پایان نامه:مقایسه تطبیقی ارزیابی و سنجش مولفه¬های حق به شهر در مناطق پنج¬گانه شهر زاهدان

فایل زیر شامل

۱- عدد فایل ورد(قابل ویراش و کپی) پایان نامه ارشد به همراه فایل پی دی اف به تعداد ۱۴۱ صفحه است.

(نوشته دارای نظم نگارشی و  فرمبندی کامل همچنین رفرنس نویس کامل است )

 

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری

    عنوان:

مقایسه تطبیقی ارزیابی و سنجش مولفه­های حق به شهر در مناطق پنج­گانه شهر زاهدان

 

 

چکیده

آنچه که اخیرا با توجه به گسترش شهرها و اهمیت مطالعه و بررسی زندگی شهری و شیوه حق­خواهی در شهر مورد توجه قرار گرفته، بحث حق به زندگی شهری یا چنان که هنری لوفور می­گوید، حق به شهر است. هر چند مفهوم حق به شهر جنبه­های انتزاعی پیچیده و محل اختلاف دارد، اما تحلیل­گران، شهری طی سال­های اخیر آن را به شکلی فزاینده عملیاتی کرده و به منظور تعریف اهداف کنش­های جدید شهری اجتماعی و نیز مجموعه­ای از معیارهای برنامه­ریزی به کار بسته­اند. هدف از اين پایان­نامه، مقایسه تطبیقی ارزیابی و سنجش مولفه­های حق به شهر مي­باشد. براي تحقق اين امر، مناطق شهر زاهدان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر بر اساس ماهيت، از جمله تحقيقات كاربردي و توسعه­اي محسوب مي­شود و روش آن، توصيفي- تحليلي است. براي جمع­آوري مباني نظري، مطالعات اسنادي و كتابخانه­اي و به منظور كسب شناخت از نمونه مطالعه، از پرسشنامه و مشاهده بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق، مناطق پنج­گانه شهر زاهدان بوده (۶۷۲۵۸۹N=)، که براي به دست آوردن تعداد نمونه­ها براي پرسشنامه، از فرمول کوکران (كوچران) استفاده و ۳۵۰ پرسشنامه با توجه به جمعيت هر منطقه به روش تصادفی ساده توزيع و جمع­آوري شد. بر این اساس، جهت بررسی وضعیت متغیر حق به شهر در مناطق پنج­گانه شهر زاهدان از آزمون تی تک­نمونه­ای و آنالیز واریانس (آنوا) استفاده شده است. بر اساس نتایج، متغیر حق به شهر با میانگین ۷۶۲/۲ پایین­تر از میانگین مطلوب (۳) است. همچنین، جهت اولویت­بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص­های حق به شهر از تکنیک تاپسیس فازی (Fuzzy Topsis) بهره گرفته شد. نتایج نشان می­دهد که منطقه یک با مقدار تاپسیس ۸۱۸/۰، منطقه دو با مقدار تاپسیس ۶۹۱/۰، منطقه پنج با مقدار تاپسیس ۵۲۵/۰، منطقه سه با مقدار ۳۲۱/۰ و منطقه چهار با مقدار ۰۰۰/۰ به ترتیت در رتبه­های اول تا پنجم قرار دارند. در پایان، متناسب با یافته­های پایان­نامه، پیشنهاداتی کاربردی ارائه گردیده است.

واژگان کلیدی: حق، حق به شهر، هانری لوفور، شهر زاهدان.

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                  صفحه

 

فصل اول: کلیات تحقیق.. ۱

۱-۱-بیان مساله. ۲

۱-۲-اهمیت و ضرورت تحقیق.. ۴

۱-۳-اهداف تحقيق.. ۵

۱-۳-۱-هدف کلی.. ۵

۱-۳-۲-اهداف جزیی.. ۵

۱-۴-سؤالات تحقیق: ۶

۱-۵-فرضيه‏هاي تحقیق: ۶

۱-۶-پیشینه تحقیق.. ۶

۱-۷-روش تحقیق.. ۱۰

۱-۷-۱-جامعه آماری، حجم نمونه. ۱۰

۱-۷-۲-روایی و پایایی پرسشنامه­ها ۱۱

۱-۸-استفاده­كنندگان از نتايج پايان­نامه. ۱۲

۱-۹-نوآوری تحقیق: ۱۲

۱-۱۰-مشکلات تحقیق.. ۱۳

۱-۱۱-تعریف مفاهیم و اصطلاحات.. ۱۳

۱-۱۱-۱-حق به شهر. ۱۳

۱-۱۱-۲-بازساخت شهری.. ۱۴

۱-۱۱-۳-فضا ۱۴

۱-۱۲-فرآیند انجام تحقیق.. ۱۶

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش…. ۱۸

مقدمه. ۱۹

۲-۱-شهر. ۱۹

۲-۲-برنامه­ریزی.. ۲۱

۲-۳-انواع حق.. ۲۲

۲-۴-مفهوم شهروندي.. ۲۳

۲-۵-حقوق شهروندی.. ۲۶

۲-۶-فضا ۲۷

۲-۷-فضاهای شهری.. ۲۸

۲-۸-فضای شهری بستری برای تعاملات اجتماعی.. ۲۹

۲-۹-هانری لوفور و حق به شهر. ۳۰

۲-۱۰-شهر، فضای شهری و حق به شهر. ۳۷

۲-۱۱-حق به شهر و عدالت شهری.. ۴۲

۲-۱۲-جایگاه فضا در گفتمان حق به شهر. ۴۵

۲-۱۳-منشور جهانی حق به شهر. ۴۷

۲-۱۴-نظریه­پردازان حق حضور در شهر. ۴۹

۲-۱۴-۱-هنری لوفر. ۴۹

۲-۱۴-۲-دیوید هاروی.. ۵۰

۲-۱۴-۳-مارک پورسل.. ۵۰

۲-۱۴-۴-جورجی بورخا ۵۱

۲-۱۴-۵-دان میشل.. ۵۱

۲-۱۴-۶-پیتر مارکوس… ۵۱

۲-۱۵-ردیابی‌”حق ‌به‌ شهر” ‌در‌ چارچوب ‌نظریه‌ شـهری ‌انتقادی.. ۵۲

۲-۱۵-۱- ‌ شناسایی ‌منتفعان ‌از ‌حق: ‌حق‌ چه ‌کسی؟ ۵۲

۲-۱۵-۲- ‌تشریح‌ حق‌ مورد ‌انتظار:‌چه‌ حقی؟ ۵۳

۲-۱۵-۳-‌شناسایی‌ شهر:‌ چه ‌شهری؟ ۵۳

جمع بندی: ۵۴

فصل سوم:  محدوده مورد مطالعه تحقیق.. ۵۶

۳-۱- مقدمه. ۵۷

۳-۲- موقعیت جغرافیایی.. ۵۷

۳-۳- ویژگی های جغرافیای طبیعی منطقه مورد مطالعه. ۵۸

۳-۳-۱- توپوگرافي.. ۵۸

۳-۳-۲- مسائل كلي زمين‌شناسي.. ۵۹

۳-۳-۳- وضعيت آب‌هاي زيرزميني.. ۶۲

۳-۳-۴- وضعيت خاك… ۶۳

۳-۳-۵- اقلیم. ۶۳

۳-۳-۶- بارندگي.. ۶۳

۳-۳-۷- دما و رطوبت نسبي.. ۶۴

۳-۳-۸- بادها ۶۴

۳-۴- پیشینه تاریخی.. ۶۶

۳-۵- ویژگی های جغرافیای انسانی منطقه مورد مطالعه. ۶۸

۳-۵-۱- روند تحول جمعيت در شهر زاهدان.. ۶۸

۳-۵-۲- توزیع و سرانه ناخالص جمعیت… ۶۹

۳-۵-۳- میزان سواد. ۷۰

۳-۵-۴- روند تحولات ساختار سنی و جنسی جمعیت شهر زاهدان.. ۷۰

۳-۵-۵- اقوام و آداب رسوم زاهدان.. ۷۱

۳-۶- خصوصيات كالبدي شهر. ۷۲

۳-۷- بررسي و ارزيابي بافت شهري زاهدان.. ۷۵

۳-۸-معرفی مناطق پنج­گانۀ شهر زاهدان.. ۷۷

جمع بندی.. ۷۹

فصل چهارم: یافته های پژوهش…. ۸۰

۴-۱- مقدمه. ۸۱

۴- ۲- یافته های توصیفی.. ۸۱

۴- ۲- ۱- جنسیت… ۸۱

۴- ۲- ۲- سن.. ۸۲

۴- ۲- ۳- وضعیت تاهل.. ۸۳

۴-۳- یافته­های استنباطی.. ۸۸

۴-۴- آزمون نرمالیته  بودن داده­ها ۸۸

۴-۵- بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق.. ۸۹

۴-۵-۱- بررسی وضعیت متغیر حق به شهر. ۸۹

۴-۵-۲- بررسی وضعیت متغیر سهم فیزیکی.. ۹۰

۴-۵-۳- بررسی وضعیت متغیر کنترل و مالکیت… ۹۰

۴-۵-۴- بررسی وضعیت متغیر تفریح.. ۹۱

۴-۵-۵- بررسی وضعیت متغیر امنیت… ۹۲

۴-۵-۶- بررسی وضعیت متغیر ارتباطات شهری.. ۹۲

۴-۵-۷- بررسی وضعیت متغیر ساماندهی شهری.. ۹۳

۴-۵-۸- بررسی وضعیت متغیر تصمیم گیری.. ۹۴

۴-۶- اولویت­بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص­هاي حق به شهر. ۹۴

۴-۶-۵- اولویت­بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص ارتباطات شهری.. ۱۰۵

۴-۶-۷- اولویت­بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص تصمیمگیری.. ۱۰۷

۴-۷- سنجش نابرابری میان مناطق شهر زاهدان.. ۱۰۸

جمع بندی: ۱۱۰

فصل پنجم: نتیجه گیری، فرضیات و پیشنهادات… ۱۱۲

مقدمه. ۱۱۳

۵-۱- آزمون فرضیات.. ۱۱۳

۵-۲-نتیجه­گیری.. ۱۱۴

فهرست منابع: ۱۱۷

 

فهرست اشکال

عنوان                                                                                                  صفحه

شکل شماره ۱-۱: فرآیند انجام تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………..۱۷

شکل ۲-۱: نکات کلیدی رویکردهای مختلف شهروندی. ۲۴

شکل ۲-۲: ابعاد اختصاص­دهی شهر به خود. ۳۳

شکل ۲-۳: ابعاد مشارکت شهري.. ۳۴

شکل ۲-۴: محورهای فضایی.. ۳۵

شکل ۲-۵: شهر از منظر لوفور ۳۹

شکل ۲-۶: حق به شهر از منظر لوفور ۴۰

شکل ۳-۱ موقعیت منطقه مورد مطالعه در کشور، استان و شهرستان.. ۵۸

شکل ۳-۲: نقشه زمین شناسی ۱:۲۵۰۰۰ زاهدان.. ۶۱

شکل ۳-۳: نقشه زلزله خیزی مناطق مختلف کشور و استان و شهر زاهدان.. ۶۲

شکل ۳-۴: هرم سنی زاهدان (۱۳۹۵) ۷۱

شکل ۳-۵: نقشه کاربری اراضی شهر زاهدان.. ۷۵

شکل ۴-۱٫ نمودار درصد فراوانی جنسیت پاسخگویان.. ۸۲

شکل ۴-۲٫ نمودار درصد فراوانی سن پاسخگویان.. ۸۳

شکل ۴-۴٫ نمودار درصد فراوانی شغل پاسخگویان.. ۸۵

شکل ۴-۶٫ نمودار درصد فراوانی تحصیلات پاسخگویان.. ۸۶

شکل ۴-۶٫ نمودار درصد فراوانی درآمد پاسخگویان.. ۸۷

شکل ۴-۷٫ نمودار درصد فراوانی منطقه سکونت پاسخگویان.. ۸۸

شکل ۴-۸٫ اولویتبندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخصهای حق به شهر. ۱۰۱

شکل ۴-۹٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص سهم فیزیکی.. ۱۰۲

شکل۴-۱۰٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص کنترل و مالکیت… ۱۰۳

شکل۴-۱۱٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص تفریح.. ۱۰۴

شکل۴-۱۲٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص امنیت… ۱۰۵

شکل۴-۱۳٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص ارتباطات شهری.. ۱۰۶

شکل۴-۱۴٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص ساماندهی شهری.. ۱۰۷

شکل۴-۱۵٫ اولویتبندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخص تصمیم­گیری.. ۱۰۸

 

 

 فهرست جداول

عنوان                                                                                                         صفحه

جدول ۱-۱: جمعیت و سهم مناطق پنج­گانه زاهدان.. ۱۱

جدول۱-۲: پایایی متغیرهای حق به شهر. ۱۲

جدول ۲-۱: تغییرات جنبه­های برنامه­ریزی و موارد کاربرد آن.. ۲۱

جدول ۲-۲: مفهوم شــهروندی بر مبنای نظریات معاصر. ۲۵

جدول ۲-۳: نظريه­هاي جامعه­شناختي فضا با رويكرد تركيبي.. ۴۲

جدول ۲-۴: نظریه­پردازان برجســته حوزه عدالت و نکات کلیدی نظریات آنها ۴۴

جدول ۲-۵: سه وجه تولید فضای لوفور ۴۶

جدول ۲-۶: حقوق مردم بر اساس منشور جهانی حق حضور در شهر. ۴۷

جدول  ۲-۷: بخش­های مختلف منشور جهانی حق به شهر. ۴۸

جدول ۳-۱: خصوصيات پارامترهاي اصلي اقليمي زاهدان (براي يك دورة ۳۰ ساله) ۶۵

جدول ۳-۲: متوسط حاصل‏ضرب درصد تعداد دفعات ديده‏باني باد و سرعت متوسط باد در جهات مختلف… ۶۶

جدول ۳-۳: تعداد جمعيت و خانوار شهر زاهدان در طي دهه‏هاي ۹۵-۱۳۳۵٫ ۶۹

جدول ۳-۵: میزان سواد شهر زاهدان.. ۷۰

جدول۴-۱٫ فراوانی و درصد فراوانی سن پاسخگویان.. ۸۱

جدول۴-۲٫ فراوانی و درصد فراوانی سن پاسخگویان.. ۸۲

جدول۴-۳٫ فراوانی و درصد فراوانی وضعیت تاهل پاسخگویان.. ۸۳

جدول۴-۴٫ فراوانی و درصد فراوانی شغل پاسخگویان.. ۸۴

جدول۴-۵٫ فراوانی و درصد فراوانی تحصیلات پاسخگویان.. ۸۵

جدول۴-۶٫ فراوانی و درصد فراوانی درآمد پاسخگویان.. ۸۶

جدول۴-۷٫ فراوانی و درصد فراوانی منطقه سکونتی پاسخگویان.. ۸۷

جدول ۴- ۸ . آزمون نرمالیته شاخص­های تحقیق.. ۸۹

جدول ۴-۹٫ بررسی وضعیت متغیر حق به شهر با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۰

جدول ۴-۱۰٫ بررسی وضعیت متغیر سهم فیزیکی با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۰

جدول ۴-۱۱٫ بررسی وضعیت متغیر کنترل و مالکیت با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۱

جدول ۴-۱۲٫ بررسی وضعیت متغیر تفریح با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۱

جدول ۴-۱۳٫ بررسی وضعیت متغیر امنیت با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۲

جدول ۴-۱۴٫ بررسی وضعیت متغیر ارتباطات شهری با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۳

جدول ۴-۱۵٫ بررسی وضعیت متغیر ساماندهی شهری با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۳

جدول ۴-۱۶٫ بررسی وضعیت متغیر تصمیم­گیری با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۹۴

جدول ۴-۱۷٫ تشکیل ماتریس وضع موجود براساس متغیرهای زبانی.. ۹۵

جدول ۴-۱۸٫ تبدیل متغیرهای زبانی به مقادیر فازی.. ۹۵

جدول ۴-۱۹٫ مقادیر فازی هریک از متغیرهای زبانی (کیفی) ۹۶

جدول ۴-۲۰٫ محاسبه مقادیر جمع فازی برای هرگزینه وهمچنین وزن شاخص ها ۹۶

جدول ۴-۲۱٫ دیفازی کردن ماتریس تصمیم گیری برای تبدیل به اعداد حقیقی.. ۹۷

جدول ۴-۲۲٫ بی مقیاس سازی ماتریس تصمیم گیری.. ۹۸

جدول ۴-۲۵٫ وزن نرمال سازی شده شاخص ها برای هریک ازمناطق.. ۹۹

جدول ۴-۲۶٫ محاسبه وزن ایده­آل و نهایت افت برای هریک از شاخصها ۹۹

جدول ۴-۲۷٫ محاسبه فاصله هرگزینه از ایده آل مثبت ومنفی.. ۱۰۰

جدول۴-۲۸٫ اولویت بندی مناطق شهر زاهدان از نظر شاخصهای حق به شهر با استفاده از تاپسیس فازی.. ۱۰۱

جدول۴-۲۹٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص سهم فیزیکی.. ۱۰۲

جدول۴-۳۰٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص کنترل و مالکیت… ۱۰۳

جدول۴-۳۱٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص تفریح.. ۱۰۴

جدول۴-۳۲٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص امنیت… ۱۰۵

جدول۴-۳۳٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص ارتباطات شهری.. ۱۰۶

جدول۴-۳۴٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص ساماندهی شهری.. ۱۰۷

جدول۴-۳۵٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص تصمیم گیری.. ۱۰۸

جدول ۴-۳۶٫ آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه برای بررسی رابطۀ میان مناطق شهر زاهدان از لحاظ شاخصهای حق به شهر  ۱۰۹

جدول ۴-۳۷٫ بررسی وضعیت مولفه­های اصلی حق به شهر با استفاده از آزمون تی تک نمونه­ای.. ۱۱۳

جدول۴-۳۸٫ اولویت بندی مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص سهم فیزیکی.. ۱۱۴

 

مقدمه

مطالعه راجع به شهر[۱] و شهرنشینی[۲] دارای تاریخچه­ای بسیار قدیمی است، به گونه­ای که، می­توان چنین مطالعه­هایی را در آثار اندیشمندانی همچون، ارسطو، افلاطون و آگوستین، در قرون وسطی در نظریه­های ماکیاولی[۳] همچنین، در آثار فیلسوفان قرن ۱۷ میلادی مانند بودن[۴] و در قرن ۱۸، در تئوری ژان ژاک روسو[۵] یافت. شهرنشینی بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. تا سال ۱۹۰۰ میلادی از هر ۸ نفر، فقط یک نفر در مناطق شهری زندگی می­کرد، اما در حال حاضر، نیمی از جمعیت جهان شهرنسین هستند (خدایاری­مطلق، ۱۳۹۵: ۲). شهر به عنوان يك فرآيند اجتماعي در قالب فضا و مكان مطرح مي­شود كه خصايص اجتماعي و فرهنگي آن نقش مهم­تري نسبت به شرايط فيزيكي و كالبدي­اش دارد (فرحزاد و همکاران، ۱۳۹۷: ۹۸). شهروندی مفهومی با گستردگی بسیار بالاست و به ابعاد مختلفی مشتمل بر مشارکت سیاسی، توانایی برای مطالبه حقوق و مزایای (حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی) خاص، هویت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیاز دارد (شریفی و همکاران، ۱۳۹۹: ۵۷).

