پایان نامه تبیین مساله ظهور با استناد به آیات قرآن کریم

با خرید این فایل میتوانید به فایل کامل ورد قابل ویرایش دسترستی داشته باشید

۱-        فصل اول

مقدمه

۱-۱ بیان مساله

در اسلام ، اعتقاد به دوازده امام مذهب شیعه اساسی و در نتیجه ایمان ما محسوب می شود ( شیعه ( یا ) جعفری ) ادیان و پیروان این ایمان ( شیعه ( یا )) خوانده می شوند امامی ) شیعیان ، امام اول ، علی ( ع) و آخرین امام منتظر امام مهدی بود ( عج ) است به ظالمان پیروز خواهند شد و تمام جهان تحت حکومت جهانی الهی و اسلامی اداره می شود و صلح ، آزادی ، احسان ، برابری ، عدالت و سایر ویژگیهای خوب که همه بشریت منتظر آن هستند ، پس از پر شدن از ظلم و ستم ، زمین را پر می کند. به   این دسته از نجات، انتظار، ظهور و نشانه های مختلف آن با توجه به کارکردهای اجتماعی و فرهنگی و حتی قدرت انقلاب در منطقه مورد علاقه سو استفاده کنندگان ، مدعیان دروغین و برخی افراد مذهبی نادان وجود دارند به در واقع بشریت سالهاست که منتظر چیزهای زیادی بوده و همیشه منتظر نشانه های این انتظار طولانی بوده است ( فیض کاشانی، ۱۰۹۰:  ج ۲ ،  فصل ۳۰).

مجموعه آخرالزمان حوادث از آیات اسلامی و حدیث تفسیر توجه ، و علاوه بر این ، در زمینه الهیات و مسیحیت مطالعات اهمیت ویژه ای دارد دارد به در این مقاله ابتدا مفهوم آخرالزمان و تفاوت آن با اشراط الساعة مورد بررسی قرار گرفته و دیدگاه قرآن و ادیان دیگر در این مورد مورد توجه قرار گرفته است. به روایتی گاهی اوقات مهم  است  برای اکثر رویدادها پایان استقراء است ، که شامل : ظهور دود در آسمان ،ظهور مهدی ، خروج سفیان دجال ، فرود آمدن عیسی از بهشت ​​، خروج یاجوج و مأجوج ، خروج و خروج دابة الارض و رجعت به وقایع در قرآن و روایات بر فرقه ها تأکید داشت دارند به ظهور منجی موعود یک باور مشترک در همه ادیان است به کتاب مقدس آسمانی ، اعم از بخشی یا همه آنها ، یا آنهایی که در کتابهای دیگر نقل شده است ، اعلام می کند که جهان تحت ستم و فساد اداره نخواهد شد.؛ اما جماعت امام صالح ” رهبر موعود ” عدالت در جهان حاکم خواهد شد ( طباطبایی ، همان : ج ۱ ،  ص ۴۱)

اعتقاد ریشه دار به مهدی و منجی ، افراد در سنین مختلف را برای پذیرش و پیروی از او آماده می کند به از این رو ، این مفهوم منجر به سوء استفاده از فریبکاران و کلاهبرداران شده است که در طول تاریخ ، با ادعاهای نادرست ، خود را مهدی یا یکی از یاران او معرفی کرده اند تا به اهداف آلوده خود از طریق باورهای ناب مردم برسند. به اتفاقاً بسیاری از این مدعیان در طرح خود موفق بوده و به هدف خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و پولی داشتند و چه مدعیان بزرگی که با این ادعا توانستند برای خود دولتهای طولانی و وسیع یا ادیان منحرف ایجاد کنند ( نعمانی، ۱۳۹۷:  پ به ۳۲۸ ؛  مجلسی ، همان : ج ۵۲ ، پ ۳۶۹)

همچنین دشمنان اسلام و بشریت که همواره از حاکمیت عدالت و انسان کامل می ترسند ، از یک سو سعی می کنند با ایجاد و خطاب قرار دادن اعتقاد به ظهور منجی در قلب مردم ، تضعیف کنند. سوالات و تردیدها؛ و از طرف دیگر ، با فریب رسانه ها و فیلمسازی ، باید تصویری وحشتناک از آن مرد الهی ایجاد کنند ( نعمانی، ۱۳۹۷:  پ به ۴۲۸ ؛  مجلسی ، همانبه :  جلدبه ۴۰ ،  پ به ۲۸۰)

اگرچه مهدویت یک اعتقاد اسلامی است و مختص دین خاصی نیست ، اما شیعیان بهترین و جامع ترین آموزه ها را در این زمینه دارند و معتقدند که علاوه بر سخنان رهبران معصوم ، آیات قرآن به وضوح به مهدویت اشاره دارد. به بنابراین ، با توجه به اهمیت ارزیابی مهدویت در قرآن ، باید آن را مورد بررسی قرار داد تا دیدگاههای ارزشمندی در مورد مهدویت به دست آید. به توجه به مهدویت و غیبت امام زمان ( مانند ) سابقه طولانی دارد به این مسئله در اسلام آنقدر مهم و مسلم بوده است که کتابهای زیادی در مورد آن نوشته شده و تاریخ نگارش برخی از آنها به سالها قبل از میلاد پیامبر برمی گردد ، اما همه این کتابها در قرآن و سپس آمده است. آیات و به روایات معصومین اشاره شده است به با توجه به اهمیت این تحقیق که در ذیل به آن اشاره خواهد شد ، در این تحقیق به دنبال تبیین دیدگاه ها و آیات قرآن در مورد مهدویت و مسئله ظهور هستیم. ( نعمانی، ۱۳۹۷:  پ به ۳۲۸ ؛  مجلسی ، همانبه :  جلدبه ۵۲ ،  پبه ۳۶۹)

۱-۱-  ضرورت و اهمیت تحقیق

۱-۲- مهدویت در قرآن به عنوان هدف دعوت از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) معرفی شده است اعتقاد به منجی ، منحصر به اسلام و ظهور موعود نیست ادیان تاکید می شود به در مکتب اسلام ، این اعتقاد بین شیعه و سنی نیز رایج است ، اگرچه در جزئیات آن تفاوت هایی وجود دارد ( فیض کاشانی،۲۳۰: ج ۱، فصل ۳(.

۱-۳- بسیاری از روایات شیعه و سنی درباره این موضوع از مهدویت جزئیات زیادی در مورد این شخصیت او ، زمان ظاهر ، نشانه هایی ، اقدامات او پس از ظهور و … ارائه شده است ما دارند ( صدوق، ۱۳۹۵:  جلد ۱ ،  پ ۳۲۵ ؛  طوسی، ۱۴۱۱:  پ  ۱۵۸ ؛  مجلسی ، همان : جلد ۵۱ ،  پ  ۵۲) مقاله به بررسی نیاز به نگاه مهدی پرداخته است این قرآن صحبت در مورد :

۱-۴- بسیاری از آیات قرآن کریم رجوع به مهدویت شده (  صدوق، ۱۳۹۵:  جلد ۱ ،  پ ۳۲۵ ؛  خاکستری، ۱۴۱۱:  پ ۱۵۸ ؛  خانه ، همان : ج ۵۱ ، پ ۵۲)  در این محل فقط چهار مورد از این آیات نکته ها اشاره می کنیم :

۱-۵- ۱٫ «هُوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ… ؛ او کسی است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد، تا آن را بر همه آيين‌ها غالب گرداند…» اين تعبير در سه آيه ذکر شده است: آيه‌ی ۳۳ سوره‌ي توبه- آيه‌ی ۹ سوره‌ي صف- آيه‌ی ۲۸ سوره‌ی فتح.

۱-۶- ۲٫ «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّكْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ اَلصّالِحُونَ (انبياء/ ۱۰۵) در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته‌ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد!»

۱-۷- ۳٫ «وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ اَلَّذِي اِرْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ (النور/ ۵۵) خداوند به کسانی از شما که ايمان آورده و کارهای شايسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکم‌رانان روی زمين خواهند کرد، همان گونه که به پيشينيان آن‌ها خلافت روی زمين را بخشيد؛ و دين و آيينی را که برای آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترس‌شان را به امنيّت و آرامش مبدّل می‌کند، آن‌چنان که تنها مرا می‌پرستند و چيزی را شريک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آن‌ها فاسق‌اند.»

۱-۸- ۴٫ «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوارِثِينَ (القصص‏/ ۵) ما می‌خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روی زمين قرار دهيم!»

۱-۹- اين آيات دورانی را توصيف می‌کند که در آن، زمام حکومت جهان به دست مستضعفين می‌افتد. همگی خدا را عبادت می‌کنند و بساط شرک برچيده می‌شود. دين اسلام در اين دوران بر ساير اديان برتري می‌یابد و مؤمنين نيکوکار وارثان زمين می‌شوند و امنيّت سرتاسر گيتی را فرامی‌گيرد. مهدویّت در قرآن کریم به عنوان هدف و غایت دعوت پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) معرّفی شده است. در آیات قرآنی خبر از حکومت صالحان بر زمین داده شده است. مهدویّت در آیات، وعده‌ی تخلّف ناپذیر الهی دانسته شده است که اراده‌ی الهی بر آن نهاده واقع شده.این رویدادها در این چهار دسته از آیات در رده های مختلف ذکر شده است :

۱-۱۰- در آیه این اولین هدف از فرستادن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)همین چیز معلوم است.

۱-۱۱- در آیه دوم ، یکی از خداوند غیب برای بشریت که در کتاب مقدس قبلی معرفی شده است.

۱-۱۲- در آیه سوم، این رویداد نوید می دهد از خدا فرا خوانده شده است.

۱-۱۳- در آیه از چهارم ، اراده از خداوند برآورده کننده این مسئله است.

۱-۱۴- خداوند عالم راستگوترین راستگویان است، خبری که می‌دهد حقیقت دارد. وعده‌ای که می‌دهد محقّق می‌شود و اراده‌ی او خلل ناپذیر است. خداوند اراده کرده و روزى را وعده داده كه در آن روز زمين تصفيه شده، و خالص در اختيار مؤمنين قرار می‌‏گيرد، روزى كه در آن روز، غير خدا پرستش نشود، و خداى تعالى به طور حقيقی پرستش گردد.

۱-۱۵- «إِنَّ اَللّهَ لا يُخْلِفُ اَلْمِيعادَ (آل‏عمران‏/۹) خداوند، از وعده خود، تخلّف نمی‌کند.

۱-۱۶-  سوال های پژوهش

۱۱ )  با توجه به آیات قرآن ، چه مسائلی ظهور را توضیح می دهد؟

۲) نشانه های حتمی الوقوع ظهور چه حوادثی هستند؟

فرضیه های پژوهش

۱) با توجه به آیات قرآن ، آیات پیروزی حق بر باطل ، عبدالصالح ، وارثان خدا ، مومنان در غیب موضوع وحی را توضیح می دهند.

۲ )  بر اساس آیات قرآن ، علائم و نشانه های ظهور خروج سفیانی ، فریاد آسمانی ، خروج یمنی ، خسوف ، خیانت و قتل روح زکیه از جمله نشانه های قطعی ظهور است.

روش انجام تحقیق

روش انجام تحقيق توصیفی – تحلیلی می باشد  و روش و ابزار گردآوري اطلاعات؛  فیش برداری وگرآوری داده ها از منابع کتابخانه ای می باشد.

۱-۱۷- معانی لغوی و اصطلاحی

۱-۱۷-۱-  معنای لغوی مهدویت

۱-۱۷-۲- ریشه کلمه از ” هدی ” بر وزن مفعول که قوانین به آن وابستگی دارند ” مهدی” تبدیل شده است  ”  مهدی ” در این کلمه به معنای کسی است که خدا او را به حقیقت هدایت کرده است به این نام آنقدر استفاده شده است که به یکی از اسامی غالب تبدیل شده است

۱-۱۷-۳- مهدویت یک کلمه عربی است که این کلمه از ” مهدی ” گرفته شده است این کلمه را می توان به دو صورت تفسیر کرد؛ یکی به عنوان منبع جعلی و دیگری به عنوان صفت و ویژگی

۱-۱۷-۴- منبع مصدر جعلی یا ساختگی به این صورت است که به صفت وصفی، «یاء» مشدد و «تاء» (يت) اضافه شود. مانند عالميت، حاکمیت و…. مهدویت نیز گرفته شده از کلمه مهدی است که «یاء» مشدد و «تاء» به آن اضافه شده و به صورت مصدر جعلی به معنای «مهدوی بودن» به کار می رود. و از آنجا که بیشترین کاربرد «مهدی» به عنوان اسم مفعول به معنای «هدایت شده» است، مهدویت به معنای «رهیافته بودن» خواهد بود(فيض كاشاني، ۱۰۰۱: ج۲، باب۲۹(..

۱-۱۷-۵- کاربرد دیگر مهدویت به صورت نسبت و صفت منسوب است. در این حالت، «ی» آخر آن «یا»ی نسبت است و «ت» هم، تای تأنیث است که به صورت وصفی برای موصوف محذوف به کار میرود؛ یعنی طریقه مهدویه یا نسبت مهدویت. بنابراین صفاتی نظیر حسنه، سینه و خطيئه، موصوفشان محذوف یا فراموش شده است(معرفت، ۱۳۸۳: ج ۱، ص۳۰؛ ذهبي، بي‌تا: ج۱، ص۲۱).۱-۵-۲- )

۱-۱۷-۶-  معنای اصطلاحی مهدویت :

۱-۱۷-۷- همانطور که گفته شد ، مسیحیت دو ساختار و دو نوع کاربرد دارد ، اما معمولاً مطرح می شود ، ویژگی های نسبی روش ، دین، رفتار ، اندیشه و اعتقادی که گفته می شود مهدی منسوب است. می توان گفت که “y” تقریبا معادل “ism” به زبانهای اروپایی به در نتیجه مهدویت به زبان انگلیسی ” Mahdism “این است نوشته شده است.

۱-۱۷-۸- نکته دیگر این است که حداقل نسبت برای انتقال کافی است به گفته می شود که اندیشه مسیحی ، وجدان یا روشی که حضرت مهدی در آن عمل کرده است ( عج ) منسوب شده اند به این انتساب ممکن است به این دلیل باشد که محور آن اندیشه و آن روش خود مهدی است ، بنابراین مهدویت یعنی اعتقاد به وجود مهدی

۱-۱۷-۹- گاهی اوقات نسبت قبلاً در نظر گرفته شده است به یعنی رفتار باید رفتاری مهدی دوست باشد یا رفتاری که از او گرفته شده و از او الهام گرفته شده است به بنابراین ، اندیشه ، روش یا رفتاری که به حضرت مهدی نسبت داده می شود ( علیه السلام ) است مهدویت یا مهدویت یا مهدویت نامیده می شود ( معارف، ۱۹۸۷:  جلدبه ۳ ،  پ به ۵۰ ؛  همو، ۱۳۷۹:  جلدبه ۱ ،  پ به ۶۱) البته منظور مهدی مهدی خاص است؛ یعنی حضرت مهدی محمد بن الحسن عسکری که در سحرگاه نیمه شعبان سال در سامرا متولد شد. ۲۵۰ ق ، برابر با ۸۹۹ آگهی به او نهمین نسل از نسل کوچک پیامبر بود – حسین بن علی به وی در پنج سالگی به امامت رسید و دو غیبت کوتاه مدت و بلند مدت دارد به غیبت کوتاه او ادامه داشت تا اینکه ۳۲۹ و غیبت طولانی او در آن سال شروع شد و هنوز هم ادامه دارد به اوست که با آمدن و آمدن خود جهان را از عدالت پر می کند به بنابراین ، آنچه به آنها نسبت داده می شود مهدویت می شود ( معارف، ۱۹۸۷:  جلدبه ۳ ،  پ به ۲۸ ؛  همو، ۲۰۰۰:  جلدبه ۱ ،  پ به ۲۱)

۱-۱۷-۱۰- ” مهدی ” هست نام قیام آل محمد ( ص ) که اعلام شده است که در آخرالزمان خواهد آمد ، او کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند

۱-۱۷-۱۱-  معنای لغوی ظهور

ظهور حضرت حجة از جمله اموری است که در آموزه های دین مبین اسلام به شدت به آن تأکید شده و هیچ گونه شک و تردیدی در آن راه ندارد.

کلمه ظهور از ریشه «ظهر» به معنای آشکار شدن چیز پنهان است.

۱-۱۷-۱۲-  معنای اصطلاح ظهور

در اصطلاح ، ظهور در مقابل نصّ  استفاده می شود. تفاوت این دو در این است که معنای نصّ  در معنای آن صریح است و امکان تناقض در آن وجود ندارد؛ برخلاف ظاهر ، در این صورت احتمال برعکس ضعیف است. یعنی این احتمال وجود دارد که گوینده منظور دیگری داشته باشد. (معارف ، ۱۳۸۳: ج ۱ ، ص ۴۰ ؛ ذهبی ، بی تا: ج ۱ ، ص ۲۳) در مورد عنوان مذکور در اصول فقه صحبت کرده اند. منظور از ظهور در اصطلاح مهدویت ، ظهور حضرت مهدی در نظر مردم است. پس از پنهان شدن طولانی مدت وی برای قیام و استقرار حاکمیت عدالت جهانی که به سه مرحله تقسیم می شود: ۱- ظاهر تنها در اراده و علم الهی ، ۲- خروج از ستمگران ، ۳٫ دوران تحکیم و جهان قانون.

۱-۱۷-۱۳- ظهور در قرآن

کلمه “ظهور” و کلمات مرتبط در قرآن به معنی بازگشت استفاده شده است. به عنوان مثال ، در این آیه ، معنی “ظهور” ” پشت بام ” است: وليس اليژ بأن تأثروا البيوت من ظهورها آنچه در قرآن کریم آمده است تا نازل شود: «أظهره و ظاهر است و همچنین کلمه «ظهر» و کلمات مرتبط ، که به معنی غلبه یا آشکار شدن در ۹ آیه از قرآن کریم است.

ظاهر در برابر محرمانگی به معنای واقعی کلمه به معنای آشکار بودن است. (دهخدا ۱۲۷۳) منظور از ظاهر در اینجا ظاهر کلامی است. به این معنا که شنونده به عنوان یکی از مردم عادی ، کلمه گوینده را درک می کند و کلام او آن را به عنوان قصد گوینده نشان می دهد ، ظاهر نامیده می شود؛ این که آیا معنای کلمه در آن معنا ناشی از ضرورت قرار دادن کلمه در آن معنا است یا به دلیل شواهدی که ذهن شنونده را به آن معنا منتقل می کند. همانطور که معنی کلمه ظاهر نامیده می شود.

۱-۱۷-۱۴-  غیبت در لغت و اصطلاح

کلمه عربی «غيبة» مصدر ثلاثی مجرد از ماده «غ ی ب» است، که به هر چیزی که از نظر پنهان است اشاره می کند. غیبت اصطلاحی است که برای شخصی استفاده می شود که مدتی حضور دارد و سپس از نظر ناپدید می شود. در اصطلاح مهدویت ، “غیبت” به زندگی بیولوژیکی پنهان امام زمان اشاره دارد که در سال ۲۳۹ هجری قمری آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.

۱-۱۷-۱۵- غیبت در قرآن

گرچه در قرآن از کلمه “غیبت” استفاده نشده است ، اما ریشه “غیبت” و مشتقات آن ۶۰ بار در قرآن کریم به کار رفته است که برخی از نمونه های آن خداوند متعال ، وحی و آیات کبرای است ، اخبار ، اسرار و گنجینه های غیب. کسی که چیزی جز خدا نمی داند ، غیب به معنای نبودن و همه چیز پنهان است که همه در حواس ما وجود ندارد. قابل ذکر است که خداوند خود را غایب توصیف می کند. «فلنقض عليهم بعلم و ما کنا غائبين» یعنی اگر چه خدا جسم نیست و با چشم غیر مسلح دیده نمی شود ، اما از طریق موجودات و آیات آنقدر آشکار است که دیگر خارج از حوزه غیب نیست؟

آنچه در المیزان به عنوان تعریفی از مفهوم “غیبت” ذکر شده است ، در ذیل آیه ۳ سوره بقره آمده است ، که “غیب” را چیزی می داند که برخلاف شهادت ، چیزی است که در حواس انسان نیست و درك كردن. بر اساس این تعریف ، روایات زیر آیه ۳ سوره بقره و آیه ۲۰ سوره لقمان را که مربوط به غیبت امام زمان است آورده است.

غیبت به معنای واقعی کلمه به معنای پنهان شدن از نظر است و غایب به شخصی اطلاق می شود که حضور ندارد و ظاهر نمی شود. و در اصطلاحات و اعتقادات شیعه ، غیبت به حیات بیولوژیکی پنهان حضرت مهدی (عج) گفته می شود که در برخی از احادیث شیعه واژه حیرت به کار رفته است. شیعیان معتقدند آخرین امام از سلسله امامان شیعه (ع) به فرمان خداوند دارای زندگی مخفی است و این زندگی تا زمانی که خدا بخواهد ادامه خواهد داشت. نقطه پایان غیبت امام زمان (عج) دوران ظهور است. زمان مشخص نیست. این زندگی مخفی به یک دوره کوتاه به نام غیبت صغری و یک دوره طولانی به نام غیبت کبری تقسیم می شود. اعتقاد به غیبت امام دوازدهم یکی از اعتقادات خاص شیعیان علیه اهل سنت است. این اعتقاد سوالات در مورد ماهیت و نحوه غیبت ، علل غیبت ، امکان ارتباط یا ملاقات با امام در زمان غیبت ، بهره مندی از امام در زمان غیبت ، و وظایف شیعیان در این دوران ایجاد کرده است ( اینمانی ، همان: ص ۴۵).

۱-۱۷-۱۶- ماهیت غیبت

تفاسیر متفاوتی از روایات در مورد چگونگی غیبت به دست آمده است؛

پنهان شدن جسم (نامرئی): در این نظریه ، جسم حضرت مهدی (عج) از ظاهر افراد پنهان است و این پنهانکاری از طریق معجزات صورت می گیرد. زیرا بر اساس این دیدگاه ، امام مردم را می بیند اما مردم او را نمی بینند. به گفته سید محمدصدر ، این نظریه ساده ترین نظریه علمی پذیرفته شده در مورد پنهان و رهایی آنها از ظالمان است. این تفسیر بیشتر با معنای لغوی غیبت و روایاتی که او را به خورشید پشت ابر تشبیه می کند همخوانی دارد (اترک حسین ، ۲۰۱۷).

