاصل ازارزیابی به طور منظّم و سیستماتیک

– اهتمام به ارزشیابی فرایندی و بکارگیری ابزارهایی چون پوشه کار، چک لیست، آزمون عملکردی و……

۵٫ تعمّق بر آموزش و ارزیابی

– تقویت میل به مطالعه و کتاب خوانی در دانش آموز

– تحلیل فردی و جمعی تأثیر تجارب یادگیری

– ارزیابی میزان اثربخشی آموزش و تحلیل نتایج

۶٫ همکاری با همکاران و والدین

– مشخص نمودن مکان و زمان همکاری

– شرح هدف تلاش­های مبتنی بر همکاری

– بیان استانداردهای همکاری

– به نمایش گذاشتن مدیریت کارآمد (اثربخش) از جهت سود همه جانبه

– تقویت سعه صدر نسبت به دیدگاه­های مختلف

۷٫ شرکت در توسعه حرفه­ای

– تلاش در جهت ارتقاء سطح تحصیلات

– تعیین ملاک و نقاط قوّت و اولویت رشد

– طرّاحی توسعه حرفه­ای به منظور گسترش خزانه دانش

– شرکت در توسعه حرفه­ای (ضمن خدمت)

– نشان دادن ملاک­های بهبود عملکرد

– تلاش در جهت بازسازی تجارب خویش

۸٫ آگاهی از دانش محتوایی

– ربط دادن زمینه­های تحصیلی با موقعیت­های واقعی زندگی

– جمع آوری مفاهیم کلیدی مرتبط با رشته تحصیلی خاص

– به کارگیری اثربخش روش­های پژوهشی مرتبط

– ارائه چشم انداز چند فرهنگی تدریس محتوا

– بهره گیری از تکنولوژی مرتبط

۹٫ استفاده از فنون و تکنولوژی

– بکارگیری الگوها و روش­های نوین تدریس

– استفاده از تکنولوژی در ارزیابی

– استفاده از رایانه چند منظوره با نرم افزارهای مختلف

– استفاده از اصطلاحات علمی و فنّی مرتبط با رایانه در ارتباطات کتبی و شفاهی

– نشان دادن دانش استفاده از علم تکنولوژی درتجارت، صنعت و جامعه

– درخواست وسایل برای دانش آموزان ویژه

– ارائه طرح درس مبتنی بر نیازهای متفاوت دانش آموزان

– ممکن ساختن یادگیری مادام العمر با استفاده از تکنولوژی

– شناسایی منابع لازم تکنولوژی مانند نرم افزارهای آموزشی

۲-۳-۷- شاخصه­های معلم در روش تدریس

مهمترین وظیفه معلم تدریس است و هرچه شیوه تدریس از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، انتقال مفاهیم به دانش­­آموز، سریعتر و آسانتر خواهد بود. لذا اگر در شیوه تدریس نیز، شاخصه و معیاری وجود داشته باشد، می­توان معلمان را در این شاخصه از هم متمایز نمود.

سرمد در زمینه روش تدریس، توصیه­های متعددی به معلمان می­کند که مهمترین آنها عبارتند از:

از انتقادی­هایی که شاگردان از کار معلم به عمل می­آورند استقبال کند، بایدهای و نبایدهای خود را کم کند و خطاپذیری انسان را بپذیرد، تمایل به یادگیری را در شاگردان ایجاد نماید، طوری رفتار کند که احترام شاگردان به او جلب شود، با شاگردان تفاهم برقرار کند، کارا، فعال، انعطاف­پذیر، قابل اعتماد، موقعیت شناس، دارای صدایی گرم و نفوذ معنوی باشد، با شاگردان روابط حسنه برقرار کند، همه شاگرادن را با یک چشم بنگرد، با نظم و ترتیب کلاس را اداره کند، در بحث­ها از جدال و ستیزه­جویی اجتناب کند و مطالب را در حد توان و استعداد شاگردان عرضه نماید.