یکی از مفاهیم انسانی در مطالعات شهری و برنامه­ریزی شهری معاصر مفهوم حق به شهر است (Mayer, 2009: 368). مفهوم حق شهر با حق زندگي در فضاهايي که در شهر توليد و بازتوليد مي­شوند ارتباطي مستقيم دارد. اين مفهوم را نخستين بار لوفور مطرح کرد «کسي که از اينکه ساکنان کنترل بهتري بر روي توليد فضاهاي زندگي روزمره نيز خودشان داشته باشند، دفاع مي­کرد» (سلیمانی و همکاران، ۱۳۹۸: ۵۳۴).

در سال­های اخیر، شعار حق به شهر به منزله فراخوانی برای اقدام اجتماعی، مبارزه بر ضد فرآیندهای تبعیض­آمیز در فضاهای شهری و پایان دادن به خصوصی­سازی فضاهای شهری بوده است. در حال حاضر، جنبش های شهری فعال، در سراسر جهان می­کوشند با تحقق حق به شهر، انواع شهرنشینی سودمحور و سوداگرانه کنونی را با نوعی شهرگرایی دموکراتیک شهروندمدار، پایدار و با شهرهایی متعلق به همه شهروندان که مشارکت اثربخش در همه امور مدیریت شهری و حق انتخاب دارند، جایگزین شوند (پورمحمدی و همکاران، ۱۳۹۸: ۲). حق به شهر یک درك کلی است و مجموعه­ای از حقوق مرتبط را گرد هم می­آورد. لوفور عنوان می­کند که، حق به شـهر بایستی با تکمیل حق به تفاوت­ها و حق به اطلاعات اصلاح و عینیت یابد و حقوق عملی­تری را برای شهروندان، ساکنان شهری و بهره­برداران خدمات متنوع شهر فراهم نمایـد. ایـن مهـم از سـوی حـق اسـتفاده­کنندگان از فضـا بـرای بیـان ایده­هایشان در رابطه با فضا و زمان فعالیت­شان در نواحی شهری تأیید می­کند؛ حق استفاده از مرکز شهر، مکان­های ویـژه را در عوض پراکنده کردن و راندن کارگران، مهاجران، حاشیه­نشین­ها و حتی طبقه ممتاز شهر را بـه گتوهـا مـدنظر قـرار می­دهد (Lefebvre,1996:34).

در این راستا پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی ارزیابی و سنجش مولفه­های حق به شهر در مناطق شهر زاهدان برگزیده شده است که در ۵ فصل به شرح زیر تدوین شده است:

در فصل اول این پژوهش به طرح تحقيق از جمله بيان مسأله، اهميت و ضرورت تحقيق، اهداف و سؤالات پژوهشي، فرضیه­ها، روش تحقيق و مدل ها پرداخته خواهد شد.

در فصل دوم به ادبیات و مبانی نظری پژوهش و رویکردهای مطرح شده در زمینه موضوع تحقیق اشاره خواهد شد.

در فصل سوم محدوده مورد مطالعه از لحاظ ویژگی­های طبیعی و انسانی و جمعیتی و غیره مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

در فصل چهارم شاخص­های حق به شهر در مناطق شهر زاهدان و اطلاعات حاصل از پرسشنامه و مدل، بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

در فصل پنجم به نتیجه­گیری، آزمون فرضیات و پیشنهادات و راهکارها پرداخته خواهد شد.

 

۱-۱-بیان مساله

براي اولين­بار در تاريخ، جمعيت جهان در سال ۲۰۰۸ به نقطه­اي رسيد كه بيش از نيمي از آن (حدود ۳/۳ ميليارد نفر) در نقاط شهري زندگي مي­كردند (Brown & Kristiansen, 2009: 3)؛ با توجه به ارزیابی صورت گرفته از چشم­انداز شهرنشینی جهان در سال ۲۰۱۱ (United Nations, 2012)، جمعیت شهری جهان از ۴/۲۹ درصد در سال ۱۹۵۰ به ۱/۵۲ درصد در سال ۲۰۱۱ افزایش یافته و انتظار می­رود به حدود ۲/۶۷ درصد در سال۲۰۵۰ برسد (Rui, 2013: 1). بررسی وضعیت شهرنشینی طی شش­ دهه گذشته (۹۵-۱۳۳۵) در کشور ما حاکی است، به صورت مدوام، شهرنشینی در حال افزایش بوده است؛ چنانکه سهم جمعیت شهرنشین کشور طی روندی مستمر از ۴/۳۱ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۷۴ درصد کل جمعیت کشور در سال ۱۳۹۵ رسیده است (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، ۱۳۹۵). اين افزايش جمعيت شهري (زندگي شهرنشيني) هر چند توانسته پتانسيل اقتصادي شهرها را برجسته نمايد، اما در كنار مزاياي خود هزينه­هاي انساني و محيطي بي­شماري را به شهرها تحميل كرده است (رفیعیان و الوندی­پور، ۱۳۹۴: ۲۶). فضاهای عمومی هر جامع­های یکی از بارزترین عرصه­های تجلی هویت، فرهنگ و تمدن آن جامعه می­باشد که همانند پلی دنیای کوچک شهری، خرده­فرهنگ­ها، گروه­های متفاوت قومی، نژادی و جنسیتی را به هم متصل می­کند. «تعاریف فضای عمومی[۶] بر دسترسی بدون محدودیت به فضا و فعالیت­های متنوع تأکید می­کند که قابل ذکرترینشان تعامل اجتماعی است که در نتیجه این دسترسی محدود نشده در آن روی می­دهد» (شفیعی و علیخواه، ۱۳۹۳: ۹۶). حق يكي از مهمترين مفاهيم در عرصه­هاي اخلاق، حقوق، سياست و فلسفه محسوب مي­شود كه در قرن بيستم به طور گسترده­اي مورد واكاوي قرارگرفته است. در اين میان، دو مفهوم عمده “حق بودن[۷]” و” حق داشتن[۸]” قابل تفكيك است. بحث مفهومي از حق به شيوه­اي ديگر نيز مورد توجه متفكرين قرار گرفته است. اين بار پرسش بدين صورت طرح گرديد كه اساساً عناصر سازنده مفهوم حق كدام­اند؟ چه تعريفي از حق مي­توان ارائه داد كه تمامي تعابير يادشده را در برگرفته و همه آن­ها را به خوبي توضيح دهد؟ در پاسخ به اين پرسش و به تدريج دو تئوري رقيب از سوي نظريه­پردازان پيشنهاد شد: نظريه اراده انتخاب[۹] و نظرية سود – منفعت[۱۰] بر اساس نظريه اولي، حق يعني اراده تضمين­شده كه جزء مقوم و گوهر حق وجود اراده آزادي است كه مي­تواند بر اراده­هاي ديگر قيد زده و آنها را مقيد سازد. حال آن كه، بر اساس نظريه دوم، حق يعني منفعت تضمين­شده كه در اين معني در راستاي حفظ و حمايت از سود و منفعت مطرح مي­شود و با هدف تضمين يك منفعت بنيادين بر عهده ديگران تكليف مي­گذارد (فرح­زاد و همکاران، ۱۳۹۷: ۹۶). در سال­های اخیر، همزمان با از دست رفتن کارايي ساختارهای اقتصادی، سیاسي، فرهنگي و سخن «حق به شهر[۱۱]» اجتماعي شهر، بحران­های شهری با مطالبات شهروندی رخ نشان مي­دهند و از مي­رود (حبیبی و امیری، ۱۳۹۴: ۹)؛ به عبارتی، آنچه که اخیرا با توجه به گسترش شهرها و اهمیت مطالعه و بررسی زندگی شهری و شیوه حق­خواهی در شهر مورد توجه قرار گرفته، بحث حق به زندگی شهری یا چنان که هنری لوفور[۱۲] می­گوید، حق به شهر است (زارع­شاه­آبادی و غلامی، ۱۳۹۸: ۹۶). حق به شهر از مفاهيم مطرح شده در دهة ۱۹۷۰ ميلادي توسط فيلسوف فرانسوي، هنري لوفور است (رفیعیان و الوندی­پور، ۱۳۹۴: ۲۵). از نظر او، حق به شهر نوعی درخواست و مطالبه برای دستیابی به زندگی شهری است (Kofman, 1996: 147). هر چند مفهوم حق به شهر جنبه­های انتزاعی پیچیده و محل اختلاف دارد (بنگرید به مریفیلد[۱۳]، ۲۰۱۱؛ اوسون[۱۴]، ۲۰۱۱؛ آلبرز[۱۵]، ۲۰۱۴؛ داک[۱۶]، ۲۰۰۹؛ مک کان[۱۷]، ۲۰۰۲)؛ اما تحلیل­گران، شهری طی سال­های اخیر آن را به شکلی فزاینده عملیاتی کرده و به منظور تعریف اهداف کنش­های جدید شهری اجتماعی و نیز مجموعه­ای از معیارهای برنامه­ریزی به کار بسته­اند (علاء­الدینی و جمشیدی­نسب، ۱۳۹۴: ۲۴۵).

لوفور باور داشت طبق منطق حق به شهر ساكنان شهر بايد از حقوق يكساني برخوردار باشند. فضا بايد به گونه­اي مديريت شود كه قدرت و نفوذ تصميم­گيري­هاي سياسي و اقتصادي نخبگان، سياستمداران و صاحبان سرمايه محدود و به همه شهروندان و ساكنين اعطا شود. در واقع، تصميمات بايد توسط افرادي گرفته شود كه متأثر از تصميم مي­باشند. بنابراين، از نظر لوفور حق به شهر به كسي تعلق مي­گيرد كه در شهر سكونت دارد و زندگي مي­كند (Lefebvre, 1996). با برقراری حق به شهر می­توان حس تعلق را در جوامع تقویت کرد (Yuval, 2012: 41).

هاروی[۱۸] مفهوم حق به شهر لوفور را این­گونه توضیح می­دهد:

«این حق بیش از آن که فردی باشد، اشتراکی است؛ چرا که این تغییرات نیازمند یک قدرت جمعی برای بازشکل­دهی به فرآیندهای شهری است. آزادی و بازسازی شهر و خودمان، به نظر من یکی از ارزشمندترین حقوق بشری است که بسیار مورد بی­اعتنایی قرار گرفته است» (Harvey, 2008: 23). در یک جمع­بندی کلی، مي­توان گفت، مجموعه­اي از عاملان، مباحث و تعاملات و رويه­ها در فضا وجود دارند كه ساخت فضا را شكل مي­دهند. بر اساس الگوي ساخت­يافته فضا است كه تعاملات و روابط اجتماعي شكل مي­گيرد و بر اين اساس افراد مختلف در فضا حضور مي­يابند و به انجام فعاليت مي­پردازند. به اين ترتيب، مشاركت افراد در فضا تحت­تأثير نيروهاي پنهان تأثيرگذار بر فضا و عامل قدرت خواهد بود. قدرت مقوله­اي است چندبعدي كه در اينجا ناشي از فرهنگ، باور، شيوه مديريت و كنترل فضا، نحوه حضور افراد و ايدئولوژي مي­باشد (فرح­زاد و همکاران، ۱۳۹۷: ۹۹). تا به امروز حق به شهر توانسته است مسیر ترقی قابل اعتنـایی را سـپری نمایـد و بـه مرحلـه رسـمیت­بخشـی و تأثیرگذاری در بسیاری از دستور کارها و قوانین و مقررات شهری برسد (شریفی و همکاران، ۱۳۹۹: ۵۵).

در ايران درخواست برای فضاهای شهری منطبق بر نیازهای مدني شهروندان در زيست روزمره شهر به وضوح ديده مي­شود (حبیبی و امیری، ۱۳۹۴: ۱۱). در این پایان­نامه، جهت بررسی موضوع حق به شهر؛ شهر زاهدان مورد بررسی واقع شده است. شهر زاهدان که در سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۵، دارای ۶۷۲۵۸۹ نفر جمعیت و شامل ۵ منطقه شهری می­باشد (سرشماری عمومی نفوس و مسکن زاهدان، ۱۳۹۵). در این شهر، فضاهای خودگرداني که از سلطه عرصه دولتي مي­گريزند، تلاش ساکنان محله­های فقیرنشین و سکونتگاه­هايي غیررسمي (مناطق ۳، ۴ و شمال منطقه ۵)، برای ارتقای کیفي محیط که منتظر مداخله نهادهای رسمي دولت نمي­نشینند، ظهور سمن­ها[۱۹] که هر يک سعي دارند برای بخشي از فضاهای زيست و زيستي شهر راه­حلي بیابند- از سازمان­ های حمايت از کودکان کار تا ايمن­سازی محیط برای زنان آسیب­پذير نمونه­هايي از اين خواسته -هستند. خواسته­هايي که گاه در خیابان های شهری نیز متجلي مي­شود. به نظر می­رسد در این شهر، که یکی از مهمترین شهرها در جنوب شرق کشور است، افـراد بـه عنـوان کنشـگران فعـال در ایـن عرصـه مشارکت چندانی در تصمیم­گیري­هاي شهري ندارند و فضاهاي آن را به خود اختصـاص نمـی­دهند. همچنین مدیریت شهری به فکر طراحی شهر و ایجاد زیرساخت­هاي مناسب براي جذب بیشتر شهروندان براي انجام فعالیت­هاي مناسب در این شهر نیست و میزان تحقق حق به شـهر شـهروندان در این شهر بسیار پایین است. خلاصه اینکه، حق به شهر، بیش از هر زمان ديگر برای شهر زاهدان ضروری است. بنابراین، این تحقیق، با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط هانری لوفور و اتخاذ رویکرد کمی، به مقایسه تطبیقی و عملیاتی کردن ایده حق به شهر در مناطق پنج­گانه شهر زاهدان پرداخته است.