 

پنهان کردن عنوان (ناشناس بودن): غیبت به این معنا نیست که امام در کوه ، غار یا مکان دیگری پنهان شده باشد ، بلکه به این معنی است که امام ناشناخته است ، نه پنهان. بر اساس این نظریه ، حضرت مهدی (عج) از ظاهر مردم پنهان نیست ، بلکه در بین مردم زندگی می کند ، مردم او را می بینند اما او را نمی شناسند. این پنهان کاری نیز به طور معمول رخ می دهد. سید محمدصدر این نظر را پذیرفته است. و برای اثبات آن دلایلی را ذکر می کند ، مانند: روایاتی که می گوید حضور او در مراسم حج به گونه ای است که مردم را می بیند و می شناسد و مردم او را می بینند اما او را نمی شناسند. (حاتمی عبدی ، ۱۳۹۷)

روایاتی که دانستن مکان آن حضرت را خطرناک می دانند. مانند کتیبه ای که از محمد بن عثمان خریداری کرده و در آن گفته است: «ان وقفوا علی المکان دلّوا علیه»یا کلمات ابوسهل نوبختی. اگر من مانند حسین بن روح نوبختی بر مکانش آگاه بودم شاید در مناظرات آن را افشا می‌کردم. با استدلال اینکه خطر و احتیاط در فرض شناخته شدن امام صحیح است و در غیاب جسم و شخص ، خطری برای وی وجود ندارد (صدوق ، ۱۳۹۵: ج ۱ ، ص ۳۲۵ ؛ طوسی ، ۱۴۱۱: ص. ۱۵۸ ؛ مجلسی ، همان: ج ۵۱ ، ص ۵۲) ؛.

ایجاد معجزه زمانی است که استقرار حق منحصر به آن باشد. بنابراین ، اگر حفظ امام زمان به دلیل پنهان شدن جسم آن حضرت باشد ، باید از طریق معجزه انجام شود ، در حالی که در صورت امکان حفظ آن از طریق روشهای معمولی مانند پنهان کردن عنوان ، وقوع معجزه بی معنی است پنهان كردن جسم و عنوان: در مواردي پيكر حضرت مهدي (عج) از چشم مردم پنهان و در مواردي توسط مردم ديده مي شود؛ اما معلوم نیست. آیت الله صافی گلپایگانی معتقد است که بر اساس احادیث و حکایات ملاقات افراد با امام مهدی (عج) می توان نتیجه گرفت که غیبت در هر دو صورت (ناپدید شدن و ناشناس ماندن) اتفاق می افتد ، اما گاهی اوقات هر دو صورت همزمان رخ می دهد (صدوق ، ۱۳۹۵: ج ۱ ، ص ۳۲۵ ؛ طوسی ، ۱۴۱۱: ص ۱۵۸ ؛ مجلسی ، همان: ج ۵۱ ، ص ۱۰۱).

۱-۱۷-۱۷-  غیبت صغری

 

 

 

 

 

غیبت صغری یا غیبت کوتاه اولین مرحله از زندگی مخفی امام دوازدهم است که در سال ۳۲۹ هجری به پایان رسید. این دوره بسته به زمان شروع آن ۶۹ یا ۷۴ سال به طول انجامید. گروهی از علمای شیعه مانند شیخ مفید (م ۴۱۳ ق) در کتاب الارشاد (۱۵) و طبرسی (م ۵۴۸ ق) در کتاب العالم الواری دوره غیبت صغرا را ۷۴ سال دانسته اند. و زمان آغاز سال ۲۵۵ هجری قمری و ولادت امام مهدی (عج) است. گروهی دیگر شروع غیبت صغری را ۲۶۰ سال ، سال آغاز امامت امام زمان (عج) می دانند که ۶۹ سال به طول انجامیده است (مرتضوی ۱۳۸۸).

در این مدت ، امام مهدی از طریق چهار نفر (نواب اربعه) که به ترتیب مسئول نمایندگی بودند با شیعیان در ارتباط بودند و شیعیان نامه ها و درخواست های خود را از طریق این افراد به امام مهدی (عج) و از طریق آنها ارسال می کردند. این ، پاسخ آنها اخذ شده. در این مدت چند نفر با امام دوازدهم ملاقات کرده اند (مرتضوی ۱۳۸۸).

۱-۱۷-۱۸-   غیبت کبری

غیبت کبری یا غیبت طولانی ، دومین مرحله از زندگی مخفی امام مهدی (عج) است که در سال ۳۲۹ هجری قمری و با فوت معاون چهارم وی آغاز شد. این غیبت همچنان ادامه دارد. در این دوره امام مهدی (عج) هیچ ارتباط ظاهری با شیعیان ندارد و شخص خاصی را به عنوان نماینده خود تعیین نکرده است. طبق نامه ای که امام به اسحق بن یعقوب داده است ، شیعیان باید در مسائل نوظهور در این دوران به راویان حدیث و علمای شیعه مراجعه کنند. شیعیان حقوقدانان شیعه را نایب عمومی امام مهدی (عج) می دانند (نجفیان و رضوی ، ۱۳۹۵).

تفاوت اصلی بین فقدان صغرا و غیبت کبرا وجود چهار معاون و واسطه ارتباطی است که فقط در زمان غیبت صغری، مسئولیت انتقال پیامهای امام را بر عهده داشتند و بعد از آن ارتباط ظاهری امام دوازدهم با مردم کاملاً قطع شده اند (نجفیان و رضوی ، ۲۰۱۶). )

 

 

 

 

 

 

 

۲-       فصل دوم

پیشینه تحقیق

 

 

 

۲-۱- مقدمه

کتابها و مقالات زیادی در مورد مهدویت نوشته و منتشر شده است و رایج ترین آنها این است که معمولاً همه موضوعات مربوط به حضرت مهدی (عج) را در یک جا جمع آوری می کنند. بنابراین ، مرجع اصلی برای دستیابی به ویژگی های زندگی اجتماعی حضرت مهدی (عج) ، کتاب های روایی است که در مورد مسائل مهدویت اظهار نظر می کند. از مهمترین این کتابها می توان به کتاب “کمال الدین و همه برکات” تألیف شیخ صدوق اشاره کرد؛ متعلق به قرن سوم هجری است که روایات مربوط به امام مهدی (عج) را گردآوری کرده است. همچنین در قرن چهارم هجری ، محمد بن ابراهیم نعمانی ، در کتاب «الغیبه» ، علائم و مسائل غیبت پیامبر (ص) را بیان کرده است و در میان این موضوعات ، روایات مربوط به نشانه های ظهور ذکر شده است ویژگیهای دوران پس از ظهور (قمی ، ۱۴۰۴: ج ۲ ، ص ۸۷ ؛ موسسه معرفت ، ۱۴۲۸: ص ۳۸۳).

در کتاب الغیبه شیخ طوسی ، که در قرن پنجم نوشته شده است ، برخی از روایات درباره حکومت مهدوی فقط در قسمت علائم غیبت ذکر شده است. در قرن ششم هجری ، ابن طاووس در «الملاحم و الفتن فی ظهور الغیب المنتظر (ع)» روایات مربوط به امام مهدی (عج) و دوران ظهور وی را تحت انواع مختلف روایت کرده است. و عناوین جداگانه شیخ حر عاملی که راوی بزرگ قرن دهم است ، روایات مربوط به امام مهدی (عج) و ظهور آن حضرت (علیه السلام) را در بخشی از کتاب «اثبات هدایت با متون و معجزات» نقل می کند. قبل از اینکه او به عنوان یک سلف ترک شد. است. یکی از مهمترین کتابهای معاصر چاپ شده در قرن چهاردهم هجری ، کتاب “منتخب آثار در امام دوم امام دوازدهم” اثر آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی است که در دو چاپ سه جلدی و یک جلدی منتشر شده است. یکی از منابع بسیار مورد استفاده علمای مهدویت است. از دیگر کتابهای معاصر و مهم مهدویت می توان به کتاب “فرهنگ احادیث امام مهدی (عج)” تالیف علی کرانی اشاره کرد که در چهار قسمت ، احادیث پیامبر (ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) درباره حضرت مهدی است. (ع) (طوسی ، همان: ص ۱۸۴).

در مورد مهدویت در المیزان ، برخی از آثار به صورت مقایسه ای ، برخی در زمینه روایات و برخی در زمینه آیات انجام شده است. مانند رساله دکتر نجارزادگان با عنوان “بررسی تطبیقی تفسیر آیات مهدویت و شخصیت امام مهدی از دیدگاه هر دو طرف”. برخی کلیات وجود دارد ، مانند کار آقای مهدی اکبرنژاد با عنوان “بررسی تطبیقی مهدویت در روایات دو فرقه”. و برخی از آنها تقسیم شده است ، مانند بازگشت دو اثر عسکری اسلام پور کریمی.

علمای متقدم و معاصر نیز کتابهای زیادی درباره غیبت امام زمان (عج) نوشته اند که می توان آنها را در غیب محمد بن ابراهیم نعمانی ، غیب شیخ مفید ، غیب شیخ تأیید کرد. طوسی و معتقد به غیب علی بن حسین علم الهدی (نک: مجسلی ، همان: ج ۶۰ ، ص ۱۱۹ و ج ۹۲ ، ص ۳۷۶ ؛ ثعلبی ، ۱۴۲۷: ج ۸ ، ص ۳۰۳)

هاشمی (۱۳۸۹) به  تحلیل قرآنی سیره ی اجتماعی حضرت مهدی(عج) در زمان ظهور پرداخت.

خوشنویس زاده اصفهانی (۱۳۹۱) به بررسی تحليلی نشانه های حتمی الوقوع ظهور امام مهدی عليه السلام در روايات پرداخت.

داوودوندی (۱۳۹۱) به بررسی آیات مهدویت در آثار شیخ مفید پرداخته است.

اسلامی پور خطبه سرا (۱۳۹۴) به بررسی آیات مهدویت در تفسیر المیزان پرداخته است.

صفایی (۱۳۹۴) بررسی تطبیقی نشانه های ظهور حضرت مهدی در تفاسیر امامیه (المیزان و البرهان) و اشاعره ( مفاتیح الغیب و الدر المنثور) پرداخت

نوابی (۱۳۹۵) به بررسی جلوه های محبّت و هدایت امام غایب(عليه السلام) بر امّت در آیات و روایات پرداخت.

بابایی جزمی (۱۳۹۴) به بررسی تحلیلی علائم قبل و بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) در کلام امام علی (ع) با تاکید بر نهج البلاغه پرداخت.

فارسی (۱۳۹۵) به بررسی تاثیر رشد عقلانیت جامعه اسلامی بر تسریع در ظهور امام عصر با استناد به آیات و روایات پرداخت

هاشمی (۱۳۸۹) به تحلیل قرآنی زندگی اجتماعی حضرت مهدی (عج) در زمان ظهور پرداخت.

خوشنویس زاده اصفهانی (۱۳۹۱) نشانه های اجتناب ناپذیر ظهور حضرت مهدی (عج) را در روایات تحلیل کرد.

داودوندی (۱۳۹۱) به بررسی آیات مهدویت در آثار شیخ مفید پرداخته است.

اسلامی پور خطبه سرا (۲۰۱۵) آیات مهدویت را در تفسیر المیزان مطالعه کرده است.

صفایی (۱۳۹۴) بررسی تطبیقی ​​نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) در تفاسیر ائمه (المیزان و البرهان) و اشاعره (مفاتیح الغیب و الدار الرضا) مانتور)

نوابی (۱۳۹۵) در آیات و روایات جلوه های عشق و هدایت امام غایب (ع) را بر امت مورد مطالعه قرار داد.

بابایی جزمی (۱۳۹۴) علائم قبل و بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) را در کلام امام علی (علیه السلام) با تأکید بر نهج البلاغه تحلیل کرد.

فارسی (۱۳۹۵) با رشد آیات و روایات ، تأثیر رشد عقلانیت جامعه اسلامی در تسریع ظهور امام عصر را مورد بررسی قرار داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۳-      فصل سوم

آیات مهدوی

 

 

۳-۱-  مقدمه

شکی نیست که همه مفاهیم و اعتقادات اصلی دینی در اسلام ریشه در قرآن دارد و هیچ دروغی در این کتاب آسمانی وجود ندارد که حق تعالی گفته است: ما قرآن را نازل کردیم و از آن محافظت می کنیم. و در آن همه چیز بیان شده است و هیچ مرطوب و خشکی وجود ندارد مگر این که در قرآن ذکر شده باشد. هیچ نکته ای در آن ذکر نشده است و تمام وقایع و حوادث را تا روز قیامت پوشش می دهد. قرآن که آخرین کتاب آسمانی و معجزه جاودانه پیامبر اسلام است و تمام مسائل و موضوعات و ضروریات زندگی بشر را بیان می کند ، مسلماً در مورد موضوع مهم انقلاب جهانی حضرت ولیعصر (عج) است. عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تغییر عظیم جهان توسط امام زمان و حکومت عدالت آن حضرت برقرار می شود. آنها چیزی نیستند جز مترجمان و راویان واقعی وحی و خاندان عصمت (علیهم السلام). یاد بگیریم که: هیچ لمسی وجود ندارد مگر اینکه پاک شود. هیچ کس نمی تواند به قرآن برسد مگر اطهار (ائمه اطهار). و از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: به خدا سوگند ، من کتاب خدا را از ابتدا تا انتها می شناسم گویی در کف دست من است (قمی ، همان: جلد ۲) ، صص ۸-۲۶۷؛ حسینی استرآبادی ، ۱۴۰۹: ج. ۲ ، ص. ۵۴۲؛ بحرانی ، همان ، ج. ۴ ، ص. ۱۱۵). در قرآن ، اخباری از آسمان و زمین ، گذشته و آینده وجود دارد که خداوند متعال فرموده است: وَنَزْلْنَا عَلَيَكْ الْكِتَابَ تِبْانًا لِّكُلِءٍ شيءٍ؛ ما قرآن را برای شما نازل کردیم در حالی که شرح و تبیین همه چیز است. همچنین امام باقر (علیه السلام) فرمود: هیچ کس نمی تواند ادعا کند که (علم) کل قرآن نزد اوست ، مگر اولیای پیامبر (ص). با این بیان در می یابیم که قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) هرگز از هم جدا نمی شوند ، زیرا قرآن مشروعیت و عظمت این خانواده را نشان می دهد و مردم را به این حاملان علم الهی راهنمایی می کند ، و آنها تنها چهارده چراغ خالص هستند. آنها حقیقت و قلب این معجزه جاودانه و این کتاب آسمانی بزرگ را می دانند ، اما سنگین ترین ضربه به بدن بشریت پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) خلافت و جانشینی پیامبر توسط حاملان بود. به وحی و سرپرست معظم له غصب شد و موقعیت خلافت به دست افراد نالایق و نادان افتاد (نک: طباطبایی ، همان: جلد ۱ ؛ مکارم ، همان: ج.)

وقتی غاصبان به جانشین پیامبر اعتماد کردند و حق مسلم امیرالمومنین (ع) را سلب کردند ، متوجه شدند که باید مردم را از دسترسی به سند روشنگر مشروعیت امیر و پسرانش محروم کنند ، به طوری که همه مردم می تواند از دانش روشنگری قرآن آگاه باشد. بهره برداری و درک عدم مشروعیت این ستمگران برای آنها یک امر الهی است ، بنابراین آنها قرآن تدوین شده توسط امیرالممنین (علیه السلام) را نپذیرفتند و بسیاری از صفات مانند شأن وحی ، تفاسیر و کاربردها را نپذیرفتند. (عیاشی ، همان: ج ۲ ، ص ۵۰). مجلسی ، همان: ج. ۱ ۲۴ ، ص. ۱۷۸).

به این ترتیب ، آنها از یافتن منابع آشکار وحی از مردم جلوگیری کردند و در عوض ظاهر دین را به قصد فریب قوم خدا گسترش دادند. آنها عنوان حدیث را در زمینه های مختلف از جمله تفسیر قرآن جعل می کنند و ذهن مردم را از رسیدن به حقیقت دور می کنند (عیاشی ، همان: ج ۲ ، ص ۵۰).

در طول تاریخ ، دشمنان حقیقت از گسترش آموزه های قرآن و افشای حقایق و اسرار این کتاب آسمانی به طرق مختلف جلوگیری کرده اند ، تا جایی که بسیاری از اصحاب و شاگردان اهل بیت را به شهادت رساندند. مکتب بیت ، که مفسر و افشاگر حقایق قرآن بود. اصحاب پیامبر از بیان حقایق قرآن و احادیثی که مستقیماً از او شنیده بودند منع شده بودند. بنابراین شیعیان علیرغم همه مشکلات و موانع ، علی رغم شدت زیاد مخالفان ، برای فراگیری علم و دانش از ائمه اطهار (علیهم السلام) تلاش زیادی کرده و سعی در نقل ، تدوین و انتشار احادیث مربوط به آن داشته اند. خوشبختانه ما امروز مجموعه های ارزشمندی در این زمینه داریم که هر یک از آنها برای هدایت آموزه های ناب قرآن بسیار مهم است. با بررسی و تحقیق در این مجموعه روایات و روایات موجود متوجه می شویم که موضوع مهدویت و حکومت جهانی آن حضرت آنقدر مهم است که خداوند با همه پیامبران خود در مورد او و پدران بزرگوارش عهد بست. کسانی که بر این عهد و پیمان پایدار بودند از نخستین پیامبران بودند و کسانی که در این عهد ناپایدار بودند از بهشت ​​رانده شدند و خداوند اعتماد آنها را به این ذات مقدس پذیرفت و نزدیکی آنها را دوباره برقرار کرد. (مجلسی ، همان ، ج ۲۴ ، ص ۱۷۸). بنابراین ، مسأله مهدویت از آغاز هبوط آدم تا پایان نبوت حضرت خاتم (ص) از زبان همه پیامبران الهی و در تمام کتب آسمانی و اعلام حکومت جهانی او و فتح عادلان بر روی زمین و پادشاهی عدالت. و پدر قسمت اصلی متن کتابها و برنامه های آسمانی پیامبران است و کتابهای آسمانی مانند قرآن ، تورات ، انجیل ، مزامیر و … مملو از این انجیلهایی است که پیامبران الهی به ملتهای خود گفته اند ( حسینی استرآبادی ، همان: جلد ۱). ، ص ۴۳۴؛ مجلسی ، همان ، ج ۱ ، ص ۱۵۲٫ ۱ ، جلد ۳۱ ، ص. ۵۱۶)

البته ، عبارات و کلمات مختلف در تعیین معنای آن مصلح متفاوت است ، اما اصل ظهور یک مصلح واقعی و تشکیل یک دولت واحد که فراتر از عدالت نیست ، مورد قبول همه ملت ها ، آسمانی و دیگر کشورها است. ادیان آسمانی جهان در صد و سی آیه به این معنا اشاره می کنند و اعلام می کنند که اراده خداوند متعال این است که دوران حکومت های ظالمانه و استبدادی به پایان برسد و پیروان پیروان آنها از بین بروند و بندگان صالح او بر تمام جهان حکومت کند. قوانین اسلام را به طور کامل و جامع در این کره خاکی پیاده کند و رفاه انسان را تضمین و اطمینان  دهد (حسینی استرآبادی ، همان ، ج ۱ ، ص ۵۰۰).

۳-۲-  آیات قرآن پیرامون عصر غیبت حضرت مهدی (علیه السلام)

۳-۲-۱-  ویژگی های منتظران واقعی در عصر غیبت

۳-۲-۱-۱-                  مقام و منزلت:

الم ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَیقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ ؛

این کتاب که در آن شکی نیست ، راه پرهیزگاران را روشن می کند. کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را به جا می آورند و آنچه را که برایشان فراهم کرده ایم خرج می کنند (ابن جریر طبری ، ۲۰۰۴: ص ۲۴۸)

جابر بن عبدالله انصاری درباره تفسیر این آیه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می کند که فرمود: خوشا به حال کسانی که در زمان غیبت او (مهدی) صبور و خوشا به حال کسانی که در آن ثابت قدم هستند. به مثل عشق. کسانی هستند که خداوند در کتاب خود شرح داده است: کسانی که به غیب ایمان دارند … سپس امام فرمود: آنها حزب خدا هستند و آگاه باشید که حزب خدا پیروز است (بحرانی ، همان: جلد ۱) ۳ ، ص. ۲۵۸)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام ، آیه شریفه فوق به منتظران امام زمان (عج) در زمان غیبت تفسیر شده است (نعمانی ، همان: ص ۳۳۰ ؛)

با توجه به روایاتی که گذشت ، می توان از آیه فوق علاوه بر مقام و منزلت ، از سه ویژگی مهم منتظران استفاده کرد که عبارتند از:

  1. اعتقاد واقعی به امام زمان (عج)
  2. ایستادن و اهمیت دادن به نماز.
  3. بخشش و بخشش به فقرا و مستمندان.

۳-۲-۱-۲-                 صبر و ارتباط قلب

یا اَیهاالَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! صبر کنید و در برابر دشمنان پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید (تقوی و خدا ترسی را پیشه سازید) شاید که رستگار شوید(مجسلي، همان: ج ۵۲، ص ۳۳۲).

نعماني در كتاب غيبه خود از امام باقر (عليه السلام) به نقل از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند كه در مورد اين آيه فرمود: “صبر كنيد تا وظايف خود را انجام دهيد و در برابر دشمنان قاطع ايستاده و با امامتي كه منتظر آن هستيد شريك شويد.” رابطه در لغت به معنای مراقبت از مرزها و بستن و تقویت است و شاید معنای رابطه در این آیه شریفه این باشد که منتظر واقعی در عصر غیبت از خانه قلب از غیر امام زمان و وسعت وسیع مراقبت می کند. سرزمین قلب او محل عشق و علاقه امام زمان (عج) است که قلب را به حضرت مهدی (عج) معطوف می کند (عیاشی ، همان: ج ۲ ، ص ۲۷۶).

احتمال دیگر در مورد واژه رابطه این است که رابطه با امام (علیه السلام) به معنای گره زدن به قلمرو ولایت و اعتماد به خدمت ، اطاعت و یاری از اوست و این یکی از ارکان ایمانی است که شخص خود را به امام می سپارد، برای ایجاد رابطه با خود و جدا نشدن از او  (نعمانی ، همان: ص ۱۷۹).

۳-۲-۱-۳-                اطاعت محض

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و  اولی الامر از خودتان را.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید وقتی خداوند این آیه را بر پیامبر اکرم (ص) نازل کرد ، گفتم: ای رسول خدا؛ ما خدا و رسول را می شناختیم ، اولین کسانی که خدا اطاعت شما را مطیع آنها کرد ، چه کسانی هستند؟

امام فرمود: آنها خلفای من و امامان مسلمان بعد از من هستند. اولین آنها علی بن ابی طالب و … (آخرین آنها) حجت خدا بر روی زمین است و بقیه خدا بر بندگان اوست که خداوند متعال شرق و غرب زمین را در دستان خود فتح می کند. او در میان شیعیان و دوستانش که در زمان غیبت خود اعتقاد خود به امامت را اثبات نمی کنند غیبت می کند مگر شخصی که قلب او توسط خدا آزمایش شده باشد (نک: حوزه علمیه ، همان ، ص ۶۸ ، ۳۱۵ و ۴۳۲). از این آیه شریفه می آموزیم که منتظران واقعی امام زمان (عج) کسانی هستند که در عصر غیبت مطیع بی چون و چرا از امام هستند و همیشه او را راضی می کنند. البته این اطاعت با پیروی جامع از آیات نورانی قرآن و دستورات و دستورات ائمه اطهار (علیهم السلام) محقق خواهد شد (ر.ک: هیات ، همان: ص ۵۰ ، ۵۴ و ۳۰۰).