معلم نباید ذهن شاگردان را خسته کند، زیرا در این صورت از تعلیمات خود نتیجه­ای نخواهد گرفت. حضرت علی علیه السلام می­فرمایند: دل­ها را از ناحیه میل آنها به دست آورید و می­فرمایند: همانطور که تن­ها ملول و خسته می­شوند و احتیاج به استراحت پیدا می­کنند، دل یا روح انسان هم گاهی خسته می­شود و احتیاج به استراحت دارد، در این حال فکرهای سنگین را به او تحمیل نکنید و حکمت­های ظریف به او عرضه بدارید.(آمدی، غررالحکم، ص۶۶)

توجه داشته باشید که مواردی چون: خود – رهبری، خود انگیزشی، خود فعال بودن، مسئولیت پذیری، خود – رشدی، عادت به کار، وقت­شناسی و تقسیم وقت بین فعالیت­های مختلف تحصیلی و غیر تحصیلی، پرورش خلاقیت­ها و رعایت حقوق دیگران را، باید به شاگردان آموزش داد.

به روابط غیر رسمی کلاس توجه کند، زیرا این روابط با خود – فهمی و اصلاح خود و در واقع با خود شناسی شاگردان ارتباط دارد. روابط یاد شده تشویق کننده، تهدید کننده، به معنی مثبت و یا سازنده و ممدّ عزّت نفس است، احساس همبستگی و قدرتمندی را ارضا می­کند، شکوفایی و احساس امنیت به وجود می­آورد.

سرمد معتقد است معلم در امر تدریس به نکات زیر توجه کند:

خوب گوش کند و در واقع شنونده خوبی باشد و شاگردان را به شرکت در بحث دعوت کند.  به استفاده از مهارت­های کلیه افراد کلاس توجه داشته باشد و به یک نفر اجازه ندهد متکلم وحده باشد.  بحث­های گروهی را در حد امکان و به شرطی که بقیه، شنوندگان خوبی باشند، تشویق کند و شاگردان را به رعایت حقوق اجتماعی ترغیب کند.  به شاگردان اجازه دهد ترس­ها، انتظارات و آرزوهای خود را بیان کنند و از یکدیگر انتظارات معقول داشته باشند.  بداند که روش­های رهبری متقابل معلم و شاگرد باید انعطاف­پذیر باشد تابتوان انتظارات متقابل را آزادانه بیان یا پیش بینی کرد. به این نکته التفات داشته باشد که هر یک از شاگردان علاقمند، بتوانند به رهبری فعالیت­های کلاس یا گروه برسند. (سرمد، ۱۳۷۶، ص۱۸۳)

نوری نیز در کتاب خود نکته‌های زیر را در تدریس موفق به معلمین پیشنهاد می‌کند:

کلاس را با توکل بر خداوند شروع کنیم و در تدریس اخلاص و تقوا داشته باشیم.

زمان در جلسه تدریس را رعایت کنیم و وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.

هنگام تدریس، چهره بشاشی داشته باشیم و نشاط روحی و عاطفی را حفظ نمائیم.

فضای عاطفی در کلاس ایجاد کنیم و احساسات و عواطف یادگیرندگان را جریحه‌دار نکنیم.

سعه صدر داشته باشیم و از فضل فروشی پرهیز نمائیم.

وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را فراموش نکنیم.

به هنگام تدریس آرامش خود را حفظ نمائیم و از قضاوت ناصحیح نسبت به یادگیرندگان پرهیز کنیم.

از علما بزرگان و شخصیت‌های دینی با احترام نام ببریم.

از به کار بدن کلمات خارج از نزاکت پرهیز نمائیم و اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

رازدار و محرم اسرار یادگیرندگان باشیم و از تعصب بیجا بپرهیزیم.

رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم و از داشتن تکیه کلام پرهیز نمائیم.

در تدریس ذوق و سلیقه بکار برده، آرام و شمرده تدریس کنیم.