 

۱-۲-اهمیت و ضرورت تحقیق

حق به شهر معنایی فراتر از تقسیم عادلانه شهر موجود یا حق برابر نسبت به آن دارد. حق به شهر، خلق یک شهر متفاوت

است، در نقل قول هاروی از رابرت پارک حق به شهر، خلق شهر دلخواه است. فراخوان برای پیاده­سازی حق به شهر، چشم­انداز جهانی بهتر را به شعاری سیاسی، مفید و عملی تبدیل می­کند. این رویکرد، همان چشم­اندازی است که قصد داشته به فراتر از باز توزیع منابع موجود رفته و حق تحقق ارزش­های دیگر را که به زندگی انسان ارزش زندگی کردن می­بخشند، مطالبه کند. حوادث دهه ۱۹۶۰ میلادی و به ویژه سال ۱۹۶۸ میلادی جلوه­ای از یک تغییر تاریخی در اهداف است (جودی­گل­لر و همکاران، ۱۳۹۴: ۱۰۷). از طرفی، آنچه، امروزه توسعه شهری را تضمین می­كند، مشاركت تمامی شهروندان در فعالیت­های شهری است. بنای مشاركت در روند مدنیت جامعه، مبتنی بر موضوعیت حق و مسئوولیت است. مشاركت مبنایی است برای تبدیل فرد به شهروند. به دیگر سخن اگر شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه، در برابر حقوقی كه از آن برخوردارند و مسئوولیت هایی كه نسبت به امور شهری بر عهده میگیرند، آگاهی پیدا كنند، آگاهی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی موجب میشود كه مشاركت شهروندان در امور شهری از مراتب پایداری، استمرار و مسئولیت پذیری بیش­تری برخوردار گشته و مفیدتر باشند. توجه كالبدی و سخت افزاری به شهر مدیریت شهری را گرفتار فرسایش سخت و شکننده می­کند. بهتر است اهتمام دستاندركاران برای برون رفتن از انواع معضلات در حوزه مدیریت و توسعه شهری به ریشه یابی باشد كه زمینه را برای حل و فصل عمیق سبب گردد، كه در این میان به نظر میرسد عمیق ترین و كارا ترین راه حل، آگاه سازی و ارتقای سطح دانش شهروندان از حقوق و مسئوولیت هایشان نسبت به امور شهری است؛ چون که مدیران شهری را در هدف گذاری، برنامه ریزی و اجرای مناسب اقدامات، برای رسیدن به شهری پایدار كمک مینماید (شارع­پور و همکاران، ۱۳۹۵: ۳). در شهر زاهدان نیز با توجه به نظام مدیریت شهری، نهادهای محلی و شهری، مقامات محلی، شورای اسلامی شهر و بخصوص شهرداری­، در این میان، اهمیت و جایگاه خاصی دارند؛ بنابراین، اساساً بدیهی ترین گام در این زمینه بررسی و مطالعه آگاهی شهروندان از حقوق و مسئولیت­های شهروندی نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن است. چون پایه اصلی برنامه­ریزی و هدف­گذاری توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، كسب آگاهی علمی در این زمینه است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر، پیرامون حقوق شهروندی و حق به شهر در شهر زاهدان از ابعاد دیگری نیز قابل بحث و بررسی است؛ اول، از بعد موضوع مورد مطالعه که موضوعی است به روز که برای شهر زاهدان با موقعیت ویژه آن قابل توجه است. دوم به لحاظ بعد نظری موضوع، که چهارچوب نظری و رویکرد انتخاب شده می­تواند به توسعه دانش مطالعات شهری و بویژه جامعه­شناسی شهری منجر شود.

 

۱-۳-اهداف تحقيق

۱-۳-۱-هدف کلی

  1. ارزیابی و سنجش مولفه­های حق به شهر در مناطق پنج­گانه شهر زاهدان

 

۱-۳-۲-اهداف جزیی

  • بررسی وضع موجود مناطق شهر زاهدان از نظر مولفه­های حق به شهر.
  • شناسايي مؤلفه­هاي مؤثر بر مفهوم حق به شهر در شهر زاهدان؛
  • ارائه راهکارهایی جهت بهبود ارتقای شاخص­های حق به شهر در محدوده پژوهش.

۱-۴-سؤالات تحقیق:

  1. وضعیت مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص­هاي حق به شهر در ابعاد مختلف (کنترل و مالکیت، سرزندگی شهری و مشارکت شهروندی) چگونه است؟
  2. کدام یک از مناطق شهری زاهدان به لحاظ شاخص­های حق به شهر در وضعیت مطلوب­تری قرار دارد؟

 

۱-۵-فرضيه‏هاي تحقیق:

۱- مناطق شهری زاهدان، از نظر شاخص­هاي حق به شهر در ابعاد مختلف (کنترل و مالکیت، سرزندگی شهری و مشارکت شهروندی) در وضعیت مطلوبی به سر نمی­برند.

۲- مناطق ۱ و ۲ شهر زاهدان به به لحاظ شاخص­های حق به شهر در وضعیت مطلوب­تری قرار دارند.

 

 

۱-۶-پیشینه تحقیق

 

مارک پورسل[۲۰] (۲۰۰۲) در مقاله­ای با عنوان «واکاوی لوفور: حق به شهر و سیاستهای شهری ساکنان»، با بیان اینکه تئوری حق به شهر لوفور رادیکال­تر و بسیار گسترده­تر از آن مفهومی است که رواج یافته است، با ارائه خوانش جدید از حق به شهر به عنوان “سیاست­های شهری ساکنان شهر” حق به شهر را راه­حلی برای مقاومت شهروندان در برابر ساختارهای تحمیلی و شکل­دهنده به شهر و سیاستی برای دستیابی به فضاهای شهری می­داند. شوگرانی و ماتیو[۲۱] (۲۰۱۰) در تحقیقی با عنوان “شهرها برای همه، پیشنهادات و تجارب؛ به سوی حق به شهر”، در دو بخش اصلی، در قالب مقالات جمع­آوری شده، به بررسی و تحلیل ابعاد مختلف حق به شهر و زمینه­های بروز و ظهور آن در دوره کنونی پرداخته و در فصلی دیگر تحت­عنوان “چهارچوب قانونی حق به شهر”، به قانون­ها و منشورهایی که در زمینه حق به شهر درکشورهای مختلف ازجمله برزیل، نیجریه، مکزیکوسیتی، بولیوی تصویب شده است، اشاره می­کنند. مارک پورسل (۲۰۱۴) در مطالعه­ای تحت­عنوان “جهان­های ممکن: هانری لوفور و حق به شهر”، پس از اشاره به قانون­ها و سازمان­های مختلف که در یک دهه اخیر در زمینه ترویج و گسترش حق به شهر شکل گرفته­اند، به بررسی و تحلیل پشتوانه­های نظری شکل­گیری تئوری حق به شهر پرداخته و در نهایت، دیدگاه هنری لوفور و خوانش وی از مفهوم “حق” به طور کلی و “حق به شهر” به طور ویژه را بیان و تحلیل می­کند. سا و همکاران[۲۲] (۲۰۱۹) در تحقیقی به حق به شهر و حمل و نقل انسانی مطالعه موردی: سائوپائولو، پرداختند و پیامدهای بهداشتی ناشی از حمل و نقل و تحرک شهری مورد بحث قرار دادند.

نظری­عدلی و دونوان[۲۳] (۲۰۱۸) در پژوهشی ؛ حق به شهر: اعمال آزمون های عدالت برای سرمایه گذاری های حمل و نقل عمومی، به این نتیجه رسیدند که بسیاری از سیاست گذاران با دو چالش ناشی از افزایش تقاضای سفر و نابرابری مداوم اقتصادی- اجتماعی دست و پنجه نرم می­کنند. نتایج مقاله شریفی و همکاران (۱۳۹۹) حق به شهر در سکونتگاه های خودانگیخته مطالعه موردی: شهر سنندج، ناحیه منفصل شهری نایسر، بیانگر آن است که ابعاد حق به شهر در هر شش بعد موردمطالعه وضعیت ضعیفی را نشان می­دهد.  زارع­شاه­آبادی و غلامی (۱۳۹۸) در مقاله­ای تحت­عنوان «رابطه بین حق به شهر و احساس تعلق در بین شهروندان ۱۸ سال به بالای شهر یزد» دریافتند که بین حق به شهر، احساس تعلق و ابعاد آن دسترسی به سرگرمی، احساس امنیت، حمل و نقل راحت، سهم فیزیکی و کنترل و مالکیت رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. هم چنین بین ناحیه های شهری، حق به شهر و احساس تعلق نیز رابطه معنی داری وجود دارد. نهایتا با توجه به مدل رگرسیونی، دو متغیر جنسیت (۱۷/۰) و حق به شهر(۳۷/۰) مجموعا ۱۶ درصد از واریانس احساس تعلق را تبیین می کنند.  نتایج پژوهش حیدری و زارعی (۱۳۹۸) با عنوان «مفهوم حق به شهر و ارتباط آن با طراحی شهری شهروندمدار؛ تطبیق هنجارهای جامع بیان­گر شهروندمداری، با شاخصه­های کیفی طراحی شهری» نشان داد که مجموعه حقوقــی همچــون حــق بــه اســتفاده از مکان­هــای شــهری، آزادی، دموکراســی، مشــارکت و …، می­تواننــد به صــورت هنجارهایــی عمومــی تعریــف شــوند کــه امــر شـهروندمداری در شـهر را مرتفـع سـازند. حق­بیان و شکوهی­بیدهندی (۱۳۹۸) در مقاله­شان تحت­عنوان «کنکاشی در مطالعۀ نظام‌مند زندگی جمعی در فضای شهری موردکاوی: پیاده‌راه هفده شهریور تهران» نتیجه گرفتند که محدودۀ موردمطالعه به جز هنگام عصر، وضعیت زندگی جمعی مناسبی ندارد که عامل اصلی آن نبود فعالیت‌های شفاف، جذاب، پویا و متنوع در محور است. بنابراین فضاهای رهاشده و با نظارت اجتماعی کم در این قسمت به وجود آمده است. این فضاها موجب شکل‌گیری عملکردهای ناخواسته و برنامه‌ریزی ‌نشده‌ای مثل پارک وسایل نقلیه یا فعالیت‌های نابه‌هنجار اجتماعی شده است که با پیشینه و پتانسیل‌های زمینه‌ای فضا ارتباط دارد. این وضعیت با تغییر بافت اجتماعی استفاده‌کنندگان به سمت افراد ناسالم، بیگانه و خاص، باعث کاهش بیشتر کیفیت محیط به ویژه از لحاظ امنیت روانی شده و حضور افرادی چون زنان و کودکان را کاهش داده است. نتایج تحقیق یغفوری و کاشفی­دوست (۱۳۹۷) با عنوان «ارزیابی و سنجش مولفه­های برآمده از حق به شهر (نمونه موردی: شهر پیرانشهر)»، نشان­دهنده نارضایتی شهروندان در دو مولفه حکمروایی شهری و دسترسی فضایی می­باشد ولی در شاخص­های شمولیت اجتماعی و سرزندگی شهری تا حدودی رضایت شهروندان را به همراه داشته است. نتایج تحقیق پورمحمدی و همکاران (۱۳۹۸) با عنوان «بررسی نقش حق به شهر بر احساس تعلق در میان گروه های جنسیتی (مطالعه موردی: فضاهای عمومی ارومیه)»، نشان دهنده الگوی رابطه معنا دار و مستقیم شاخص های متغیرهای مستقل حق به شهر با متغیر وابسته تعلق شهری است. همچنین اختلاف معنا داری در احساس تعلق زنان و مردان وجود دارد؛ زیرا معنا داری اعداد (t-value) از ۹۶/۱ بزرگ تر است. فرحزاد و همکاران (۱۳۹۷) در مقاله ای با عنوان «شناسایی عوامل تاثیرگذار بر حضور و مشارکت زنان در فضای شهری از منظر حق به شهر» به این نتیجه رسیدند که اولا، امتیاز سنجه های منتسب به حق به شهر(که بیانگر الزامات حضور و مشارکت زنان در فضای شهری است) بیشتر از امتیاز سنجه های منتسب به حق تفاوت (که بیانگر ضرورت وجود طیف متنوعی از زنان در فضا است) می­باشد. ثانیا، میان متغیرهای سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و مدت زمان اقامت در فضا با حق به شهر ارتباط معناداری وجود دارد. در بیشتر سوالات، زنان پاسخگو به این موضوع اذعان کرده­اند که برای حضور در فضاهای عمومی محدودیت­های جدی مواجه هستند. خدایاری­مطلق و همکاران (۱۳۹۶) در مقاله­شان با عنوان «بررسی تاثیر شاخص­های مطلوبیت فضای شهری بر میزان تحقق حق به شهر (مورد مطالعه: شهر بابلسر)» دریافتند که مولفه مشارکت در شهر با ضریب تاثیر استاندارد شده ۲۱ درصد، مولفه اختصاص­دهی ۱۸ درصد و شاخص های مطلوبیت فضای شهر (روانشناسی ۱۹ درصد، اجتماعی ۱۶ درصد) بیشترین سهم را در پیش بینی متغیر وابسته ی میزان تحقق حق به شهر داشتند. کاظمی و تفنگچی (۱۳۹۶) در مقاله­ای با عنوان «جهانی شدن و تاثیر آن بر حق به شهر» دریافتند که ابعاد گوناگون و ویژگی­های مختلف جهانی شدن و تاثیراتی که بر ابعاد مختلف زندگی شهری می­گذارد، موجب تردید بسیاری از شهرسازان و سیاست­مداران در اختلاط بیشتر با جامعه جهانی شده و انگاره «حق به شهر» به حق ساکنان شهر در اداره شهر خود تاکید دارد. نتایج مطالعه کلانتری و صدیقی کسمایی (۱۳۹۶) «از مطالبه حق به شهر تا شکل­گیری انقلاب شهری (شهر تهران، سال ۱۳۵۷)» نشان داد که مفهوم «حق به شهر» از مفاهيم اساسي ادبيات نظري ديويد هاروي، بدان معناست که اين شهروندان هستند که تصميم مي گيرند که مي خواهند در چگونه شهري زندگي کنند. مقاله شارع پور و همکاران (۱۳۹۵) با عنوان «بررسی میزان آگاهی از حقوق و مسئوولیت های شهروندی نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی مرتبط آن» نشان داد که از میان سه متغیر مستقل (رسانه های جمعی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، مشارکت مدنی (رسانه های جمعی و مشارکت مدنی با آگاهی از مسئوولیت­ها و پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رسانه­های جمعی با آگاهی از حقوق معنادار بوده اند و رسانه های جمعی مهم ترین متغیر تبیین­کننده آگاهی از حقوق و مسئوولیت­ها هستند. مقاله ذکایی (۱۳۹۵) با عنوان «فضاهای فراغتی شهری و زنانگی های جدید» نشان داد که زنانگی­های رقیق که الگویی هم سطح بینانه و چالش­گرانه را در مشارکت های فضایی جستجو می­کنند، مسیر تحول ارزش­های زنانگی در کلان شهر بشمار می­آیند و دلالت­های مهمی در درک زنان از زیست شهری و حق به شهر دارند.

رفعت­پناه و همکاران (۱۳۹۳) در مقاله خود با عنوان «امنيت و جنسیت در فضاهاي شهري: مطالعه کیفی حق زنان به شهر» دریافتند که قریب به نیمی از زنان مورد مطالعه احساس مي­كنند كه در محلاتي امن و بیش از نیمی از آنان احساس مي­كنند كه در محلات نسبتا امن، ناامن يا بســیار ناامن زندگي مي­كنند. جواهری­پور (۱۳۹۴) در مقاله­ای با عنوان «محله­های فرودست شهری و حق به شهر مورد پژوهی محله خاک­سفید شهر تهران» به این نتیجه رسید که خاک­سفید در سه دهه گذشته شکل­های گوناگونی از بازار غیررسمی زمین و مسکن را تجربه کرده است که از تصرف عدوانی اراضی وقفی و دولتی آغاز شد و تفکیک واحدهای مسکونی موجود و استفاده مشترک از خدمات شهری و توسعه عمودی به شکل پشت بام سازی از جمله واپسین تحولات آن محسوب می­شود. علاء­الدینی و جمشیدی­نسب (۱۳۹۴) در تحقیقی «مسکن مهر و حق به شهر جماعت­های جدید: مطالعه موردی پروژه پرند» نشان دادند که تامین سرپناه ارزان­قیمت در حومه شهر الزاما تامین­کننده عدالت نیست و احتمال دارد بر میزان برخورداری بهره­بران از حق به شهر اثر منفی بگذارد. از جمله ممکن است در قبال بهره­مندی از سرپناه ملکی فرصت­های اشتغال برای بسیاری از آنان کاهش بیابد. رفیعیان و الوندی­پور (۱۳۹۴) در مقاله خویش با عنوان «مفهوم پردازی اندیشه حق به شهر؛ در جستجوی مدلی مفهومی» دریافتند که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. از این­رو، مهمترین مقولات پیش­روی این مفهوم در خلق فضای شهری با کیفیت شامل حکمرانی شهری؛ شمول اجتماعی؛ تنوع فرهنگی در شهر و آزادی­های اجتماعی و حق دسترسی به خدمات شهری برای تمامی ساکنان شهر است. مقاله حبیبی و امیری (۱۳۹۴) با عنوان «حق به شهر؛ شهر موجود و شهر مطلوب آنچه که هست و آنچه که باید باشد» نشان داد که حق به شهر خواسته­ای مدنی و قانونی است. از این سبب شاید بتوان گفت که برخی شکست­های برنامه­ریزی شهری در ایران به دلیل نشناختن حق به شهر است. رهبری و شارع­پور (۱۳۹۳) در مقاله­ای با عنوان «جنسیت و حق به شهر: آزمون نظریه لوفور در تهران» به این نتیجه رسیده­اند که مشارکت زنان در شهر و اختصاص­یابی فضای شهری به زنان کمتر از مردان است و جنسیت در کنار طبقه، نقش کلیدی در اختصاص­دهی فضاها به اقشار اجتماع بازی می­کند. شارع­پور و همکاران (۱۳۹۴) در تحقیق با عنوان «جایگاه شهروندان تهرانی در نردبان آرنستاین: بررسی جنسیتی بعد مشارکتی حق به شهر» نتیجه گرفتند که نظم حاکم، در طراحی فضایی، سرمایه و طبقه را بیش از جلب مشارکت عموم شهروندان و جنسیت مورد توجه قرار می­دهد و گفتمان هژمونیک سرمایه بر طراحی فضایی حاکم است. این مسئله با روندهای سازمانی نهادینه شده در ارتباط است و هرگونه تغییر در آن، نیازمند تغییرات در ساختارهای سازمانی مشارکت شهروندی است. نتایج مطالعه اطهاری (۱۳۹۳) با عنوان «رهایی از شهربندی: جستاری درباره حق به شهر «هانری لوفور»» نشان داد که «حق به شهر هم چون خواسته و شعار»، به عمل اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان و در نهایت به یک حرکت جهانی تبدیل شد و در قوانین آن­ها رسمیت یافت. رضازاده (۱۳۸۹) در مقاله­ای با عنوان «فضای شهری، زمینه‌ساز عدالت اجتماعی» نتیجه گرفت که حضور زنان در شهر و فضای شهری در جامعه امروز ایران امری اجتناب‌ناپذیر است. علی‌رغم اهمیت و ضرورت حضور آنها در فضای شهری، عوامل متعددی بر کاهش حضور زنان در فضای شهری تأثیرگذار است، مانند طراحی نامناسب فضا که عمدتاً توسط مردان و برای پاسخگویی به نیازهای آنها طراحی می‌شود و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی حاکم بر رفتار زنان در محیط که بر کاهش حضور زنان در فضاهای شهری مؤثر است.