۳-۲-۱-۴-                  امتحانات بسیار دشوار

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ؛ ما شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جان ها و محصولات می آزمائیم و مژده بده به  آن ها که شکیبا و ثابت قدم هستند»(متقی هندی،کنزالعمال،ج۱۴،صص۵۷۴-۵۷۳).

محمد بن مسلم می گوید: امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: قبل از آمدن قائم علیه السلام نشانه هایی برای امتحان مومنان وجود دارد. گفتم: آن علائم چیست؟ آنها گفتند: بیماریهای مختلفی که باعث ترس و وحشت و افزایش گرسنگی ، و کاهش ثروت و زندگی که باعث قحطی و مرگ و میر بسیاری می شود ، و نقص در محصولاتی که باران نمی آورند ، بنابراین در آن زمان به کسانی که ما معتقدیم ثابت قدم هستیم (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۹۲).

یکی از ابعاد غیبت کبرا ، بعد تجربی آن است. در این مرحله ، مومن باید بسیار مراقب باشد که با افزایش زمان غیبت لرزیده نشود و نور ایمان از قلب او برداشته شود. حضرت باقر (علیه السلام) در این باره می فرمایند: ظهور مهدی (عج) مدت زیادی بعد از غیبت خواهد بود تا معلوم شود چه کسی در نهان و پنهان از او اطاعت می کند و به او ایمان دارد و همچنین می گوید: فقط کسانی که به دین ایمان دارند مهدی (علیه السلام) که قلبش با نور خدا نورانی شد و روح خدا به آنها کمک کرد (همان ، ج ۷۸ ، ص ۳۸۰).

۳-۲-۱-۵-                 شرایط سخت زندگی

حَتَّی إِذَا اسْتَیأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا ؛ تا آن جا که رسولان مأیوس شدند (مردم) گمان کردن که به آنان دروغ گفته شده است در این هنگام یاری ما به سراغ آن ها آمد(همان،ج۲۳،ص۳۷).

امیرالمومنین علی (علیه السلام) ضمن سفارش درباره این آیه شریفه ، به شرایط سخت زندگی مومنان و عدم توجه جامعه و مردم به آنها در زمان غیبت اشاره کرد ، تا حدی که آنها بگویید: … پرهیزگاران (در عصر غیبت) مردم از نظر صاحبش از جنازه ای بی ارزش تر خواهند بود ، به طوری که در چنین شرایطی ، یاری و و پیروزیش فرا رسد و این است، فرموده خداوند که:  حَتَّی إِذَا اسْتَیأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا

و در این رابطه، پیامبر گرامی اسلام (ص) به چه زیبایی فرمودند زمانی می آید که مومن از گوسفند متواضع تر می شود ، زمانی که مردم در کارهای زشت  همکاری می کنند و استکبار و خودخواهی در اعماق قلب. نفوذ و گناهان عمومی و نهی های الهی سبک شمرده می شوند. وقتی امت اسلامی نماز را از دست می دهد و از شهوات پیروی می کند ، امر به معروف و نهی از منکر می شود و در این جوامع جایی برای آنها وجود ندارد. و همه گناهکاران از آنها متنفرند و مومنان را مردم مزاحم و موانع سرکشی و کنترل آنها می دانند (سید هاشم بحرانی ، البرهان فی تفسیر القرآن ، ج ۳ ، ص ۱۵۰).

۳-۲-۲-  پاداش بزرگ

وَمَن یطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا ؛ کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان و آن ها چه نیکو رفیقانی هستد(محمدی ری شهری،میزان الحکمه،ج۱،ص۳۴۶).

خوشا به حال کسانی که در زمان غیبت و در شرایط سخت زندگی و آزمایشات سخت دچار تزلزل نمی شوند و شب و روز منتظر ظهور امام زمان (عج) هستند و استواری خود را در راه انتظار حفظ می کنند. اطاعت از خدا ، پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام). برای اثبات اینکه حضرت سجاد (علیه السلام) فرمودند: هر که در زمان غیبت (قائم (عج)) در استان ما ثابت قدم بماند ، خداوند هزار شهید از شهدای بدر و احد به او پاداش می دهد (سید هاشم بحرانی ، البرهان فی) ) تفسیر القرآن ، ج ۱ ، ص ۱۵۲٫ ۳) ، ص ۱۵۰).

و امام صادق (علیه السلام) می فرماید: آن که در انتظار مرگ است مانند آن است که در خیمه قائم (علیه السلام) باشد.

بزرگترین پاداش و پاداشی که خداوند برای کسانی که در زمان غیبت منتظر و مطیع امام عصر (عج) هستند قرار داده است ، جمع آوری آنها با پیامبران ، صالحین ، شهدا و صالحان است. در مورد تفسیر این آیه ، علی بن ابراهیم همانطور که امام فرمود از امام صادق علیه السلام نقل می کند. (بحارالانوار ، ج ۴۷ ، ص ۷۱).

منظور از پیامبران رسول خدا (ص) و صالح علی (علیه السلام) و شهدای حسن و حسین و امامان صالح (علیهم السلام) است و اصحاب خوب اعضای قائم آل محمد (ص) هستند. .

۳-۳-   احوال گوناگون و حوادث مختلف عصر غیبت

لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ؛ البته که شما احوال گوناگون و حوادث مختلف خواهید یافت.

سدیر صیرفی در مورد این آیه از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: حاکم ما شخص غیبی است که مدت زیادی دوام می آورد. گفتند: زیرا خداوند متعال می خواهد سنت پیامبران را در غیاب آنها به کار گیرد. خداوند فرمود: مطمئناً شرایط و رویدادهای متفاوتی پیدا خواهید کرد ، یعنی سنت های کسانی که قبل از شما بودند (بحارالانوار ، ج ۱۳ ، ص ۱۸۴).

همانطور که در غیاب پیامبرانی مانند ابراهیم (علیه السلام) ، الیاس، موسی و سلیمان (علیه السلام) ، مردم گرفتار سختی ها ، آزمایش ها و گمراهی ها شدند و برخی حتی آنها را انکار کردند و دین جدیدی را پذیرفتند. در زمان غیبت کبری ، سنت پیامبران در غیاب آنها در زمان غیبت حضرت مهدی (عج) در مورد مردم اعمال می شود و مردم از طوفان حوادث و بلاها رنج می برند (نعمانی ، الغیبه ) ، صص ۱۲۳-۱۲۲).

۳-۳-۱-  عقاید مردم در عصر غیبت

مکاران دل های مردم را از مهدی (علیه السلام) برمی گردانند

وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ؛ هر چند مکرشان چنان باشد که کوه ها را از جا برکند.

در امالی شیخ طوسی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: تقوا پیشه کنید و از امامان خود اطاعت کنید و از آنچه آنها می گویند پیروی کنید و همان حرف را بزنید و در برابر آنچه می گویند سکوت کنید که تحت کنترل شماست. دیگران. شما همان چیزی هستید که خداوند متعال در مورد آنها فرموده است: وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ (از مکر آن ها کوه ها جابه جا می شود) پس تقوا و خداترسی را پیشه سازید که شما در حال هدنه (احتیاط و تقیه) هستید (۳۵)  در مکان دیگر فرمودند: به درستی که از مکر بنی عباس نسبت به قائم (علیه السلام) دل های مردم از جای کنده می شود (و اعتقاد مردم نسبت به مهدی زائل می گردد) (محمد صدر،تاریخ پس از ظهور،صص۲۸۰-۲۷۹). شاید این روایت به سیاست های حیله گر بنی عباس اشاره داشته باشد که از اواسط قرن دوم هجری قمری با معرفی مهدی های دروغین و ایجاد مفتی در افکار عمومی ، به ویژه شیعیان ، از شخص حضرت مهدی (عج) منصرف شد. علاوه بر رانندگی مردم در اطراف امامان معصوم (علیهم السلام) باید فاصله بگیرند و آنها را در انزوا قرار دهند. با این مسئله ، آنها همچنین باید به منافع سیاسی خود برسند. به طوری که برخی از خلفای عباسی خود یا فرزندان خود را مهدی معرفی کردند (محمدصدر ، تاریخ پس از ظهور ، صص ۱۸۰-۲۷۹).

۳-۳-۱-۱-                 اختلاف مردم درباره اعتقاد به او

یسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یمَارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ ؛ کسانی که به آن ساعت ایمان ندارند درباره آن شتاب می کنند (از روی تمسخر) ولی آن ها که ایمان آورده اند پیوسته از آن هراسانند و می دانند که آن روز بر حق است آگاه باشید کسانیکه در آن ساعت تردید می کنند در گمراهی عمیق هستند. مفضل بن عمر نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) به من فرمودند: ای مفضل! اهل عراق این آیه را چگونه می خوانند؟ عرضه داشتم آقای من کدام آیه را، فرمود قول خدای تعالی یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها و… عرض کردم آقای من همینطور می خوانند. حضرت فرمودند: وای بر تو! می دانی که معنای این آیه چیست؟ عرض کردم: خدا و رسول و فرزند رسول او بهتر می دانند(ابن طاووس،الملاحم و الفتن،ص۴۹و۵۰و۵۶؛به نقل از منتخب الاثر،ص۴۶۹).

حضرت فرمود: به خدا سوگند (منظور از این آیه) چیزی جز قیام حضرت قائم (عج) نیست ، پس چگونه شخصی که به آن اعتقاد ندارد عجله می کند ، به خدا سوگند که فقط مومنان نباید به سوی آن عجله کنند.

۳-۳-۱-۲-                 سرگردانی مردم در تشخیص حق

أَفَمَن یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یهِدِّی إِلاَّ أَن یهْدَی فَمَا لَکُمْ کَیفَ تَحْکُمُونَ ؛ آیا آنکه خلق را به راه حق رهبری می کند سزاوارتر به پیروی است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه می شود چگونه قضاوت باطل می کنید(بحارالانوار،ج۳،ص۳۵۹).

نعمانی در کتاب غیبت خود از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه چنین نقل می کند: شخصی (به نام عبدالرحمان بن مسلمه جریری) به امام صادق (علیه السلام) گفت: (مخالفان) ما را سرزنش و سرزنش می کنند و آنها دروغگو هستند. به آنها حساب می کنند زیرا ما می گوییم: (قبل از ظهور) دو فریاد وجود دارد ، آنها می گویند: چگونه می دانیم کدام درست و کدام نادرست است؟ امام فرمود: در پاسخ آنها چه می گویید؟ (بحارالانوار ، ج ۳ ، ص ۴۰۰).

عرض کردم: چیزی در رد آن ها نمی گوییم: فرمودند: بگویید: کسی که از قبل به آن ایمان داشته باشد آن را تصدیق خواهد کرد، همانا خدای عزوجل می فرماید:  أَفَمَن یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یتَّبَعَ أَمَّن لا یهِدِّی إِلاَّ أَن یهْدَی فَمَا لَکُمْ کَیفَ تَحْکُمُونَ

عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: (در روزهای قبل از ظهور) مردم زمین (همه مردم زمین هر یک به زبان خودشان) صدایی از آسمان می شنوند که می گفت: به علی بن ابی طالب می گویند به او و شیعیانش اعتقاد دارد و وقتی روز بعد از آن فرا می رسد ، شیطان به آسمان صعود می کند تا اینکه از چشم زمینیان پنهان می ماند ، سپس فریاد می زند: خون او را بخواهید. سپس امام فرمود: آنگاه خداوند مومنان را با قولی محکم ثابت می کند که دعوت اول صادق است ، اما کسانی که در قلب خود بیماری دارند – که خداوند بیماری دشمن ما است – شک می کنند ، سپس رویگردان می شوند. از ما و توهین به ما (سرگردان و گمراه می شوند) (بحارالانوار ، ج ۳ ، ص ۳۶۹).

۳-۳-۱-۳-                 قساوت دل های مردم

وَلَا یکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ؛ و نباشند همچون کسانی که از پیش کتاب آسمانی بر ایشان آمد پس دوران طولانی بر آن ها گذشت و دلهایشان قساوت گرفت و بسیاری از آنان فاسق شدند (المروزی،الفتن،ص۹۵؛به نقل از معجم الاحادیث الامام المهدی،ج۳،ص۲۹۵).

نعمانی در کتاب الغیبه خود از امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه نقل می کند که فرمود: این آیه که در سوره حدید (آیه فوق) است درباره زمان غیبت نازل شده است ، و ادامه داد: زمان غیبت است (به همین دلیل قلب مردم را طولانی می کند و بسیاری از مردم فاسد می شوند) (المروزی ، الفتن ، ص ۹۰ ؛ به نقل از معجم الحدیث الامام المهدی ، ج ۳) ، ص ۳۱۰).

۳-۳-۱-۴-                 انکار و تکذیب امام زمان (علیه السلام)

بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن کَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِیرًا ؛ بلکه این کافران آن ساعت را تکذیب کردند و ما برای کسانیکه آن ساعت را تکذیب کنند آتش دوزخ را مهیا ساختیم.

مرحوم شیخ صدوق (ره) در کتاب شریف کمال الدین از حضرت سجاد (ع) نقل می کند که می فرماید: قائم ما دو غیبت دارد ، یکی طولانی تر از دیگری (اشاره به غیبت صغیر و بزرگ) … غیبت دوم این مدت زمان زیادی طول می کشد تا اکثر مومنان به او مراجعه کنند (او را انکار کرده و می گویند که او اصلاً متولد نشده است)، بنابراین اعتقاد (اعتقاد به وجود امام زمان) ثابت می ماند مگر اینکه یکی از آنها امن است قدرت و دانش او باید درست باشد و به ما اهل بیت تسلیم شود (حکیم نیشابوری ، المستدرک ، ج ۴ ، ص ۵۵۴).

در روایات بسیاری آمده است که منظور از ساعت در آیات قرآن ، روز قیامت است و در برخی روایات به معنی ساعت امام زمان (عج) است. به عنوان مثال ، امام صادق علیه السلام فرمود: منظور از ساعت در آیات این است که از ساعت بپرسید (۴۶). به مردم درباره او مجادله می کنند و می گویند: قائم (علیه السلام) کی متولد شد؟ کی او را دید؟ کجاست؟ و کی ظاهر می شود؟ (کندوزی ، ینابیع المودا ، ص ۴۴۰).

۳-۳-۲-  کشته شدن مستکبران و ستمگران در عصر غیبت

۳-۳-۲-۱-                کشتار بی سابقه مردم

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ ؛ حزب ها و گروه ها از میان خود اختلاف کردند، پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ.

در تفسیر عیاشی از امام باقر (علیه السلام) روایت است که فرمودند:

سال قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) است که در هر یک از سرزمین های عربی اختلاف نظر وجود خواهد داشت و در واقع مردم شام نیز با یکدیگر اختلاف خواهند داشت ، بنابراین سفیانی و همدستانش بیرون می روند و یک نفر را شکست می دهند. گروه مخالفان و غیره آنها قتل عامی را آغاز می کنند که در آن چنین قتل عامی صورت نگرفته است ، و مردی از گروه شکست خورده سفیانی فرار می کند و به دمشق می آید ، بنابراین او و همراهانش به گونه ای کشته می شوند که هیچکس چنین کشته نشده است ، و این آیا آن است قول خداوند که می فرماید: فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ. .(بحارالانوار،ج۵۱،ص۱۲۱).

۳-۳-۲-۲-               ظالمین به خاندان پیامبر (علیهم السلام) کشته می شوند.

وَقَضَینَا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَینِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرً فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیارِ وَکَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ؛ و به بنی اسرائیل در کتاب خبر دادیم که البته شما دوبار در زمین فساد بزرگی خواهید کرد و تسلط و سرکشی سخت و ظالمانه ای مرتکب می شوید. پس هرگاه نوبت نخستین انتقام فرا رسد بندگان نیرومند و جنگجوی خویش را بر شما برمی انگیزیم تا آن جا که درون خانه هایتان را نیز جستجو کنند و این وعده حتمی خواهد بود(بحارالانوار،ج۵۱،ص۷۵).

مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام در مورد این آیه در کتاب الکافی نقل می کند که می گوید: منظور از سلطه و عصیان سخت و بی رحمانه این قوم ، کشتن امام حسین علیه السلام است و هر بار اولین نوبت انتقام از این مردم ستمگر وارد می شوند ، خداوند قومی را قبل از قیام قائم (علیه السلام) تربیت می کند که هیچ کس از آل محمد (ص) نباید او را بکشد ، و این وعده قطعی است (بحارالانوار ، ج ۵۲) ، ص. ۳۳۹).

در خواندن آیه فوق ممکن است دو تردید برای خوانندگان وجود داشته باشد:

اول: اینکه آیات مورد بحث درباره بنی اسرائیل است و آنها چه ارتباطی با وقایع کربلا یا کشتن امیرالمومنین (علیه السلام) دارند؟ در پاسخ می گوییم: باید دانست که آیات قرآن معنای ظاهری و باطنی دارد. شاید معنای ذکر شده در حدیث فوق مربوط به باطن آیات باشد یا بنی اسرائیل کنایه از امت پیامبر اسلام (ص) یا معنای آن باشد. گویی در بنی اسرائیل این وقایع و ظلم ها در امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اتفاق افتاده است ، زیرا در بسیاری از احادیث این بدان معناست که همه آنچه در امت های قبلی در این امت اتفاق افتاده است (بحارالانوار ، جلد ۵۳ ، صص ۴۰-۳۷).

دوم: در سالهای قبل از ظهور فرزندان ستمگر و قاتل خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) زندگی می کنند ، نه خودشان ، پس چگونه خداوند گروهی را ترغیب می کند که آنها را به دلیل ظلم و ستم بکشند. و قتل پدران آنها؟ امام صادق (علیه السلام) در حدیثی به این سال پاسخ داد و فرمود: هرکس از عملکرد گروهی راضی باشد ، با آن گروه متحد می شود و در اعمال آنها شریک می شود ، بنابراین فرزندان قاتلان اهل بیت (علیهم السلام) )) کسانی که از اعمال اجداد خود راضی بودند ، با عذاب خود مجازات خواهند شد (الغیبه ، ص ۲۴۰).

۳-۳-۳-  نزول عذاب در عصر غیبت

۳-۳-۳-۱-                  عذاب جهت امتحان مردم

وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ ؛ و به درستی که به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم، تا مگر به سوی خدا بازگردند(همان).

از حضرت امام صادق (علیه السلام) در معنای این آیه روایت است که:

عذاب ادنی قحطی و خشکسالی است و بزرگترین عذاب قیام (ص) با شمشیر در آخرالزمان است. البته این عذاب بزرگ که به خروج و قیام حضرت مهدی (عج) تعبیر شده است ، درباره ستمگران و مستکبرانی است که در عصر غیبت جهان را از ظلم و جنایت پر کرده اند (صافی گلپایگانی ، منتخب آثار) ، ص. ۴۷۴)

در روایات ، به طور کلی ، سه احتمال درباره عذاب وجود دارد که برای آزمایش افراد در عصر غیبت آشکار می شود (صافی گلپایگانی ، منتخب آثار ، ص ۴۷۴).

  1. منظور از عذاب ادنی عذابی است که در قبر و عالم برزخ در انتظار ظالمان است و این عذاب کمتر از عذاب خروج از قبر و عذاب دادن آنها با شمشیر عدالت امام زمان (عج) است.
  2. منظور از عذاب آن ، همانطور که در کتاب تفسیر آیات آمده است ، گرانی نرخ قبل از ظهور است.
  3. به معنای قحطی و خشکسالی قبل از ظهور است ، همانطور که در روایت فوق اشاره کردیم.

۲) مجازات تعقیب گناهکاران

لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا ؛ تا عذاب خوارکننده ای را به ایشان در زندگی دنیا بچشانیم.

محمد ابن ابراهیم نعمانی در کتاب غیبت خود می گوید: ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد: مراد از عذاب خوار کننده در زندگی دنیا چیست؟ حضرت فرمودند: ای ابوبصیر! کدام خواری از این بدتر می شود که مرد در خانه اش در کنار برادران و میان زن و فرزند خود نشسته باشد که ناگهان خاندان او گریبان هایشان را چاک زنند و فریاد برکشند، مردم بپرسند این سر و صدا چیست؟ در جواب گفته شود: فلانی همین حالا مسخ شد و از صورت آدمیان برگشت. روای گوید: عرضه داشتم: این پیش از قیام حضرت قائم (علیه السلام) خواهد بود یا بعد از آن؟ فرمودند: قبل از قیام حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.

۳-۴- آیات قرآن پیرامون ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)

۳-۴-۱-  خصوصیات حضرت مهدی (علیه السلام)

۳-۴-۱-۱-                   از نسل امام حسین (علیه السلام) است

وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ ؛ و این (خدا پرستی و امامت خلق) را در ذریه و نسل های بعد از خودش کلمه پاینده قرار داد تا شاید (به سوی خدا) باز گردند.

جابربن یزید جُعفی می گوید: پیرامون این آیه از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم؟ یابن رسول الله (صلی الله علیه و آله) گروهی می گویند: خدای تبارک و تعالی امامت را در فرزندان امام حسن (علیه السلام) قرار داده نه امام حسین (علیه السلام)؟ حضرت فرمودند: به خدا سوگند آن ها دروغ می گویند: آیا نشنیده اند که خدای تعالی می فرماید:  وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ  که معنای آیه این است: آیا آن (امامت) را جز در فرزندان حسین (علیه السلام) قرار داد.؟ (بحارالانوار، ج۵۲،ص۳۳۶).

در کتاب شریف کمال الدین مرحوم صدوق (ره) روایت است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمودند: ای حسین! نهمین فرزند تو قائم به حق است. او آشکار کننده دین و گستراننده عدل است.(همان).

شایان ذکر است پیرامون این مطلب که امام زمان (علیه السلام) فرزند امام حسین (علیه السلام) است ۳۰۸ روایت نقل شده.

۳-۴-۱-۲-                 زمین به نورش روشن می شود

وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ؛ و زمین به نور پروردگارش روشن می شود.

علی بن ابراهیم در تفسیر خود از امام صادق علیه السلام در مورد این آیه نقل می کند که فرمود: پروردگار زمین ، یعنی امام زمین ، گفتم: هنگام ظهور چه می شود؟ آنها گفتند: در این صورت مردم به نور خورشید و نور ماه احتیاج نخواهند داشت و به نور امام راضی می شوند (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۳۳۶).