ساده ولی عمیق تدریس کنیم و از یادگیرندگان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.

ذوق و استعداد یادگیرندگان را شناسائی و هدایت کرده و با آنان همدردی کنیم.

بین یادگیرندگان رقابت سالم و مثبت ایجاد نماییم و در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.

به یادگیرندگان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم و از تشویق به موقع غافل نشویم.

کارها و فعالیت‌های مربوط به کلاس را بین یادگیرندگان تقسیم و به آنها مسئولیت دهیم.

مقررات محیط آموزشی را رعایت کنیم و به آن احترام بگذاریم.

سعی کنیم کردار و رفتار بدی از خود نشان ندهیم و در هنگام موعظه خود را مخاطب قرار دهیم.

پیش از تدریس از مسئولین آموزش شناختی اجمالی از وضعیت و موقعیت و سطح معلومات یادگیرندگان بدست آوریم.

بیش از اندازه در کار یادگیرندگان دخالت نکنیم و سخن آنان را بی‌مورد قطع نکیم.

به کار خویش ایمان اعتقاد قلبی داشته باشیم.

در افزایش آگاهی­ها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم و شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش یادگیرندگان سبک نکنیم.

مقررات خشک و افراطی را از کلاس دورکرده و از گروه گرایی و خط بازی خودداری کنیم.

نسبت به فعالیت یادگیرندگان بی توجه و بی تفاوت نباشیم و به سوالات یادگیرندگان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.

برنامه‌ریزی درسی داشته و مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.  ضمن ابتکار و خلاقیت در تدریس، از روش‌های تدریس و نحوه بکارگیری آنها آگاه باشیم.  به کیفیت شروع، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم و به هنگام تدریس مطالب، تنوع را فراموش نکنیم.  از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم و در هر درس، مطالب نو و تازه‌ای بیان کنیم.  یادگیرندگان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم و سعی کنیم در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند. از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت، بپرهیزیم و در صورتی که احساس خستگی در چهره یادگیرندگان مشاهده کردیم، از ادامه درس خودداری کنیم.  سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم و بیش از اندازه معمول به جزوه یا متن درس نگاه نکنیم. موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص نموده و در هنگام تدریس در یک مکان ثابت، توقف نکنیم.  ضمن پرهیز از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب، درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.  در هنگام تدریس، از وسایل و امکاانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.

خلاصه درس را در انتهای تدریس، بازگو و از یادگیرندگان نیز بخواهیم، تا نقاط ضعف و قوّت آنان را بیابیم.

ظاهر آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی سادگی است، تا الگوی مناسب برای یادگیرندگان باشیم.  هنگام خشم بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم و فرصت انتقاد از خود را به یادگیرندگان بدهیم.  تجربیات تازه خود را در اختیار یادگیرندگان قرار دهیم و آنان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.   ضمن داشتن قاطعیت هنگام تدریس، تمام توجه یادگیرندگان را به خود جلب کنیم.

از اینکه نسبت به پاسخگویی به برخی از سوالات قادر نیستیم، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی‌دانیم.

به یادداشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیت‌های مناسب آموزشی خود کمتر تدریس می‌کند، ولی یادگیرندگان بیشتر یاد می‌گیرند.  تربیت آن نیست که ما می‌گوییم، بلکه چیزی است که عمل می‌کنیم. مهمترین ویژگی تربیت نوین، شاگرد محوری و پرورش خلاقیت است. توزیع عادلانه لبخند، بزرگترین نشانه عدالت است.  معلمی مستلزم جرأت، عقل، فرزانگی، تحمل، شوخ طبعی و ایثار است.  نه تنها موضوع درس، بلکه خود معلم نیز بایستی برای شاگرد معنادار باشد تا رغبت او برای یادگیری را برانگیزد. (نوری،۱۳۸۲، ص۱۸۷-۱۹۲)