 

۱-۷-روش تحقیق

پژوهش حاضر بر اساس ماهيت، از جمله تحقيقات كاربردي و توسعه­اي محسوب مي­شود و روش آن، توصيفي- تحليلي است. به منظور جمع­آوری اطلاعات، از روش­های کتابخانه­ای و میدانی استفاده شده است. بدین منظور در راستای بررسی ادبیات موضوع، پیشینه پژوهش و گزارش­ها و اسناد مرتبط با حوزه مورد مطالعه و موضوع تحقیق، به مراکز اسناد و کتابخانه­های ارگان­های دولتی، دانشگاه­ها مراجعه شد. در جست و جوهای میدانی نیز، با استفاده از پرسش­نامه، اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز شده است. به عبارت دیگر، در قالب روش­های میدانی سایر اطلاعات موردنیاز که بخش مهمی از اطلاعات تحقیق را شامل می­شود، طی پرسشنامه و از محل تحقیق جمع­آوری و طبقه­بندی شدند.

 

۱-۷-۱-جامعه آماری، حجم نمونه

جامعه آماری شهروندان شهر زاهدان شامل ۶۷۲۵۸۹ نفر می­باشد (سرشماری عمومی نفوس و مسکن زاهدان، ۱۳۹۵). براي به دست آوردن تعداد نمونه­ها براي پرسشنامه، از فرمول كوكران (کوچران) استفاده شده است و بدين­گونه، ۳۵۰ پرسشنامه با توجه به جمعيت هر منطقه به روش تصادفی ساده توزيع و جمع­آوري شد (جدول شماره ۱-۱).

 

P: احتمال وجود صفت ۷/۰

q: احتمال عدم وجود صفت ۳/۰

Z a/2 در سطح خطای۰٫۰۵ برابر ۱٫۹۶

مقدار خطای d نیز ۰٫۰۵

N معرف حجم جامعه

 

 

جدول ۱-۱: جمعیت و سهم مناطق پنج­گانه زاهدان

 

مناطق جمعیت

نفر

تعداد

پرسشنامه

منطقه ۱ ۹۶۵۳۵ ۵۸
منطقه ۲ ۱۱۲۹۲۶ ۶۷
منطقه ۳ ۱۵۹۳۶۲ ۹۵
منطقه ۴ ۱۱۴۰۸۸ ۶۸
منطقه ۵ ۱۰۴۸۱۹ ۶۲
مجموع ۶۷۲۵۸۹ ۳۵۰

ماخذ: مرکز آمار ایران، ۱۳۹۵ و نتایج تحقیق، ۱۳۹۹

 

۱-۷-۲-روایی و پایایی پرسش­نامه­ها

در این پژوهش از روایی صوری و محتوایی استفاده شده است و کمیت و کیفیت سؤالات پرسش‌نامه از نظر متخصصان و خبرگان مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر آنان سؤالات از نظر محتوایی، معرف محتوا و هدف‌های پژوهش بوده و روایی گویه‌های حق به شهر تأیید شده است. برای تعیین محاسبه ضریب پایایی شیوه‌های مختلفی بکار برده می‌شود که معروف‌ترین و رایج‌ترین آن روش آلفای کرونباخ است. در این پژوهش پایایی پرسش‌نامه از طریق آلفای کرونباخ در محیط SPSS تعیین گردیده است. براي سنجش پايايي پرسشنامه ابتدا به تعداد ۳۰ عدد پرسشنامه تکثير شد و در اختيار ۳۰ نفر از افراد جامعه آماري قرار گرفت. چون مقدار ضریب آلفای کرونباخ بالاتر ۷/۰ است مطلوب تلقی می‌گردد (جدول ۱-۲).

 

جدول۱-۲: پایایی متغیرهای حق به شهر

مولفه حق به شهر
ابعاد شاخص­ها آلفای کرونباخ
اختصاص دهی شهر به خود سهم فیزیکی ۸۴۳/.
کنترل و مالکیت ۹۱۶/.
سرزندگی فضای شهری تفریح ۹۲۱/.
امنیت ۷۲۹/.
ارتباطات شهری ۸۵۷/.
مشارکت ساماندهی شهری ۷۲۴/.
تصمیم گیری ۸۷۸/.

ماخذ: نتایج تحقیق، ۱۳۹۹

 

برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم­افزار SPSS، Excel و از آزمون­های تی­تک­نمونه­ای و آنالیز واریانس استفاده گردیده است و در نهایت، برای اولویت­بندی مناطق شهر زاهدان به لحاظ شاخص­های حق به شهر از تکنیک­های تاپسیس فازی (Fuzzy Topsis) و ا. اچ .پی فازی (Fuzzy AHP) استفاده شده است.

 

۱-۸-استفاده­كنندگان از نتايج پايان­نامه

نتایج کاربردی این پژوهش می­تواند برای سازمان­های گوناگون در سطوح مختلف قابل استفاده باشد. بخش مبانی نظری و دیدگاه­ها می­تواند برای تحقیقات رشته­های گوناگون به خصوص موضوعات بین رشته­ای، استفاده شود. بخش اطلاعات و تحلیل­های آماری نیز برای بخش­های خصوصی، مدیران محلی، سیاست­گذاران و متولیان امور شهری از جمله استانداری سیستان و بلوچستان، شورای اسلامی شهر زاهدان، شهروندان شهر زاهدان، شهرداری زاهدان، دانشجویان، مراکز علمی و دانشگاهی کاربرد داشته باشد.

۱-۹-نوآوری تحقیق:

در خصوص تحلیل موضوع حق به شهر در شهر زاهدان تاکنون مطالعه علمی و مدونی صورت نگرفته است. از دیگر ویژگی­های این پژوهش، روش تحقیق است که به دو صورت کمی و کیفی و با استفاده از نظریه حق به شهر هانری لوفور انجام می­پذیرد. اغلب تحقیقات پیشین به صورت کمی بررسی و تحلیل شده است.

 

 

۱-۱۰-مشکلات تحقیق

  • کمبود مطالعات نظری و کاربردی منسجم و قابل­اعتنای داخلی در زمینه موضوع تحقیق که رجوع به منابع خارجی و ترجمه متون مربوطه جهت تدوین و ایجاد چارچوب نظری و روش شناسی تحقیق را به امری ناگزیر بدل می­نمود.
  • عدم دسترسي سريع و آسان به آمار و اطلاعات
  • عدم همکاری بعضی سازمان‌ها و ادارات برای اطلاعات مرتبط با موضوع تحقیق.

 

۱-۱۱-تعریف مفاهیم و اصطلاحات

۱-۱۱-۱-حق به شهر

در میان مروجان موضوع حق حضور در شهر؛ میتوان به هنری لوفر، جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی  (۱۹۹۱-۱۹۰۱) اشاره کرد. وی برای نخستین بار به بیان این مفهوم پرداخت. حق به شهر، یک حق بشري است که شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امورشهري است. قرارگرفتن این حق در چارچوب حقوق بشر به جاي حقوق مـدنی بـه ایـن معنا است که هر انسانی صرف­نظر از جنس، سن، نژاد و ویژگی­هاي اجتماعی- فرهنگی، تنها به دلیل انسان بودن شایسته بهره­مندي از این حق است. تعلق یافتن به شهر با حرکـت در شـهر، حضور در آن، احساس آرامش و داشتن فضاهاي مناسب براي خود ممکن می­شود درحالی کـه مشارکت در شهر با دخالت داشتن در سیاست­گذاري­هاي شـهري، تصـمیم­گیـري در مـورد مسائل فضایی، کالبدي و اقتصادي شهري و مالکیت و کنترل بخشی از ایـن فضـا ممکـن مـی­شود. حق به شهر، یک حق بشري، شامل تعلق شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهري است. قرارگرفتن این حق در چارچوب حقوق بشر بجاي حقوق مدنی بدین معناست که هر انسانی صرفنظر از جنس، سن، نژاد و ویژگیهاي اجتماعی- فرهنگی، تنها به دلیل انسان بودن شایسته بهره­مندي از این حق است (خدایاری­مطلق و همکاران، ۱۳۹۶: ۱۸۹). با برقرای حق بهش هر در شهر می توان حس تعلق را در این جوامع تقویت کرد (Yuval, 2012: 41). ‌حق ‌به‌ شهر ‌ابزار ‌مفهومي مناسبي ‌را‌ برای ‌نقد ‌وضع ‌موجود ‌شهرها ‌فراهم ‌می­آورد.‌ موضوع‌ حق ‌به‌ شهر ‌هم‌ موضوع ‌شهر ‌موجود ‌است، ‌شهری ‌که‌ هست‌ و‌ هم‌ موضوع‌ شهر‌ مطلوب،‌ شهری‌ که‌ بايد ‌باشد (حبیبی و امیری، ۱۳۹۴: ۹). به طور کلی، هرچند مفهوم حق به شهر جنبه­های انتزاعی پیچیده و محل اختلاف دارد؛ اما تحلیلگران شهری طی سال­های اخیر آن را به شکلی فزاینده عملیاتی کرده و به منظور تعریف اهداف کنش­های جدید شهری- اجتماعی و نیز مجموعه­ای از معیارهای برنامه­ریزی به کار بسته­اند (علاءالدینی و جمشیدی­نسب، ۱۳۹۴: ۲۴۵). 

 

 

۱-۱۱-۲-بازساخت شهری

مفهوم بازساخت در لغت به معناي ساماندهی جدید یک سیستم و یا یک واحد اقتصادي بـا هـدف افـزایش کارایی است. امروزه این مفهوم محدود به حوزة اقتصادي نمی­شود و میتواند در مقام پاسخدهی به تغییـرات در حوزههاي اجتماعی، سیاسی و فضایی برآید. مفهـوم بازسـاخت شـهري تبلـور تغییرات کمی و کیفی و بدون بازگشت در ساختارهاي اقتصادي-اجتماعی و در نتیجه ساختار کالبـدي شـهر است. به بیان دیگر بازساخت شهري به معنی دگرگونی اساسی در سازمان و سـاختار فضـایی شـهرها تحـت تأثیر دگرگونی ابعاد اقتصادي و اجتماعی آنها است. بازتاب این تغییرات فضایی در محیط فیزیکـی شـهر بـه صورتهاي گسترده و متفاوتی در مناسبات فضا نمود پیدا می­کند. بسیاري از پژوهشـگران فراینـد بازسـاخت کلانشهرهاي جهان را نتیجه سیاسـتگذاري­ها و تصـمیم­گیريهاي دولتـی و فراینـد جهـانی شـدن می­داننـد (دیانک­شوری، ۱۳۹۷: ۳۲-۳۱). سـازماندهی فضـا یکـی از ابعـاد تعییـن­کننـده جوامـع انسـانی و بازتـاب وقایـع اجتماعـی و محـل تجلّـی ارتباطـات اجتماعـی اسـت. از ایـن­رو، تجزیـه و تحلیـل کنـش میــان فضــا و اجتمــاع در فهــم بی­عدالتی­هــای اجتماعــی و چگونگــی تنظیــم سیاســتهای برنامه­ریــزی بــرای کاهــش و یـا حـل آنهـا ضـروری اسـت (اسدی­محل­چالی و شجاری، ۱۳۹۴: ۱۵۰).

 

۱-۱۱-۳-فضا

در جغرافیا مفهوم فضا به صورت علمی، تقریباً از دهه ۱۹۵۰ با مقاله فرد کورت شفر[۲۴] در مورد استثناگرایی در جغرافیا وارد ادبیات جغرافیایی شد. عده­ای فضا را یک مفهوم اساسی می­دانند و برخی آن را کلمه­ای فلسفی می­دانند که دارای مفهوم واحدی نیست (شکویی، ۱۳۸۶: ۲۸۶). جغرافیدانان مفهوم فضا را به دو صورت بكار می­برند:  ۱- فضای طبیعی که بر آن قوانین طبیعی حاکم است؛ و  ۲- فضای اجتماعی که نتیجهی کارکرد فعالیتهای انسانی است و از قوانین اجتماعی تبعیت میکند. در علم جغرافیا، فضای جغرافیایی، شامل فرآیندهای طبیعی تغییریافته به وسیله انسان، شرایط اجتماعی تولید و تقسیم اجتماعی کار در یک کل منتظم است. درواقع، فضای جغرافیایی بخشی از سطح زمین است که به همراه درونمایه مادی و اجتماعی به وجود میآید. از این­رو، فضای جغرافیایی شامل طبیعت و همه منابعی است که میتواند بهطور مستقیم با نیازهای انسانی برخورد کند و چهره جدیدی از سطح زمین بسازد. بدینسان که فضای جغرافیایی یک حوزه زیستگاهی است که از شرایط طبیعی و ساختار اجتماعی جامعه شكل میگیرد. به عبارتی؛ فضای جغرافیایی از مجموعه واقعیت­های عینی در بخشی از سطح زمین به وجود میآید و از شرایط خاصی تأثیر میپذیرد. بدون شک، مانوئل کاستلز، در ردیف اولین محققانی است که دیدگاه ساختی را وارد ادبیات جغرافیایی کرده است. او این مهم را در سال ۱۹۷۷ با انتشار کتاب پرارزش مسائل شهری مطرح ساخته است. از نظر کاستلز نظریه فضا بخش یكپارچه نظریه اجتماعی است. در این نظریه، کاستلز از مفهوم شیوه­های تولید و عوامل سازندهی شیوههای تولید که از طرف لوئی آلتوسر، فیلسوف نامدار فرانسوی، ارائه شده است، بسیار مدد میگیرد و از این نظر فضا، به مثابه یک تعبیر از مجموعه ساخت اجتماعی لازم است. عوامل شكلگیری فضا یعنی؛ شرایط نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام ایدئولوژیكی و پیوندهای این عوامل سهگانه همچنین عملكردهای اجتماعی ناشی از آنها به روشنی تبیین گردد. از نظر کاستلز در جامعه سرمایه­داری، تسلط نظام اقتصادی اساس سازماندهی فضایی را تعیین میکند؛ زیرا در نظام سرمایه­داری جستجوی سود بیشتر، مكان­گزینی فعالیت­های اقتصادی، تولیدات کالا، خدمات، حمل و نقل و ارتباطات، در مكان­های ویژهای صورت می­گیرد و این فعالیت­های اقتصادی، سازماندهی فضایی را بر عهده می­گیرند. نظام سیاسی، سازماندهی فضا را از طریق سلطه و تدوین مقررات، یگانه­سازی و سرکوب به انجام می­رساند و نظام ایدئولوژیكی، با شبكه­ای از نمادها، با دور نمایه ایدئولوژیكی، به فضا سرشت خاص می­بخشد. آنری لوفور، فیلسوف معروف فرانسوی از مكتب رادیكال، مفهوم فضا را یک مفهوم سیاسی می­داند (شجاعی­وند و همکاران، ۱۳۹۷: ۲). ‌موقعیت ‌جغرافیایی ‌فضا‌ متمایزکننده‌ دور ‌و ‌نزدیک ‌و ‌اینجا‌ یا‌ آنجاست. ‌کالبد ‌مادی‌ فضا، ‌قضایای ‌عینی ‌و ‌مادی ‌است ‌که ‌به ‌چشم ‌بیننده، ‌به ‌منزله ‌فضا ‌حضور ‌پیدا ‌کرده ‌است؛ فضا ‌دارای‌ سازندگان ‌متعددی ‌است ‌که ‌به ‌اعتبار‌ هر کدام‌ از ‌این‌ گروه‌های ‌سازنده، ‌دارای‌ سازمان ‌نمادین‌ است. ‌هانری ‌لوفور ‌نیز ‌در ‌هر‌ مکان ‌به ‌تعامل ‌سه‌ فضا ‌اشاره ‌دارد:‌‌ ۱- فضای‌ مسلط‌ که‌ با‌ وجه‌ تولیدکننده ‌باز اقتدار ‌ارتباط ‌دارد؛‌‌ ۲-خلق ‌فضا‌ که ‌به‌ توانایی ‌تولید ‌فضاهای ‌مقاومت ‌در‌ مقابل ‌فضای ‌اقتدار ‌مربوط ‌است ‌و ‌‌۳- تعدیل ‌فضا ‌که ‌ناظر ‌به‌ مناطق ‌میانی ‌و‌ تعدیل‌شده ‌میان‌ فضای‌ قدرت ‌و‌ اقتدار ‌که ‌هم‌ دربرگیرنده‌ جوانب ‌اقتدار‌ و ‌هم ‌جوانب ‌مقاومت ‌است،‌ می­باشد (متقی و عباس­پورگماری، ۱۳۹۷: ۱۶۳). لوفور بحث خود را از تولید اجتماعی فضا شروع می کند. او معتقد است که فضا به صورتی اجتماعی تولید می شود و بر افکار و اعمال افراد تاثیر می گذارد و می تواند وسیله ای باشد برای اعمال سلطه. هاروی تحت­تاثیر لوفور، توجه به فضای شهری را پی گرفت و مفهوم حق به شهر لوفور را از آزادی فردی در دسترسی به امکانات شهری، به حقی عمومی برای تغییر دادن خودمان از طریق تغییر دادن شهر بسط داد. او در کتاب خود با عنوان شهرهای شورشی: از حق به شهر تا انقلاب شهری، در بخش اول، به بحث حق به شهر و برنامه های شهری هوسمان در پاریس و موزز در آمریکا، و دیگر برنامه های شهری اقتباس شده از آنها در دیگر نقاط جهان می­پردازد و جنبش های اواحر دهه ۱۹۶۰ در فرانسه و آمریکا را بر مبنای این برنامه های شهری توضیح می دهد و در بخش دوم، به بیان نمونه های متنوعی از انقلاب شهری مثل شورش های شهری لندن در ۲۰۱۱، حنبش وال استریت و جنبش های آلتوی بولیوی و … می­پردازد. او در انتقاد به سرمایه داری جهانی ادعا می­کند که به روند مشترک و تکرار شونده حاکم بر توسعه شهرگرایی در مقیاس جهانی دست یافته است (کلانتری و صدیقی­کسمایی، ۱۳۹۶: ۵۵). لوفور با بیان اینكه فضا رابطه­ای اجتماعی است، آن را رابطه­ای میداند که در ذات روابط مالكیت وجود دارد. بر این اساس، شاهد ظرفیت چندگانه فضای اجتماعی یا واقعیت صوری و مادی فضا خواهیم بود؛ بنابراین، مفهوم فضای اجتماعی با بسط آن وسیعتر می­شود. این مفهوم به مقوله تولید رخنه کرده و حتی فراتر از آن به بخشی اساسی از محتوای آن تبدیل می­شود (ستاری، ۱۳۹۴: ۱۰۴). نكته کلیدی نظریه لوفور در پاسخ به این سؤال که فضای اجتماعی چگونه تولید می­شود، این است که تولید فضا را می­توان به سه بعد یا فرآیند به لحاظ دیالكتیكی درهم­تنیده تقسیم کرد (ترکمه و شیرخدایی، ۱۳۹۴: ۱۷).