در آیه ۳۵ سوره نور نیز به این معنا اشاره شده و وجود مبارک حضرت مهدی (عج) به نور تعبیر شده است ، جایی که امیرالمومنین (علیه السلام) در مورد آیه الله یحیی الله علیه و آله فرمودند سلام او: هر که هرکسی را بخواهد راهنمایی می کند مهدی است. همچنین ، این معنای روشنگری و درخشندگی در آیه دوم سوره لیل به (امام زمان (عج)) تفسیر شده است که خداوند می فرماید: و اکنون اگر تجلی کند ، به روزی سوگند می خورم که دنیا را با خود روشن کند ظاهر (ندای وحدت ، ص ۱۸۲).

شاید معنای این آیات این باشد که خورشید وجود حضرت مهدی (عج) از پشت ابر غیبت طلوع می کند و مردم از نعمت وجود او و حتی از دیدن چهره زیبایش بهره مند می شوند و جهان نیز چنین است ، او مجذوب شده بود باشد که از همه زیباییها و زیباییهای جهان محروم گردند و زمین با نور معرفت و عشق به بقیه خدا روشن شود (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۳۷۲).

۳-۴-۱-۳-                 نعمت باطنی خدا

وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً ؛ (خداوند) نعمت های ظاهری و باطنی خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته.

ابن بابویه نقل می کند که از حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) درباره این آیه سؤال شد، آن حضرت فرمودند: نعمت ظاهری امام ظاهر است، و نعمت باطنی امام غایب می باشد، به آن جناب عرضه شد: آیا در امامان کسی هست که غایب شود؟ امام فرمودند(بحارالانوار، ج۵۲،ص۳۷۲).:

آری! امامی که از دیدگان مردم غایب می شود، ولی یاد او از دل های مؤمنین غایب نمی گردد حجت دوازدهم است.

۳-۴-۱-۴-                 حقیقتی انکار ناپذیر

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ  ؛ سوگند به آسمان که دارای برج های باعظمت است.

ابن عباس نقل می کند که پیامبر خدا (ص) فرمود: ذکر خداوند متعال عبادت است و ذکر من و ذکر علی (علیه السلام) نیز عبادت است و ذکر ائمه اطهار علیهم السلام. (علیه السلام) عبادت است. سوگند به خدایی که مرا به نبوت الهام بخشید و مرا بهترین مخلوقات قرار داد. او زمین را عذاب نمی کند و آسمان را به خاطر آنها نگه می دارد که بر زمین می افتد مگر به اذن او ، به خاطر آنها کوهها ثابت می مانند و بر بندگان خدا باران می بارد و گیاهان از زمین رشد می کنند (موسوی همدانی ، ترجمه تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۲۷).

آنان اولیای خدا و خلفای راستین من هستند، شماره ایشان همان تعداد ماه های سال است که دوازده نفر می باشند.

آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت کردند: وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ و فرمودند: ای ابن عباس! آیا چنین می پنداری که خداوند به آسمان دارای برج ها سوگند یاد کند و منظورش همان آسمان و برج های آن باشد؟ عرض کردم یا رسول الله! معنای آن چیست؟ فرمودند:اما آسمان من هستم، و اما برجها؛ امامان بعد از من هستند که اولشان علی (علیه السلام) و آخرینشان مهدی (صلوات الله علیهم اجمعین) است(بحارالانوار،ج۴۸،ص۴۳۹).

در آیه اول سوره فجر نیز خداوند تبارک و تعالی به وجود حضرت بقیة الله قسم یاد می کند و والفجر به حضرت مهدی (علیه السلام) تأویل شده در ابتدای سوره عصر نیز خداوند به زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)سوگند یاد می کند(بحارالانوار،ج۸،ص۴۳۹).

از مجموع این امور و آیاتی که خداوند به امام زمان (عج) یا زمان ظهور او قسم می خورد ، متوجه می شویم که در حقانیت وجود حضرت مهدی (عج) و ظهور او تردیدی وجود ندارد و معظم له حقیقتی انکار ناپذیر است (بحارالانوار ، ج ۴۸ ، ص ۴۰۹).

۳-۴-۱-۵-                نیرومندترین عالمیان

قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَی رُکْنٍ شَدِیدٍ ؛ (لوط) گفت: ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیارم بود.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: اینکه لوط به قومش گفت: لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلَی رُکْنٍ شَدِیدٍ مقصودش جز این نبود که نیروی قائم (علیه السلام) را داشتم (زیرا نیروی حضرت آن چنان است که هیچ کس یارای جنگیدن و مقابله با او را ندارد) و رکن شدید یاران آن حضرت هستند که هر یک از آن ها قوت چهل مرد را دارد و دلشان از کوه آهن محکم تر است(بحارالانوار،ج۵۲،ص۳۲۶).

در مورد قدرت و قوت حضرت مهدی (عج) از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که می فرماید: وقتی قائم (عج) ظهور می کند ، بدن قوی و قدرتمندی دارد به طوری که اگر بزرگترین درخت روی زمین را لمس کند ، میتواند ان را جا به جا کند و اگر  بین کوهها فریاد کند ، سنگهایش از جا کنده می شود و فرو می ریزد (شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا ، ج ۲ ، ص ۱۷۵).

۳-۴-۱-۶-                  صراط مستقیم

فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِی وَمَنِ اهْتَدَی ؛ پس به زودی خواهید دانست که (ما و شما) کدامیک اهل راه مستقیم هستیم و چه کسی هدایت شده است(بحارالانوار،ج۵۲،ص۳۲۶).

امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمودند: از پدرم درباره این آیه: فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِی وَمَنِ اهْتَدَی سؤال کردم. پدرم فرمودند: راه مستقیم همان حضرت قائم (علیه السلام) است، و هدایت شده کسی است که از او اطاعت کند(همان).

در آیات دیگر قرآن اشاره شده است که منظور از هدایت انسانها اطاعت از چهارده معصوم (ع) است و هدایت و برکت آن بر عهده کسی است که مطیع پیامبر و خاندان اوست. ناگفته نماند که اطاعت از این نور مقدس همان اطاعت و پیروی از امام حق است: من اطاعکم فقد اطاع الله

۳-۴-۱-۷-                تعهد انبیاء به ولایت مهدی (علیه السلام)

وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ؛ و به راستی که ما از پیش به آدم سفارشی کردیم پس او فراموش کرد و برایش عزم و تصمیم پایداری نیافتیم.

از امام باقر علیه السلام درباره این آیه نقل شده است که فرمود: خداوند از پیامبران عهد گرفت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنها گفتند: چرا ، (سپس خداوند فرمود) این محمد (ص) پیامبر من است و علی (علیه السلام) امیرالمومنین است و جانشینان بعد از او ، سرپرستان فرمان من و گنجینه های دانش من و مهدی (عج) شخصی است. من از طریق او به دین خود کمک می کنم و دولت خود را از طریق او آشکار می کنم. من از دشمنانم انتقام می گیرم و او را می پرستم. (سپس پیامبران) گفتند: پروردگارا ، ما (به این امور) اعتراف کردیم و شهادت دادیم (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۳۳۶).

اما آدم (علیه السلام) نه تکذیب کرد و نه اعتراف کرد ، بنابراین مقام اول برای پنج نفر از پیامبران به خاطر حضرت مهدی (عج) (و اقرار به مقام خود) و برای آدم که تصمیم به اعتراف نداشت ، برقرار شد. (این موقعیت اعطا نشد) و این معنای کلام خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا(شیخ کلینی،اصول کافی،ج۵،ص۲۵).

۳-۴-۱-۸-                دعایش مستجاب است

أَمَّن یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیکْشِفُ السُّوءَ وَیجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ ؛ (آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند) یا کسی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد. از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه روایت شده که حضرت فرمودند: این آیه درباره قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شده، به خدا سوگند اوست آن مضطری که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می گذارد و به سوی خداوند دعا می کند، پس (خداوند) او را اجابت نماید و ناراحتی (او) را برطرف سازد و او را خلیفه (خود) در زمین قرار دهد و این آیه قرآن از اموری است که تأویلش بعد از تنزیلش خواهد بود(شیخ کلینی،اصول کافی،ج۵،ص۲۵).

از امام صادق علیه السلام درباره این آیه شریفه نقل شده است که فرمود: این آیه درباره قائم آل محمد (ص) نازل شد. او از خدا می خواهد ، بنابراین (خداوند) به او پاسخ می دهد و اندوهش را برطرف می کند و او را خلیفه روی زمین می کند ، و این آیه قرآن یکی از مواردی است که پس از کاهش آن تفسیر می شود (شیخ کلینی ، اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۱۰۶). ۵ ، ص ۲۵).

۳-۴-۱-۹-                 اوج درخشندگی ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا  ؛ سوگند به خورشید و اوج درخشندگیش.

امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند: شمس، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و اوج درخشندگی خورشید قیام حضرت قائم (علیه السلام) است(بحارالانوار،ج۴،ص۲۶۶).

با توجه به اینکه در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، ائمه امور ظلم و ستم را در دست گرفتند و بر خلافت تکیه کردند و قصد داشتند با ظهور حضرت ولی عصر (عج) نور استان علوی را با سیاهی خود بپوشانند. به عصر (عج) مشروعیت ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر همگان ثابت می شود و نور ولایت زمین می درخشد و مردم دین خود را در زمان و محبت پیامبر (ص) می شناسند و به سوی خدا هدایت خواهد شد (بحارالانوار ، ج ۴ ، ص ۲۰۶).

۳-۴-۱-۱۰-                 ستاره ای درخشان در تاریکی

فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ  الْجَوَارِ الْکُنَّسِ ؛ سوگند به ستارگانی که باز می گردند، حرکت می کنند و از دیده ها پنهان می شوند.

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند: خُنَّس؛ امامی است که در سال دویست و شصت از مردم پنهان می شود به طوری که مردم از احوال او بی اطلاع می مانند، سپس مانند ستاره ای تابناک در شب تار آشکار می گردد(بحارالانوار،ج۷۷،ص۳۴۰).

امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نیز در توصیف و تعریف امام می فرمایند: امام ستاره ای است که در شدت تاریکی هدایت می کند و از شهرها ، بیابان ها و گرداب ها می گذرد (شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا ، ج ۱). ۲ ، ص ۱۷۵).

شاید منظور حضرت رضا (علیه السلام) این باشد که: از قدیم الایام مردم در بیابانها و مسافتهای طولانی در کنار ستارگان آسمان راه خود را از سر راه می یافتند. آنها انسان هستند و مردم از طریق این ذات مقدس راه خدا را می یابند و به مقصد می رسند (شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا ، ج ۲ ، ص ۱۷۵).

۳-۵- خصوصیات یاران حضرت مهدی (علیه السلام)در قرآن

۳-۵-۱-  خدا آنان را دوست دارد

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکَافِرِینَ ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از دین خود باز گردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند جمعیتی را می آورد که آن ها را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.

حضرت صادق (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند: همانا اصحاب و یاران صاحب این امر (امام زمان (علیه السلام)) برایش محفوظند، و اگر همه مردم از بین بروند (کافر شوند یا بمیرند) خداوند یارانش را خواهد آورد و ایشان کسانی اند که خداوند (عزوجل) درباره ایشان فرموده: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یرْتَدَّ مِنکُمْ چنانکه در این آیه شریفه ذکر شده است خداوند یاران امام زمان را دوست دارد زیرا آن ها کسانی هستند که به حقیقت توحید راه یافته اند و به کمالاتی نائل گشته اند که قابلیت یاری امام زمان (علیه السلام) را پیدا کرده اند(بحارالانوار،ج۵۷،ص۱۰۷).

۳-۵-۲-  به بهترین صورت هدایت می شوند.

وَیزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًی ؛ کسانی که در راه هدایت گام نهادند، خداوند بر هدایتشان می افزاید.

امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه شریفه فرمودند: خداوند در روز ظهور حضرت مهدی (عج) هدایت پیروان حضرت مهدی (عج) را افزایش می دهد زیرا آنها حضرت مهدی (علیه السلام) را رد یا انکار نمی کنند. ، یعنی چون پیروی از امام زمان (عج) هدایت آنها را افزایش می دهد (الامدی ، غررالحکم و دارالکلام ، ج ۴ ، ص ۹۵).

۳-۵-۳-  آزمایش می شوند

 

إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنِّی ؛ همانا خداوند شما را به وسیله یک نهر آب آزمایش می کند؛ آن ها که (به هنگام تشنگی) از آن بنوشند، از من نیستند.

امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه می فرماید: اصحاب طالوت در جریانی آزمایش شدند که خداوند متعال درباره آن فرمود: شد. عفونت و آزمایش در سپاه طالوت برای شناسایی مومنان واقعی بود و نتیجه آزمایش این بود که بیشتر ارتش های طالوت در این آزمایش موفق نشدند. (غررالحکم ، ج ۲ ، ص ۵۳۹).

۳-۵-۴-  آنها هرگز از او برنخواهند گشت

فَإِن یکْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ ؛ پس اگر این قوم (پیامبران و هدایت یافتگان بفرض) نسبت به (نبوّت و کتاب خدا) کفر ورزند (آئین حق زمین نمی ماند؛ زیرا) افراد دیگری را نگهبان آن می سازیم که هرگز نسبت به آن کافر نشوند(بحارالانوار،ج۵۷،ص۱۹۷).

از فرمان امام صادق (علیه السلام) در آیه زیر استفاده شده است تا یاران امام زمان (عج) برای او در امان باشند و هرگز از دین واقعی رویگردان نباشند و قلب آنها در دین محکم باشد. مانند آهن ، و تا حدی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را برادران خود می نامد (بحارالانوار ، ج ۴۲ ، ص ۳۲۴).

۳-۵-۵-  از سراسر عالم به یاری مهدی (علیه السلام) می آیند

فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَاتِ أَینَ مَا تَکُونُواْ یأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعًا ؛ پس به کارهای نیک سبقت و پیشی بگیرید، هر کجا باشید خداوند همه شما را خواهد آورد.

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه چنین فرمودند: خیرات (در این آیه) ولایت است و منظور از ( أَینَ مَا تَکُونُواْ یأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعًا ) اصحاب قائم (علیه السلام) است که سیصد و (سیزده) نفرند، به خدا سوگند امت معدوده ایشانند… که همچون ابرهای پاییزی در یک ساعت جمع خواهند شد و در خدمتش مهیا می شوند و همگی در مکه در محضر آن حضرت صبح می کنند(بحارالانوار،ج۴۲،ص۳۲۴).

۳-۵-۶-  زنده شدن دوباره (رجعت)

وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیمَانِهِمْ لاَ یبْعَثُ اللّهُ مَن یمُوتُ بَلَی وَعْدًا عَلَیهِ حَقًّا وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یعْلَمُونَ ؛ (مشرکان) سوگندهای شدیدی به خدا یاد کردند که هرگز خداوند کسی را که بمیرد زنده نخواهد کرد! آری این وعده قطعی خداست (که مردگان را زنده می گرداند) ولی بیشتر مردم نمی دانند. (همان،ج۶،ص۷۱).

ابوبصیر می گوید به امام صادق (علیه السلام) باید داشت: این که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: (و اقسموا بالله …) منظور چیست؟

فرمودند: ای ابوبصیر در این باره چه می گویی؟ گفتم: مشرکین می پندارند و سوگند می خورند که خداوند هرگز مردگان را زنده نگه دارد.

حضرت فرمودند: مرگ بر کسی که چنین سخنی می گوید ، از آن ها بپرس که آیا مشرکین به الله قسم می خورند یا به لات و عزّی؟

ابوبصیر می گوید: گفتم: فدایت شوم پس برایم معنی این آیه را بیان فرمایید.

امام فرمودند: ای ابوبصیر! چون قائم ما به پا خیزد ، خداوند گروهی از شیعیان ما را برای او برانگیزد و آنها را زنده گرداند (که آماده نبرد در رکاب حضرت مهدی (علیه السلام) باشد) پس چرا شیعیان ما خبر زنده نگه داشتن آنها را برای هم نقل می کند دشمني كنيد كه اين خبر را شنوند ، شيعيان را به شكايت تكذيب كنيد و بگوييد: والله اينها را كه شما گوييد زنده نمي مانيد و نخواهيد شد تا روز قيامت ، پس خداوند گفت آن ها را حكايت فرموده است:وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیمَانِهِمْ لاَ یبْعَثُ اللّهُ مَن یمُوتُ(حرعاملی،وسائل الشیعه،ج۱۷،ص۲۹).

۳-۵-۷- گروهی از قوم موسی (علیه السلام)

وَمِن قَوْمِ مُوسَی أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ ؛ و از قوم موسی، گروهی هستند که به سوی حق هدایت می کنند؛ و به آن باز می گردند.

امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه فرمودند:

هرگاه قائم (علیه السلام) از پشت این خانه (خانه کعبه) ظاهر می شود ، خداوند بیست و هفت مرد (و آنها را برای کمک به امام زمان (عج) برمی انگیزد). با پانزده نفر از قوم حضرت موسی(علیه السلام) خداوند متعال درباره آنها می فرماید: : وَمِن قَوْمِ مُوسَی أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ ؛ آنان که به حق قضاوت می کنند و به آن باز می­گردند) هفت تن از اصحاب کهف، یوشع وصی حضرت موسی، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی، ابودجانه انصاری و مالک اشتر»(بحارالانوار،ج۴۷،ص۱۹۷).

۳-۶-  خصوصیات ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)

۳-۶-۱-  قطعی بودن ظهور

فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنطِقُونَ ؛ به پروردگار آسمان و زمین سوگند که این مطلب حق است همچنانکه با یکدیگر سخن می گویید.

حضرت سجاد (علیه السلام) در مورد این آیه شریفه می فرمایند: آنچه خداوند فرموده این است که منظور آن معاد  قائم (عج) است (که قطعی است و در وقوع آن شکی نیست زیرا خداوند به آن قسم می خورد) و خدایی که وعده داده است. خلافت برای کسانی که به ظهور حضرت مهدی (عج) اعتقاد دارند و کارهای صالح انجام می دهند و دین خود را در همه جا گسترش می دهند (همان ، ج ۳۶ ، ص ۳۶۹).

پایان ماجرا این است که خداوند متعال به دلیل یقین و اهمیت ظهور حضرت مهدی (عج) در ابتدای سوره عصر ، به ظهور نیز قسم می خورد که می فرماید: آنها زیانکار و زیانکارند.

امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه می فرماید: مقصود از (عصر) عزیمت قائم (علیه السلام) است.

۳-۶-۲-  ظهور ناگهانی

هَلْ ینظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِیهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا یشْعُرُونَ ؛ آیا جز آن ساعت را انتظار می کشند که به ناگاه ایشان را فرا رسد در حالیکه بی خبر و غافل باشند.(بحارالانوار،ج۵۲،ص۳۹۰).

امام باقر علیه السلام درباره این آیه می فرماید:

زمان حضرت قائم (علیه السلام) است که خبر ظهور و قیام او می رسد.

آیات متعددی در قرآن وجود دارد که قیام ناگهانی حضرت مهدی (عج) را نشان می دهد ، مانند آیه هجدهم سوره محمد ، آیه صد و هشتاد و هفتم سوره اعراف و آیه اول. سوره قمر. ظهور ناگهانی مهدی (عج) در این است که منتظران واقعی هر لحظه برای قیام آن حضرت آماده اند و تمام ساعات و لحظات زندگی یوسف زهرا را به خاطر می آورند و منتظر او می مانند که این یاد و انتظار بهترین است. به معنی ترک گناه و انجام وظایف و در نتیجه نزدیک شدن به امام تعالی است (همان ، ج ۵۱ ، ص ۸۲).

۳-۶-۳- یوم الله

وَذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللّه ؛ و روزهای خداوند را بیاد آنان بیاور.

حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند: روزهای خدای عزوجل سه روز است: روزی که حضرت قائم (علیه السلام) قیام خواهد کرد، روز رجعت و روز قیامت(همان،ص۸۸).

۳-۶-۴- ندای آسمانی

وَاسْتَمِعْ یوْمَ ینَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ یوْمَ یسْمَعُونَ الصَّیحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یوْمُ الْخُرُوجِ ؛

منتظر روزی باشید که واعظی از محل نزدیک ندا دهد، ، روزی که همه آن صیحه را به درستی بشنوند ، آن روز عزیمت است. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود:

منادی ( از آسمان) نام حضرت قائم و نام پدرش (علیهماالسلام) را ندا می کند و مراد از فرموده خداوند  یوْمَ یسْمَعُونَ الصَّیحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یوْمُ الْخُرُوجِ  (صیحه ای است) به نام قائم (علیه السلام) از سوی آسمان (که در روز خروج حضرت همگان آن را بشنوند) (مکیال المکارم ، ج۲ ،ص۱۸۶و منتخب الاثر ،ص ۴۴۱).

۳-۶-۵- بیعت جبرئیل

أَتَی أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یشْرِکُونَ؛

فرمان خدا فرا رسیده است، برای آن عجله نکنید! خداوند منزّه و برتر است از شرک مشرکان.

شیخ صدوق (ره) در کتاب کمال الدین از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند:

نخستین کسی که با قائم (علیه السلام) بیعت می کند جبرئیل است که به صورت پرنده سفیدی نازل می شود و با آن حضرت بیعت می نماید، سپس یک پای بر بیت الله الحرام و پای دیگر بر بیت المقدس می گذارد، آنگاه با صدای رسایی که خلایق می شنوند فریاد خواهد زد (اصول کافی ، ج ۲ ،ص ۱۰۱):

اولین فردی که با قائم (علیه السلام) بیعت کرد ، جبرئیل است که به شکل یک پرنده سفید فرود می آید و با آن حضرت بیعت می کند ، سپس یک پا را بر بیت الله الحرام و پای دیگر بر بیت المقدس می گذارد ، سپس با صدای رسایی وقتی موجودات می شنوند ، فریاد می زنند (اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۱۰۱):

أَتی أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ .

حضرت صادق (علیه السلام) در روایت دیگری درباره این آیه فرمودند:

(امری که نباید در آن عجله کرد)  فرمان ماست و فرمان ما فرمان خداست … که خداوند با سه لشکر به او کمک می کند: توسط فرشتگان و مومنان و با ترس و خروج آن حضرت مانند خروج رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ) و آله) خواهد بود (الغیبت طوسی ، ص ۲۶۲).

۳-۶-۶- اثبات ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ؛

و همانا پس از این هنگام، راستی و حقیقت این خبر را خواهید دانست.