۲-۳-۸- شاخصه­های معلمی در نظام تعلیم و تربیت پویا

شهرآرا در مقاله خود، (بسوی تعلیم و تربیت پویا) می­نویسد: «در تعلیم و تربیت پویا، نظام تربیتی در پی دگرگونی دایمی فرد و جامعه در پی کشف و پرورش استعدادها و به ویژه استعدادهای خلاق و نهفته انسان است و مقیّد و متعهّد به انسان‌سازی و در نهایت ساختن جامعه است و هر کس را با توجه به استعدادهای بالقوه‌اش می‌پروراند. او در مورد خصوصیات معلمان، در نظام تعلیم و تربیت پویا می­نویسد: با توجه به اینکه معلمان ستون­های اصلی نظام آموزشی هستند، باید دارای خصوصیات زیر باشند:

کنجکاوی شدید توأم با روحیه انتقادی و بینش تجربی، تمرکز حواس و استمرار در اندیشیدن، روان بودن در تولید اندیشه توأم با روانی کلام، انعطاف پذیری ذهنی به صورت آزمودن راه­‌های گوناگون حل مسئله و اندیشیدن در مورد کاربردهای غیر معمولی، استقلال فکر و عمل، اصالت جویی و مهارت در بازسازی عقاید و پدیده‌ها، توانایی در ادغام محرک­های متفاوت، هوش بالاتر از میانگین، ابتکار، بازیگوشی متفکرانه، قدرت تخیل و تجسم، علاقه به آزمایش و تحقیق، نگرش مثبت نسبت به خلاقیت، مخاطره جویی و عدم همنوایی یا ناهمنوایی. (شهرآرا، ۱۳۷۲، ص ۴۳۸)

وی در باره خصوصیات معلم در ارتباط با یادگیرندگان می‌نویسد: تحقیقات نشان داده است که معلمان پرورش دهنده پویایی، غالبا ارتباطی پویا و خلاق با یادگیرندگان خود برقرار می‌کنند به نحوی که:  کنجکاوی را به صورت‌های گوناگون در آنها تقویت و پایدار می‌کنند. آنها را از راه‌های مختلف تشویق و علاقه­مند به پیدا کردن راه حل‌های خلاق جدیدی می‌کنند.  پیشقدمی و خود جوشی را در آنها تقویت و تثبیت می‌کنند.  استقلال و آزادی لازم و کافی برای انجام فعالیت‌های منطقی و تجربی در اختیارشان می‌گذارند.  با ایجاد اعتماد به نفس و احترام، خود پویایی و جستجوگری را در آنها پرورش می‌دهند.(همان، ص۴۴۰)

وی همچنین معتقد است در نظام تعلیم و تربیت پویا، در انجام فرآیند آموزش از روش‌های زیر استفاده می‌کنند:

استفاده از روش بحث و گفتگو.

استفاده از روش تدریس یادگیرنده مدار.

توجه به کیفیت تفکر در برابر سرعت انتقال.

تکیه بر کیفیت در مقابل کمیت یادگیری.

استفاده از روش کنکاش مغزی. (حل مسئله)

تکیه بر تفکر واگرا در مقابل تفکر همگرا.

توجه به تفاوت‌های فردی یادگیرندگان.

اداره کلاس با ایجاد موازنه بین آزادی و راهنمایی. (همان، ۴۴۴)

۲-۴-  بخش دوم :جذب معلمان مدارس ابتدایی

۲-۴-۱- مفهومی معلمان

معلم در فرهنگ معین، تعلیم دهنده و آموزنده، معنی شده است و در فرهنگ عمید، تعلیم دهنده، آموزاننده و آموزگار و درلغت نامه دهخدا نیز آموزنده، آموزاننده، تعلیم دهنده، آموزگار و شیخ معنی شده است. امروزه در نظام های آموزشی و پرورشی جهانی معلم به معنی خاص به کسی اطلاق می شود که واجد ویژگی ها و صلاحیت های مشخص بوده و حرفه و شغل او تعلیم است) اسدی گرمارودی، ۱۳۹۲).