 

۱-۱۲-فرایند انجام تحقیق

مراحل انجام این پایان نامه در شکل شماره ۱-۱ نمایش داده شده است.

 

سهم فیزیکی
ارتباطات شهری
تفریح
کنترل و مالکیت
ساماندهی شهری
تصمیم  گیری
امنیت
مدل­های برنامه ریزی
SPSS
تحلیل آماری
حق به شهر
تعاریف و مفاهیم
نظریه ها و رویکردها
اهمیت و ضرورت مطالعه
تعیین موضوع
مقایسه تطبیقی ارزیابی و سنجش مولفه­های حق به شهر در مناطق شهر زاهدان

j

 

 

 

مواد و روش­ها
بیان مساله
تاپسیس فازی
تحلیل سلسله مراتبی فازی      FAHP
اهداف تحقیق
سوالات تحقیق
فرضیات تحقیق
تجزیه و تحلیل داده­ها
بحث و یافته ها
آزمون فرضیات، نتیجه گیری و پیشنهادات

 

 

فصل دوم

مبانی نظری پژوهش

 

 

مقدمه

در این فصل که به مبانی نظری تحقیق اختصاص دارد، سعی بر آن است که در حد امکان و با توجه به ادبیات موضوع تعاریف، مفاهیم، دیدگاه‌ها توضیح داده شود و به بیان مهمترین مفاهیم و اصطلاحات مربوط به شهر، حقوق شهروندی، فضا، حق به شهر، دیدگاهها و نظریه­های موجود در زمینه فضا و حق به شهر پرداخته شود. سپس دیدگاه­ها و رویکردهایی که مرتبط با موضوع می­باشد مورد بررسی قرار گرفته تا در نهایت ما را به شناخت و تحلیل دقیقتر موضوع و در نتیجه یافتن راه­حل­های درست­تر و عمیق­تر یاری رساند. در آخر نتیجه­گیری تحقیق ارائه می شود. به منظور شناخت روشن از مفاهیم بکار رفته در پژوهش حاضر و تدقیق آن سعی شده است تعاریف روشنی از برخی واژگان اصلی بکار رفته در این تحقیق ارائه گردد.

۲-۱-شهر[۲۵]

از شهر تعاریف متعددی ارائه شده است. در فرهنگ واژگان برنامه­ریزی شهری و منطقه ای، اجتماع همبستگی و بزرگ ساختمان ها و مردم که در عین حال، مرکز تجاری، صنعتی سیاسی و فرهنگی و تشریفاتی است. ویژگیهای تجمع شهری را دارد و از تراکم بالای جمعیت درمقایسه با مساحت برخوردار است و تحت نظر یک شهرداری واحد اداره می شود و جمعیتی با مهارت­ها و خصوصیات گوناگون دارد، تعریف شده است (سیف­الدینی،۵۵:۱۳۸۵). شهر فضایی داراي حد و حصر است که جمعیت زیاد و متراکمـی در آن زنـدگی مـیکننـد؛ این جمعیت از لحاظ فرهنگی نامتجانس است. به عبارت دیگر، شهر به محلی اطلاق مـی شـود که علاوه بر داشتن تراکم و تمرکز جمعیت نیروي کار آن درگیـر فعالیـت کشـاورزي نیسـت و اقتصادش مبتنی بر تجارت، تولید صنعتی و ارائه خدمات است. همچنـین شـهر داراي فرهنـگ خاص خود است (شارع­پور، ۱۳۸۹: ۱۱). شهرها منبع اصلی فعالیت اجتماعات انسانی اند. در این فضاهاست که تعارض میان انسان و طبیعت به حد اعلای خود می رسد. از نظر ویرث شهر سکونتگاه دائمی فشرده و به نسبت بزرگی است که در آن افراد زیاد در مجاورت هم زندگی می کنند (حق­شناس،۷:۱۳۸۷). ویرث استدلال می کند که نوع متمایزی از شخصیت شهری در شهر جدید به ظهور پیوسته است که وجه متمایز کننده آن، رقابت، بزرگنمایی، استثمار متقابل و جدایی از طبیعت است (دیکنز،۷۱:۱۳۷۶). طی دهه های اخیر از سوی دانشمندان علوم جغرافیا، جامعه شناسی، اقتصاد، جمعیت شناسی و برخی علوم دیگر، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده است. برای جغرافیدان، بیش از هر چیز، شهر به عنوان فضای جغرافیایی و در معنای اخص کلام با مفهوم فضای شهری مطرح است، فضایی که سکونتگاههای متمرکز انسانی را در بطن خود جایی داده است. و همچنین از نظر آنان شهر فضای پویایی، رفت آمد و حرکت انسان ها است و این فضا بایستی خود را با تکنیک دوران معاصر وسایل نقلیه سازگار کند (فرید،۳۶:۱۳۸۴). از سوی دیگر جغرافی دانان شهر را مکان یا عرصه تعریف شده ای که شاخص های حیاتی انسان در محدوده آن به شکل تبلور یافته عینیت می­یابد می­دانند (رهنمایی و شاه­حسینی،۸۰:۱۳۸۴). بنابراین شهر پدیده­ای است مکانی- فضایی که در نقطه­ای خاص ایجاد شده، در زمان تکامل یافته و رشد می­یابد و در هر مقطعی از تاریخ، دگرگونی های کمی خود را به تغییرات کیفی مورد نیاز عصر خویش تبدیل می­کند. همچنین ترکیبی از فضا و روابط سیستمی است که می­تواند یک فضای ویژه یا ترکیبی از فضاها را به وجود آورد و نیازهای روزمره خود را از لحاظ خدمات، منابع، تولیدات، جاذبه ها و غیره ابراز و تأمین نماید. در نظریه ادموند بیکن مجموعه تصمیمات افراد ساکن هر شهر شکل شهر را می سازد (ایمان، ۱۳۹۲: ۱۲). واژه شهر از قرن چهاردهم ابداع و عملاً از قرن شانزدهم در زبان‌های اروپایی رایج می‌شود (فکوهی، ۱۳۸۳: ۲۶). کلمه‌ی انگلیسی شهر به معنای یک جامعه‌ی سازمان‌یافته، به عقیده‌ لوییس مامفورد (۱۹۷۳)، درامی ‌اجتماعی، مکانی مسکونی، محلی بزرگ‌تر از روستا، مرکز مهم جمعیت، مرکز دائمی ‌‌و سازمان‌یافته دارای جمعیتی با مهارت‌های مختلف، فاقد خود کفایی در تولید مواد غذایی و معمولاً وابسته به تولید و تجارت برای رفع نیازهای ساکنان خود است ((Ben Amer, 2015: 3. از نظر جامعه‌شناسان، شهر جایی نسبتاً بزرگ، فشرده و محل اسکان دائمی ‌افراد ناهمگون از نظر اجتماعی است ( .(Wirth, 1998:44 ماکس وبر[۲۶] در مقاله‌اش با عنوان “شهر” [۲۷]تعریف جامعی ارائه می‌دهد؛ شهر ایده‌ال او یک شهر قرون وسطایی است که ترکیبی از تشکیلات اقتصادی، فعالیت‌های مذهبی، زندگی خصوصی و عمومی‌ است (Mahbub Uddin Ahmed, 2004:1-3). در ایران تعریف شهر و مفهوم آن از دوران باستان که آن را پایگاه قدرت و جایگاه دستگاه اداری و نظام شاهنشاهی یا شهپدری می‌دانسته‌اند، تا دوران معاصر که شهر را طبق معیارهای کمّی با ملاک وجود شهرداری و تأکید بر نوع فعالیت شهرنشینان تعریف نموده‌اند، همواره دارای تعریف و مفهومی متفاوت بوده ‌است ( نظریان، ۱۳۹۰). ملاک‌های متفاوتی از سوی اندیشمندان جغرافیا، جامعه‌شناسی، اقتصاد، جمعیت‌شناسی و برخی علوم دیگر برای تعریف شهر بکار گرفته شده است. عده‌‌ای از شهر تعریفی عددی به دست داده‌اند و مهم‌ترین وجه تمایز آن از روستا را میزان جمعیت شهر دانسته‌اند. در تعریفی تاریخی از شهر، مراکزی که از قدیم نام شهر به آن‌ها اطلاق می‌شده است، به افتخار قدمتشان همیشه شهر باقی می‌مانند. از دیدگاه حقوقی نیز شهر جایی بود که امتیازاتی از قبیل بازار و خدمات نظامی ‌به آن اختصاص می‌یافت؛ حال آن که روستا‌‌ها فاقد چنین امتیازی بودند. در دیدگاه اقتصادی شهر جایی ‌است که اغلب سکنه آن به فعالیت‌های غیرکشاورزی بپردازند. جغرافی‌دانان شهر را منظره‌ای مصنوعی از خیابان‌ها، ساختمان‌ها، دستگاه‌‌‌ها و بنا‌‌ها می‌دانند که زندگی شهری را امکان‌پذیر می‌سازد. شهر به معنای یک نظام – System – باز است، بنابراین جغرافی‌دانان آن را به عنوان سیستمی ‌‌مجزا به‌حساب نیاورده و ارتباط متقابل آن را با منطقه و کشور موردمطالعه قرار می‌دهند (شیعه، ۱۳۹۱: ۶-۴). شهر يك پديده پويا در سيستم فضايي محيط بوده و توسعه فيزيكي آن همواره انسان را وادار به برنامه­ريزي مي‌كند. به عبارت دیگر شهر، مكان زندگي و معيشت شهري و جايي است كه در آن پديده­هاي ساخته دست انسان بر محيط طبيعي غلبه دارد. شهر کانون همه­ی جاذبه­های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. این مکان انسان را از بربریت به اوج تمدن رسانیده و آگاهی­های او را جلال و شکوه بخشیده است. در واقع شهر پدیده­اي است، مکانی – فضایی که در نقطه‌اي خاص ایجاد شده، در زمان تکامل یافته و رشد می‌یابد و در هر مقطعی از تاریخ، دگرگونی‌هاي کمی خود را به تغییرات کیفی مورد نیاز عصر خویش تبدیل می­کند. پس برخورد با مسأله شهر، فضاي شهر و کالبد آن براي جوابگویی به نیازهاي آنی و آتی ساکنان، فرایندي را می‌طلبد که از فلسفه شهر شروع شده در مکان و زمان، رشد و گسترش یابد و با جستجوي علمی– عملی به فضا ختم گردد. این پایان خود آغاز پویشی دوباره است (حسینی­غفاری، ۱۳۹۵: ۱۲).

 

۲-۲-برنامه­ریزی

برنامه­ریزی در معنای کلی، نوعی محاسبه­گری و نظم­بخشی به فعالیت­ها برای رسیدن به اهداف مشخص است (طالب و عنبری، ۱۳۸۵: ۱۸۲). در واقع، برنامه­ریزی، نظمی دینامیک است که در طول سده گذشته تغییرات زیادی به خود دیده است. جدول ۲-۱، خط زمانی این تغییرات و فلسفه­های برنامه­ریزی از سال ۱۹۰۰ تا سال ۱۹۹۰ را نشان می­دهد.

جدول ۲-۱: تغییرات جنبه­های برنامه­ریزی و موارد کاربرد آن

دوره زمانی ۱۹۰۰ ۱۹۵۰ ۱۹۶۰ ۱۹۷۰ ۱۹۷۰-۱۹۸۰ ۱۹۸۰ ۱۹۹۰
محصول طرح جامع یا کلی طرح جامع طرح اقدام جمعی وضع موجود، نقشه جایگاه و طرح توسعه طرح راهبردی چشم­انداز، مأموریت، وضعیت وطرح اجرایی ضوابط و طرح توسعه
جهت حرکت شهر زیبا و برنامه­ریزی شهری برنامه­ریزی شهری و منطقه ای برنامه­ریزی وکالتی برنامه­ریزی محیطی برنامه­ریزی فرایندی برنامه­ریزی اجتماع محور و فرایندی شهرنشینی جدید و برنامه­ریزی سنتی جدید
تئوری برنامه­ریزی برنامه­ریزی فیزیکی برنامه­ریزی جامع برنامه­ریزی اجتماعی برنامه­ریزی اکولوژیکی برنامه­ریزی راهبرد عمومی برنامه­ریزی استراتژیک و انتقالی برنامه­ریزی فیزیکی
ریشه­ها معماری منظر، معماری، جامعه­شناسی، حقوق، جغرافیا، مهندسی، اقتصاد

ماخذ: اشرفی، ۱۳۸۸: ۹۰ به نقل از Cooper, 1988: 2

 

برنامه­ریزی شهری در اوایل قرن بیستم با هدف انتظام بخشیدن به تمام فعالیت­های مربوط به توسعه و عمران شهری تحت نظارت بخش عمومی به وجود آمد. این نوع برنامه­ریزی همان­گونه که در جدول فوق مشاهده می­شود تحت عنوان کلی طرح­های جامع، کاربرد جهانی پیدا کرد. تا سال ۱۳۵۰ الگوی طرح­های جامع، الگوی غالب برنامه­ریزی شهری در جهان بود اما از دهه ۱۹۶۰ به این طرف به دلیل ماهیت پیچیده شهرها و نیز حالت ایستایی طرح­های جامع و البته مشکلات دیگر این طرح­ها چه از نظر مبانی نظری و چه از نظر روش تهیه، طرح راهبردی با رویکرد سیستمی جای طرح­های جامع را گرفت (اشرفی، ۱۳۸۸: ۹۱).