از حضرت باقر (علیه السلام) درباره این کلام خداوند روایت شده که فرمودند: مراد از وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ  هنگام خروج قائم (علیه السلام) است

(و مراد از خبری که حقیقت و عظمت آن در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) بر همگان آشکار خواهد شد؛ ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است)

۳-۶-۷- ایمان آوردن یهودیان و مسیحیان

وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیوْمَ الْقِیامَةِ یکُونُ عَلَیهِمْ شَهِیدًا؛

و هیچ یک از اهل کتاب پیش از مرگ به او (عیسی علیه السلام) ایمان نمی آورند و در روز قیامت بر آنها گواه خواهد بود. علی بن ابراهیم از شهر بن حوشب نقل می کند که گفت: حجاج به من گفت: (ای شهر) آیه ای در کتاب خدا هست که در آن درماندم، گفتم: ای امیر کدام آیه است؟ گفت:این آیه: وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ إِلاَّ لَیؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیوْمَ الْقِیامَةِ یکُونُ عَلَیهِمْ شَهِیدًا به خدا سوگند من دستور می دهم یهودی و نصرانی را گردن می زنند، سپس چشم بر او می دوزم پس نمی بینم لبهایش را حرکت دهد تا این که بی حرکت گردد؟(تفسیر نمونه ، ج ۱۰ ، ص ۲۴۶و۲۴۵).

گفتم: خداوند حال امیر را اصلاح می کند ، چنانکه تأویل کرده است شما نیست.

گفتگو: چگونه است؟

گفتم: به راستی ، عیسی (علیه السلام) قبل از روز قیامت متولد می شود ، بنابراین عضو هیچ مذهبی غیر از (مسیحی) نخواهد ماند مگر اینکه قبل از قضیه به او اعتقاد داشته باشد ، و پشت سر حضرت مهدی (عج)) دعا می کند.

حجاج گفت: وای بر تو! این را از کجا می گویی و از کجا آورده ای؟

گفتم: این را از محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) نقل می کنم.

گفتگو: به خدا سوگند آن را از چشمه زلالی گرفته ای (همان ، ص ۳۴۷).

۳-۶-۸- عدم فایده ایمان کفار در ظهور

قُلْ یوْمَ الْفَتْحِ لَا ینفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلَا هُمْ ینظَرُونَ ؛

بگو: “در روز پیروزی ایمان ، كافران سودى نخواهند برد و به آنها مهلت داده نخواهد شد” (همان ، ص ۳۴۷).

امام صادق علیه السلام درباره این آیه فرمود:

روز الفتح روزی است که جهان به روی حضرت قائم (علیه السلام) باز می شود ، شخصی که قبلاً مومن نبود و پس از این فتح ایمان آورد ، ایمانش به درد او نمی خورد ، اما هرکس قبلاً ایمان آورده و منتظر ظهور مجدد (حضرت مهدی (عج) ، ایمان او برای او سودمند خواهد بود ، و خداوند مقام او را نزد آن حضرت بزرگوار افزایش داده و در روز قیامت او را به بهشت آراسته می کند ، و … و این پاداش دوستان و خانواده امیر المومنین (علیه السلام) (غیبت شیخ طوسی ، ص ۲۶۵).

این نیز در آیه صد و پنجاه و هشت سوره انعام ذکر شده است ، جایی که خداوند متعال فرمود:

یوْمَ یأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لاَ ینفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ؛

روزی که برخی از آیات پروردگارت به وقوع بپیوندد ، ایمان آوردن به کسانی که قبلاً ایمان نیاورده اند ، به نفع آنها نخواهد بود.

امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه می فرمایند: (آیات) همان امامان هستند ، و آیه ای که انتظار می رود حضرت قائم (عج) است ، بنابراین در آن روز کسانی را که قبل از قیام آن حضرت با شمشیر آنها را باور کردند ، باور کرد. با وجود اعتقاد او به امامان دیگر از پدرانشان (علیه السلام) ، اعتقاد نداشت که این کار به نفع آنها نخواهد بود (همان ، ص ۲۰۱).

۳-۶-۹- زمین به یاری مهدی (علیه السلام) می آید

أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُواْ السَّیئَاتِ أَن یخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یأْتِیهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیثُ لاَ یشْعُرُونَ؛

آیا کسانی که بر کارهای زشت، مکر ها می کنند ایمن هستند از این که خداوند آنان را بر زمین فرو برد یا عذاب او از آنجا که انتظارش را ندارند به سراغشان آید.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: … مردی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) خروج کند که سیصد نفر همراهیش نمایند و پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را با خود دارد. به سوی مدینه حرکت می کند و چون از بیابان بیداء بگذرد بگوید: این جای کسانی است که به زمین فرو می روند، و این است آیه ای که خدای عزوجل فرموده:  أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُواْ السَّیئَاتِ أَن یخْسِفَ  (زمین آن ها را در کام کشد و آنان توان مقابله با قدرت حق را ندارند(معرفت، همان: ج ۱، ص ۲۵۴).

۹) خداوند مهدی -علیه السلام- را یاری می کند

أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛

کسانی که با آنها مبارزه می شود مجاز به جنگ هستند زیرا تحت ستم قرار گرفته اند و خدا توانسته به آنها کمک کند.

لَینصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ  ؛

خداوند او را یاری می کند، همانا خداوند بسیار عفو کننده و بخشنده است.

وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّک؛

و چنانچه پیروزی و یاری از جانب پروردگارتان است.

امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه اول می فرماید: این آیه درباره حضرت قائم (عج) و یارانش است (که خداوند قادر است به آنها کمک کند و به آنها کمک می کند ؛ (بحرانی ، ۱۳۴۴: ج ۱ ، ص ۳۱ و ۳۲) به

امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه دوم می فرماید: یعنی خداوند متعال از طریق قائم (عج) که از فرزندان اوست ، پیامبر و دین او را یاری می کند.

امام صادق (علیه السلام) درباره آیه سوم به این مطلب اشاره می فرمایند که: نصرت و پیروزی که از سوی پروردگار می آید همان قائم (علیه السلام) است.

۲-۷- برخورد حضرت مهدی (علیه السلام) با دشمنان

الف) مسلمانانی که در مقابل حضرت مهدی (علیه السلام) می ایستند

منکران ولایت اهل بیت (علیهم السلام)

خواری منکران ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَیهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیءٍ حَتَّی إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ؛

پس چون آنچه به ایشان تذکر داده شده بود همه را فراموش کردند؛ ابواب همه چیز را بر آن ها گشودیم تا آنگاه که به آنچه عطا شدند شادمان و مغرور گشتند به ناگاه آن ها را (به کیفر اعمالشان) گرفتار کردیم و در آن هنگام خوار و ناامید شدند(؛ بحراني، ۱۳۴۴: ج ۱، ص ۳۱ و۳۲).

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند: مراد از  فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ  یعنی:

پس چون ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را ترک کردند و حال آنکه به آن مأمور بودند و مراد از  فَتَحْنَا عَلَیهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیءٍ  یعنی به آنان در دنیا دولت دادیم و آنچه در آن گسترده شده در اختیارشان نهادیم. و مراد از  حَتَّی إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ   یعنی قیام حضرت قائم (علیه السلام) که در آن هنگام آنان را (منکران ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به کیفر اعمالشان گرفتار می کنیم به طوری که خوار و ناامید گردند).

در آیه دویست و بیست و هفت سوره شعراء نیز به این مطلب اشاره گردیده آنجا که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ ؛

و آنانکه ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به کدام کیفرگاه و دوزخی دگرگون خواهند شد(صدوق، ۱۳۹۵: ج ۱، ص ۳۲۵).

در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: خداوند را ستایش می کنم که فضایل خانواده و کسانی را که بعد از من حق خود را ضایع می کنند ، نفی کرده است ، و کافی است که خداوند ولی و یاور من و اهل بیتم باشد و از منکران حق ایشان انتقام کشد و سپس امام این آیه را تلاوت کرد و فرمودند:  وَسَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبُونَ انتقامی که خداوند از منکران و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) می گیرد در زمان ظهور و حضور حضرت مهدی (علیه السلام) است(؛ طوسي، ۱۴۱۱: ص ۱۵۸).

ب) مسخ عده ای از منکران

سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ اَنَّهُ الحَق؛

به زودی آیات و نشانه های خود را در جهان و در روح آنها به آنها نشان می دهیم ، تا برای آنها روشن شود که او حقیقت است.

امام صادق (علیه السلام) درباره این کلام خدای تعالی فرمودند:

نشانه های خداوند در افق ها و جهان هستی کم شدن و کاسته شدن وسایل معیشت بر آنها و در روح آنهاست تا دگرگون شود تا اینکه برای آنها روشن شود که قائم (علیه السلام) حقیقت است.

شاید منظور حضرت این است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) برخی از منکران وی تحریف می شوند تا بفهمند که حضرت مهدی (عج) راست می گوید و او وعده غیرقابل انکار خداوند است (؛ مجلسی ، همان: ج ۵۱) ، ص ۵۲).

۳-۶-۱۰- انتقام از ناصبیان

وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِکَ مَا عَلَیهِم مِّن سَبِیلٍ  ؛

و هر آنکه پس از ظلمی که بر او رفته انتقام جویی کند پس بر چنین کسانی هیچ گونه مؤاخذه و گناهی نیست.

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه قرآن کریم فرمودند:

(کسیکه انتقام جویی می کند و هیچ گونه مؤاخذه و گناهی بر او نیست) حضرت قائم (علیه السلام) است، هرگاه بپاخیزد از بنی امیه و تکذیب کنندگان و ناصبیان انتقام خواهد گرفت(همان).

۳-۶-۱۱- عذاب مشهود

حَتَّی إِذَا رَأَوْا مَا یوعَدُونَ فَسَیعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا؛

تا اینکه عذاب موعود را ببینند؛ آن وقت آنها خواهند فهمید که یاور او ضعیف تر و جمعیتش کمتر است.

از حضرت کاظم (علیه السلام) در مورد این آیه نقل شده است که فرمود: منظور از قیام حضرت قائم (عج) و یارانش است.

و شاید قصد حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) این باشد که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) منکران ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) عذاب با شمشیر را ببینند. به عدالت حضرت قائم (عج) و او خواهد فهمید که چه کسی ضعیف تر است. و ضعیف تر است ، آن که دشمن خداست و ولایت علوی را نفی می کند یا کسانی که خدا به آنها کمک می کند و ذات حق تعالی وصی آنهاست (مجلسی: ج ۲۰ ، ص ۱۰۲).

در آیه صد و دهم سوره هود این معنا کاملتر است. خداوند متعال می فرماید:

وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَی الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ…؛

و به راستی  که ما کتاب (تورات) را بر موسی فرستادیم آنگاه درباره آن اختلاف کردند.

امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه فرمودند:

امت موسی در مورد تورات اختلاف نظر داشتند ، همانطور که این امت در قرآن اختلاف داشتند و البته در کتابی با قائم (علیه السلام) نیز آنها مخالف خواهند بود ، به طوری که بسیاری از آنها منکر می شوند ، به طوری که امام رهبری می کند. منکران گردن آنها را می کشد و گردنشان را می زند.

البته این عذابها و مجازاتها برای کسانی است که قابل اصلاح نیستند و راهی برای هدایت آنها وجود ندارد و بهترین راهی که مورد توجه حضرت قائم (عج) است این است که حضرت امام زمین را از وجود آنها حذف کند. پاک می کند (عیاشی ، همان: ج ۲ ، ص ۵۶).

۳-۷-  ظالمان و قاتلان اهل بیت (علیهم السلام)

۳-۷-۱- انتقام از قاتلان اباعبدالله (علیه السلام)

وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیهِ سُلْطَانًا فَلاَ یسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا؛

هر آنکه مظلوم کشته شود پس البته که ما برای ولی او حکومت و تسلّط قرار دادیم (بر قاتل) پس مباد در کشتن اسراف کند چرا که او مورد حمایت است.

از حضرت صادق (علیه السلام) درباره این آیه سؤال شد، حضرت فرمودند:

قائم آل محمد (علیه السلام) خروج می کند و دشمنان را در انتقام خون حسین (علیه السلام) می کشد ، بنابراین همانطور که مردم زمین را کشت، مسرِف نخواهد بود و آنچه خدا گفته است  فلا یسرف فی القتل ، یعنی کاری نمی کند که بخاطر آن اسراف کرده باشد. سپس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود (طبرسی ، ۱۳۹۵: ج ۳ ، ص ۵۴۳):

به خدا سوگند ، او فرزندان و نوه های قاتلان حسین (علیه السلام) را به خاطر اعمال پدرانشان می کشد.

از امام رضا (علیه السلام) سوال شد: ابن رسول الله ، در مورد حدیثی که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است (شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا ، ج ۲ ، ص ۱۷۵) چه می گویید:

وقتی قائم (علیه السلام) می رود ، فرزندان و نوه های قاتلان حسین (علیه السلام) را به دلیل اعمال پدرانشان می کشد؟ حضرت رضا فرمودند:

همین طور است. گفتم پس قول خدای عزوجل که می فرماید: هیچ نفسی بار دیگری را به دوش نمی کشد(شیخ صدوق،عیون اخبارالرضا،ج۲،ص۱۷۵).

چه مفهومی داره؟ آنها گفتند:

خداوند در هر آنچه می گوید صادق است ، اما فرزندان قاتلان امام حسین (ع) از آنچه پدرانشان انجام داده اند راضی هستند و به آن جنایات افتخار می کنند و هرکه از کاری راضی باشد مانند کسی است که آن را انجام داده است. بنابراین ، قائم (علیه السلام) آنها را تنها به این دلیل که از عمل پدران خود راضی بودند ، کشت است.

۳-۷-۲-  انتقام از ظالمین به خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله)

إِنَّهُمْ یکِیدُونَ کَیدًا وَأَکِیدُ کَیدًا فَمَهِّلِ الْکَافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیدًا؛

البته آنها (دشمنان اسلام) هر کاری که می توانند انجام می دهند. و من هم کید و مکر را انجام خواهم داد. پس به کافران مهلت کمی دهید .

امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه فرمودند:

(دشمنان اسلام) با رسول خدا توطئه کردند و با حضرت علی (علیه السلام) ، با فاطمه (سلام الله علیها) توطئه کردند ، بنابراین خداوند فرمود “(نهج البلاغه ، خطبه ۳):

ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ، آنها (دشمنان و منافقین) تا آنجا که می توانند نقشه می کشند و من علیه آنها نقشه می کشم ، بنابراین تو ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مهلت بده به کافران تا زمان قیام قائم (عج) از ظالمان و ستمگران قریش و بنی امیه و دیگر مردم (ستمگران خاندان عصمت (علیه السلام)) انتقام خواهم گرفت (آلوسی ، بی تا: ج ۹ ، ص ۱۷۴) )

۳-۷-۳-  عذابی فراگیر بر غاصبان خلافت علوی

هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْغَاشِیةِ وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ تَصْلَی نَارًا حَامِیةً ؛

آیا حدیث آن عقوبت فراگیر به تو رسیده. چهره هایی در آن روز ترسناک و ذلیل است. همة کارشان رنج و مشقّت است. و در آتش سوزان وارد می گردند(طبرسي، ۱۳۹۵: ج ۴، ص ۶۶).

امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیات فرمود: منظور از مجازات همه جانبه حضرت قائم (عج) پوشاندن شمشیر بر آنها (دشمنان) است و حضرت فرمود:

(آنها)  عذاب و مجازات می خورند که نمی توانند آن را رد کنند.

راوی می گوید: گفتم عامله یعنی چه؟ گفتند: آنها غیر از آنچه خدا نازل کرد عمل کردند.

دوباره گفتم: ناصبة ؟ فرمودند: غیر از والیان ، امام (علیه السلام) را نصب کردند.

گفتم: تصلی نارا حامیة یعنی چه؟ وی گفت: در این دنیا هنگام ظهور حضرت قائم (عج) در آتش جنگ گرفتار می شوند و در آخرت به آتش جهنم می افتند (کاشانی ، ۱۳۴۶: ج ۶ ، ص ۱۲۵) )

۳-۷-۴-   نابودی ظالمان

وَیرِیدُ اللّهُ أَن یحِقَّ الحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ ؛

و خدا می خواهد که حق را به وسیله کلماتش ثابت گرداند و ریشه کافران را از بیخ و بن برکند.

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: مراد یحق الحق بکلماته احقاق حق آل محمد (ص) است ، و این که به قول خود (منظور قائم (عج)) گفته است که در در زمان ظهور حقیقت پیامبر و خاندانش متوجه شد او می گوید و همه دروغ ها را از بین می برد. (صافی ، ۱۴۱۹: ص ۱۵۹)

۳-۷-۵-  اوج ذلت و خواری

وَتَرَاهُمْ یعْرَضُونَ عَلَیهَا خَاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ ینظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِی ؛

و ظالمان را می بینید که نسبت به عذاب تحقیر و تحقیر شده اند ، آنها از گوشه چشم به آن نگاه می کنند.

امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند می فرماید: آنها با ذلت و خواری از گوشه چشم به آن نگاه می کنند ، یعنی به حضرت قائم (علیه السلام) نگاه می کنند که مانند شکنجه گر عذاب می شود.

این آیه تصویری از ظلم و تحقیر ظالمان و ستمگران در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) است که با چشمانی نیمه باز با ترس به او نگاه می کنند و آنها منتظرند که بدانند برای چه عذاب و مجازاتی آماده می شود. ؟ (مجلسی: ج ۹ ، ص ۱۲۶).

۳-۸-  امویان و پیروان عقاید ایشان

۳-۸-۱- هلاکت با شمشیر عدالت

فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا یرْکُضُونَ لَا تَرْکُضُوا وَارْجِعُوا إِلَی مَا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَمَسَاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْأَلُونَ قَالُوا یا وَیلَنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ فَمَا زَالَت تِّلْکَ دَعْوَاهُمْ حَتَّی جَعَلْنَاهُمْ حَصِیدًا خَامِدِینَ ؛

بنابراین وقتی عذاب ما را احساس کردند ، از آن فرار کردند ، پس فرار نکنید ، و به آنچه قبلاً از آن لذت می بردید برگردید و به خانه های خود برگردید تا از شما سوال شود. آنها می گویند: “وای بر ما که ستمکار بودیم ، و آنها این حرفها را مرتباً می گویند تا اینکه آنها را درو کنیم و ساکتشان کنیم.”

امام باقر علیه السلام درباره این آیات فرمود:

هرگاه قائم (علیه السلام) برخیزد ، او را عصر هنگام نزد بنی امیه می فرستد و آنها به روم فرار می کنند ، بنابراین رومیان به آنها می گویند: ما شما را ترک نمی کنیم مگر اینکه شما مسیحیت کنید ، صلیب در اطراف شما قرار می گیرد. به آنها را به گردن خود آویختند و رومیان آنها را رها کردند (مشرق انوار الیقین ، ص ۲۵۳).

و وقتی اصحاب حضرت قائم (عج) به روم می روند ، توسط حضرت مهدی (عج) اجازه جنگ با رومیان را می دهند. وقتی به رم رسیدند و رومیان قدرت و جلال آنها را دیدند ، رومی بزرگ گفت: بروید و بنی امیه را در دستان خود بگذارید که با تمام توان آمده اند (همان).

و این است معنای کلام خدا که می گوید:

بنابراین وقتی عذاب ما را احساس کردند ، از آن فرار کردند. فرار نکنید و به آنچه که قبلاً از آن لذت می بردید برگردید و به خانه های خود بازگردید تا از شما دور شوند (از گنجی که جمع کرده اید). اینکه ما ظالم بودیم و اینها را دائماً می گویند تا کشته شوند و ما آنها را ساکت می کنیم تا خبری از آنها باقی نماند (بحارالانوار ، ج ۲ ، ص ۹۲).

۳-۸-۲- کسانی که گرفتار عذاب موعود شده اند

أَفَرَأَیتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِینَ  ثُمَّ جَاءهُم مَّا کَانُوا یوعَدُونَ مَا أَغْنَی عَنْهُم مَّا کَانُوا یمَتَّعُونَ  ؛

(ای رسول ما) خواهی دید که چنانچه چندین سال هم آنان را متنعّم سازیم سپس عذاب موعود به آنان می رسد، این تمتع و بهره گیری از دنیا برای آن ها سودی نخواهد داشت.

امام صادق علیه السلام درباره این آیات قرآن فرمود:

معنای خداوند از عذاب موعود در آیه ثام جما ما کانوا بدون خروج مستقیم (ص) است. و مراد از کسانی که از نعمت های دنیوی برخوردار بوده اند و این نعمت ها هیچ فایده ای برای آنها ندارد ، بنی امیه هستند که در این دنیا از دنیا بهره مند شدند (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۱۰۰).

۳-۸-۳- پایان ظلم و ستم امویان

الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدْنَی الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیغْلِبُونَ فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَیوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ  ؛

رومی ها شکست خوردند و این شکست در سرزمین مجاور رخ داد ، اما به زودی پس از این شکست دوباره پیروز خواهند شد. چند سال دیگر ، همه چیز متعلق به خداوند است ، چه بعد و چه قبل از آن (بعد از این شکست و پیروزی) و در آن روز مومنان (برای یک پیروزی دیگر) خوشحال خواهند شد.

امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد این کلام خدا می فرماید: رومیان شکست خوردند: این آیه درباره ما و بنی امیه است.

امام صادق علیه السلام نیز در مورد آیه آن روز فرمود: م مومنان از یاری خدا خوشحال می شوند:

این بدان معناست که مومنان در قبرهای خود از قیامت شادی می کنند.

و شاید امیرالمومنین علی (علیه السلام) از این کلمه چنین یاد می کند که می فرماید:

آیه پیروزی روم درباره ما و بنی امیه است. باشد که ما در زمان بنی امیه از دولت و حقوق مسلم خود محروم باشیم و به ظاهر آنها را شکست دهیم و آنها جنایت علیه ما مرتکب شدند و پس از بنی امیه ، عباسیان ما را از حقوق و خلافت خود محروم کردند. غصب کردند. و در ظاهر ، آنها ما را شکست دادند ، اما همه این شکست ها و محرومیت ها در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) پایان می یابد و حضرتش بر تمام جهان غلبه می کند و یک حکومت جهانی واحد تشکیل می دهد ، و در آن روزی است که ، همانطور که امام صادق (ع) فرمودند ، نه تنها همه مومنان و پیروان ولایت علوی که در قید حیات هستند ، خوشحال هستند ، بلکه مومنانی که از دنیا رفته اند نیز در قبر خود خوشحال هستند (بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۱۰۱).

 

۳-۹- ضرورت شناخت سیمای عصر ظهور

ما می دانیم که مهدی باواری یک منبع بزرگ ایمان و یک منبع غنی از انرژی معنوی و یک ایده امیدوارکننده و آرمان گرایانه برای ملت مسلمان است. از قربانی شدن عاشقانه توده های مسلمان تا منطقه قدس مهدوی ،

سوءاستفاده و نادانی آنها را وسیله ای برای رسیدن به اهداف شوم و طمع خود قرار دهید.