معلمی در اصل تعلیم دادن است٬ و معلم کسی است که تعلیم می دهد.از این رو می توان گفت که پروردگار عالمیان که عالم مطلق است ٬ قطعاْ اولین معلم بشریت می باشد. قرآن کریم در سوره علق آیات۵-۳می فرماید 🙁 اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم ). بخوان که پروردگارت از همه والاتر است٬ همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود ٬ و به انسان آنچه را نمی دانست آموخت. خداوند پس از خلقت انسان برای تعلیم و آگاهی او پیامبران و رسولانی را بر گزید . بنا بر این انبیاء و اولیای الهی بعد از خدا در زمره اولین معلمان مکتب بشریت هستند که به دستور الهی و با استفاده از تعالیم الهی به امر تعلیم و تربیت بشریت پرداختند. و بی شک آدم نخستین دانش آموز مدرسه خلقت بود که تحت تعالیم الهی قرار گرفت)بخشی زاده،۱۳۹۳). همجنین به نظر باردلی (۲۰۱۰) خصوصیات یک معلم خوب را داشتن هوش و درک بالا می داند به این ترتیب می تواند رفتار های شاگردان را خوب بفهمند. معلمان درظاهر انسان های معمولی هستند، اما بزرگترین وخطیر ترین کار دنیا به آنها واگذارشده است.

معلم از مهم ترین ارکان جامعه ودر واقع اولین بزرگ سال غیر از پدر و مادر است که امکان این ارتباط حمایت گرانه( رافلدر، بوکوسکی ومهر،۲۰۱۳) را به کودک می دهد و از این نظر، کیفیت ارتباط با اواز اهمیت زیادی برخوردار است. ارتباط با معلم و کفییت پذیرش از سوی او،انگیزه دانش آموز را در فعالیت های تحصیلی(اسپیلت، هیوز، وو وکواک،۲۰۱۲)، وعملکرد هیجانی و اجتماعی او را بهبود می بخشد(کورنلیوس وایت،۲۰۰۷؛ ریلی،۲۰۰۹). و قابلیت های معلمان را درسه زمینه دانش حرفه ای، عمل حرفه ای و تعهد حرفه ای دسته بندی شده است. دانش حرفه ای شامل دانش محتوا، شناخت دانش آموز و آگاهی از تدریس ویادگیری است عمل حرفه ای از طراحی یادگیری، ایجاد محیط یادگیری وسنجش و ارزشیابی یادگیری تشکیل شده است و تعهد حرفه ای،‌ یادگیری حرفه ای، مشارکت، رهبری، ارزش ها، ارتباطات واخلاقیات را شامل شده (هانتلی،۲۰۰۸).

انتخاب معلم باید معیار های ویژه وشفاف برای انتخاب داشته باشد؛ ایده های مهم درباره ی یاد دادن و یاد گرفتن را از قلم نیندازد؛ سعی بر پیش گویی تدریس خوب داشته باشد و اطلاعات مربوط به متقاضی را ثبت و از آن استفاده نماید.

معلم با توجه به نفوذ معنوي اش، قلب، انديشه و رفتار دانش آموز را تسخیر مي نمايد. تمام رفتار معلم از كوچکترين حركات واشارات او، تا نحوه گفتار و عملش همه توسط دانش آموزان تقلید مي شود. دانش آموز، معلم را الگو و سرمشق اخلاق و رفتار خويش قرار مي دهد، زيرا شاگرد معلم را سرآمد افراد و والاترين شخصیت ها مي داند، پس سعي مي كند كمالات و شخصیت او را در خويش تجلي دهد و همان راه را برود كه او رفته است. او آنچه را معلمش خوب بداند ارج مي نهد، و آنچه را بي ارزش شمارد بدو زشت م انگارد. او، معلم را محور تمام ارزش هاي انساني و اجتماعي مي داند ؛ بنابراين حتي ضد ارزش هاي وجود معلم را ارزش مي پندارد.