۲-۳-انواع حق

حق يكي از مهمترين مفاهيم در عرصه­هاي اخلاق، حقوق، سياست و فلسفه محسوب مي­شود كه در قرن بيستم به طور گسترده­اي مورد واكاوي قرارگرفته است. در اين قسمت، دو مفهوم عمده “حق بودن[۲۸]” و “حق داشتن[۲۹]” قابل­تفكيك است. “حق بودن” كه در مقابل باطل و غلط قرار مي­گيرد، همواره در عرصه­هاي فكري حضور داشته است. در چنين معنايي مفهوم حق به معناي راست و صادق به كار گرفته مي­شود. “حق داشتن” كه مي­تواند در مقابل تكليف قرار گيرد، محصول فكري جديدي است كه در پي تلاش­هاي نظري و عملي آزادي خواهانه و برابري خواهانه انسان در دوران مدرن تولد يافته است (فرح­زاد و همکاران، ۱۳۹۷: ۹۶). به دليل آنکه حق در دانش فلسفه حق با معيارهای مختلف تقسيم­پذير است، انواع پرشماری از حق قابل تصور است. انواع حق به لحاظ منشأ شامل حق اخلاقي و حق قانوني مي شود. به لحاظ اركان دارای دو ركن فاعل حق  (حق خدا و غير خدا) و هدف يا مقصد متناسب با آن (حق اصيل يا بنيادين و حق تبعي يا غير بنيادين) است و همچنين به تقسيم­بندی­هايي همچون تلازم و عدم تلازم باتکليف و قابليت و عدم قابليت انتقال نيز مي­توان اشاره كرد؛ اما قانون را مي­توان به دو دسته قوانين بدون ضمانت اجرای بيروني (قوانين اخلاقي به معنای عام شامل قوانين اخلاقي وضعي و قوانين اخلاقي غيروضعي) و قوانين دارای ضمانت اجرای بيروني تقسيم كرد. حق قانوني از نظر هوفلد دربرگيرنده حق ادعا، حق آزادی، حق قدرت و حق مصونيت است. حق اخلاقي هم به چهار دسته زير تقسيم مي­شود:

– حق­هايي كه با وضع قوانين ديني در شرايط مختلف به وجود مي­آيد كه به اين حقوق اصطلاحاً حقوق شرعي يا حقوق ديني گفته مي­شود.

– حقهايي كه به سبب وجود هنجارهای اخلاقي در نظام­های گوناگون اخلاقي پديد مي­آيند كه اصطلاحاً مي­توان به اين حقوق، حق­های اخلاقي به معنای خاص گفت (كه به دو دسته وضعي و غيروضعي تقسيم مي­شوند).

– حق­های وضعي كه از قوانين مصوب غيرالزام­آور در مجامع جهاني به دست مي­آيد.

– حقوق طبيعي يا حقوق بشر

تفاوت­های حق اخلاقى و حق قانونى را مي­توان در امور زير خلاصه كرد:

۱-حق اخلاقى از قانون اخلاقى صادر مي­شود؛ اما حق­های قانونى نتيجه قوانين موضوع هایی است كه ضمانت اجرای بيرونى داشته باشند. به عبارت ديگر، حق اخلاقى ضمانت اجرای بيرونى ندارد، درحاليكه حق قانونى ضمانت اجرای بيرونى دارد.

۲-حق اخلاقى غالباً فراگير است، يعنى همه افراد بشر را در دنيا شامل مي­شود، مگر آنکه آداب و رسوم منطقه­ای خاص منشأ پيدايش حقى اخلاقى شود. در اين صورت، آن حق اخلاقى فقط به مردم آن سرزمين تعلق مي­گيرد. نژاد، زبان، رنگ، فرهنگ و ساير اموری كه سبب تفاوت افراد نوع بشر مي­شود، عمدتاً موجب نمي­شود برخى از افراد از حقى اخلاقى بهره­مند شوند و برخى ديگر از آن بي­بهره باشند، مگر اينکه عرف خاص واضع حقى اخلاقى باشد؛ اما حقوق قانونى فقط افراد مناطقى را فرامي­گيرد كه در آنجا قانون خاصِ ايجادكننده حق، وضع شده است. حق اخلاقى طبيعتاً به طور مساوی ميان افراد انسان توزيع شده است. به تعبير ديگر، همه انسانها به يک اندازه از حق­های اخلاقى بهره­مند مي­شوند؛ اما توزيع حقوق قانونى ميان افراد بستگى به محتوای قانونى دارد كه به تصويب رسيده است (دوستوندی، ۱۳۹۵: ۱۲-۱۱).

 

۲-۴-مفهوم شهروندي

امروزه شهروندي نقطه آغازين براي ورود به بسياري از مفاهيم جامعه­شناسي و بررسي آنها به شمار مي­رود. پيوند بسياري از مفاهيم از جمله مسئوليت­پذيري، توسعه شهري، آزادي، مشاركت، عدالت، هويت، نابرابري اجتماعي، سرمايه اجتماعي و غيره با مفهوم شهروندي، منجر به تلاش­هاي گسترده براي توسعه نظريه شهروندي، از نظريه­هاي كلاسيك شهروندي گرفته تا پيدايش نظريه­هاي پست مدرن در اين حوزه شده است. به گونه­اي كه مي­توان گفت اين مفهوم به مثابه پوياترين مفهوم اجتماعي جامعه مدرن و همچنين يكي از پرمناقشه­ترين مباحث مورد توجه جامعه شناسان و ساير رشته­هاي مرتبط بدل شده است. از مهم­ترين چالش­هاي مفهوم شهروندي مي­توان به آشكار شدن ناكارآمدي دولت و سازمان­هاي بزرگ در قالب حكومت، عدم توجه به تنوع فرهنگي و تكثر زيست جهاني در مفهوم شهروندي، عدم مشروعيت تصدي­گري دولتي و مديريت بوروكراتيك مبتني بر تصميم­گيري از بالا به پايين در حوزه مسايل توسعه شهري، گسترش انفعال سياسي و مدني به دليل عدم­پايبندي به مسئوليت­هاي اخلاقي، تبديل شهروندي به صرفا مجموعه­اي از حقوق، گسترش روزافزون مفهوم جهاني شدن و وجود چالش­هاي متفاوت ميان مفهوم كلاسيك شهروندي و جهاني شدن، گسترش فرديت و خودآييني اخلاقي-سياسي به مثابه يكي از عناصر مدرنيته و شاكله مدرنيته تاكيد بيش از حد بر مسئوليت­ها بدون توجه به حقوق و يا حقوق گروه­هاي خاص و در حاشيه، عدم اعتماد شهروندان به نهادهاي دولتي و غيرمردمي اشاره نمود (امین­آقایی و همکاران، ۱۳۹۶: ۵). شهروندي علاوه بر منزلت يا پايگاهي اجتماعي، نقشي اجتماعي نيز مي­باشـد كه كنشگران بر مبناي چگونگي درك و ايفاي آن بر منزلتـي كـه بسـتر عملشـان بـوده است تأثير مي­گذارند. نقش شهروندي، مانند هر نقش اجتمـاعي ديگـر، از هنجارهـايي تشكيل شده است كه به حقوق و تكاليف مستتر در آن شكل مي­دهند. نوع نگـرش بـه اين هنجارها در تثبيت شكل خاصي از منزلت شهروندي در هر جامعه­اي مؤثر است (شیانی و صدیقی، ۱۳۹۳: ۷۱). به نظر مي­رسد بهترين دسته­بندي مفهومي-نظري از شهروندي با تاكيد بر زمينه­ها و بسترهاي اجتماعي و سياسي تعريف اين مفهوم به صورت شهروندي دولت­محور، شهروندي جامعه مدني­محور و شهروندي انسان­محور است. مهمترين وجه پيوند مفهوم شهروندي و دولت، دربرگرفتن ساكنان يك قلمرو در قالب اجتماع سياسي و برابري سياسي آنان به مثابه شهروند است كه با عنوان ملت-دولت مورد استفاده قرار مي­گيرد. اين مفهوم آميزه­اي از واحد سياسي است كه قلمروي محدود مانند كشور را با اجتماعي ملي (ملت يا مردم) كه قدرت تحميل اراده سياسي خود را در داخل مرزهاي آن دارند به همديگر پيوند مي­زند (امین­آقایی و همکاران، ۱۳۹۶: ۱۰). در چنين رويكردي از شهروندي، سه نكته اساسي وجود دارد: ۱- شهروندي منحصر به ارتباط فرد و دولت است ۲- اين ارتباط متضمن حقوق و تكاليف معيني است و  ۳- شهروند وظيفه وفاداري به دولت را نيز بر عهده دارد (فری، ۲۰۰۳: ۱۱۴-۹۳).

 

شکل ۲-۱: نکات کلیدی رویکردهای مختلف شهروندی (امین­آقایی و همکاران، ۱۳۹۶: ۱۶).

 

 امروزه شهروندي تبديل به منزلتي اساسي براي حيات سياسي و اجتمـاعي جوامـع شـده اسـت. بـه جرأت مي­توان گفت كه شهروندي با مركزيـت مفهـوم شـمول در ذات آن، شـمولي كـه خـود را در حوزه­هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي بسط مي­دهد، جزئي جدايي­ناپذير از دموكراسي­هـاي مدرن شده است؛ جزئي كه به بهترين شكل رابطة ساختار و عامليت را در قالـب، همزمـان، منزلتـي تثبيت­شده به مثابه بستر كنش­هاي فرد (شهروند) و كنش­هاي تغييردهنده منزلـت مزبـور از جانـب وي نشان مي­دهد (گیدنز، ۱۳۸۱: ۳۴۱). در گفتار لوفور، شهروند واژه­ای است که به تمام ساکنان شهر اطلاق می­شود و حق تملک فضا (احساس تعلق) را برای آنها در نظر می­گیرد (رفیعیان و الوندی­پور، ۱۳۹۵: ۲۹). تأکید لوفور بر اهمیت نقش فضا در تولید آهنگ روزمره زندگی و بازتولید روابط اجتماعی، رویکردی به حقوق شهروندی را پدید می­آورد که در آن ساکنان شهر می­بایست نقش­آفرینان و ذی­نفعان اصلی در تولید فضای شهری باشند. پورسل با بررسی ریشه­های فکری اندیشه لفور می­گوید: “به صورت متداول بهره­مندی رسمی از حقوق شهروندی منحصر به شهروندان ملی می­باشد … در حالی که لفور بهره­مندی از حقوق شهروندی را متعلق به ساکنان شهر می­داند. [بنابراین] در جایی که حقوق شهروندی متداول در جهت قدرت­بخشی به شهروندان ملی است، حق شهری قدرت­بخشی به ساکنان شهر را ملاک عمل قرار می­دهد (Purcell, 2002:102). چنانچه ایسین ایده لفور را تفسیر می­نماید، حق شهری در واقع حق شهروندیت شهری[۳۰] است که موجب تجدید حقوق جمعی در قالب تخصیص فضا به فضای شهر شهروندان و مشارکت آنها در اموری است که مستقیما و زندگی روزمره آنها را تحت­تأثیر قرار می­دهد. به همین دلیل، حق شهروندیت شهری نسبت به حق شهروندی، تصمیمات بیشتري را در امور شهري تحت­نظارت شهرنشینان قرار مي­دهد. مثلا اینکه در کجا سرمایه­گذاري شود، شغل­هاي جدید ایجاد شود، خط­هاي حمل و نقل عمومي جدید راه­اندازي شود، یا مسکن جدید ساخته شود و یا هر تصمیم دیگري که به طور برجسته­اي به تولید فضا در شهري که در آن ساکنند، مربوط باشد (معروفی و وحیدی­برجی، ۱۳۹۴: ۷). در جدول ۲-۲، مبنـای تعریـف مفهـوم شـهروندی بـر اسـاس نظریـات معاصــر مشخص شــده اســت.

 

جدول ۲-۲: مفهوم شــهروندی بر مبنای نظریات معاصر

نظریه­ها مبنای تعریف مفهوم شهروندی مقیاس
لیبرالیسم عضویت سیاسی در دولت-ملت ملی
حق به شهر سکونت و حضور در شهر و عضویت در باهمستان­های شهری محلی و شهری
حق به شهر جهانی سکونت و حضور در شهر جهانی و عضویت در باهمستان­های شهری محلی و شهری

ماخذ: حیدری و زارعی، ۱۳۹۸: ۱۵

 

 

 

۲-۵-حقوق شهروندی

ما در دورانی زندگی می­كنیم كه زندگی شهری واقعیت غیرقابل انکار دوران ما است؛”چون هزاره جدید در حالی آغاز شد كه نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می­كنند و پیش­بینی­ها حاكی از آن است كه تا سال۲۰۵۰ میلادی نسبت شهرنشینی در دنیا به  ۶۵ درصد خواهد رسید. ۴۱۴ شهر بزرگ با بیش از یک میلیون نفر در جهان وجود دارد كه تعداد عمده­ای از آن (۲۴۶ شهر) در كشورهای جهان سوم قرار دارد (شارع­پور و همکاران، ۱۳۹۵: ۲). تعریــف مفهــوم شــهروند و حــق شــهروندی نســبت بــه ایدئولوژی­هــای گوناگــون و رونــد تاریخــی، متفــاوت و همــواره در حـال تغییـر بـوده اسـت. از تعریـف لیبـرال دموکراسـی گرفتـه تـا توصیـف تئـوری انتقـادی از شـهروند، ایـن مسـئله همـواره مـورد بحــث و تکمیــل و اصــاح اســت. در وســیع­ترین معنــی، مفهــوم شـهروندی حقـوق و وظایـف و عضویـت در یـک اجتمـاع سیاسـی را شــامل می­شــود. بســیاری از فاســفه، مفهــوم شــهروندی را بــه عنــوان یــک وظیفــه مطــرح می­کننــد. بـه طور کلـی، امـروزه تعریـف مفهـوم شـهروندی و اعطـای حقـوق گوناگـون مدنـی، اجتماعـی و سیاسـی بـه شـهروندان، بـر پایه انگاره عضویــت در دولت-ملــت متکــی بــه نظــام لیبــرال و به طورکلــی کاپیتالیســم، مــورد پرســش قرارگرفتــه و در کنــار ایــن انــگاره، مفهــوم شــهروندی بــر اســاس نظریاتــی نویــن در حـال بازتعریـف شـدن اسـت. ایـن نظریـات، مفهـوم شـهروندی را در مقیــاس شــهری و بــا پیش­فــرض عضویــت در باهمســتان­های شــهری در نظــر می­گیرنــد (حیدری و زارعی، ۱۳۹۸: ۱۵). از آنجا كه مدیریت موفق امور شهری با توجه به زمینه­های فرهنگی و ارزشی خود مستلزم توجه جدی به شهروندانی آگاه است تا بتواند در قالب حقوق و مسئوولیت­های تعیین­شده در چارچوب فضای سیاسی، اجتماعی فرهنگی عرصه حیات شهری فعالیت كنند؛ حصول به چنین هدفی نیازمند تدابیر و زمینه­های لازم برای آگاه­سازی شهروندان است كه از طریق پژوهش­های علمی حاصل می­شود؛ به دیگر سخن می­توان گفت، یکی از چالش­های كنونی نظام برنامه­ریزی و مدیریت شهری كه ارتباط تنگاتنگی با ویژگی­های جامعه شهری دارد این است كه گسترش چشمگیر شهرنشینی در سال­های اخیر مشکلات و مسائل خاصی را در زندگی شهری به وجود آورده است، و مدیریت­های شهری امروزی دیگر قادر نخواهند بود با روش­های سنتی و معمول رایج در گذشته، برای ارائه خدمات یک سویه موفقیتی به دست آورند. به عبارت دیگر، آنچه امروزه توسعه شهری را تضمین می­كند، مشاركت تمامی شهروندان در فعالیت­های شهری است. بنای مشاركت در روند مدنیت جامعه، مبتنی بر موضوعیت حق و مسئوولیت است. مشاركت مبنایی است برای تبدیل فرد به شهروند. به دیگر سخن، اگر شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه، در برابر حقوقی كه از آن برخوردارند و مسئوولیت­هایی كه نسبت به امور شهری بر عهده می­گیرند، آگاهی پیدا كنند، آگاهی از حقوق و مسئولیت­های شهروندی موجب می­شود كه مشاركت شهروندان در امور شهری از مراتب پایداری، استمرار و مسئولیت­پذیری بیشتری برخوردار گشته و مفیدتر باشند. توجه كالبدی و سخت­افزاری به شهر مدیریت شهری را گرفتار فرسایش سخت و شکننده می­کند. بهتر است اهتمام دست­اندركاران برای برون رفتن از انواع معضلات در حوزه مدیریت و توسعه شهری به ریشه­یابی باشد كه زمینه را برای حل و فصل عمیق سبب گردد، كه در این میان به نظر می­رسد عمیق­ترین و كاراترین راه­حل، آگاه­سازی و ارتقای سطح دانش شهروندان از حقوق و مسئوولیت­هایشان نسبت به امور شهری است؛ چون مدیران شهری را در هدف­گذاری، برنامه­ریزی و اجرای مناسب اقدامات، برای رسیدن به شهری پایدار كمک می­نماید. ضمناً با توجه به مقتضیات جامعه شهری، نظام­های مدیریت شهری، نهادهای محلی و شهری، مقامات محلی، شوراهای شهر و بخصوص شهرداری­ها، در این میان، اهمیت و جایگاه خاصی دارند؛ بنابراین، اساساً بدیهی­ترین گام در این زمینه، بررسی و مطالعه آگاهی شهروندان از حقوق و مسئولیت­های شهروندی نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن است. چون پایه اصلی برنامه­ریزی و هدف­گذاری توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، كسب آگاهی علمی در این زمینه است (شارع­پور و همکاران، ۱۳۹۵: ۳). حقوق شهروندی از جمله مفاهیم نسبتا نوظهور در علم حقوق است که با اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال ۱۹۷۹ تجلی عینی یافت و منشور جهانی حقوق شهری در سال ۲۰۰۴ نیز آن را تکمیل کرد. با این حال، در نیم قرن اخیر و با عرضه قرائت لفور از مفهوم شهروند که آن را نه به مثابه تبعه کشور، بلکه به مثابه ساکن شهر قلمداد کرد، حقوق شهروندی وارد مرحله تازه­ای از تطور شد که آن را دوره «حق بر شهر» می­نامند (کاظمیان و معصومی­فر، ۱۳۹۸: ۸۳). هاروی معتقد است کنترل شهرنشینی و تحولات شهری و تغییر شهر بر اساس تمایل و آرزوی قلبی ساکنان، حق اساسی و پایه­ای آنهاست. وی تاکید می­کند حق به شهر، به فردی خاص تعلق ندارد، بلکه باید به عنوان ارتباطی معین بین فرد و بقیه جامعه در نظر گرفته شود. به کمک این حق، همه ساکنان یک شهر می­توانند در زندگی عمومی شرکت کنند که بیشتر از برنامه­ریزی مشارکتی شناخته شده است (احمدی و همکاران، ۱۳۹۸: ۲۹۰).