در قرون گذشته – و به ویژه دو قرن گذشته – ما شاهد ظهور تعداد زیادی از محتهد (مدعیان دروغین مهدویت) در آفریقا ، شبه قاره هند ، حجاز ، ایران و … بوده ایم. اسلام در جهان برانگیخته شده است.

۳-۹-۱- شاخصه های اصلی دوران پیش از ظهور

آنچه امروز در جهان در حال رخ دادن است به طرق مختلف با تصویر عصر ظهور در تضاد است. به نوعی ، حرکت حول ارزشهای غیر مذهبی برای اکثر جوامع به یک محور اساسی تبدیل شده است ، زیرا جهان امروز در اختیار کسانی است که تمام تلاش خود را می کنند. مبتنی بر “خود محوری” است. اصل “تضاد بقا” و همزیستی “قدرت و حقیقت” از جمله اصولی است که اساس رفتار سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی این افراد را تشکیل می دهد.

قابل ذکر است که اخبار و روایات نیز ریاکاری ، هرج و مرج ، بی دینی ، رواج بی عدالتی و ناامنی ، فساد و فقر ، تبعیض و نابرابری و … را از ویژگی های اصلی دوره قبل از ظهور نشان می دهند.

همانطور که حضرت رضا با شهادت به دستور امام علی (ع) تصویر دوران قبل از ظهور را چنین شرح می دهد:

“هیچ کس کلام خدا را جز در خفا نمی گوید. دین داری آنقدر کاهش یافته است که دیگر شعار توحید ، لا اله الا الله شنیده نمی شود. کلام خدا – قرآن – را به عنوان وسیله ای برای خواندن رها کنید. ، بازی کردن و بازی کردن “. شیعیان باید یکدیگر را دوست داشته باشند ، قلب مومنان را به دلیل سختی ، فشار ، گرسنگی و کشتار ، تخریب سنت ها و گسترش بدعت ها و ترک وظیفه ای از این قبیل. خوب و حرام می میرند ، یک سوم مردم کشته می شوند و یک سوم آنها می میرند و فقط یک سوم آنها باقی می مانند. گیج کننده خواهد بود – و حتی بیشتر – بسیاری از شهرها در اثر طوفان و سیل ، آتش سوزی ، زلزله و لشکرکشی ها ویران خواهند شد و با ساکنان خود خونین خواهند شد.

بگذارید مردم نماز را بی ارزش جلوه دهند و امانت را رعایت نکنند و کبیر را حلال بدانند و خائنین را امانتدار کنند. اعداد ، منبرهای بلند ، مساجد بسته و طلاکاری شده ، محدودیت های تعطیلی الهی ، نوشیدن زیاد الکل و نقض عهد باید معمول باشد. زنان باید در تجارت دوش بگیرند و در کافه ها بنشینند و مانند مردان باشند. مردان باید زن باشند و زکات را جبران کنند و اعتماد را گرامی بدارند. مرد باید از همسر خود اطاعت کند و در نتیجه پدر را از خانه بیرون کند و مادر را رنج دهد. مردان باید از مردان و زنان از زنان راضی باشند. باید منبرهای بیشتری وجود داشته باشد و دانشمندان باید به دولت نزدیک شوند. حلال و حرام حلال می کنند و بر اساس شهوت فتوا می دهند. (متقی هندی ، مفاتیح العمال ، ج ۱۴ ، ص ۵۷۴-۵۷۳).

اگرچه اخبار و روایات آشفتگی و تسلط بی عدالتی و ناامنی را در دوره قبل از ظهور نشان می دهد ، اما به نظر می رسد که این وضعیت در کل جهان مطلق نیست. بنابراین ، این یک باور انحرافی است که باید تسریع شود تا ظهور امام در افزایش فساد و ناامنی ، که کاملاً مردود و مغایر با اسلام است ، کمک کند. مگر اینکه امام زمان (عج) حضور خود را در عصر غیبت به خورشید پشت ابر تشبیه می کند (بحارالانوار ، ج ۲ ، ص ۵۲ ، ص ۹۲) ،

یا در روایتی دیگر می گوید: “درست است که من منبع امنیت مردم زمین هستم ، همچنان که ستارگان منبع امنیت اهل آسمان ها هستند” (همان ، جلد ۱). ۷۸ ، ص. ۳۸۰)

به هر حال ده ها روایت از پیامبر و امامان نقل شده است که خود و اهل بیت را پناهگاه ساکنان زمین می دانستند (همان ، ج ۲) ۲۳ ، ص. ۳۷)

۳-۹-۲- سیمای عصر ظهور در بیان امام رضا(ع)

تا آنجا که به تاریخ مربوط می شود ، انسان هرگز از اندیشه و رویای رفاه رهایی نداشته و همواره به دنبال آینده ای بهتر و سازمان یافته تر بوده است.

این رویا به طرق مختلف در زندگی بشر متبلور شده و بارزترین نمونه آن در ذهن است.

ما “مدینه فاضله” و “زندگی خوب” را پیدا می کنیم. مدینه فاضله شهری زمینی است که در آن هیچ نشانه ای از بی نظمی و نگرانی جوامع وجود ندارد. در پایان تاریخ ، تحولی رخ خواهد داد. اما همین ایده در مقالات تاریخ تصمیمات گوناگونی یافته است و هر یک از متفکران بزرگ تاریخ تصویر خاصی از آن را در صفحه وجدان بشری ترسیم کرده اند. رابطه یک موضوع در وهله اول بدیهی به نظر می رسد ، و آن عظمت و اهمیتی است که این موضوع در مجموعه افکار و آرزوهای بشر دارد و جایگاه ویژه و ممتازی که در نمودار اندیشه خود به خود اختصاص داده است. به در این مقاله ، بازنویسی در مورد همان داستان متفکرانه وجود دارد که منجر به نوشتن از منظر دین و افکار دینی می شود. آنچه ما در این فضا به دنبال آن هستیم “ترسیم تصویر عصر ظهور در بیان امام رضا (ع)” است. ما می خواهیم موقعیت ، موقعیت ، ویژگی ها و ظاهر رویای «مدینه فاضله زمینی (تصویر عصر ظهور)» را در جدول آموزه های رضوی بدانیم؟

۳-۱۰- چالش های فراروی فرهنگ جامعه ی امروز

عمده ترین چالشهای فراروی فرهنگ جوامع امروز عبارتست از:

۳-۱۰-۱- حقوق بشر

چگونه قانون جهانی می تواند در دنیایی با تنوع فرهنگی وجود داشته باشد؟ چگونه می توان تنوع و هویت فرهنگی را با ادغام بیشتر جامعه بین المللی محترم شمرد؟ آیا فرهنگ جهانی اجتناب ناپذیر است؟ در این صورت ، آیا جهان بر اساس این آمادگی در حال ظهور است ، چگونه فرهنگ جهانی در حال ظهور است و چگونه می توان صبر و عزت را در این زمینه حفظ کرد؟ اینها برخی از مسائل ، دغدغه ها و پرسش هایی است که زیربنای حقوق بشر جهانی و نسبیت گرایی فرهنگی است.

نسبی گرایی فرهنگی تصدیق می کند که ارزش های انسانی در دیدگاه های مختلف فرهنگی تفاوت چشمگیری دارد. برخی افراد این نسبیت گرایی را به منظور ترویج ، حمایت ، تفسیر و اعمال حقوق بشر تفسیر می کنند ، که در سنت های مختلف فرهنگی ، اخلاقی و دینی متفاوت تفسیر می شود. به عبارت دیگر ، بر اساس این دیدگاه ، حقوق بشر از نظر فرهنگی بیشتر نسبی است تا فراگیر. طرفداران آن این نسبی گرایی را تهدیدی جدی برای اثربخشی حقوق بین الملل و نظام می دانند. این یک عمل بین المللی حقوق بشر است که دهه ها مورد استفاده قرار گرفته است. اگر سنت فرهنگی ایجاد شده توسط یک کشور را با استانداردهای بین المللی مطابقت دهیم ، غفلت ، سوء استفاده و نقض حقوق بشر را مشروعیت می بخشیم. دولتها در حامیان مختلف نسبی گرایی فرهنگی تعهدات قانونی خود را برای ترویج و حمایت از حقوق جهانی بشر ، که می تواند قوانین و ویژگیهای فرهنگی آنها را بالاتر از استانداردها و قوانین توجیه کند ، نفی یا نادیده می گیرند. بین المللی.

۳-۱۰-۲- جهانی شدن

دومین چالش پیش روی تنوع فرهنگی جهانی ، جهانی شدن است. جهانی شدن “فرایند افزایش فشرده سازی زمان و مکان است که توسط آن مردم جهان کم و بیش آگاهانه در یک جامعه جهانی واحد قرار می گیرند” (احمد گل محمدی ، جهانی شدن ، فرهنگ ، هویت ، ص ۲۰)

دهه گذشته با بحث های داغ و بحث برانگیز در مورد جهانی شدن همراه بوده است. مقامات دولتی مشکلات اقتصادی کشور را ناشی از فشارهای جهانی شدن می دانند ، زیرا شرکت های مختلف شرکت های کوچکتری را برای بقا اداره می کنند. اقتصاد جهانی حمایت از آثار مخرب جهانی شدن کنترل نشده را ضروری می داند و طرفداران جوامع مختلف بومی نیز از نابودی خرده فرهنگ ها و فرهنگ های کوچک در برابر موج فراگیر فرهنگ جهانی حمایت می کنند (محمدرضا دهشیری ، جهانی شدن و هویت ملی ، ص ۷۲).

جهان در حال کوچک شدن است و جوامع به طور فزاینده ای به یکدیگر وابسته می شوند. بنابراین منطقی است که فکر کنیم ، در این شرایط ، آیا هنوز می توان تنوع فرهنگی تنفس کرد؟ و آینده فرهنگهای مختلف چگونه خواهد بود؟

در واقع ، دو مکتب فکری وجود دارند که بحث های بحث برانگیز درباره تأثیر جهانی شدن بر فرهنگ های مختلف را توضیح می دهند: از یک سو ، دیدگاهی وجود دارد که بر همگونی فرهنگی ، با رشد بازار الکترونیکی بین المللی و گسترش آن تأکید می کند. مشخص شده است. فرهنگ پاپ آمریکای غربی. این بدان معناست که جهانی شدن منجر به وحدت فرهنگ ها می شود. جهان در چارچوب ارزشهای لیبرال غربی همگن شده و تفاوتهای فرهنگی و نژادی بی اعتبار می شود.

این دیدگاه دلالت بر یک خطای جدی و اساسی دارد: اولاً ، فرهنگ یک مقوله یکپارچه و یک مدل بسیار خاص نیست که بتواند در یک مکان به جهان ارائه شود. فرهنگ از عناصر و طیف های مختلفی تشکیل شده است ، اگرچه ممکن است دارای برچسب آمریکایی باشد. فرم های جداگانه دریافت و تفسیر می شوند. سوم ، تولیدکنندگان عمده فرهنگ جهانی به طور فزاینده ای محصولات خود را طوری طراحی می کنند که نیازهای بازارهای جهانی را برآورده سازد.

در مقابل ، دیدگاه دیگری وجود دارد که می گوید جهان از نظر زبان ، فرهنگ ، تاریخ ، دین و هنجار بسیار متنوع است و ارزش احترام به فرهنگ ها و زبان های مختلف را دارد.

با توجه به تعداد افراد فرهنگ وجود دارد. فرهنگ ها به شکل های مختلف متجلی می شوند و هر جامعه ای فرهنگ خاص خود را خواهد داشت. ما شاهد تنوع قابل توجهی در جهان هستیم و واحدهای کوچک و بزرگ اجتماعی دارای حدود و فضاهای فرهنگی کم و بیش مشخص هستند. اگر فرهنگ را مجموعه ای از هنر ، موسیقی ، لباس ، دین ، هنجار ، باور ، زبان ، نهاد ، اسطوره و آداب و رسوم بدانیم ، فرهنگ های متفاوتی در جهان وجود دارد. نمی توان انکار کرد که گروه های مختلف مردم از نظر تفکر ، احساس و عمل متفاوت هستند. البته با وجود تفاوت های عمیقی که بین گروه ها و جوامع مختلف وجود دارد ، انسان ها می توانند ایده ها و ارزش های مشترکی پیدا کنند و این فرهنگ جهان است.

بنابراین ، جهانی شدن به خودی خود مطلوب نیست. این واقعاً محکوم است ، این یک فرهنگ در جهان است ، به ویژه با استفاده از ابزارهای سیاسی ، اقتصادی و جمعی ، که طبیعتاً به مقاومت فرهنگ های مختلف تبدیل می شوند (INCP ، ۲۰۰۸).

۳-۱۱- مولفه های کارآمدی فرهنگ مهدوی برای اداره جهان

با توجه به آنچه تاکنون در مورد وضعیت فرهنگ غربی و مهدوی در عصر ظهور گفته شد ، می توان گفت فرهنگی که وی در عصر ظهور با تمرکز بر توحید الهی و تکیه بر ارزشهای مستند بر جامعه حکومت می کند. در آیات و روایات. بنابراین ، بی گناهان از فرهنگ های دیگر متمایز می شوند و اگر قرار باشد یک فرهنگ در قطب نما و بقیه در قطب نما قرار گیرد ، این یک فرهنگ غنی و پویا مهدوی است ، زیرا کارآیی این فرهنگ و ارزش های بالای آن دارای موارد زیر است: وی در اظهارات رضوی گفت: ویژگی ها ثابت کرد:

۳-۱۱-۱-  توحید

غفلت از تفکر معنوی یا توحید یکی از ویژگی های جدا نشدنی فرهنگ فرمالیست غربی است. نکته این است که در این فرهنگ ، انسان دوباره متولد می شود و عقل جزئی او – نه عقل کلی جهان مقدس – اساس و مدار همه است. همه چیز تنظیم شده است. این در حالی است که شیوه زندگی باید مبتنی بر توحید باشد

خداوند صفات شرک را از زندگی حذف کند. این چیزی است که در تصویر عصر ظهور احساس خوبی دارد. همانطور که حضرت رضا (ع) تصویر این عصر نزول را با این آیه از قرآن کریم به تصویر می کشد: خداوند کسانی را که با او معاشرت می کنند نمی بخشد ، و اگر ما این کار را برای اوشا انجام ندهیم ، او ما را می بخشد ، و من هم سهیم هستم با خدا در غیاب امامان بزرگ »(نساء/ ۴۸).

۳-۱۱-۲-  دانش همراه با بصیرت

مطالعات نشان می دهد علمی که در گذشته در خود فرهنگ غربی دارای ارزش بود ، اکنون ارزش ذاتی خود را از دست داده است و تنها از نظر کاربرد عملی و ارزش عملی معتبر است.

ارزش ذاتی علم به ارزش غیر خود تبدیل شده است ، زیرا در این علم ، بینشی مشاهده نمی شود.

با این وجود ، در فرهنگ عصر ظهور در بیان رضوی ، دانش در کنار بصیرت و خرد است (طلاق / ۱۲). بنابراین این یک فرهنگ کامل است که از دو عنصر ارزشمند علم و خرد تشکیل شده است. در این فرهنگ ، دانش ، بینش و خرد مقدمه آنها رفاه زمین هستند. در فرهنگ عصر ظهور ، تقوا از دانش و بصیرت پیروی می کند. بصیرت و تقوا اساس کار است و در مسیر علم حرکت می کند و مسیر شکوفایی آن را روشن می کند. بصیرت و فراگیر بودن تقوا در جامعه.

اثربخشی این فرهنگ در نهایت در سایه اقدامات صحیح و درست ایجاد می شود. هر عملی دو شکل محتوا و شکل دارد و حضرت مهدی (عج) در کارآیی فرهنگ خود به هر دو توجه دارد.

درست است که در فرهنگ اسلامی از آن به عنوان “اعمال صالح” یاد می شود؛ یعنی عملی که اساساً صحیح و از نظر ساختاری و رسمی صحیح است. به عبارت دیگر ، عملی است که مطابق با اعتقادات حق صادر می شود و با آن سازگار است. (موسوی همدانی ، ترجمه تفسیر المیزان ، ج ۱ ، ص ۱۷ ، ص ۲۷)

در واقع عمل صالح (برخلاف تصحیح که روبنایی است) عملی اساسی و اساسی است که روبنا نیز در آن شکل صحیح و زیبایی دارد.

۳-۱۱-۳- استان مداری

با نگاهی به فرهنگ غربی ، می توان دریافت که ویژگی دیگر فرهنگ آنها تداوم اهداف و سیاست های آنها است ، در برابر حذف دین و تخریب ارزش های اسلامی و دینی در جوامع شیعه اسلامی ، به ویژه ایران ،

غرب به مهمترین و بزرگترین جنبه فرهنگی انقلاب اسلامی ایران یعنی ولایت فقیه حمله کرده است. او آگاه شده است که بزرگترین مانع و مانع بر سر راه او تحقق اهداف استعماری است. این نهاد را بزنید و از بین ببرید. بنابراین تلاشی برای تضعیف اعتقاد مردم به این اصل است و اکنون این دلیل تهاجم فرهنگی و تبلیغات گسترده دشمن است.

در حالی که در فرهنگ عصر ظهور ، معیار ، میزان و معیار رفتارها ، الگوی رفتاری امام و رهبر الهی یکسان است.

این معنا را حضرت رضا (ع) در بیت کریمه “روز دعوت همه مردم به مادران خود” (اسراء/ ۷۱) در این زمینه بیان کرده است.

از نظر علوی ، در فرهنگ عصر ظهور ، استانی معنوی است که حول آن وحدت و اتحاد حول جامعه اسلامی می چرخد: سنگ آسیاب حول آن می چرخد و بدون آن ، چرخش سنگ مختل می شود. در جامعه مهدوی ، مرکز جامعه امام جامعه است. امامت به عنوان هسته مرکزی و نگهدارنده و تنظیم کننده کنترل چرخش جامعه و جلوگیری از حرکتهای انحرافی است (عباسعلی عمید زنجانی ، مبانی اندیشه اسلامی ، ص ۲۸۹).

۳-۱۱-۴-  وظیفه مداری

در فرهنگ غربی ، به جای ایده تعالی و وظیفه انسانی ، لذت (لذت جویی و رفاه) اساس کار است و مفهوم خوب هر چیزی است که خوشایند باشد. ریشه این ایده سخنان توماس هابز است که خواهان و خواستار دولت است ، انسان تابع هیچ وظیفه ای نیست و اراده او مطلق و بدون هیچ معیار و قانونی است.

۳-۱۱-۵- محدود نخواهد شد

اگر به گفته امام رضا (ع) ، انسان در عصر ظهور در فرهنگ مهدوی خلق نشده است ”

اما من یک موجود بیهوده هستم و بدعت گذار نیستم. ناب محمدی را معرفی می کند و به انسان اجازه هیچ کاری را نمی دهد ، اما او را ملزم به انجام کارهایی می کند که دارای هویت واقعی و روشی خاص و سالم برای رسیدن به هدف خلقت خود است.

بنابراین ، بر اساس این دیدگاه ، حکمت خداوند در خلقت انسانها نهایی است و برای تعالی انسان ، که برای رسیدن به کمال استعدادهای انسانی اوست ، انجام وظایف و رعایت برخی محدودیتهای رفتاری ضروری است.

۳-۱۱-۶- حق مداری و حق گرایی

در فرهنگ عصر ظهور ، همه چیز حول واقعیت و حقیقت می چرخد. حضرت مهدی (عج) با بینش اسلامی خود

او واقعیت و واقعیت زندگی انسان را در چیزهایی می شناسد که او را به تعالی و کمال می رساند. در این فرهنگ به محتوای عمل و روش عمل و ابزارهای آن توجه می شود.

این انتخاب را توجیه یا تأیید نمی کند.

از سوی دیگر ، فرهنگ غربی با این دیدگاه کاملاً مخالف است و آنها عموماً آن را نادیده گرفته و حقیقت را فقط به ابزارهای غیراخلاقی و رهایی از محدودیت های اخلاقی و دینی تبدیل کرده اند. تجویز و حذف ارزشهای دینی نمونه بارز این رفتار است

زیباترین کلمه در تأثیر فرهنگ غنی اسلامی مهدوی در عصر ظهور ، نظمی است که امام رضا (ع) از پدران خود نقل کرده است: و سلمه وارد نشد … فهو ابلاج المناجج و اوزاد الولایج ، مشرف المنار ، مشرق الجواد ، مدهی المصبیح ، کریم المدحمار ، رفیع الغایه ، جامع اللباهه ، مثنس السبقه ، شریف الفرسان ؛ خدا را شکر که راه اسلام را باز کرد و نوشیدن آب پاک آن را برای تشنگان آسان کرد ، ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان تقویت کرد و آن را به پناهگاه پناهندگان و مایه آسایش کسانی که وارد شد… اسلام واضح ترین مسیر “جاده های آن روشن است ، علائم آن در بالاترین موقعیت قرار دارد ، چراغهای آن روشن و درخشان است ، پیست مسابقه آن برای مردم تمیز است ، در پایان مسابقه روشن و بی پایان است ، دوندگان آن سبقت می گیرند و سواران چابک” (بحارالانوار ، ج ۴۸ ، ص ۴۳۹)

۳-۱۲- شاخصه های فرهنگی جامعه عصر ظهور

مهم ترین شاخصه های فرهنگی جامعه ی عصر ظهور در بیان امام رضا(ع)عبارتند از:

۳-۱۲-۱- هم تباری،همگرایی و هم خانگی آدمیان

یکی از شاخص های فرهنگی عصر ظهور در بیان امام رضا (ع) نسب ، همگرایی و خانه بشر است؛

زیرا در حقیقت ، از نظر قرآن ، انسانها نیز گوهر هستند و ماهیت واحدی دارند. همه انسانها یک خانواده بزرگ هستند. زیرا همه آنها فرزندان یک پدر و مادر هستند. و تغییرات اقلیمی و اقلیمی هرگز نشانه این نیست که شخص یا گروهی در بالا یا پایین قرار دارند. مردمی که بیشتر مورد احترام خداوند هستند ، متقی ترین آنها هستند:«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر»(حجرات/۱۳).تقوا نیز ذاتا تفاخر و تبعیض را بر نمی تابد،زیرا پرهیزگاری ارزش معنوی و الهی است و فقط از رهگذرمبارزه با کبر و تفاخر و دیگر رذایل فراچنگ  می افتد و تفاخر و تبعیض،رذیلت نفسانی است.پس ارتکاب بدان با ذات تقوا در تعارض است و آن را نابود میکند.

حضرت رضا(ع) آیات ذیل را شاهد بیانات خویش پیرامون سیمای عصر ظهور پیرامون این مساله میداند:

«یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها  زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء؛ای مردم!از پروردگارتان پروا کنید آنکه شما را ازیک نفس آفرید و از همان نیزجفتش را خلق کرد و از آن دو،مردان و زنان بسیار پدید آورد و پراکند»(نساء/۱).