۲-۴-۲- اهمیت جذب معلمان مدارس ابتدایی

اهمیت جذب معلمان در تعلمات ابتدایی و بهتر کردن شرایط معلمان از جمله وظایفی است که همه دولت ها باید خود را ملزم به اجرای آنها سازند. لازمه اقدام های مورد نیاز یرای استخدام معلمان آینده از میان علاقه مندترین شاگردان، بهبود بخشیدن به وضع کارآموزی آنان، تشویق بهترین آنان برای برعهده گرفتن دشوارترین مشاغل با توجه به شرایط و اوضاع خاص کشور صورت پذیرد. در هرحال جنین اقدام هایی باید به عمل آید؛ زیرا بدون آنها بعید است اصلاحات مهم درجایی که بیشترین ضرورت را دارند، ایجاد شود. از این رواصلاح کیفیت وبرانگیختن معلمان باید درهمه کشورها به صورت یک اولیت در آید(گزارش کمسیون بین المللی برای قرن بیست ویکم به یونسکو،۱۹۹۶.ص۱۴۶ به نقل از روزا ماریا تورس،ص۱۲).

۲-۴-۳- ویژگی های ضروری معلم خوب

معلم برای مؤثر انجام دادن کار خود، همچون سایر پیشه ها، نیازمند شایستگی های ویژه است. او با تعلیم و تربیت دانش آموزان سرو کار دارد، اما تعلیم و تربیت، بزرگترین و دشوارترین مسئله ای است که انسان با آن درگیر است (کانت،۱۳۷۴).همچنین، شاگردان و معلمان هر دو گروه، معتقد بودند که معلم خوب باید دانش آموزان را به کار تفکر و پژوهش تشویق کند. به افکار و عقاید آن ها احترام بگذارن، پرحوصله و بردبار باشد، و بین دانش آموزان تفاوت نگذارد. شادی و بذله گویی، وضع ظاهری ولباس معلم نسبت به سایر خصوصیات او، از اهمیت کمتری برخوردار است. دانش آموزان بیشتر خواستار معلمانم « میان سال » هستند و علاقه ای به داشتن معلمان مسن ندارند(میثاقیان اردکانی،۱۳۸۱).

برای تبیین ویژگی های ضروی یک معلم خوب، دیدگاهی است که کورتاجن، از صاحب نظران حوزه تربیت معلم ارائه کرده است. اوبا مطالعه سیر آماده ساز معلمان در قرن بیستم، به تحلیل و بررسی انتقادی رویکردهای اصلی تربیت معلم پرداخته است. حاصل پژوهش او، ارائه الگوی لایه ای پیازمانند سطوح تغییر برای تبیین ماهیت ویژگی های ضروری یک معلم خوب است. با توجه به بدیع بودن این الگو ونقش ارزنده آن در توصیف ماهیت ویژگی های یک معلم خوب به معرفی این الگو می پردازیم. آن دلالت های فلسفه تعلیم و تربیت برای معلمان در ارتباط با این الگو تبیین می شود.

الگوی لایه ای پیازمانند: الگوی سطوح تغییر درونی معلمان












 


شکل (‏۲‑۲) سطوح تغییر دورنی معلمان ( کورتاجن، ۲۰۰۴)

این نمودار نشان می دهد که درافراد – معلمان – سطوح مختلفی وجود دارد که می تواند تحت تآثیر عوامل گوناگون قرار گیرد.