 

۲-۶-فضا[۳۱]

فضا مجموعه کالبد محتواست، فضا مختص به پدیده‌های ملموس و مرئی نبوده و عملکرد‌‌ها و روابط و حرکات را در برمی‌گیرد (صرافی، ۱۳۶۴: ۱۴). فضا پدیده‌ای قابل برنامه‌ریزی و مدیریت است که در مکان شکل می‌گیرد و هویت می‌یابد. هویت، نیاز، شبکه ارتباطی، محتوای اجتماعی، جنبه‌های تاریخی  و… همه در برگیرنده جنبه‌های مختلف مفهوم فضا هستند (ربانی، ۱۳۸۵: ۴۴-۴۲). مفهوم فضا در برنامه‌ریزی شهری به معنای حداقل سطح برای ساختمان و اسکان جمعیت در آن است و جدا از ارتفاع ساختمان محاسبه می‌شود (سعیدنیا، ۱۳۸۲: ۶۰). فضا در مفهوم موجود خويش به تنهايي هيچ ويژگي خاصي را مطرح نمي‌كند ولي به محض آن كه يك گروه انساني فعاليتي را در مكاني مطرح كند معناي نمادين فضا پديدار مي‌شود. از اين پس فضا بستري براي بيان فعاليت و رفتارهاي انساني مي‌گردد؛ محلي براي تخيل واقعيت (حبيبي، ۱۳۸۲: ۱). فضا در بستر زمان و مکان، همچون هر پدیده اجتماعی دیگری در معرض تغییر و تحول قرار می‌گیرد. عنصر اصلی تحول در فضا، قابلیت‌های تحول فرهنگی و عوامل و نیروهای دخیل در آن است. بنابراین، با توجه به ‌اینکه فرهنگ گروه‌های انسانی در اصل به آرامی ‌دگرگون می‌گردد، دگرگونی نظام فضایی نیز پیوسته به کندی صورت می‌گیرد (بهشتی، ۱۳۹۳: ۱۲). در نظریه­های جدید اجتماعی، فضا؛ تولیدی اجتماعی است که همه ارکان جامعه در تولید آن نقش دارند. بنابراین، همچون سایر تولیدات اجتماعی، قدرت می­تواند در ایجاد و اداره آن دخیل باشد و می­توان گفت که فضا نقطه تلاقی قدرت محسوب می­شود (شفیعی و علیخواه، ۱۳۹۳: ۹۵).

 

۲-۷-فضاهای شهری[۳۲]

فضای شهری آن بخش از فضاست که به وسیله شهر اشغال شده و یا دست کم به ضرورت کارکرد درونی آن مورد استفاده قرار گرفته است. این فضا مشتمل بر محدوده‌های ساخته‌شده، شبکه راه‌های شهری، قرارگاه‌‌‌ها و مؤسسات صنعتی  و … است. یعنی آن بخش از فضا که در دسترس شهرنشینان قرار دارد و از چند ده هکتار تا حداکثر ۲ تا ۳ کیلومترمربع را شامل می‌شود که در گذشته توسط استحکاماتی محصور می‌شد (دولفوس و اولیویه، ۱۳۷۰: ۱۰۳). فضاهای شهری به مفهوم صحنه‌ای است که فعالیت‌های عمومی‌ زندگی شهری در آن‌ها به وقوع می‌پیوندند. خیابان‌ها، میادین و پارک‌های یک شهر، فعالیت‌های انسانی را شکل می‌دهند. این فضاهای پویا در مقابل فضاهای ثابت و بی‌حرکت محل کار و سکونت، اجزا اصلی و حیاتی یک شهر را تشکیل داده و شبکه‌های حرکت، مراکز ارتباطی و فضاهای عمومی ‌و تفریحی در شهر را تأمین می‌کنند (بحرینی، ۱۳۸۶: ۵۸). طرح فضایی شهر، بیانگر وسعت، محیط، حدود جغرافیایی شهر و چگونگی استفاده از زمین‌های شهری و فعالیت‌هایی است که توسط انسان بر روی فضا پیاده می‌شود (حبیبی، ۱۳۸۲: ۱). تا سال ۱۹۹۰ بیشتر مباحث کالبدی و مباحث فضایی (به مفهوم تجسمی ‌و فرمیک) تعریف‌کننده‌ی فضاهای شهری بودند. اما بعد از سال ۱۹۹۰ به مفاهیم دیگری مثل مفاهیم اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز اهمیت داده شد (توسلی، ۱۳۷۶: ۸). عملكردهاي فضاهاي شهري، داراي ابعاد گوناگوني مي‌باشند و مكان‌هاي عمومي نتيجه‌ی عملكردهاي انساني با ابعاد اجتماعي و عمومي است. اين عملكردهاي انساني داراي خصلت‌هاي چندبعدي هستند که در فضا شكل مي‌يابند و ناشي از فعاليت‌هاي انساني در عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بوده و معطوف به هدف معيني مي‌باشند و ضامن بقاي جامعه و تداوم‌بخش زندگي عمومي و اجتماعي مردمان آن جامعه مي‌باشند. بنابراين انتظام عملكرد، مهم‌ترین وجه فضاي شهري است و شناخت آن به منزله‌ی شناخت مهم‌ترین وجه فضاي شهري بوده و انتظام عملكرد است كه درآميختگي رفتارهاي انساني جامعه را باعث مي‌شود (حميدي، ۱۳۷۶: ۳۵). فضاهاي عمومی شهر از گذشته محل ارتباطات و تعاملات اجتمـاعی- فرهنگـی شـهروندان بوده­اند؛ هر چند که اهمیت این فضاها در جوامع مختلف متفاوت بوده و در طول زمان تغییراتـی داشته و همواره نیاز به چنین فضاهایی احساس می­شده است. فضاي عمومی شهري، فضاي باز قابل حضور براي گروه­هاي مختلف اجتماعی است که پویـایی و کـارایی آن نیازمنـد تعـاملات اجتماعی و برخوردهاي متنوع است. مهمترین معیاري که در ارزیـابی شـهرها و محـیط هـاي شهري باید لحاظ شود، کیفیت عرصه­هاي عمومی شهري موجود در آن است. واقعیت اجتناب­ناپذیر این است که مردم بر اساس کیفیت آنچه در پیرامون خود می­بینند و تجربه می کنند، در مورد آن قضاوت می­کنند. میزان مطلوبیت فضاهاي شهري بستگی به کیفیت استفاده از آن فضا و میزان جذابیت آن فضا براي جذب فعالیت­هاي متناسب با آن دارد. آن­گونه که یان گل[۳۳] فعالیت­هاي انجام شده در فضاهاي شهري را به سه دسته اجباري (ضروري)، اختیاري و اجتماعی تقسیم­بندي مـی­کنـد، وي به وقوع پیوستن فعالیت­هاي اختیاري و اجتماعی را مشروط به کیفیت مؤلفه­هاي مکان یا فضاي شهري موردنظر می­داند. بنابراین، هرچه کیفیت فضاي شهري بالاتر باشد مـی­توانـد فعالیت­هاي اختیاري و در ادامه آن فعالیت­هاي اجتماعی را در خود پذیرا باشد و حفظ نماید (رهبری و شارع­پور، ۱۳۹۳: ۱۱۸-۱۱۷).

 

۲-۸-فضای شهری بستری برای تعاملات اجتماعی

فضاهای شـهری به مثابـه یکی از بارزتریـن عرصه­های تجلـی هویـت، فرهنگ و تمدن، بسـتری مناسـب برای یافتـن دیدگاهـی نسـبتا جامـع نسـبت بـه کیفیـت زندگـی سـاکنان هـر جامعـه بـه شـمار می­رونـد. در این فضاهاسـت کـه می­تـوان چگونگی زندگـی روزمره شـهروندان بـا تاثیرپذیـری همزمـان از بسـتر یـا کالبد فضـا و نیـز کمیـت و کیفیـت رخدادهـای اجتماعـی را مشـاهده کـرده و همچنیـن عملکـرد ایـن فضاهـا را تجسـم شـهر توسـط سـاکناناش بـا تاکید بـر تصاویر ذهنـی آنـان مـورد شناسـایی قـرار داد (برومند و همکاران، ۱۳۹۶: ۲۴۲). فضا و جامعه به شکل مشخصی به یکدیگر مربوطند. این رابطه به صورت یک فرآیند دوطرفه است که در آن مردم و جوامع، فضاها را به وجود آورده و تغییر می­دهند. در حالی­که این مردم خود به طرق مختلف تحت تأثیر این ف ضاها قرار دارند. جامعه­شناسان معتقدند که روابط اجتماعی می­تواند در فضا شکل بگیرد. جایی که محیط فیزیکی انجام عملکردها را سهولت میبخشد و یا حتی مانع آن می­شود و فضا واسطه انجام برقراری روابط اجتماعی می­گردد (کارمونا و دیگران، ۱۳۹۱: ۲۱۱). با مطالعه رهیافت­های مهم علوم اجتماعی در زمینه تعاملات انسانی و رابطه آن با طراحی فضا به این نکته می­توان اشاره دا شت که فضاهای شهری و به طور خاص فضای شبانه فراتر از یک فضای معمولی و ساده هستند. به گونه­ای که علاوه بر پوشش خصیصه­های کلی یک فضا، معیارهای زیبایی­شناختی و ارزش­های پیچیده اقتصادی و اجتماعی را نیز شامل می­شود. فضای شبانه شهری در عین نمایش ارزش­های اجتماعی و فرهنگی جامعه، ظرفی برای فعالیتهای شهری و ضرورتهای مترتب بر آن نیز محسوب می­شود. از این­رو، این فضاها در عین حال که باید امکان تطابق با وضعیت کلی اجتماع را دارا باشند، همچنین می­باید ویژگیهای لازم جهت پوشش دادن نیازهای گروههای مختلف اجتماعی (سنی، جنسی، جسمانی و) … را نیز دارا باشند. با اذعان به ضرورت توجه به جنبه­های اجتماعی، میتوان فضای شهری را به عنوان فرصتی برای گسترش تعاملات اجتماعی معرفی نمود. در زمان­هایی که مسئولیت نظارت بر فضاهای شهر به عهده گروه یا سازمان خاصی نبود، مردم خود به ص خود به صورت انفرادی یا در گروههای اجتماعی کوچک و بزرگ مسئولیت عمومی را به عهده گرفته، امنیت فضاهای عمومی را تأمین می­کردند. در ریزفضاها و محله­ها نیز چنین بودها ست. این امر سبب بالارفتن تعاملات اجتماعی و در پی آن، بالارفتن مشارکت عمومی برای برقراری نظم و امنیت می­شده است. زندگی شبانه و پیشبرد نظارت مردم بر مردم نیز در پی همین الگو، تقویت کننده تعاملات اجتماعی است. جانمایی خدمات عمومی فعال اجتماعی است. جانمایی خدمات عمومی فعال شبانه مانند قهوه­خانه­ها، کافه­ها و غذاخوری­ها در فضاهای محله­ای امکان شکل­گیری پاتوق­ها و قرارگاه­های رفتاری را فراهم می­کند که این دیدارها و آشنایی­ها، بسترساز شکل­گیری گروه­های اجتماعی دوستی، کار و NGO ها می­شود. هرچه مدت حضور در فضا بیشتر شود، احتمال شکل­گیری این پاتوقها نیز افزایش می­یابد. این گروهها می­توانند رسیدگی به امور ناهنجاری­های اجتماعی محله را به عهده بگیرند و یا در زمینه رسیدگی به پاکیزگی و سلامت محله فعالیت کنند (مهدنشین، ۱۳۹۵: ۸۸).

 

۲-۹-هانری لوفور و حق به شهر

مفهوم حق به شهر که یکی از جنجالی­ترین و شناخته­شده­ترین مفاهیم مظرح شده توسط لوفور است و در کتابی به همین عنوان در سال ۱۹۶۷ میلادی، به چاپ رسید. این کتاب که درست یک قرن بعد از کتاب سرمایه مارکس به چاپ رسید، به نوعی بزرگداشت و در امتداد این اثر محسوب می­شود. این کتاب که تبدیل به شعاری اجتماعی برای فعالان شهری شده است، برانگیزاننده مباحث علمی و اجتماعی بسیاری در حوزه نابرابری­های شهری شده است. لوفور حق به شهر را «درخواست برای دسترسی تحول یافته به زندگی شهری می­داند» (کوفمن و لباس[۳۴]، ۱۹۹۶: ۱۵۸). هاروی مفهوم حق به شهر را این­گونه توضیح می دهد: «حق به شهر بسیار فراتر از آزادی فردی برای دسترسی به منابع شهری است؛ بلکه حق به تغییر شهر برای ایجاد تغییر در خودمان است. این حق پیش از آنکه فردی باشد، اشتراکی است چرا که این تغییرات نیازمند یک قدرت جمعی برای بازشکل­دهی به فرآیندهای شهری است. آزاد ساختن و بازسازی شهر و خودمان به نظر من یکی از ارزشمندترین حقوق بشری است که بسیار مورد بی­اعتنایی قرار گرفته است (هاروی[۳۵]، ۲۰۰۸: ۲۴). نظریه حق به شهر لوفور، نوعی نقد رادیکالی به شهر و سیاست­های شهری است که در آن به جای اینکه دولت و سرمایه­داران فضاهای شهری را مدیریت کنند، استفاده­کنندگان و ساکنان شهر به مدیریت و کنترل فضاهای شهری می­پردازند (Purcell, 2014: 141-142). هانـری لوفـور نظریه­پـرداز اصلـی مفهـوم حـق بـه شـهر برخـلاف بسـیاری از ایدئولوژی­هـای مرتبـط بـا مفهـوم شـهروندی، شـهروند رسـمی را تنهـا بـه عنـوان عضـوی از یـک اجتمـاع سیاسـی در نظر نمی­گرفـت. نظریـات لوفـور را مرتبـط بـا تئـوری شـهری انتقـادی می­داننـد. ایـن تئـوری به طـور غالـب، بـا فرم­هـای دانـش شـهری بازارمحــور، فن­ســالارانه، تخصص­گــرا و فرم­هــای نئولیبــرال علــوم سیاسـی در تضـاد اسـت. هـدف نهایـی از تئـوری شـهری انتقـادی، بـه اجـرا درآوردن مطالبه حـق بـه شـهر اسـت و در ایـن راه فقـط بــه دنبــال نشــان دادن نــکات منفــی نیســت، بلکــه به صــورت انتقــادی، امــکان تغییــر در بخش­هــای اشــتباهی کــه بــه اصــلاح نیـاز دارنـد را مشـخص میکنـد. از دیگـرنظریه­پـردازان شـاخص ایـن حـوزه، می­تـوان بـه دیویـد هـاروی[۳۶]، دون میشــل[۳۷]، آلیســون بــراون[۳۸]، آنالــی کریستیانســن[۳۹] و مــارک پورسـل[۴۰] اشـاره کـرد (حیدری و زارعی، ۱۳۹۸: ۱۶). به نظر می رسد برای لوفور، نه خانه بلکه شهر است که ایجاد گننده وجود و خودآگاهی شمرده می­شود (گافمن و لباس، ۱۹۹۶: ۸). در حق به شهر، هانری لوفور این مساله را مطرح می­کند که پراکسیس شهری نیازمند هم­زمانی و هم­مکانی است که در آن جریان روابط هر روزه زندگی و تعاملات اجتماعی ممکن می­شود. طراحان شهری نمی­توانند پراکسیس را طراحی کنند اما می­توانند فضای مناسب آن را ایجاد کنند و راه را برای انجام آن فراهم کنند. به نظر لوفور، مردم تبدیل به چرخ دنده­هایی در سرمایه­داری شده­اند و شهر باید برای همه مردم راهی را باز کند که امکانی را برای ساختن  محیط هایی برای خودشان داشته باشند. انسان­ها به اعتقاد لوفور تنها با کار کردن و به دست آوردن پول کافی برای شرکت در چرخه سرمایه داری راضی نمی­شوند، چرا که نیازمند چیزهای دیگری مانند بازی، خلاقیت، تجربه، آموزش، ورزش و غیره هستند. شهرهای ما نیاز به کار و تفریح را تا حدی تامین می­کنند اما نیاز به زندگی اجتماعی و انسان شناختی تامین نشده است. لوفور در میان فضاهای عمومی و خصوصی تاکید خود را بر مفهوم فضاهای عمومی و مفهوم اثر[۴۱] قرار می­دهد. اثر همان تولید خلاقانه و و همین­طور زمینه­ای برای زندگی روزمره ساکنان شهر است. او توجه خود را بر حق انسان­ها به مشارکت در فضاهای شهری و استفاده از آن­ها قرار می­دهد (لوفور، ۱۹۹۶). اندیشه لوفور مهیاکننده یک بازاندیشی رادیکال از اهداف، تعاریف و محتوای اجتماعات سیاسی است. لوفور برای تعریف تعلق به یک اجتماع سیاسی از شهروندی رسمی[۴۲] استفاده نمی­کند؛ بلکه از یک مفهوم هنجاری تحت­عنوان سکونت[۴۳] استفاده می­کند؛ زیرا شهروندی یک مفهوم حقوقی است که ممکن است شامل حال تمام افرادی که در یک شهر حاضر هستند، نشود. برای نمونه، کارگران مهاجر فصلی، افراد بی­خانمان که فاقد مدارک هویتی هستند، مسافران و اقشار آسیب­پذیری که به هر دلیلی از مدارک رسمی هویتی بهره­مند نیستند از تعریف شهروندی بیرون قرار می­گیرند؛ ولی همین افراد، صرف­نظر از وضعیت شهروندی شان تا زمانی که در فضای شهر حصور دارند، ساکنان شهر هستند و نسبت به شهر حق دارند. این ایده که افرادی که در شهر حضور دارند، نسبت به آن حق دارند، توسط میچل (۲۰۰۳) بیشتر مورد بررسی قرار گرفته است. او در کتابش به نام «حق به شهر» که با الهام گرفتن و در راستای ایده حق به شهر لوفور و البته با گسترش و پروردن آن در جامعه شهری ایالات متحده نوشته شده است، اشاره می­کند که متولیان شهری تمایل دارند که به حذف گروه­هایی مانند فقرای شهری و افراد بی­خانمان در شهر دست بزنند. او برای این نمونه به کارتن خواب ها اشاره می­کند که عمدتا از سوی طبقه متوسط و بالاشهری­ها به مثابه تخریب­کنندگان فضای شهری قلمداد می­شوند. میچل (۲۰۰۳) با مثالی از کارتن خواب­های پارک­های نیویورک (که جمعیت کمی نیستند) به این مساله اشاره می­کند که این گروه­ها از فضای شهری منع و محروم می­شوند، بدون اینکه فضای جایگزینی برای آنها تعریف و درنظر گرفته شده باشد. بنابراین، بر اساس نگاه لوفور حق به شهر برای تمام افراد وجود دارد چه شهروند رسمی باشند و چه غریبه. لوفور دو حق را در حق شهری بازمی­شناسد (فنستر، ۲۰۰۵).