«و هو الذی انشاکم من نفس واحده فمستقر و مستودع»(انعام/۹۸).

«و بدا خلق الانسان من طین.ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین»(سجده/۷-۶).

«هو اعلم بکم اذ انشاکم من الارض و اذ انتم اجنه فی بطون امهاتکم»(نجم/۳۲).

«و الله خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم جعلکم ازواجا»(فاطر/۱۱).

«خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها و انزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلاث»(زمر/۶).

«منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری»(طه/۵۵).

«و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین»(مومنون/۱۲).

«هو الذی خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخا و منکم من یتوفی من قبل و لتبلغوا اجلا مسمی»(غافر/۶۷).

«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا»(انسان/۲).

خلاصه آنچه از اظهارات رضوی در مورد ظهور عصر ظهور در اطراف این ویژگی فرهنگی استنباط می شود این است که انسانها از یک ذات واحد و با ماهیت مقدس برخاسته اند و جهان خانه مشترک آنها است که برای آنها آماده شده است. صلح و توسعه و انسانها باید جهان را با تکیه بر گرایشهای متعالی بسازند و سرانجام به بالاترین ارزشها و به سوی خدا باز خواهند گشت.

۳-۱۲-۲- گسترش آگاهی و دانایی

بنابر فرمایش حضرت رضا (ع) ، امام مهدی (عج) در عصر ظهور به جهان شمولی علم ، دانش ، حکمت ، فناوری و بیداری

طبق روایتی که حضرت رضا (ع) از پدرانش نقل کرده اند: «علم ۲۷ حرف است و آنچه پیامبران تا به حال آورده اند فقط دو حرف است و مردم هنوز تنها با آن دو حرف آشنا نیستند و هنگامی که حاکم ما قیام می کند ، او ۲۵ نامه دیگر منتشر می کند و بین مردم توزیع می کند ، و آن دو نامه را ضمیمه می کند و در مجموع ۲۷ نامه بین مردم منتشر می کند “(بحارالانوار ، ج ۵۲ ، ص ۳۲۶). همه انسانها توجه کرده اند. و در ابتدای دعوت خطوط حرکت انسانها و راههای شکوفایی جوامع بشری را توضیح می دهد: از جهل و جهل (روشن تا روشنایی … »(ابراهیم / ۱)

در پرتو آموزه های حضرت مهدی (عج) در عصر ظهور ، همه انسان ها به کرامت خود واقف می شوند و ماهیت روشن آنها از زیر لایه های محدودیت های فکری قومی ، قبیله ای و ملی ، نژادی و جغرافیایی سرچشمه می گیرد. و احساسات خفته آنها بیدار می شود و همه به فکر درست و سیستم فکری و فرهنگی و همچنین محیط زندگی خود و نحوه استفاده عادلانه از آن روی می آورند و بار مأموریت شخصی را که می شناسند ، پیدا می کنند. از جامعه انسانی ، آنها خلأ و دروغ مرزها ، فاصله ها و امتیازات را می دانند و به انسان و جهان انسان به طور یکسان نگاه می کنند.

۳-۱۳- نشانه‌هاي آخرالزمان

همانطور که گفته شد ، علامه طباطبایی از روایات الهام گرفته فراتر نمی رود. اگرچه درباره این روایات بحث های مستند و معنایی وجود دارد ، اما علامه پس از مقدمه به همان شیوه کلی به آنها اشاره می کند؛ بنابراین ، آیات زیر از سوره آل عمران ، که قبلاً ذکر شد ، وضعیت کنونی امت اسلامی را مطابق روایات الهام گرفته در نظر می گیرد و بر این اساس ، به جامعه کنونی توانایی های لازم را برای تحقق وعده های الهی می دهد:

از آن در منطقی استفاده می شود که در آن جزئیات رذایل که توسط آیه مجموعه اسلامی سیبتلی بها مجازات می شوند (۲۷) ؛

با دقت در آن روایت ، جزئیات ناخالصی هایی که آیه درباره ابتلا جامعه اسلامی ارائه می دهد ، روشن می شود.

او به طور مفصل روایاتی را بیان می کند که شرایط ساعت را بالا می برد و به وقایع مکالمه بین سلمان و پیامبر اکرم اشاره می کند؛ مشمول:

خیانت به اعتماد ، تصدیق دروغگوها ، مقایسه زنان با مردان و بالعکس ، گسترش وسایل بازی ، امر به منکر و نهی از منکر ، تحقیر مومنان ، گسترش ربا و رشوه ، کاهش باران و بی نظمی.

در پایان این بخش ، علامه علیرغم پذیرش تحریفات و اظهارات نادرست در آن روایات ، به منظور تقویت بحث و رد این واقعیت که استناد به روایات ملاهیم امکان پذیر نیست ، تعدد آن روایات و دنباله حوادث خارجی آن حوادث است. و قدمت آنها و تعداد نقل قولها که کتابها نشان می دهند:

بسیاری از آنها شامل اخبار روزهای پایانی روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ۶ و ائمه اطهار از خاندان او می شود: اخبار برگرفته از کتابهای نویسنده اول بوده است. قبل از تولد او در سن این تاریخ یا نزدیک به آن ، و نسبت دادن آن به نویسندگان و روایت آن صحیح است. (۲۸)

وی عدم وقوع آن حوادث در زمان نگارش آن کتابها و غیر منتظره بودن آنها برای مردم آن زمان را یکی از دلایل صحت و جعل کامل آنها معرفی می کند:

در مورد آنها ، تفکر در مورد وقایع اتفاق نیفتاده و در حال حاضر رخ نداده است ، و شما نمی توانید نگرش های روح را در آن زمان پیش بینی کنید ، بنابراین ممکن نیست که ما آن را به درستی و از منبع وحی تصدیق کنیم.

علاوه بر این ، این اخبار نشان دهنده رویدادهایی است که قبلاً ذکر نشده و در زمان انتشار خبر رخ نداده است و افرادی که در آن زمان زندگی می کردند انتظار آن وقایع را نداشتند. بنابراین ، ما چاره ای نداریم جز اینکه صحت آنها را تأیید کرده و آنها را از منبع وحی صادر کنیم.

۳-۱۴- مهدويت و ماهيت جامعه آرماني ديني

صاحب الميزان، بر اساس آيات قرآني، جامعه آرماني را داراي مؤلفه‌هاي زير مي‌داند:

۳-۱۴-۱-  تسلط صالحان بر زمين که وارث آنند

علامۀ بزرگوار ، به دنبال آیه ۵۵ سوره مبارک نور (۲۹) با بیان دو احتمال در مورد جانشینی ، یکی از این دو را می پذیرد و نتیجه می گیرد که هدف این آیه تسلط انسانهای شایسته بر روی زمین است ، سپس آیات را به عنوان شواهد ارائه می دهد. مانند: آيۀ:

إن الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين؛(۳۰) «همانا زمين، از آن خداوند است و آن را ميراث هر كس از بندگانش كه بخواهد، قرار مي‌دهد و پايان كار، از آن پرهيزكاران است.»

و نيز اين دو آيه:

أن الارض يرثها عبادي الصالحون(۳۱)؛ «زمين را بندگان شايسته من به ارث مي‌برند».

فاوحي اليهم ربهم لنهلكن الظالمين و لنسكننكم الارض من بعدهم(۳۲)؛ «پس پروردگارشان به ايشان وحي فرستاد كه به طور قطع، ستمكاران را هلاك خواهيم كرد و بعد از ايشان، شما را در زمين سكونت خواهيم داد».

مفسر گرامی با بیان تاریخ اقوام گذشته به این نتیجه کلی می رسد که افراد با ایمان و عمل صالح جایگزین قبایل ستمگر سابق خواهند شد. بر این اساس ، یک جامعه ایده آل جامعه ای است که در آن مومنان واقعی که دارای اعمال صالح هستند ، دارای سلطه ، اقتدار و برتری در زمین هستند و گروه ستمگر و گناهکار هیچ گونه جلوه ای در آن ندارند.

ب) فراگیر شدن باورهای دینی مورد پسند خداوند

علامه بر اساس آیه شريفه و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم‌ (۳۳) ، می گوید: «اطاعت کنایه از اثبات است و اطاعت از دین به این معناست که در جامعه انجام می شود و تعالیم آن. همه معتقدند ، و تفاوتها و تضادها “. پیداش نکن. وی معنای این دین را اسلام می داند. علاوه بر این ، او بیان می کند که در آیه ، برای نشان دادن هماهنگی آن با طبیعت انسان ، دین را به مردم نسبت داده است؛ بنابراین ، در یک جامعه ایده آل ، دین طبیعی همه انسان ها را مجذوب خود می کند و به خودی خود گسترش می یابد.

۳-۱۴-۲-  امنيت وليبدلنهم بعد خوفهم امنا

جامعه ایده آل ، جامعه ای امن است که در آن مردم امنیت خود را مدیون خدا هستند. این امنیت در ابعاد مختلف آن مطلوب است. از سخنان علامه در این قسمت و دیگر مسائل اجتماعی چنین برمی آید که وی امنیت را کلی می داند و شامل امنیت اقتصادی ، فکری و دینی است. بنابراین ، همانطور که در آیه زیر بیان شده است ، امنیت کامل زمانی است که جامعه در آرامش کامل ، با اعتقادات خود زندگی کند و شرک وجود نداشته باشد (لايشرکون بي شيئا).. در واقع ، هرگونه مصلحت اندیشی در اعمال مذهبی و ترس و مبدل و محرمانه بودن ، مغایر با امنیت است؛ بنابراین ، در یک جامعه ایده آل ، همه این موارد حذف شده و عبادت فردی و اجتماعی در آزادی و امنیت کامل خواهد بود.

۳-۱۴-۳- خداپرستي خالص

همانطور که گفتیم ، امنیت جامعه ، بر اساس امکانی که علامه در تفسیر آیه داده است ، ناشی از لغو شرک و خداپرستی محض است؛ اما این پاکی جامعه از شرک را می توان جزء جدایی جامعه ایده آل دانست. مرحوم علامه با رد نظراتی که تفسیر آیه را منحصر به ابتدای اسلام می دانند یا افراد و گروههای خاصی می دانند ، می فرماید: (ع) و اگر آدرس آیه را خطاب به صالحان بدانیم جامعه ، با توجه به اخبار پی در پی که در مورد حضرت مهدی (عج) وجود دارد ، فقط همین مثال را دارد و اگر معنای آیه را در نظر بگیریم و تعصبات را کنار بگذاریم ، آیه ، فقط در مورد جامعه ای که نتیجه گرفته می شود کاربرد دارد. با ظهور مهدی (عج)

حقیقت این است که آیه ای که حق مفاهیم آنها را می دهد در بالاترین مجمع که با ظهور مهدی قرارداد بسته اند صدق نمی کند.

پس از آن ، در بحث روایت ، روایاتی را می آورد که آیه را از نظر جری و تطبیق با زمان نزول تطبیق داده است.

به طور کلی می توان گفت که مرحوم علامه جامعه ایده آل را جامعه ای عاری از شرک و با خداباوری محض می داند که در آن مومنان واقعی بر زمین تسلط دارند. از نظر ذهنی و فرضی ، هر جامعه ای که دارای این ویژگی ها باشد می تواند جامعه ای ایده آل تلقی شود. اما در حقیقت ، حقیقت بیرونی تنها در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) محقق خواهد شد. (۳۴)

۳-۱۴-۴-  مهدويت، نظام انساني و پايان تاريخ با حاكميت اسلام

علامه بزرگوار در قسمتهای مختلف تفسیر خود به ویژگیهای انسانها و جوامع بشری می پردازد؛ وی در مورد گرایش انسانها به کار خیر و از بین بردن فساد و ظلم ، اشاره می کند که این امر مطابق با ماهیت آنهاست؛ اما گاهی به دلیل عوامل محیطی و تسلط افراد منحرف و مستکبر ، آزادی فکری و طبیعی انسان برداشته شده و گرد و خاک بر آن نشسته است.

اما طبق وعده های الهی در کتب آسمانی ، سرانجام جهان پرهیزکاران و صالحین فرا می رسد و محافل تاریخی به گونه ای متحد می شوند که دین توحیدی که مطابق با طبیعت است و شایسته سالاری می خواهد ، قانون. این اسلامی است که پس از ایجاد انگیزه و آمادگی عمومی و جهانی و رسیدن به بلوغ مردم جهان و جوامع بشری بر کل جهان غلبه می کند. بنابراین ، انحرافات تاریخی ناشی از اشتباه در به کار بردن خواسته های طبیعی است ، نه بی اعتبار بودن طبیعت و هدفی که نظام آفرینش و خلقت الهی در جهان دنبال می کند. دین اسلام ، برای نیل به این هدف و غایت ، به آزادی اندیشه و واقع گرایی انسان ها کمک می کند و بر آن تأکید می کند. البته این آزادی فکر باید پس از ارائه کتاب خدا با تفکر همراه باشد.

و منه يظهر ان هذا الدين كما يعتمد بأساسه علي التحفظ علي معارفه الخاصه الالهيه كذالك يمسح للناس بالحرية التامه في الفكر…»

دين (اسلام)، همان گونه که برحفظ معارف خاص الهي خود، تأکيد دارد به آزادي کامل فکري مردم ارج مي‌نهد.

… و قال تعالي «و العاقبة للتقوي» فهذه و امثالها آيات تخبرنا ان الاسلام سيظهر ظهوره التام فيحكم علي الدنيا قاطبة … و ذلك انك عرفت ان الإسلام بالمعني الذي نبحث فيه غاية النوع الإنساني و كماله هو بعزيزته متوجه اليه يدل علي انها متوجهة الي غايات مناسبة لوجوداتها يسوقها اليها نظام الخلقه و الانسان غير مستثني من هذه الكليه… و انما تحتاج السنن الاجتماعيه في ظهورها و رسوخها في المجتمع الي عزائم قاطعة و همم عالية من نفوس قوية. لاتذعن بان الدهر قد يسمح بالمراد و المسعي قد يخيب:(۳۵)

خلاصه کلام علامه همان است که گفته شد اسلام هم به علایق و رفتارهای دنیوی و هم اخروی انسان ها توجه دارد و مطابق با طبیعت کمال گرایانه انسان ها است. طبق آیات ، عاقبت برای پرهیزگاران و مومنان است؛ اما دستیابی به این هدف مستلزم عزم و اراده نژاد بشری است که مستحقین آن را تأمین می کنند.

وی در مجموعه علامه ، کل نظام هستی را دارای راهی به سوی خیر و شایستگی می داند که در آن انسان و جامعه بشری در یک سیستم و تحت یک قانون قرار دارند. مجموعه متون غنی دینی آمادگی جوامع و انسانهای متفکر و شایسته و در راس آنها اراده الهی ، محافل تاریخی نسبت به آن را ارتقاء می بخشد.

۳-۱۴-۵- مهدويت و سرنوشت اهل كتاب

یکی از مسائلی که درباره اهل کتاب مطرح می شود این است که آیا برخی از مردم تا روز قیامت “کتاب” باقی می مانند و بر دین منسوخ خود باقی می مانند ، یا بعد از ظهور ، همه مسلمان می شوند و وجود خواهد داشت. غیر مسلمان نیست؟ این موضوع در حوزه های مختلف قابل بررسی است. مرحوم علامه یک جنبه از بحث را بسط می دهد.

سرنوشت اعتقادی-وفادار اهل کتاب

وي دربارۀ ايمان آوردن تمام اهل كتاب، قبل از مرگ عيسي كه در آيه ۱۵۹ سوره نساء مطرح شده است، به بحث مفصلي مي‌پردازد:

وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا؛ «و هيچ‌كس از اهل كتاب نيست، مگر آن كه قبل از مرگ او، )عيسي عليه السلام يا يکايک اهل کتاب( به او ايمان مي‌آورند و روز قيامت بر آن‌ها گواه مي‌باشد».

علامه بیان می کند که طبق این آیه ، عیسی باید زنده باشد تا همه اهل کتاب به او ایمان بیاورند و اعتقاد مسیحیان به مصلوب شدن و مرگ مسیح نادرست است.

از سويي، در آيه ديگر فرموده است:

يا عيسي اني متوفيك و رافعك إلّي و مطهرك من الذين كفروا…‌؛ «اي عيسي! ما تو را به صورت كامل مي‌گيريم و به سوي خود بالا مي‌بريم و تو را از كافران پاك مي‌كنيم… ».

وی ، پس از نقل قول در مورد نوع خلوص (ظاهری یا باطنی) و معنای ارتقاء (برانگیختن) ، با استناد به سایر آیات قرآن ، اشاره کرد که ظاهر ظاهری قرآن ، آینده را آگاه می کند ، و این روحیه بخشیدن و پاکسازی ، پس از این زمان (= زمان کلام خدا) واقعاً رخ داد:

فان ظاهر قوله اني متوفّيك و رافعك الي و مطهرك من الذين كفروا و جاعل الذين اتبعوك اخبار عن المستقبل و انه سيتحقق فيما يستقبل حال التكلم توف و رفع و تطهير و جعل علي ان قوله و جاعل الذين اتبعوك وعد حسن و بشري و ما هذا شأنه لايكون الا في ما سيأتي.

بنابراین ، مرحوم علامه این وعده خدا را مژده و وعده الهی دانست که در آینده محقق خواهد شد؛ یعنی نجات و پاکسازی عیسی مسیح از مشرکان و کفار در آخرالزمان اتفاق خواهد افتاد. پس از آن ، اظهاراتی در مورد برتری پیروان عیسی بر کافران (در آیه ذکر شده) می کند و دلیل برتری آنها را دلیل و برهان پیامبر خود می داند ، در این صورت ، یهود و کافران برتری خواهند یافت. حضرت عیسی (علیه السلام) آنها خواهند بود…:

فالمراد جعل النصاري و هم الذين اتبع اسلافهم عيسي عليه السلام فوق اليهود و هم الذين كفّروا عيسي عليه السلام و مكروا به الغرض في المقام بيان نزول السخط الإلهي علي اليهود و حلول المكربهم و تشديد العذاب علي امتهم.

پس مراد، آن است که نصاري و پيروان عيسي، بر يهود برتري مي‌يابند و يهود، کساني هستند که به عيسي ايمان نياوردند و با مکر با او برخورد کردند؛ پس در اين مقام، نزول خشم الهي بر يهود و مکر الهي و شدت عذاب دربارۀ آن‌ها مورد نظر است.

در بخش دیگر ، او به این واقعیت می پردازد که طبق آیات قرآن ، اطاعت ظاهری و اسمی صرف کافی نیست و ایمان و عمل صالح عامل نجات است:

ان الذين آمنوا و الذين هادوا و النصاري والصابئين من آمن بالله و اليوم الآخرو عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم ولاخوف عليهم و لا هم يحزنون(۳۶).

طبق این آیه ، در میان نصراني‌ها و صابئین ، کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و کارهای صالح انجام می دهند ، پاداش ، امنیت و آرامش الهی دریافت خواهند کرد.

فهذا اجر الذين آمنو و عملوالصالحات من الذين اتبعوا عيسي عليه السلام ان الله يوفيهم اجورهم و ما غيرهم فليس لهم من ذالك شئ.(۳۷)

در این قسمت ، مفسر بزرگ ثابت می کند که طبق وعده الهی ، اهل کتاب قبل از مرگ حضرت عیسی (ع) را باور خواهند کرد و بر اساس ایمان و اعمال صالح و اثبات قاطع بر کفار و یهودیان پیروز می شود. که عیسی (ع) را انکار می کنند. پیدا خواهند کرد.

حال ، اگر این عبارت علامه به سخنرانی دوم وی افزوده شود ، نتیجه این خواهد بود که تحقق این وعده از طریق مسلمان شدن اهل کتاب و پذیرش اسلام به عنوان نسخ کننده ادیان قبلی خواهد بود. با جمع آوری آیات به این نتیجه می رسیم که در زمان ظهور مهدی (عج) هیچ کس کتاب نخواهد ماند؛ اگرچه ایمان برخی از آنها فوری ، اجباری و نجس است. اکنون قسمت دوم سخنان علامه را دنبال می کنیم. او دو احتمال را برای کتاب مقدس برای اعتقاد به عیسی ذکر می کند:

و المعني: وكل واحد من اهل الكتاب يؤمن قبل موته بعيسي‌اي يظهر له قبيل الموت عند احتضار أن عيسي كان رسول الله وعبده حقا و ان كان هذا الايمان منه ايمانا لاينتفع به و يكون عيسي شهيدا عليهم…

الي ما ورد في بعض الاخبار ان عيسي حيّ لم يمت و انه ينزل في آخر الزمان فيؤمن به اهل الكتاب من اليهود و النصاري؛(۳۸)

نکته این است که هر یک از اهل کتاب قبل از مرگ عیسی به او ایمان دارند. یعنی در آستانه مرگ و هنگام عزاداری ، به آنها معلوم می شود که عیسی رسول خدا و بنده اوست؛ با این حال ، این ایمان برای آنها فایده ای ندارد و عیسی شاهد علیه آنها است … در برخی اخبار گفته می شود که عیسی زنده است و مرده نیست و در آخرالزمان و اهل کتاب ، از یهودیان و نصارا ، او را باور کنید.

بر اساس این احتمال ، فقط گروهی از اهل کتاب ، که در زمان وحی عیسی وجود داشتند ، به او ایمان آوردند و این انتساب بدون ویژگی است؛ زیرا این آیه مطلق است و اعتقاد اهل کتاب را بدون ذکر به عیسی می رساند؛ اما مرحوم علامه احتمال دیگری را مطرح می کند:

إن الضمير يرجع الي عيسي عليه السلام و المراد به ايمانهم به عند نزوله في آخرالزمان من السماء استناداً الي الروايه … والذي ينبغي التدبرو الإمعان فيه هو ان وقوع قوله (يوم القيامة يكون عليهم شهيداً) في سياق قوله (و إن من اهل الكتاب ليؤمنن به قبل موته و يوم القيامه يكون عليهم شهيداً) ظاهر في ان عيسي شهيد عليهم جميعهم يوم القيامة كما ان جميعهم يؤمنون به قبل الموت.(۳۹)

با توجه به این احتمال ، ضمیر در ” موته ” به “عیسی” اشاره دارد و این بدان معناست که قبل از مرگ عیسی ، همه اهل کتاب به او ایمان دارند و زمینه آیات مشابه است که همه افراد کتاب ، قبل از مرگ عیسی آنها به او ایمان آوردند ، و در روز قیامت ، پیامبر شاهد علیه آنها خواهد بود. نتیجه نهایی این است که افرادی که مکاشفه عیسی را درک نکرده اند در هنگام مرگ به او ایمان خواهند آورد و کسانی که می فهمند به طور داوطلبانه یا اجباری به او ایمان خواهند آورد.