الف: سطح بیرونی ترین

سطح رفتار و شرایط محیطی: معمولاً سطح شرایط محیطی ( مدرسه، کلاس درس، دانش آموزان وغیره ) و سطح رفتاری های مناسب در شرایط گوناگون مورد توجه جدی دانش آموز – معلمان قرار می گیرد. آن ها اغلب بر مسائل موجود در کلاس تمرکز می کنند. این سطح به به طوری مستقیم تحت تآثیر مباحث اصول و فلسفه تعلیم و تربیت قرار نمی گیرد. مباحث فلسفه تعلیم و تربیت از طریق تآثیری که بر سایر سطوح دورنی وچود دانش آموز- معلمان می گذارند، می توانند غیر مستقیم بر سطح رفتارهای معلم درشرایط گوناگون اثر گذارند. یکی از ویژگی های کار معلم – تدریس – قابلیت پیش بینی ضعیف است . بدین معنی که پیش بینی کامل و دقیق موقعیت و عکس العمل ها درکار معلم چندان امکان پذیر نیست، از این رو نمی توان رفتار های خاصی را به دانش آموز- معلمان آموخت که در عمل همیشه بتوانند از آن ها استفاده کنند( باقری و ایروانی، ۱۳۸۰).

سطح صلاحیت ها: این سطح بر سطح رفتارها تآثیر بسیار دارد. صلاحیت ها به طورعام شامل دانشی یک پارچه از موضوع درس، مهارت ها و نگرش های ضروری است. تمایز این سطح با سطح رفتارها این است که صلاحیت ها، قوه و پتانسیل برای رفتارها هستند نه خود رفتارها. در عمل، شرایط مناسب سبب تبدیل شدن صلاحیت ها به رفتار ها می شود. همچنان منظور از صلاحیت معلمی، مجموعه شناخت ها، گرایش ها و مهارت هایی است که معلم با کسب آن ها می تواند در جریان تعلیم و تربیت به پرورش جسمی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی، عقلانی و معنوی فراگیران کمک کند(ملکی، ۱۳۷۶). صلاحیت های ضروری حرفه معلمی را می توان در سه حیطه طبقه بندی کرد:

الف) صلاحیت های شناختی: منظور از صلاحیت های شناختی مجموعه آگاهی ها، بینش ها ومهارت های ذهنی است که معلم را درشناخت و تحلیل مسائل و موضوع های مرتبط با تعلیم وتربیت توانا می سازد. مثلاً آگاهی از مبانی تعلیم وتربیت، شناخت علایق و توانایی های ذهنی یادگیرنده، آگاهی از اهداف، اصول و روش های تعلیم و تربیت می باشد.

ب) صلاحیت عاطفی: منظور از صلاحیت های عاطفی مجموعه علایق و کرایش های معلم نسبت به مسائل و موضوع های مرتبط با تعلیم و تربیت است. مانند: عشق به معلمی، تعلق خاطر به معنویت و پرورش آن در دانش آموزان، نوع دوستی و علاقه به دانش می باشد.

ج) صلاحیت های مهارتی: این گروه از صلاحیت ها بیانگر مجموعه مهارت ها و توانایی های عملی است که به فرآیند تعلیم و تربیت مرتبط می شود. مانند: مهارت در ارزش یابی آموخته های دانش آموزان، مهارت در تدریس، مهارت در تهیه طرح درس می باشد.

از مجموعه صلاحیت های سه گانه فوق، صلاحیت تآثیر گذاری بر دانش آموز حاصل می شود که هدف نهایی فعالیت های معلم است. می توان ارتباط مؤلفه های یاد شده را به صورت زیر نمایش داد( همان).\

شکل (‏۲‑۳) سطوح بیرونی معلمان

ویژگی های خاص حرفه ای معلمی از جمله پیچیدگی، گستردگی، ظرافت وعدم تعیین ازیک سو ونوع نگاه به ماهیت انسان و سعادت او از سوی دیگر، منحصر به آن شده است که نتوان ویژگی های ضروری یک معلم خوب را درقالب فهرستی مشخص از صلاحیت ها تدوین کرد. بنا براین برشمردن همه صلاحیت های ضروری یک معلم خوب درعمل غیر ممکن است. با مشخص شدن حوزه سه گانه این صلاحیت ها معلم تبیین شده است.