حق اختصاص دادن به خود[۴۴]: حق استفاده کامل از فضای شهری در زندگی روزمره، حق زندگی کردن، بازی کردن، استفاده کردن از فضاها و به خود اختصاص دادن و غیره.

حق شرکت کردن[۴۵]: حق اینکه ساکنان شهر در تصمیم­گیری­های مربوط به فضاهای شهری در هر سطحی از تصمیم­گیری که باشد، دخیل باشند.

حق استفاده از شهر (در بعد عمومی) احساس تعلق را به ارمغان می­آورد. تعلق یک احساس است که در فعالیت های روزمره و استفاده از مکان ها ساخته شده و رشد می­کند. «فضا یک مکان است که درآن کنش اجتماعی رخ می دهد». (دوسرتو، ۱۹۸۴: ۱۱۷).

اختصاص­دهی شهر به خود که در نظریه لوفور نقش مهمی بازي می­کند عبارت است از امکان بهره­مندي از خدمات و فضاهاي شهري و استفاده کردن از آنها طوري که ارزش مبادله فضاها با ارزش مصرف، جایگزین شود عواملی که در میزان اختصاص­دهی شهر به خود تأثیرگذار هستند میزان «کنترل و مالکیت»، «سرزندگی شهري» و «سهم فیزیکی» از فضاهاي شهري است. شکل ۲-۲ نشان می­دهد که ابعاد «اختصاص­دهی شهر به خود» در ارتباط با کدام فرآورده شهري قابل بررسی هستند. اختصاص­دهی شهر به خود و به تبع آن حق به شهر، اساساً مفهومی میان­رشته­اي است که البته در این پژوهش با رویکرد جامعه­شناسانه موردبررسی قرار می­گیرد.

 

شکل ۲-۲: ابعاد اختصاص­دهی شهر به خود

 

انسانها تصمیم نمی­گیرند که فضایی را اشغال کنند. اشغال فضا بخش ناگزیر وجود هر موجود انسانی است. ازاین­رو، هرگونه فعالیت انسانی با پر کردن یک فضا ممکن می­شود. بنابراین، ویژگی­هاي فضاهاي پرشده می­تواند محدودیت­هایی را براي عمل انسان به بار بیاورد. مشارکت، فرآیندي است که افراد دخیل در آن به صورت فعالانه، آگاه، آزادانه و مسئول براي رسیدن به هدفی مشترك تلاش می­کنند. جنبه­هاي مشارکت در شهر، مشارکت در «تصمیم­گیري»، «تولید فضا» و «طراحی اشکال و فضاهاي شهري» در نظر گرفته شده است. این سه مؤلفه میزان مشارکت مربوط به هر یک از مؤلفه­هاي اختصاص­دهی شهر به خود را شامل می­شوند. طوري که مشارکت در کنترل و مالکیت شهري، تصمیم­گیري؛ مشارکت در ایجاد سرزندگی در شهر، تولید فضا؛ و مشارکت در تولید فضاي فیزیکی، طراحی فضا نامیده شده است. شکل ۲-۳ ابعاد مشارکت شهري و ارتباط آنها با فرایندهاي شهري را به تصویر کشیده است. در اینجا نیز با یک مفهوم میان­رشته­اي و چند سطحی مواجه هستیم.

 

 

شکل ۲-۳: ابعاد مشارکت شهري

حق استفاده از شهر (در بعد عمومی) احساس تعلق را به ارمغان می­آورد. تعلق یک احساس است که در فعالیت­هاي روزمره و استفاده از مکان­ها ساخته شده و رشد می­کند. «فضا یک مکان است که در آن کنش اجتماعی رخ می­دهد».

این فعالیت روزمره علاوه بر اینکه احساس تعلق براي شهروندان به بار می­آورد سبب ساخت فضایی نیز می­شود. بنابراین حق به شهر و درکنار آن اختصاص دادن فضاهاي شهري به خود که درکار لوفور برجسته شده است، در مورد افراد نیز بدون احساس مشارکت و تعلق مطلق در فضاهاي شهري ممکن نمی­شود. براي نمونه خیابان به عنوان یک مکان جغرافیایی که توسط برنامه­ریزان شهري طراحی شده است توسط رهگذران هدف­مندي که کنش اجتماعی خود را در آن به انجام می­رسانند، تبدیل به یک فضا می­شود. تمام فعالیت­هاي بدنی روزمره بخشی از فرایند محدود کردن و به خود اختصاص دادن هستند (خدایاری­مطلق و همکاران، ۱۳۹۶: ۲۰۰-۱۹۸).

لوور با استفاده از مفهوم تولید به معنای مارکسیستی از تولید فضا سخن می­گوید. به نظر او: «انسان­ها به عنوان موجودیت های اجتماعی، زندگی و خودآگاهی و جهان خود را تولید می کنند. هیچ چیزی، نه در تاریخ و نه در جامعه وجود ندارد که تولید نشده باشد» (لوفور، ۱۹۹۱: ۶۸).

فضای اجتماعی نیز تولید می شود. این بدان معناست که فضا به خودی خود نمی­تواند وجود داشته باشد. لوفور مفهوم زمان و مکان را در کنار هم و مربوط به هم تعریف می­کند تا این فضای تولید شده را به ما بشناساند. فضا نشان­دهنده نظم همزمان و در زمان یا تاریخی واقعیت اجتماعی است. او جامعه را نیز نه تنها به عنوان مجموع موجودیت های مادی زمانی فضایی و نه مجموع افکار یا کردارها می­داند بلکه هر دو- عنصر کردار، اندیشه و جسمانیت فضایی و مادیت زمانی را در کنار هم قرار می­دهد. پنداره های تاریخی فضا بر پایه سه محور تحلیل می شود که به بیان ساده عبارت اند از : «فضای به فهم درآمده» یا «ادراک شده[۴۶]» زندگی روزمره اجتماعی و ادراک عمومی که آمیزه­ای از عمل و چشم­انداز عامه مردم است، «فضای به حس دریافته» یا «احساس شده[۴۷]» که در حرفه و نظر نقشه­کش­ها، برنامه­ریزان شهری یا دلالان ملکی مغفول می­ماند و با این­همه، کسی که انسان کامل است در «فضای زیسته[۴۸]» شامکل تخیل و لحظه­ها هم قرار دارد که به وسیله هنرها و فنون و ادبیات، زنده و در دسترس نگاه داشته شده است (الیوت و ترنر، ۱۳۹۰: ۴۱۲). در واقع، آنچه از فضای شهری ادارک می­شود، حاصلی از روابط متقابل سه محور فضایی است که در شکل ۲-۴ نشان داده شده اند.

 

شکل ۲-۴: محورهای فضایی

فضای اجتماعی از طریق سه بعد که با هم روابط دیالکتیکی دارند، ایجاد شده است. ابعاد سه گانه «کردار فضایی»، «بازنمایی فضایی» و «فضای بازنمایی» در تولید فضا نقش دارند.

کردار فضایی[۴۹] مشخص کننده بعد مادی فعالیت و تعامل اجتماعی است. صفت فضایی به معنای تمرکز بر جنبه همزمانی فعالیت­هاست. کردار فضایی در مقایسه با بعد همنشینی زبان، نمایانگر نظامی است که از مفصل­بندی و اتصال عناصر و فعالیت­ها ساخته می­شود. به زبان ساده­تر، شبکه­های تعامل و ارتباط روزمره که در فرآیند تولید بروز می­کنند، نمونه ای از این کردارهای فضایی هستند.

بازنمایی فضایی تصویری از فضا ارائه کرده و بنابراین فضایی را تعریف می­کند که در سطح گفتمان قرار دارد. در مقایسه با بعد جانشینی زبان، یک بازنمایی فضا می­تواند با بزنمایی دیگری که به جهاتی با آن شباهت دارد، ولی از جوانب دیگر متفاوت است، جانشین شود. بازنمایی­های فضا با توجه به ماهیت درونی­شان، در سطح گفتمان و کلام ظهور می­یابند و بنابراین اشکال زبانی نظیر توصیفات، تعاریف و بالاخص نظریه های علمی مربوط به فضا را دربر می­گیرند. به علاوه، لوفور، نقشه ها و طرح ها، اطلاعات، تصاویر و علامات را در زمره بازنمایی های فضا می­داند. معماری و برنامه­ریزی رشته­هایی هستند که به صورت تخصصی با تولید چنین بازنمایی هایی سروکار دارند. اما علوم اجتماعی نیز در این دسته قرار می گیرند و جغرافیا در اینجا اهمیت خاصی دارد.

فضاهای بازنمایی سومین بعد تولید فضاست که در نظر لوفور به لحاظ واژگانی معکوس بازنمایی های فضایی است که به بعد نمادین فضا می پردازد. بر این اساس، فضاهای بازنمایی راجع به خود فضاها نیستند بلکه به چیز دیگری اشاره دارند. قدرتی برتر، اصل مردانه یا زنانه و غیره. این بعد از تولید فضا راجع به فرآیند دلالتی است که خود را به نماد مادی پیوند می­دهد. نمادهای فضا را می­توان از طبیعت گرفت، نظیر درختان یا شاکله­های توپوگرافی چشمگیر، یا می­توانند مصنوعات و ساختمان­ها باشند (گونواردنا و همکاران[۵۰]، ۲۰۰۸).

در نظریه شهری لوفور، فضا مکانی است که پراکسیس شهری و کنش در آن رخ داده باشد. برای نمونه، خیابان به عنوان یک مکان جغرافیایی که توسط برنامه­ریزی شهری ساخته شده است توسط رهگذران تبدیل به یک فضا می­شود. مکان بدون حضور کنشگرانی که آن را به شکلی هدف­مند درگیر عمل نکند، تبدیل به یک فضا می­شود. تمام فعالیت­های بدنی روزمره بخشی از فرآیند به خود اختصاص دادن هستند که در حق به شهر مطرح شده­اند. به نظر او احساس تعلق و پیوستگی در یک دانش حافظه و تجربه بدنی بدون واسطه روزانه همانند قدم زدن در فضاها ساخته می­شود. اعمال روزانه به خود اختاص دادن و باز به خود اختصاص دادن، باعث برخورد و رقابت افراد با مفهوم هژمونیک شهروندی است. لوفور بر این باور است که هر جامعه­ای بنا بر شیوه تولیدی که استفاده می­کند، فضایی مخصوص به خود می­آفریند. لذا هر جامعه­ای کردار فضایی خاصی دارد که فضای مخصوص آن جامعه را می­سازد و بنابراین می­توان از تولید اجتماعی فضاها سخن به میان آورد. فضامندی[۵۱] عینیت یافتگی وجوه اجتماعی است. لوفور معتقد است که ایدئولوژی بورژوازی و سرمایه داری در جهت همگون سازی بدن­ها، شخصیت ها، فضاها و فرهنگ ها حرکت می کند. او در مقابل این ایدئولوژی قرار می گیرد و پیشنهاد می دهد که فضاها، شخصیت ها و فرهنگ ها بر تمایزات خود از هم تاکید کنند. به نظر او، یک تضادی بنیادی میان جهانی شدن (توانایی کنترل فضاها در وسعت بالا و همگون سازی فضاها) و مالکیت جزئی فضا[۵۲] وجود دارد. گسترش جنبه های مختلف تولید سرمایه دارانه فضاها را به هم شبیه می کند. فضا در سطح خرد تبدیل به صحنه مجادله و رقابت می شود. لوفور برای نمونه، از فضاهای سرگرمی مانند سواحل یاد می کند و معتقد است که این فضا «فضای تضادآمیز» است زیرا در آن بدن هم به مثابه شناسا عمل می کند و هم شناسه ای است که در نظام سرمایه داری تعریف شده است. در مورد فضاهایی مانند سواحل، لوفور معتقد است که فضاهای مصرف سرگرمی تبدیل به مصرف فضای سرگرمی شده است. فضا به جای مکان و زمینه شکل گیری پراکسیس یعنی کنش آگاهانه و هدفمند انسانی و در خدمت پاسخگویی به نیازهای انسان ها، خود به یک عنصر مصرفی در زندگی تبدیل شده است. لوفور معتقد است که چیزی که درباره فضا در دوران کنونی اهمیت دارد این است که نوعی اداراک پدرسالارانه از نقش ها و روابط قدرت در فضا وجود دارد. با این وجود، بلوم و نست[۵۳] این انتقاد را بر او وارد کرده اند که هیچ تلاشی در جهت پرسش کشیدن این اداراک پدرسالارانه انجام نداده است و الگوی فضایی خود را بر مبنای یک تقسیم بندی جنسیتی قرار داده است که در آن فعالیت، حرکت، عاملیت، قدرت و تاریخ با فضای مردانه و انفعال و بی حرکتی با فضای زنانه در ارتباط دانسته شده است.چیزی که لوفور تحت عنوان پراکسیس[۵۴] از آن یاد می کند، عملی است که فرد از طریق آن فرآیند «شدن» و در عین حال «آفریدن یک جهان ثابت» را به انجام می رساند (خدایاری مطلق، ۱۳۹۵: ۳۳-۳۲).  

[۱] -City

[۲] -Urbanization

[۳] -Machiavelli

[۴] -Bouden

[۵] -Jean-Jacques Rousseau

[۶]-Public Space

[۷]-Being right or just

[۸] -Having right

[۹] -Will- choice Theory

[۱۰]-Interest- Benefit Theory

[۱۱]-The right to city

[۱۲] -Lefebvre,henri

[۱۳] -Merrifield

[۱۴] -Iveson

[۱۵] -Aalbers

[۱۶] -Duke

[۱۷]-McCann

[۱۸] -Harvey

[۱۹] -NGO

[۲۰]-Purcell

[۲۱] -Mathivet & Sugranyes,

[۲۲]-Sa et al

[۲۳]-Nazari Adli, S. Donovan

[۲۴]-Fred k.Schefer

۱- City

۲- Max weber

 

[۲۷] -The City

[۲۸] – Being right or just

[۲۹] – Having right

[۳۰] – Urban citizenship

[۳۱] -space

۱-Urban Space

[۳۳]-Yan gol

[۳۴] – Kofman and Lebas

[۳۵] – Harvey

[۳۶] – David Harvey

[۳۷] – Don Mitchel

[۳۸] – Alison Brown

[۳۹] – Annali Kristiansen

[۴۰] – Marc Purcell

[۴۱] – Oeuvre

[۴۲] – Citizenship

[۴۳] – Inhabitancy

[۴۴] – Right to Appropriation

[۴۵] – Right to Participation

[۴۶] – Percieved

[۴۷] – Conceived

[۴۸] – Lived

[۴۹] – Spatialpractice

[۵۰] – Goonewardena et al

[۵۱] – Speciality

[۵۲] – Parcelization

[۵۳] – Blum and Nast

[۵۴] – Praxis

45000 تومان – خرید
درباره این محصول نظر دهید !