تنها يک اشکال مي‌ماند و آن، اين که بعضي از آيات بر خلاف اين نظريه اشاره دارد؛ از جمله:

اذ قال الله يا عيسي اني متو فيك و رافعك الّي و مطهرك من الذين كفروا و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفرو الي يوم القيامة(۴۰)؛ «هنگامي كه خدا فرمود: «‌اي عيسي! من تو را مي‌گيرم و به سوي خود بالا مي‌برم و تو را از كافران تطهير مي‌كنم و كساني كه تو را تبعيت كنند، تا روز قيامت بر كافران برتري مي‌دهم.

این آیات و آیات مشابه نشان می دهد که جامعه یهود یا همه اهل کتاب تا روز قیامت باقی خواهند ماند. حتی آیه زیر نشان می دهد که آنها پس از مرگ عیسی وجود دارند:

و كنت عليهم شهيدا ما دمت فيهم فلما توفيتني كنت انت الرقيب عليهم(۴۱)؛ «و من، بر آن‌ها گواه هستم، تا موقعي که بين آن‌ها هستم؛ پس موقعي که مرا بميراني، تو (اي خدا) بر آن‌ها مراقبت مي‌کني.

اما سرانجام ، مرحوم علامه وجود اهل کتاب را تا روز قیامت نمی پذیرد ، در حالی که عنوان “اهل کتاب” را حفظ کرده است و برتری آنها را بر کفار را دلیل وجود اهل نظر نمی داند. کافران تا روز قیامت همچنین ، این واقعیت که پس از مرگ ، خداوند مراقب کار آنها است ، خداوند مراقبت همه مردم را در نظر می گیرد ، نه عنوان “اهل کتاب” که با حفظ عنوان دین منسوخ خود باقی می مانند. البته ، ایمان ممکن است فوری باشد. اما در هر صورت ، پس از عیسی (ع) ، هیچ اهل کتابی وجود نخواهد داشت:

لكن الإنصاف ان الآيات لا تنافي ما مرّ فإن قوله و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الي يوم القيامة لايدل علي بقائهم الي يوم القيامة علي نعت انهم اهل الكتاب… علي ان قوله و ان من اهل اكتاب الا ليؤمنن به قبل موته لودل علي ايمانهم به قبل موته فإنما يدل علي اصل الايمان و أما كونه ايمانا مقبولا غير اضطراري فلا دلالة له علي ذالك و كذا قوله فلما توفيتني كنت انت الرقيب عليهم مرجع الضمير فيه انما هو الناس دون اهل الكتاب او النصاري؛

انصافاً آیات با گفته های قبلی منافات ندارد و آیه ای که می فرماید: “من پیروان حضرت عیسی (علیه السلام) را بر کافران ترجیح می دهم” نشان دهنده بقاء اهل کتاب به عنوان اهل کتاب نیست ، علاوه بر آیه ای که می فرماید: هیچ کتابی نیست مگر کسی که قبل از مرگ به او ایمان آورد. اما این بدان معنا نیست که ایمان آنها پذیرفته شده و اجباری نیست. این آیه ای است که می گوید: «وقتي مرا بميراني، تو گواه بر آن‌ها هستي»که مرجع مطلق (= آنها) مردم است ، نه اهل کتاب و مسیحیان.

۳-۱۴-۶- سرنوشت سياسي ـ اجتماعي اهل کتاب

یکی از آیات دیگری که مرحوم علامه در آن به سرنوشت اهل کتاب و کفار در زمان ظهور می پردازد ، آیه ۳۳ سوره توبه است:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ «او كسي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غلبه دهد».

مفسر، اين جا به روايتي از مرحوم صدوق به نقل از تفسير برهان اشاره مي‌كند كه امام صادق عليه السلام فرمود:

«والله ما ينزل تأويلها بعد ولا ينزل تأويلها حتي يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق كافر بالله و لا مشرك بالإمام الاكره خروجه»؛ «به خدا سوگند! تأويل اين آيه، هنوز نيامده است و تأويل آن، نازل نمي‌شود، تا زماني كه قائم قيام كند. پس هنگامي كه قائم خروج كند، هيچ كافر و مشركي باقي نمي‌ماند، مگر آن كه از خارج شدن او كراهت دارد».

علامه، پس از آن، به روايات عامه دربارۀ برداشته شدن جزيه در آن زمان اشاره مي‌كند. همچنين رواياتي را كه بر پرداخت جزيه تأكيد دارند، مي‌آورد. بر اساس اين روايات، حضرت مهدي(عج) بر اهل كتاب جزيه قرار مي‌دهد. وي، آيات ۱۴ و ۶۴ سوره مائده را مؤيد اين نظر مي‌داند؛ زيرا در اين آيات، به دشمني داخلي بين اهل كتاب تا روز قيامت اشاره مي‌كند.(۴۲)

ولي ذيل آيه و قاتلوهم حتي لاتكون فتنة و يكون الدين كله لله(۴۳) به روايت امام صادق عليه السلامكه عياشي و كليني مي‌آورند، اشاره مي‌كند كه بر اساس آن روايات هيچ مشركي بر زمين باقي نخواهد ماند:

قال: روي زراره عن ابي عبدالله عليه السلام انه: «لم يجئ تأويل هذه الآيه ولو قام قائمنا بعد سيري من يدركه ما يكون من تأويل هذه الآيه و ليبلغن دين محمد ۶ ما بلغ اليل حتي لا يكون مشرك علي الارض»؛(۴۴)

«هنوز، تأويل اين آيه نيامده است و اگر قائم ما قيام کند، هر کس او را درک کند، خواهد ديد که تأويل آيه، در آن زمان است و دين محمد، به هر جا که شب مي‌رسد (=تمام عالم) گسترش مي‌يابد، تا آن که هيچ مشرکي بر روي زمين نمي‌ماند».

پس از آن ، وی به حدیث ابراهیم لیثی در مورد آیه ۲۹ سوره اعراف ، لیمز الله الخبیث من الطبیب (۴۵) اشاره می کند که این نیز نشان از دغدغه علامه نسبت به چنین روایاتی دارد. در مجموعه روایات ، همانطور که قبلاً نیز ذکر شد – می توان گفت: احتمالاً علامه با وجود پذیرش سلطه جهانی اسلام و حذف هرگونه وقوع و فعالیت عمومی مشرکان و اهل کتاب با حفظ عنوان کتاب ، امکان وجود و وجود افراد شکست خورده و غیرفعال و ناکارآمد کتاب تا روز قیامت انکار نمی کند که چنین حضوری ، به دلیل ضعف و کمیابی شدید ، تفاوت چندانی با نبود آنها ندارد.

رهبري مهدي(عج) و تبعيت عيسي عليه السلام (با عنوان منجي و موعود اهل کتاب(

بحث درباره سرنوشت اهل کتاب بر اساس این آیات این است که آیا وحی حضرت عیسی (علیه السلام) ربطی به مهدویت و ظهور مهدی (عج) دارد؟ مرحوم علامه در بخشهای روایی به این موضوع پرداخته و با آوردن روایاتی که قتل دجال توسط عیسی (ع) را توضیح می دهد ، به بسیاری از روایات شیعه و سنی در مورد ارتباط آن حوادث با ظهور حضرت مهدی (عج) می پردازد. ص) ما نقل قول او را به همراه نتیجه گیری آن ذکر می کنیم:

اخرج ابن مردويه عن ابي مردويه عن ابي هريره: قال: قال رسول الله: «… يوشك أن ينزل فيكم ابن مريم حكماً عدلاً يقتل الدجال…» أقول و الروايات في نزول عيسي(عج) عند ظهور المهدي(عج) مستفيضۀ من طرق اهل السنة و كذا من طرق الشيعۀ عن النبي و الائمه من اهل بيته:(۴۶).

ابن مردویه حدیثی را به نقل از ابی مردویه از ابوهریره نقل کرده است که رسول خدا فرمود: “به زودی پسر مریم به عنوان یک فرمانروای عادل بر شما فرود می آید و دجال را می کشد.” … روایات در بحث وحی عیسی در زمان ظهور مهدی مفید است و هم به شیعه و هم به اهل سنت رسیده است.

۳-۱۴-۷- رجعت

بحث رجعت یکی از ادعاهای شیعه است و اهمیت اعتقاد به آن به حدی است که مشروعیت آن در روایات و ادعیه بسیاری تصریح شده است. حتي در برخي روايات ، نام افراد بازگشتي و فعاليت هاي آنها پس از بازگشت آمده است.

علامه با روش تفسیری ویژه خود ، در حین بحث آیاتی که در مورد معاد و بازگشت یا ظهور گفته شده است ، در ارائه تفسیر روند خاصی را طی می کند. او ابتدا نظرات ارائه شده توسط راویان را نقل می کند و به روایاتی اشاره می کند که آن آیات را با یکی از آن موارد تطبیق داده است. سپس یک نتیجه گیری کلی ارائه می دهد ، و آن این است که روزهای خاصی وجود دارد که در آن تمام هوای روح و وسوسه های شیطان کنار گذاشته می شود و خداوند در آن روزها ظاهر خاصی دارد ، و سیر نظام دنیوی نسبت به آن روزها است.

و الروايات المثبة للرجعة و إن كانت مختلفة الآحاد إلا أنّها علي كثرتها متحدة في معني واحد و هو أن سير النظام الدنيوي متوجه إلي يوم تظهر فيه آيات الله كل الظهور؛ فلا يعصي فيه سبحانه و تعالي؛ بل يعبد عبادة خالصة، لايشوبها هوي نفس و لايعتريه إغواء الشيطان و يعود فيه بعض الأموات من أولياء الله تعالي و أعدائه إلي الدنيا يفصل الحقّ من الباطل؛(۴۷)

روایاتی که بازگشت را ثابت می کند با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما با توجه به فراوانی آنها ، همه آنها به یک معنا متحد هستند ، و آن این است که مسیر سیستم جهان به سوی روزی است که مکاشفات خدا ، به طور کامل ، در آن روز ظاهر می شود. در آن روز ، گناه خدا مرتکب نمی شود ، بلکه به طور خالص او را می پرستند و هوای روح با آن عبادت آمیخته نمی شود و فریب های شیطان در آن وارد نمی شود. در آن روز ، برخی از مردگان اولیاء خدا و دشمنانش به دنیا باز می گردند و حق از باطل جدا می شود.

این معنا – یعنی وحدت از نظر حقیقت و تفاوت از نظر رتبه – باعث شده است که امامان در تفسیر آیات ، گاه به معاد ، گاه به رجعت و گاه به ظهور برسند.

از این کلام علامه چنین برمی آید که وی بازگشت و ظهور را وقایعی نمی داند که جزئی از تاریخ تلقی می شوند و هیچ نسبتی با قبل و بعد ندارند ، بلکه طبق سنت الهی است که بر حقیقت غلبه می کند و حقیقت را آشکار می سازد. چندین مرحله در دنیا و آخرت این اهداف را عملی می کند. به گونه ای که ابتدا در زمان نزول ، حق حاکم می شود و دین حق غالب می شود و آیات و قدرت های خداوند ظاهر می شود؛ اما پس از بازگشت و سیستم عادی دنیایی که مردم به آن عادت کرده اند ، خداوند قدرت خود را آشکار می کند و نشان می دهد که حتی می تواند رهبران دینی را که در اهداف دنیوی و استعدادهای خود شکست خورده اند ، بازگرداند. شکوفا شدن و آشکار شدن. همچنين رهبران كفر كه مجازات دنيوي خود را نديدند، برگرداند و مكافات نمايد.

در بازگشت نیز ، صفات الهی به طور کامل تجلی نمی یابد و قدرت و تجلی الهی به طور کامل آشکار نمی شود؛ زیرا ، از یک سو ، همه انسانها به پاداش و عقاب نمی رسند ، و کسانی که این کار را انجام می دهند ، زندگی محدود و ابدی دارند. اما خداوند در روز قیامت می فرماید:

لمن الملك اليوم لله الواحد القّهار؛ «امروز، حاكميت از چه كسي است؟ از خداوند يكتاي غالب».

بنابراین ، مرحوم علامه مهدویت و بازگشت را زنجیره ای از زنجیر می داند که پایان آن بندگی خالص خدا و تجلی کامل قدرت ، عظمت و حاکمیت خداوند است. و تعدد ایام خدا به سفر او آسیبی نمی رساند. او این روزها را دارای سطوح و درجات مختلفی می داند؛ این بدان معناست که ظاهر خدا در قیامت با ظاهر او در بازگشت یکسان نیست. حتی در روز قیامت ، بازگشت و قیامت یکسان نخواهد بود:

يوم الرجعة من مراتب يوم القيامة و إن كان دونه في الظهور لإمكان الشرّ و الفساد فيه في الجمله، دون يوم القيامة، و لذالك ربّما الحق به يوم ظهور المهدي(عج) أيضاً لظهور الحق فيه ايضاً تمام الظهور وإن كان هو ايضاً دون الرجعة و قدورد عن ائمة اهل البيت: «ايام الله ثلاثه: يوم الظهور و يوم الكّرة و يوم القيامة» و في بعضها «ايام الله ثلاثه: يوم الموت و يوم الكرّة‌ و يوم القيامة» و هذا المعني أعني الاتحاد بحسب الحقيقة و الاختلاف بحسب المراتب هو الموجب لماورد من تفسيرهم: بعض الآيات بالقيامة تارة و بالرجعة أخري و بالظهور ثالثة.(۴۸)

روز رجعت، از مراتب روز قيامت است؛ گرچه در شدت ظهور (الهي) رتبه‌اش (از قيامت) پايين تر است؛ زيرا در آن (=روز رجعت) اجمالاً امكان شر و فساد هست؛ ولي در روز قيامت، آن امكان هم وجود ندارد؛ از اين رو، گاهي روز ظهور مهدي(عج) را با عنوان زمان ظهور كامل حق، به آن (=قيامت) ملحق كرده‌اند؛ گرچه آن روز (ظهور) هم رتبه پايين تري از رجعت (در ظهور حق) دارد. از اهل بيت: وارد شده است: ايام الله، سه روز هستند؛ روز ظهور، روز رجعت و روز قيامت و در بعضي از روايات آمده است: ايام الله سه روز هستند: روز مرگ، روز رجعت و روز قيامت.

۳-۱۴-۸- مهدويت و قيامت، توبه و تكليف

یکی از مسائل مهم این است که آیا در زمان ظهور ، درب وظیفه و اقتدار انسان باز است و انسان قدرت شورش دارد؟ و اگر چنین است ، آیا توبه در آن عصر پذیرفته می شود یا خیر؟ این موضوع عرصه نظرات مختلف و گاه متناقض بوده است.

یکی از مقدمات این بحث این است که علل طغیان و گناه در آن زمان در وضعیت انسان چگونه است؟ آیا همه آنها نابود خواهند شد؟ یا برخی یا همه آنها باقی می مانند؟ می دانیم که شیطان نیز یکی از عوامل مهم انحراف انسان است و نقش مهمی در این موضوع دارد

مرحوم علامه، در تفسير آيات ۳۷ و ۳۸ سوره حجر قال فانك من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم؛ «تو )شيطان( از مهلت يافتگاني، تا روز وقت معين؛» وی روایاتی از عیاشی و تفسیر قمی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که به شیطان تا روز خروج مستقیم وی مهلت داده شد و در آن روز گردن او را می برند. در جمع روايات، به در مجموعه روایات ، علامه به بحث یکسان درباره ظهور حقیقت در سطوح مختلف و زمانهای مختلف اشاره می کند؛ ۴۹) لذا نابودي شيطان را از مظاهر ظهور حق و نابودي باطل مي‌داند؛ بنابراین یکی از عوامل شورش از بین می رود. اما در مورد هوای روح و انحرافات درونی مردم ، ما دلیلی برای از بین بردن آنها نداریم.

اکنون بحث دیگری وجود دارد که با فرض نابودی شیطان و از بین بردن مشکلات مادی و معنوی و زمینه های گناه و جنایت ، آیا توبه در آن عصر پذیرفته می شود؟ در اینجا به آیه دیگری اشاره می کنیم:

يوم يأتي بعض آيات ربك لا ينفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ايمانها خيراً؛ «روزي كه بعضي از آيات پروردگارت تحقق مي‌پذيرد، ايمان کسي كه پيش تر ايمان نياورده ‌است يا عمل نيكي انجام نداده‌اند، سودي ندارد».

علامه، به روايات شيعه و سني دربارۀ حوادث آخرالزمان، خروج دابّة الارض، دخان، طلوع خورشيد از مغرب و … اشاره مي‌كند:

قال: «إذا طلعت الشمس من مغربها فكل من آمن في ذالك اليوم لاينفعه ايمانه…» أقول: و الظاهر أن الرواية من قبيل الجري و كذا ماتقدم من الروايات و يمكن أن تكون من التفسير و كيف كان فهو يوم تظهر فيه البطشة الاّ لاهية تلجي الناس إلي الإيمان و لاينفعهم؛

وی گفت: «هنگامی که خورشید از غرب خود طلوع می کند (= روز ظهور امام زمان (عج)) ، هر که به آن روز اعتقاد داشته باشد ، ایمان او بی فایده است … من می گویم: ظاهر این است که روایت مانند جری است. و همچنین روایاتی که گذشت و ممکن است از نوع تفسیر باشد ، و در هر صورت ، در آن روز ، یک رویداد بزرگ الهی رخ می دهد که مردم در آن به ایمان پناه می برند ؛ اما به درد آنها نمی خورد.

این بخش به گونه ای مورد استفاده قرار می گیرد که توبه پذیرفته نمی شود ، اما وی در بخشی دیگر می گوید: به محض وقوع آن حوادث (و ظهور) در توبه بسته نمی شود؛ زیرا تنها با قیامت است که درگاه توبه و وظیفه بسته می شود. از همه مطالب می توان دریافت که او تمایل دارد چنین روایاتی را در روز قیامت به کار ببرد نه در زمان نزول؛ بنابراین ، احتمالاً این روایت از نوع تفسیر است ، نه جری؛ زیرا اگر از نوع تفسیر باشد ، فقط نمونه های واقعی و مناسب آن آیات را بیان کرده اند.

و قد عدت في الروايات من تلك الايات خروج الدابه و الدخان و خروج يأجوج و مأجوج و هذه امور ينطق بها القرآن الكريم و عد منها غير ذالك كخروج المهدي(عج) و نزول عيسي بن مريم وخروج الدجال و غيرها و ان كانت من حوادث آخرالزمان لكن كونها مما يغلق بها باب التوبه غير واضح؛(۵۰)

همانا در روايات، از آن علائم، خروج دابه، دخان، خروج يأجوج و مأجوج شمرده شده است. و اين ها، اموري است كه قرآن از آن‌ها سخن مي‌گويد. غير از اين موارد، چيزهايي ديگر مانند: خروج مهدي، نزول عيسي، خروج دجال و غيره از اين قبيل شمرده شده‌اند. اين‌ها گر چه از حوادث آخرالزمان هستند؛ ولي اين واضح نيست که باب توبه پس از آن‌ها بسته شود.

او به روایتی اشاره می کند که نشان می دهد بحث در روز قیامت برطرف می شود و در آن هنگام درب توبه بسته می شود:

«و في البرهان عن البرقي… عن ابي عبدالله عليه السلام قال: مازالت الأرض إلاّ ولله فيها حجة يعرف فيها الحلال و الحرام و يدعوا إلي سبيل الله و لاتنقطع الحجة من الارض إلاّ اربعين يوماً قبل القيامة. فاذا رفعت الحجة و اغلق باب التوبه لم ينفع نفس ايمانها لم تكن آمنت من قبل أن ترفع الحجة و أولئك من شرار خلق الله و هم الذين تقوم عليهم القيامة»؛

«امام صادق علیه السلام فرمود: همیشه بر روی زمین مرجع الهی وجود دارد که حلال و حرام را به رسمیت بشناسد و خدا را بخواند ، جز چهل روز قبل از قیامت نمی توان حجت را حذف کرد. بنابراین وقتی برهان برداشته می شود و درب توبه بسته می شود و کسی که قبل از برهان ایمان نیاورد ، ایمان او در آن زمان بیهوده است و این افراد (که تا زمان اثبات ایمان ندارند) بدترین مخلوقات خدا هستند که “قیامت به آنها خواهد رسید.”

به گفته علامه ، محدوده وظیفه تا روز قیامت باقی است و احتمال وجود افراد شرور وجود دارد که حتی پس از ظهور و در آستانه روز قیامت ایمان نیاورده اند.

در این راستا ، علامه در قسمت دیگری از تفسیر خود به نظریه ای اشاره می کند که بقای شیطان را با بقای وظیفه پیوند می دهد و هر کفر ، فسق و عصیان در برابر شیطان و وسوسه های او را مستند می کند. وی آیاتی را که بر دشمنی شیطان با انسان دلالت دارد (۵۱) و همچنین آیاتی را که به سخنان شیطان در قیامت ، پس از پایان اغواگری او اشاره می کند ، گواه این امر می داند. وی در پایان با برخی ایرادات به این دیدگاه اظهار می دارد که همیشه استدلال عقلانی و روایی وجود دارد که هدف جامعه بشری به سوی خیر و خوبی است. آیات و روایات فقط مستلزم این است که شیطان تا زمانی که گناه و اغواگری باقی است بماند (بنابراین اگر جامعه صالح و پاکی ایجاد شود ، شیطان در آن جایی ندارد).

إنّ كون المعصية الإنسانيۀ مستندة بالجمله إلي إغواء إبليس مستفادة من الآيات و الروايات لا غبار عليه؛ لكّنه إنّما يقتضي بقاء إبليس ما دامت المعصية و الغواية باقية لا بقائه مادام التكليف باقياً و لا دليل علي الملازمه بين المعصية و التكليف وجوداً؛ بل الحجة من العقل و النقل علي أن غاية الانسان النوعيۀ و هي السعادۀ ستعم النوع و يتخلص المجتمع الانساني إلي الخير و الصلاح و لايعبد علي الأرض يومئذ الاّ الله سبحانه؛(۵۲)

شکی نیست که آیات و روایات گناه انسان را از طریق وسوسه های شیطان مستند می کند؛ اما این فقط مستلزم این است که شیطان تا زمانی که گناه باقی است بماند ، نه تا زمانی که وظیفه باقی بماند. و ما هیچ دلیلی برای ارتباط وجودی بین گناه و وظیفه نداریم. بلکه دلیل عقلی و روایی نشان می دهد که پایان کار بشر ، یعنی شادی ، خیری را برای جامعه به ارمغان می آورد و در آن روز ، فقط خدا را می پرستند.

با خرید این فایل میتوانید به فایل کامل ورد قابل ویرایش دسترستی داشته باشید

  • softmec
  • هیچ
  • 15 بازدید
  • 04 آوریل 22
برچسبها
محصولات مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

0