ب: سطح درونی

سطح اعتقادها: این سطح تعیین کننده صلاحیت های یک معلم است . مثلاً اگر معلمی معتقد باشد که تدریس یعنی انتقال دانش، به احتمال زیاد مهارت های استفاده از روش های تدریس فعال را درخود تقویت نمی کند و ازآن ها بهره نمی گیرد. اعتقاد های معلمان در باره یادگیری و تدریس، تعیین کننده واکنش های آن هاست. این عقاید از زمانی که آنان خود دانش آموز بوده اند، شکل گرفته است و با این که این عقاید در دوره تربیت معلم از سوی مربیان مورد انتقاد قرار می گیرند، اما در عمل، همین عقاید قدیمی حاکم برآموزش می شوند. این امر موجب شد که درآموزش معلمان در دوره تربیت معلم تآکید کمتری برآموزش و انتقال دانش علمی شود و در عوض بر آگاه شدن از دانش عملی شخصی و جایگزینی آن بیشتر تآکید شود.

سطح هویت: سطح هویت حرفه ای معلمان است. پرسش های بنیادینی که معلمان در این سطح درباره آن ها فکر می کنند عبارتند از: ۱) من کی هیستم؟ ۲) چگونه معلمی می خواهم باشم؟ ۳) من نقش خود را به عنوان یک معلم چگونه می بینم؟ یک تعریف معمولی از هویت حرفه ای عبارت است از«خلاصه سازماندهی شده از اطلاعات که در واقعیت های قابل مشاهده مربوط به خود افراد ریشه دارد و شامل جنبه هایی چون ویژگی های شخصیتی، ارزش ها، نقش اجتماعی، علایق، ویژگی های بدنی و زندگی نامه شخصی فرد است» ( برگنر و هولمز، ۲۰۰۰، به نقل از کورتاجن، ۲۰۰۴).

در حقیقت، هویت حرفه ای معلمان به نحوه تفکر آن ها درباره خودشان – خود پنداره آن ها – بستگی دارد و به تدریج طی زندگی آن ها شکل گرفته است. هویت حرفه ای، تصویر و تصورها، احساس ها، ارزش ها، نقش پذیری از الگوها، تجربه های گذشته و گرایش های رفتاری است که در کل احساسی از هویت و معنی را می آفریند.

 این کل ( سطح هویت حرفه ای )، بر سطوح بیرونی اعتقادها، صلاحیت ها، رفتار های دانش آموز – معلمان تآثیر می گذارد. این امر در حالی صورت می گیرد که اغلب آن ها از این کل آگه نیستند. از اولویت های ضروری برنامه های تربیت معلم باید کمک به دانشجویان باشد تا از این کل ناخود آگاه وجود خود، آگاه شوند.

سطح رسالت: درونی ترین سطح الگوی کیفیت های بنیادین یک معلم خوب، سطح رسالت است. برخی محققان آن را، سطح معنویت می نامند. از این رو، این سطح متضمن ارزش های فردی است که شخص آن ها را جرئی تفکیک ناپذیر از وجودش در نظر می گیرد. تفاوت نیروهای منبعث از سطح رسالت با سطح صلاحیت در این است که این نیروها از درون افراد به بیرون تجلی می یابند، در حالی که صلاحیت ها از بیرون آموخته می شوند. بنا بر این ضرورت دارد که یک مربی تربیت معلم بکوشد فرایندهایی را تسهیل کند که درآن سطوح درونی وجود دانشجو – معلمان برسطوح بیرونی وجود ایشان تآثیر گذارد.

۲-۴-۴- ویژگی های روانشناختی معلمان مدارس ابتدایی


۱ .Arthur Wright Combs

[۲] .John A. Glover

[۳] .Tours. Rosa Maria

[۴] . Ginott Haim

برچسبها
مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.

0